دا مي‌خواست‌» كه‌ بعد از اين‌اختلاف‌ با همديگر نجنگند «با همديگر كشمكش‌ و كارزار نمي‌كردند، وليكن‌ خداوند هرآنچه‌ را اراده‌ كند، انجام‌ مي‌دهد» از ياري‌ رساندن‌ و توفيق‌ بخشيدن، يا خوارساختن‌ و رسوا نمودن‌ هر كس‌ كه‌ بخواهد، پس‌ هيچ‌ ردكننده‌اي‌ براي‌ حكم‌ وي‌ و هيچ‌ تبديل‌كننده‌اي‌ براي‌ قضا و داوري‌ وي‌ نيست، لذا مشيت‌ خداوند متعال‌بر آن‌ رفته‌ است‌ كه‌ اين‌ موجود بشري‌ در همان‌ خط سيري‌ كه‌ هم‌ اكنون‌ هست‌ قرارداشته‌ باشد - با اين‌ ساختار دو قطبي‌ درون‌ خود و با اين‌ استعدادهاي‌ متضادش‌ كه‌ هم‌ قابل‌ هدايت‌ و هم‌ قابل‌ گمراهي‌ است‌ - و اراده‌ الهي‌ بر آن‌ است‌ كه‌ بشر در انتخاب‌ راه‌ هدايت، يا گمراهي، مختار باشد، و اختلاف‌ و كشمكش‌ هم‌ لازمه ‌اينهاست‌.
 
آيه  254
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! از آنچه‌ روزيتان‌ داده‌ايم، انفاق‌ كنيد» در راه‌ خدا(ج) ، مادام‌ كه‌ بر ذخيره‌كردن‌ آنچه‌ كه‌ در روز قيامت‌ به‌نفع‌ شماست، براي‌ خود قادريد «پيش‌ از آن‌ كه‌ روزي‌ فرا رسد كه‌ در آن‌ نه‌ دادوستدي‌ است‌» تا آنچه‌ را كه‌ سبب‌ نجات‌ است ‌براي‌ خود خريداري‌ نماييد «و نه‌» در آن‌ روز «دوستي‌» و صداقت‌ و محبتي است‌ «و نه‌ شفاعتي‌» مؤثر است، مگر براي‌ آنان‌ كه‌ خداوند(ج) به‌ ايشان‌ اذن‌ شفاعت‌ بدهد. و اين‌ روز، روز قيامت‌ است‌. «و كافران‌ همان‌ ستمكارانند» چرا كه‌ پيامبران(ع) را تكذيب‌ كرده‌ و هشدارها را ناديده‌ گرفتند و از اعلاميه‌ها فرمان ‌نبردند.  عطاءبن‌ دينار گفته‌ است: «سپاس‌ خداي‌ عزوجل‌ را كه‌ فرمود: كافران ‌همانا ستمكارانند و نفرمود: ستمكاران‌ همانا كافرانند، چرا كه‌ ديگر كار بر همگان ‌دشوار مي‌شد». به‌ قولي: مراد از كافران‌؛ منكران‌ فرايض‌ الهي‌ و از جمله ‌ترك‌كنندگان‌ و بازدارندگان‌ زكاتند زيرا امر به‌ «انفاق‌» در اين‌ آيه، ناظر بر زكات ‌فرض‌ مي‌باشد.
 
آيه  255
‏متن آيه : ‏
‏ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداست‌ كه‌ معبودي‌ جز او نيست‌» يعني: معبود بر حقي‌ جز او نيست‌ «زنده‌است‌» يعني: او تعالي‌ زنده‌ پاينده‌اي‌ است‌ كه‌ نه‌ حيات‌ وي‌ زايل‌ و نه‌ متحول‌ ودگرگون‌ مي‌شود «و» هم‌ اوست‌ «قيوم‌» يعني: قيام‌كننده‌ به‌ تدبير امور آفرينش‌ ومخلوقات‌ خويش‌ و حفظ و نگه‌داشت‌ آنها و برپادارنده‌اي‌ كه‌ همه‌ موجودات‌ به ‌او نيازمندند و او از همه‌ آنها بي‌نياز مي‌باشد «نه‌ خوابي‌ سبك‌ او را فرا گيرد» سنه: خواب‌ سبك‌ و غنودني‌ است‌ كه‌ به‌ عنوان‌ مقدمه‌ خواب‌ پديد مي‌آيد و احساس‌رخوت‌ و سستي‌ و فروافتادن‌ پلكها (چرت) نشانه‌ آن‌ مي‌باشد. خواب: حالتي ‌است‌ خاص‌ كه‌ بر جانداران‌ عارض‌ مي‌شود و با آن، حواس‌ ظاهري‌ از احساس‌ وادراك‌ باز مي‌ماند. «و نه‌» او را «خوابي‌ گران‌» فرامي‌گيرد، پس‌ بر حق‌ تعالي‌هيچ‌ نقص‌ و غفلت‌ و فراموشي‌اي‌ از تدبير امور مخلوقاتش، دست‌ نمي‌دهد «آنچه‌در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است، از آن‌ اوست‌» و تحت‌ سلطه‌ و فرمان‌ او مي‌باشد «كيست‌ آن‌كس‌ كه‌ جز به‌اذن‌ او در پيشگاهش‌ شفاعت‌ كند؟» هيچ‌يك‌ از بندگانش ‌قادر نيست‌ كه‌ نزد وي‌ به‌ احدي‌ از آنان‌ - با شفاعت‌ يا غير آن‌ - نفعي‌ برساند تا آن‌گاه‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ خود به‌ شفاعت‌ كننده‌ اذن‌ شفاعت‌ ندهد «مي‌داند آنچه‌ را درپيش‌رويشان‌ است‌» از آخرت‌ «و آنچه‌ در پشت‌ سرشان‌ است‌» از دنيا. كه‌ اين‌خود دليل‌ احاطه‌ علم‌ وي‌ به‌ تمام‌ كائنات‌ - اعم‌ از گذشته، حال‌ و آينده‌ آنها - مي‌باشد «و به‌ چيزي‌ از علم‌ او احاطه‌ و آگاهي‌ نمي‌يابند مگر آنچه‌ خود بخواهد و كرسي‌او آسمانها و زمين‌ را دربر گرفته‌» ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: «كرسي‌ حق‌ تعالي، علم ‌اوست‌». طبري‌ اين‌ رأي‌ را ترجيح‌ داده‌. از نظر اهل‌ لغت‌ نيز، اصل‌ كرسي‌ به‌معناي‌ علم‌ است، از اين‌ جهت‌ به‌ علما «كراسي‌» گفته‌ مي‌شود زيرا آنان ‌تكيه‌گاه‌هاي‌ مردم‌ و محل‌ اعتماد ايشانند. در روايتي‌ ديگر از ابن‌عباس‌(رض) آمده‌است‌ كه‌ فرمود: «كرسي‌ حق‌ تعالي‌ محل‌ و موضع‌ هردو قدم‌ اوست‌». به‌ قولي‌ديگر: مراد از كرسي، عظمت‌ و بزرگي‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌ و الا - در حقيقت‌امر - نه‌ كرسي‌اي‌ است‌ و نه‌ نشستني‌ و نه‌ هم‌ كسي‌ كه‌ بنشيند. به‌ قولي‌ ديگر: مراد از كرسي، فرمانروايي‌ خداوند متعال‌ است‌. بايد دانست‌ كه‌ به‌ قول‌ صحيح‌، كرسي ‌غير از عرش‌ است‌ و عرش‌ از كرسي‌ بزرگتر مي‌باشد، چنان‌كه‌ در احاديث‌ شريف ‌آمده‌ است‌.
صاحب‌ تفسير «المنير» مي‌گويد: «من‌ بر آنم‌ كه‌ واجب‌ است‌ تا ما به‌ عرش‌ وكرسي‌ همان‌گونه‌ كه‌ در قرآن‌ مجيد آمده‌ است‌ ايمان‌ داشته‌ باشيم‌ و حق‌ تعالي‌خود به‌ مراد خويش‌ از آنها داناتر است‌». «و نگهداري‌ آنها بر او دشوار نيست‌» يعني: نگه‌داشت‌ آسمانها و زمين‌ و آنچه‌ در ميان‌ آنهاست، بر خداوند متعال ‌سنگين‌ و دشوار نيست‌ و به‌ او از اين‌ كار كمترين‌ مشقتي‌ نمي‌رسد «و او بلند مرتبه‌ بزرگ‌قدر است‌» بر مخلوقاتش‌ از روي‌ قدر و منزلت، والا و برتر و بر آنان ‌تواناست‌ و بر همه‌ چيز غالب‌ و مسلط مي‌باشد. پس‌ مراد از علو؛ علو قدر و مرتبه‌است، نه‌ علو مكاني‌ زيرا خداي‌ سبحان‌ از قرار گرفتن‌ در مكان‌ مبرا و منزه‌ مي‌باشد. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ اين‌ آيه‌كريمه‌ را «آيه‌الكرسي‌» مي‌نامند.
فضيلت‌ آيه‌ الكرسي: در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌خداص از ابي‌بن‌كعب‌(رض) سؤال‌ كردند: كدامين‌ آيه‌ از آيات‌ كتاب‌ خداي‌ عزوجل‌ بزرگتر است‌؟ گفت: آيه‌الكرسي، فرمودند: «تهنيت‌ باد بر تو علم، اي‌ ابامنذر!». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ اسماء بنت‌ يزيدبن‌ سكن‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «بي‌گمان‌ اسم‌ اعظم‌ خداوند(ج) در اين‌ دو آيه‌ كريمه‌ است: ﴿‏ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ﴾ ، و ﴿الم ‏ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلا