اي‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌باشد «تا سرانجام‌ بر آنچه‌ از كف‌ داده‌ايد» از غنيمت‌ «و براي‌ آنچه‌ به‌ شما رسيده‌ است» از هزيمت‌ «اندوهگين ‌نشويد و خداوند به‌ آنچه‌ مي‌كنيد، آگاه‌ است».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:535.txt">آيه  154</a><a class="text" href="w:text:536.txt"> آيه  155</a><a class="text" href="w:text:537.txt"> آيه  156</a><a class="text" href="w:text:538.txt"> آيه  157</a></body></html>سوره آل عمران 
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاساً يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
از زبيربن‌ عوام‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: در روز احد سرم‌ را بلند كردم‌ و همين‌طور به‌ اطرافم‌ مي‌نگريستم، پس‌ كسي‌ از اصحاب‌ نبود مگر اين‌ كه‌ سرش‌ بر اثر خواب‌ سبك‌ به‌ گريبانش‌ فرو مي‌افتاد، سوگند به‌ خدا(ج) كه‌ در حال‌ خواب‌ سخن‌ معتب‌بن‌ قشير را بسان‌ رؤيايي‌ مي‌شنيدم‌ كه‌ مي‌گفت‌: اگر رأي‌ و نظر ما در كار بود و چيزي‌ از اختيار به‌ ما واگذاشته‌ مي‌شد؛ در اينجا كشته‌ نمي‌شديم‌! پس‌ اين‌ جمله‌ وي‌ را به‌ خاطر سپردم، آن‌گاه ‌خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ را نازل‌ فرمود: «سپس‌ بعد از آن‌ اندوه‌ و محنت، آرامشي‌ بر شما نازل‌ كرد» با وجود آن‌ كه‌ اسباب‌ ترس‌ و هراس‌ فراهم‌ بود و اين ‌آرامش‌ به‌ صورت‌ «خوابي‌ سبك» بود «كه‌ گروهي‌ از شما را فرا گرفت» و آنان ‌مؤمناني‌ بودند كه‌ در طلب‌ پاداش‌ الهي‌ به‌ جنگ‌ رفته‌ بودند، پس‌ اين‌ خواب‌ سبك ‌سبب‌ آرامش‌ و سكون‌ دل‌ و زوال‌ غم‌ و پايداريشان‌ در نبرد گرديد. اما طايفه‌ ديگر عبارت‌ بودند از: معتب‌بن‌ قشير و يارانش‌ از منافقان‌ كه‌ به‌ طمع‌ غنيمت‌ بيرون‌ آمده ‌بودند و بعد از دگرگون ‌شدن‌ اوضاع، از تأسف‌ بر خود مي‌پيچيدند و حتي‌ از حضور در معركه‌ آنچنان‌ پريشان‌ و نگران‌ بودند كه‌ سخناني‌ درهم‌ و برهم‌ مي‌گفتند. آري‌! «و گروهي‌ فقط در غم‌ جان‌ خويش‌ بودند» و تمام‌ هم‌وغم‌ آنها فقط غم‌ جانشان‌ بود و طبعا در چنين‌ حالتي‌ از اضطراب‌ و التهاب‌ نمي‌توانست ‌خواب‌ بر آنها غلبه‌ كند و از جانبي، مستحق‌ اين‌ آرامش‌ هم‌ نبودند «و درباره‌ خدا، گمانهاي‌ ناروا همچون‌ گمانهاي‌ جاهليت‌ مي‌بردند» پندارشان‌ اين‌ بود كه‌ رسالت‌پيامبرص برحق‌ نيست‌ و ايشان‌ پيروز نمي‌شوند و دعوتشان‌ به ‌سوي‌ دين‌ حق، پا نمي‌گيرد «مي‌گفتند» به‌ رسول‌ خداص «آيا ما را در اين‌ كار بهره‌اي‌ هست‌؟» ازنصرت‌ و غلبه‌ بر دشمن‌ تا از غنيمت‌ برخوردار شويم‌؟ هدفشان‌ از اين‌ سخن‌ اين ‌بود كه‌: البته‌ ما را بهره‌اي‌ نيست‌؛ زيرا آن‌ منافقان‌ عقيده‌ نداشتند كه‌ دين‌ اسلام، دين‌ بر حقي‌ است‌ «بگو: سررشته‌ كارها يك‌سر به‌دست‌ خداست» پس‌ نه‌ شما و نه‌ دشمن‌ شما را در آن‌ نقشي‌ نيست، نصرت‌ و فتح‌ از جانب‌ او و شكست‌ و هزيمت ‌هم‌ به‌دست‌ اوست، بدانيد كه‌ عنايت‌ خدا(ج) در حق‌ پيامبرانش، مانع‌ از آن‌ نيست‌ كه‌ پيروزي‌ و شكست‌ در جنگ‌ نوبتي‌ نباشد، اما چيزي‌ كه‌ مهم‌ است، اين‌ است‌كه‌: سرانجام‌ كار چيست‌ و از آن‌ كيست‌؟ «آنان‌ چيزي‌ را در دلهايشان‌ پوشيده ‌مي‌داشتند» كه‌ نفاق‌ بود و آن‌ را براي‌ تو اظهار نمي‌كردند، بلكه‌ از تو همانند كسي ‌كه‌ مطلبي‌ را نمي‌داند و خواهان‌ فهم‌ آن‌ است، سؤال‌ مي‌كردند «مي‌گفتند» گويي‌ كسي‌ مي‌پرسد كه‌ آنچه‌ را در دلهايشان‌ پنهان‌ مي‌داشتند چيست‌؟ پس‌حق‌ تعالي‌ مي‌گويد: آنها در ميان‌ خود، يا در دلهاي‌ خود مي‌گفتند: «اگر ما در اين‌كار اختياري‌ داشتيم، در اينجا كشته‌ نمي‌شديم» يعني‌: كساني‌ از ما كه‌ در اين‌ معركه ‌از بين‌ رفتند، كشته‌ نمي‌شدند «بگو: اگر شما در خانه‌هاي‌ خود هم‌ بوديد، كساني‌ كه‌ كشته‌ شدن‌ بر آنان‌ نوشته‌ شده، قطعا» با پاي‌ خود «به‌سوي‌ قلتگاههاي‌ خويش ‌مي‌رفتند» و گزيري‌ نداشتند از اين‌ كه‌ به‌سوي‌ قتلگاههاي‌ خود بيرون‌ نيايند زيرا قضاي‌ الهي‌ برگشت‌ناپذير است‌ «تا بدين‌سان‌ خداوند آنچه‌ را در دلهاي‌ شماست» از اخلاص‌ و يقين‌ و ثبات‌ و توكل‌؛ در عينيت‌ امر «بيازمايد و آنچه‌ را در دلهاي ‌شماست» از وسوسه‌هاي‌ شيطان‌ «پاك‌ گرداند» و تزكيه‌تان‌ كند «و خداوند به‌ راز سينه‌ها آگاه‌ است» و چيزي‌ از آن‌ بر او پنهان‌ نيست، پس‌ سبب‌ آن‌ كه‌ بندگان‌ را امتحان‌ مي‌كند، اين‌ است‌ تا به‌ مردم‌ حقايق‌ را بنماياند.
 
	سوره آل عمران آيه  155
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْاْ مِنكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُواْ وَلَقَدْ عَفَا اللّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ از شما كه‌ روز برخورد دو گروه» در غزوه‌ احد «پشت‌ كردند» و منهزم ‌شدند، جز اين‌ نيست‌ كه‌ «شيطان‌ آنان‌ را به‌ لغزش‌ كشاند» يعني‌: آنان‌ را با وسوسه ‌ارتكاب‌ گناه، دچار شكست‌ و هزيمت‌ نمود و اين‌ شكست‌ نبود «مگر به‌سبب ‌بعضي‌ از كار و كردار» گناه‌ آلود خود «شان» كه‌ عبارت‌ از مخالفت‌ با فرمان‌پيامبرص بود، پس‌ در ازاي‌ اين‌ مخالفت، از نصرت‌ الهي‌اي‌ كه‌ به‌ آنان‌ وعده‌ داده‌شده‌ بود، باز داشته‌ شدند. اين‌ خود دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ گناه‌ انسان‌ را به‌ گناه‌ مي‌كشاند، چنان‌ كه‌ طاعت‌ به‌ اطاعت‌ وا مي‌دارد «و قطعا خداوند از آنان‌ درگذشت» به‌سبب‌ توبه‌ و عذرخواهي‌شان‌ «زيرا خداوند آمرزگار بردبار است» در مجازات ‌شتاب‌ نكرده‌ و به‌ بنده‌ فرصت‌ مي‌دهد تا خطايش‌ را جبران‌ و تقصيرش‌ را درمان ‌كند.
 
سوره آل عمران آيه  156
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَقَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُواْ فِي الأَرْضِ أَوْ كَانُواْ غُزًّى لَّوْ كَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ لِيَجْعَلَ اللّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَاللّهُ بِمَا تَعْ