 پروردگار سخت‌ پايبند و متمسك‌ و در اين‌ ميدان‌ نيرومند باشيد زيرا شما كتاب‌ الهي‌ را مي‌خوانيد، آن‌ را به‌مردم‌ درس‌ مي‌دهيد و آنان‌ را به‌ تمسك‌ بدان‌ امر مي‌كنيد، پس‌ كسي‌ كه‌ حق‌ را به‌ديگران‌ مي‌آموزد، قطعا خود وي‌ بايد بيشتر از ديگران‌ به‌ آن‌ پايبند باشد.
 
آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نزديك‌ است‌ كه‌ برق، چشمانشان‌ را بربايد» يعني: نزديك‌ است‌ كه‌ آيات‌ قاطع ‌و محكم‌ قرآن، پنهان‌كاريهاي‌ منافقان‌ را برملا سازد «هرگاه‌ كه‌ بر آنان‌ روشني‌بخشد، پيش‌ روند» يعني: چون‌ اموال‌ و اولادشان‌ بسيار مي‌شود، يا به‌ غنيمت‌ وفتحي‌ مي‌رسند، به‌ راه‌ حق‌ روان‌ گشته‌ و مي‌گويند: بي‌شك‌ كه‌ دين‌ محمدص راست‌ و برحق‌ است‌ بنابراين، بر آن‌ پايداري‌ مي‌ورزند «و چون‌ راهشان‌ را تاريك‌كند، بر جاي‌ خود بايستند» يعني: چون‌ اموال‌ اين‌ منافقان‌ نابود مي‌گردد و بلا ومصيبتي‌ به‌ آنان‌ مي‌رسد، مي‌گويند: اين‌ همه‌ به‌ سبب‌ دين‌ محمدص است، آن‌گاه‌ به‌ كفر برمي‌گردند «و خداوند اگر مي‌خواست‌ شنوايي‌ها و بينايي‌هاي‌» ظاهر «آنان‌را» همچون‌ شنوايي‌ها و بينايي‌هاي‌ باطن‌شان‌ «برمي‌گرفت‌ زيرا خدا بر همه ‌چيز تواناست‌» و از جمله‌ بر نابود كردن‌ شنوايي‌ها و بينايي‌هايشان‌.
خلاصه‌ اين‌ كه: ممكن‌ است‌ نفاق‌ كوتاه‌ مدتي‌ راه‌ را بر صاحب‌ خود روشن‌گرداند، اما اين‌ امر همچون‌ برقي‌ جهنده‌ زود گذر است‌ و سپس‌ چون‌ آتش‌خاموش‌ مي‌شود و اين‌ خود نمايانگر آن‌ است‌ كه‌ نفاق‌ دوام‌ و پايداري‌ ندارد.
سوره آل عمران آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ الْمَلاَئِكَةَ وَالنِّبِيِّيْنَ أَرْبَاباً أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و شما را فرمان‌ نمي‌دهد كه‌ فرشتگان‌ و پيامبران‌ را به‌ پروردگاري‌ بگيريد» يعني‌: و براي‌ هيچ‌ پيامبري‌ ـ چه‌ عيسي‌(ع)  باشد، چه‌ غير وي‌ ـ سزاوار نيست‌ كه‌ بعد ازيافتن‌ دانش‌ و هدايت‌ از سوي‌ خداوند متعال، مردم‌ را به‌ پرستش‌ خود يا پرستش‌فرشتگان‌ و پيامبران‌ ديگر دستور دهد، و قطعا هيچ‌ فرستاده‌ الهي‌ چنين‌كاري‌نمي‌كند «آيا پس‌ از آن‌ كه‌ مسلمان‌ شده‌ايد، شما را به‌ كفر فرمان‌ مي‌دهد؟».
يادآور مي‌شويم‌ كه‌ در عرف‌ قرآن، دين‌ تمام‌ انبيا(ع)  اسلام‌ است‌ زيرا اسلام دين‌ فطرت‌ مي‌باشد، به‌ همين‌ جهت‌ اين‌ تعبير به‌كار گرفته‌ شد.
آيه‌ كريمه‌ دلالت‌ مي‌كند بر اين‌ كه‌: علم‌ درست، فقاهت‌ عميق‌ و فهم‌ صحيح ‌اسرار شرعي‌؛ مي‌طلبد كه‌ عالم‌ به‌ تكاليف‌ شرعي، بدان‌ عامل‌ و پايبند نيز باشد.
