 و بر در غار ساختماني‌ به‌عنوان‌ يادمان‌شان‌ بسازيد. گويند: گروهي‌ كه‌ اين‌ پيشنهاد را دادند، از كفار آن‌ قوم‌ بودند «پروردگارشان‌ به‌ حال‌ آنان ‌داناتر است‌» نسبت‌ به‌ اين‌ گروهي‌ كه‌ در باره‌ ايشان‌ نزاع‌ مي‌كنند كه‌ آنها كه‌ بودند، چه‌ بودند و چه‌ مدت‌ در غار درنگ‌ كردند. اين‌ جمله‌ معترضه‌اي‌ در ميان‌ آيه‌است‌. «سر انجام‌ كساني‌ كه‌ بر كارشان‌ غلبه‌ يافتند، گفتند» يعني‌: سرانجام‌ صاحبان ‌قدرت‌ و نفوذ كه‌ بر تصميم‌گيري‌ در باره‌ آنان‌ مسلط بودند، گفتند: «حتما بر غار آنان‌ مسجدي‌ بنا مي‌كنيم‌» نقل‌ است‌ كه‌ اين‌ گروه‌ صاحب‌ نفوذ، مسلمانان‌شان‌ بودند كه‌ پادشاه‌ نيز از ايشان‌ بود و رأي‌شان‌ غالب‌ شد. بناكردن‌ مسجد نيز بر اين‌حقيقت‌ اشعار دارد كه‌ آنان‌ مسلمان‌ بودند.
بايد دانست‌: كساني‌ از پيشينيان‌ كه‌ بر سر قبرها مسجد و معبد بنا كرده‌اند، در سنت‌ نبي‌ اكرم‌ص مورد نكوهش‌ قرار گرفته‌اند پس‌ از احاديث‌ وارده‌ در اين‌ باب ‌چنين‌ دانسته‌ مي‌شود كه‌ اين‌كار از بدعت‌هايي‌ بوده‌ كه‌ بعد از گذشت‌ زمان ‌طولاني‌، در دين‌ نصرانيت‌ پديد آمده‌ است‌ لذا در شرع‌ انور ما بناكردن‌ مسجد برسر مزارات‌، نماز خواندن‌ در مزارات‌ و ساختمان‌سازي‌ در آنها جايز نيست‌.
 
سوره كهف آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاء ظَاهِراً وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ زودي‌ خواهند گفت‌» جمعي‌ از مردم‌: «اصحاب‌ كهف‌ سه‌ تن‌ بودند و چهارمين ‌آنها سگشان‌ بود» گروهي‌ كه‌ مي‌گفتند: اصحاب‌ كهف‌، سه‌ يا پنج‌ يا هفت‌ تن‌ بودند، از اهل‌ كتاب‌ و از مسلماناني‌ بودند كه‌ در زمان‌ رسول‌ خداص درباره ‌تعدادشان‌ با يك‌ديگر اختلاف‌ داشتند «و مي‌گويند» يعني‌: بعضي‌ ديگر «پنج‌ تن‌بودند و ششمين‌ آنها سگشان‌ بود، رجم‌ به‌ غيب‌ مي‌كنند» رجم‌ بالغيب‌: يعني‌ تير درتاريكي‌ انداختن‌ و از روي‌ حدس‌ و گمان‌ يا بي‌ داشتن‌ يقين‌ و دانش‌ سخن‌ گفتن‌ «ومي‌گويند» جمعي‌ ديگر «آنها هفت‌ تن‌ بودند و هشتمين‌ آنها سگشان‌ بود» گويي ‌سخن‌ اين‌ فرقه‌ به‌ صواب‌ نزديكتر است‌، به‌ دلالت‌ اين‌كه‌ خداوند(ج) آنها را در سلك‌ راجمين‌ به‌ غيب‌ نياورد «بگو: پروردگارم‌ به‌ شماره‌ آنها داناتر است‌» اي‌گروههاي‌ اختلاف‌ كننده‌ در اين‌ امر. اين‌ جمله‌ ارشادي‌ است‌ بر اين‌ امر كه‌ در چنين‌مقام‌ و موقعيتي‌ بهتر اين‌ است‌ كه‌ علم‌ اين‌ امور به‌ خداي‌ عزوجل‌ برگردانده‌ شود ودر باره‌ آن‌ سخن‌ گفته‌ نشود پس‌ نيازي‌ نيست‌ كه‌ ما در تعداد اصحاب‌ كهف‌ ژرف‌نگري‌ كنيم‌ «نمي‌داند آنان‌ را» يعني‌: نمي‌داند حقيقت‌ وجودشان‌ را، چه‌ رسد به‌شمار آنان‌ را «جز اندكي‌» از مردم‌. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «من‌ از همان‌ اندك ‌هستم‌ و شمار آنان‌ را مي‌دانم‌، آنها هفت‌ تن‌ بودند». «پس‌ درباره‌ آنان‌ مراء نكن‌» مراء: در لغت‌ به‌ معني‌ جدال‌ و بگومگوست‌ زيرا بر جدال‌ و مشاجره‌ در اين ‌امر، فايده‌اي‌ مترتب‌ نيست‌ «جز به‌ صورت‌ سرسري‌» يعني‌: جز جدالي‌ سطحي‌ وبي‌ تعمق‌ و آن‌ فقط حكايت ‌كردن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ به‌ آن‌ حضرت‌ص وحي‌ كرده‌ است‌ و بس‌ «و در باب‌ آنها از هيچ‌ كس‌ از آنان‌» يعني‌: از اهل‌ كتاب‌ يا غيرشان‌ «سؤال‌ نكن‌» زيرا آنچه‌ كه‌ خداوند(ج) خود در اين‌ باب‌ بر تو حكايت ‌كرده‌، تو را از سؤال‌كردن‌ از كساني‌ كه‌ از اين‌ داستان‌ آگاهي‌ درستي‌ ندارند، بي‌نياز مي‌كند.
 
سوره كهف آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرگز در مورد هيچ‌ چيزي‌ مگو كه‌ فردا آن‌ را انجام‌ مي‌دهم‌  مگر مقرون‌ به‌ ذكر مشيت‌ خداوند».
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است‌: هنگامي‌ كه‌ يهود از رسول‌ خداص در مورد اصحاب‌ كهف‌ سؤال‌ كردند، آن‌ حضرت‌ص به‌ آنها گفتند: «فردا به‌ شماپاسخ‌ مي‌دهم‌» و ان‌ شاءالله نگفتند پس‌ وحي‌ مدتي‌ از ايشان‌ باز داشته‌ شد تا بدانجاكه‌ اين‌ تأخير وحي‌ بر ايشان‌ سخت‌ دشوار آمد آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «سليمان‌بن‌داوود علیهماالسلام گفت‌: امشب‌ بر هفتاد زن‌ گردش‌ مي‌كنم‌ (مقاربت‌ مي‌كنم) و بعدا هر يك‌ از آنها پسري‌ مي‌زايد كه‌ در راه‌ خدا(ج) مي‌جنگد. در اين‌ اثنا كسي ‌به‌ وي‌ گفت‌: بگو ان‌شاءالله. اما سليمان‌(ع) ان‌شاءالله نگفت‌. پس‌ چون‌ آن‌ شب‌ بر زنانش‌ گردش‌ (مقاربت‌) كرد، فقط يكي‌ از آنان‌ نصف‌ انساني‌ [نوزاد ناقص] را به‌ دنيا آورد. رسول‌ خداص فرمودند: سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جانم‌ در يد اوست‌، اگر سليمان(ع) ان‌شاءالله مي‌گفت‌، حانث‌ نمي‌شد و به‌ سبب‌ گفتن‌ آن‌، به‌ نياز خويش‌ دست ‌مي‌يافت‌».
سوره كهف آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پروردگار خود را يادكن‌» با استغفار، تهليل‌ و تسبيح‌ «چون‌ فراموش ‌كردي‌» يعني‌: چون‌ فراموش‌ كردي‌ كه‌ ان‌شاءالله بگويي‌، سپس‌ به‌ يادآوردي‌ كه‌ ان‌شاءالله نگفته‌اي‌ پس‌ همان ‌دم‌ كه‌ به‌ ياد آوردي‌، ان‌شاءالله بگوي‌.
ابن‌عباس‌(رض)  مي‌گويد: «حتي‌ اگر كسي‌ بعد از يك‌ سال‌ به‌ يادآورد كه‌ در امري ‌از امور ان‌شاءالله نگفته‌ است‌، بايد همان‌ لحظه‌ ان‌ شاءالله بگويد». مراد ابن‌عباس‌(رض) اين‌ است‌ كه‌: بايد سنت ‌«استثنا» را به‌جاي‌ آورد نه‌ اين‌كه‌ گفتن ‌ان‌شاءالله بعد از گذشت‌ آن‌ همه‌ مدت‌، در احكام‌ فقهي‌ اثري‌ داشته‌ و مثلا ساقط كننده‌ كفاره‌ يا برطرف‌كننده‌ حنث‌ (سوگندشكني‌) باشد. «و» هرگاه‌ چيزي ‌را فراموش‌ كردي‌ «بگو: توقع‌ است‌ كه‌ پروردگارم‌ مرا به‌ راهي‌ كه‌ از حيث‌ رشد نزديكتر از اين‌ است‌، هدايت‌ كند» يعني‌: اميدوارم‌ كه‌ پروردگارم‌ به‌جاي‌ اين‌ چيز فراموش ‌شده‌، مرا به‌ چيز ديگري‌ كه‌ خير يا نفع‌ بيشتر داشته‌ و به‌ صواب‌ نزديكتر باشد، هدايت‌ كند. يا اميدوارم‌ كه‌ پروردگارم‌ از آيات‌ و دلالات‌ نبوت‌ چنان‌ مواهبي‌ به‌من‌ عطا كند كه‌ از داستان‌ اصحاب‌ كهف‌ هم‌ به‌ رشد و هدايت‌ نزديك‌تر و