 
سوره آل عمران آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ اين‌ حقيقت‌ را كه‌ پيامبران‌(ع) به‌ يگانگي‌ و توحيد واخلاص‌ براي‌ وي‌ دستور مي‌دهند، روشن‌ ساخت، در اينجا به‌ بيان‌ اين‌ حقيقت ‌مي‌پردازد كه‌ ايشان‌ همه‌ رسالتهاي‌ الهي‌ را تصديق‌ و تأييد نموده‌ و امتهاي‌ خويش‌را نيز به‌ تصديق‌ آن‌ دستور مي‌داده‌اند زيرا حق‌ تعالي‌ از انبياي‌ خويش‌ پيمان‌ گرفته‌است‌ تا برخي‌ از آنها در امر ايمان‌ تصديق‌كننده‌ برخي‌ ديگر بوده‌ و همديگر را به‌اين‌ كار سفارش‌ كنند و امتهاي‌ خود را نيز به‌ آن‌ دستور دهند: «و هنگامي‌ كه ‌خداوند از پيامبران‌ ميثاق‌ گرفت» ميثاق‌: عهد مؤكد و محكمي‌ است‌ كه‌ عهدكننده‌ برخود لازم‌ مي‌گيرد، بدان‌ متعهد مي‌شود و آن‌ تعهد را به‌سوگند، يا به‌ چيزي‌ ديگراز صيغه‌هاي‌ تأكيد؛ مؤكد مي‌گرداند. آري‌! از ايشان‌ بر اين‌ امر پيمان‌ گرفت‌: «كه ‌هرگاه‌ به‌ شما كتاب‌ و حكمتي‌ دادم» يعني‌: اگر چيزي‌ از كتاب‌ و حكمت‌ به‌ شما دادم ‌«آن‌گاه‌ پيامبري‌ به‌سويتان‌ آمد كه‌ آنچه‌ را با خود داريد، تصديق‌ كرد» يعني‌: پيام‌ ودعوت‌ او با آنچه‌ كه‌ به‌ شما داده‌ام، موافق‌ بود «بر شماست‌ كه‌ به‌ او ايمان‌ آوريد وياريش‌ دهيد» و از آنجا كه‌ گرفتن‌ ميثاق، به‌منزله‌ سوگنددادن‌ است، از اين‌رو، اين‌ جمله‌ در حكم‌ جواب‌ قسم‌ مي‌باشد. يعني‌: رسالتهاي‌ انبيا(ع) همگي‌كامل‌كننده‌ يك‌ديگرند و هدف‌ همه‌ آنها يكي‌ است، گذشته‌ از اين، همگي‌ آنها در اصول‌ متفق‌اند و اختلافشان‌ در فروع‌ هم‌ به‌ خير و مصلحت‌ خود امتهاست، چرا كه‌ فروعات، همراه‌ با دگرگوني‌ حيات‌ انسان‌ و هماهنگ‌ با زمان‌ و زندگي، مي‌تواند متغير و دگرگون‌ باشد. اما اگر دو پيامبر ـ مثلا ـ در يك‌ عصر و يك ‌امت‌ با هم‌ همزمان‌ شدند ـ مانند موسي‌ و هارون‌ عليهماالسلام‌ ـ آن‌ دو در تمام‌امور با هم‌ متفق‌اند. و اگر اقوام‌ آنها مختلف‌ بود، پس‌ پيامبري‌ كه‌ متأخر است، به‌دعوت‌ پيامبر متقدم‌ ايمان‌ مي‌آورد، چنان‌كه‌ حضرت‌ لوط(ع) به‌ حضرت‌ابراهيم‌(ع) ايمان‌ آورد و پشتيبان‌ دعوت‌ وي‌ شد. و اگر دو پيامبر در پي‌ يك‌ديگرآمدند، مانند موسي‌ و عيسي‌ عليهماالسلام، در اين‌صورت‌ هر يك‌ از آنها دعوت‌ديگري‌ را تصديق‌ مي‌كند. همچنين‌ است‌ بعثت‌ پيامبر خاتم‌ص كه‌ بايد از سوي‌تمام‌ امتهاي‌ انبياي‌ گذشته‌ مورد تأييد و تصديق‌ قرار بگيرد.
از علي‌(رض)  روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «خداوند(ج)  هيچ‌ پيامبري‌ را ـ ازآدم‌(ع)  گرفته‌ تا پيامبران‌ بعد از وي‌ ـ برنينگيخت، مگراين‌ كه‌ از وي‌ درباره‌ محمدص پيمان‌ گرفت‌ كه‌ اگر در زمانش‌ به‌ رسالت‌ مبعوث‌ گشت، بايد به‌ او ايمان‌ آورده‌ و ياري‌اش‌ كند. همچنين‌ خداوند متعال‌ به‌ هر يك‌ از پيامبران‌ دستور داد تا از قوم‌ خويش‌ نيز در اين‌ باره‌ پيمان‌ بگيرد». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «لو كان‌ موسي‌ وعيسي‌ حيين‌ لما وسعهما الا اتباعي‌: اگر موسي‌ و عيسي‌ زنده‌ مي‌بودند، ايشان‌ را جز پيروي‌ از من، هيچ‌ گنجايش‌ ديگري‌ نبود». پس‌ پيامبر خاتمص درواقع‌ امام‌ اعظمي‌ هستند كه‌ اگر در هر عصري‌ مي‌بودند، اطاعت‌ ايشان‌ بر همه‌انبيا(ع) واجب‌ بود و از اين‌ جهت، در شب‌ اسراء ـ آن‌گاه‌ 