دبن‌جبير(رض)  در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: رسول‌ خداص مشغول ‌استلام‌ حجرالاسود بودند كه‌ مشركان‌ راه‌ را برايشان‌ گرفتند و گفتند: به‌ تو اجازه ‌نمي‌دهيم‌ كه‌ ديگر بار استلام‌ كني‌ تا بر خدايان‌ ما دستي‌ نكشي‌. رسول‌ خداص باخود گفتند: بر من‌ چه‌ زياني‌ خواهد داشت‌ كه‌ دستي‌ بر آنها بكشم‌ و بعد از آن‌ به‌من‌ اجازه‌ دهند كه‌ حجرالاسود را استلام‌ كنم‌؟ زيرا خداوند متعال‌ مي‌داند كه‌ من ‌از اين‌ كار در دل‌ خويش‌ نفرت‌ دارم‌. اما خداي‌ عزوجل‌ از اين‌ اندك‌ چيز هم‌ اباورزيد و اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود.
 
	سوره إسراء آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در آن‌ صورت‌» اگر حتي‌ اندك‌ ميلي‌ هم‌ به‌ سوي‌ آنان‌ مي‌كردي‌ «حتما تو را دوبرابر عذاب‌ زندگاني‌ و دو چندان‌ عذاب‌ مرگ‌ مي‌چشانيديم‌» يعني‌: در آن‌ صورت‌ البته ‌عذابت‌ هم‌ در دنيا و هم‌ در آخرت‌ دوبرابر عذاب‌ مشركان‌ مي‌گرديد «آن‌گاه‌ براي ‌خود مددكننده‌اي‌ در برابر ما نمي‌يافتي‌» كه‌ تو را ياري‌ داده‌ و اين‌ عذاب‌ را از تو دفع‌ كند.
 
آيه  192
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه :
«پس‌ اگر دست‌ برداشتند» از جنگيدن‌ با شما، و به‌ اسلام‌ وارد شدند «خداوند آمرزگار مهربان‌ است‌» بنابراين، شما نيز در آن‌ صورت‌، از آنان‌ درگذريد زيرااسلام‌ گناهان‌ ماقبل‌ خود را از بين‌ مي‌برد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2431.txt"> آيه  76</a><a class="text" href="w:text:2432.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:2433.txt">آيه  78</a><a class="text" href="w:text:2434.txt">آيه  79</a><a class="text" href="w:text:2435.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:2436.txt">آيه  81</a><a class="text" href="w:text:2437.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:2438.txt">آيه  83</a><a class="text" href="w:text:2439.txt">آيه  84</a><a class="text" href="w:text:2440.txt">آيه  85</a><a class="text" href="w:text:2441.txt">آيه  86</a></body></html>سوره إسراء آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوكَ مِنْهَا وَإِذاً لاَّ يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نزديك‌ بود كه‌ تو را از اين‌ سرزمين‌ بلغزانند تا تو را از آنجا بيرون‌ كنند» يعني‌: چيزي‌ نمانده‌ بود كه‌ با تحريك‌ خود تو را به‌ خروج‌ از سرزمين‌ مكه‌ وادارند تا از آن‌ بيرون‌ روي‌ ولي‌ نهايتا به‌ اين‌ كار توفيق‌ نيافتند و اين‌ توطئه‌شان‌ به‌ سرانجام‌ نرسيد بلكه‌ خداي‌ عزوجل‌ آنان‌ را از اخراجت‌ بازداشت‌ تا خود ـ بعد از آن‌كه ‌قصد جانت‌ را كردند ـ به‌ فرمان‌ ما هجرت‌ كني‌ «و در آن‌ صورت‌ آنان‌ هم‌ پس‌ از تونمي‌ماندند» يعني‌: اگر موفق‌ مي‌شدند كه‌ تو را از مكه‌ اخراج‌ كنند آن‌گاه‌ بعد ازبيرون‌ ساختنت‌ زنده‌ باقي‌ نمي‌ماندند «مگر» زمان‌ «اندكي‌» زيرا نابود ساخته‌ مي‌شدند.
در بعضي‌ از روايات‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است‌: مشركان‌ يا برخي ‌از يهوديان‌ به‌ رسول‌ خداص گفتند؛ اگر تو به‌راستي‌ پيامبري‌، در اينجا نمان‌ و به‌سرزمين‌ شام‌ برو زيرا شام‌ سرزمين‌ انبيا‡ است‌، تو را چه‌ جاي‌ درنگ‌ در اين ‌سرزميني‌ كه‌ هيچ‌ تناسبي‌ با نبوتت‌ ندارد؟ پس‌ رسول‌ خداص در اين‌ انديشه‌ افتادندكه‌ از جزيره‌العرب‌ بيرون‌ روند، اين‌ بود كه‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد آن‌گاه‌ به‌ بارگاه‌ خداي‌ عزوجل‌ دعا كردند: «اللهم لا تكلني إلى نفسي طرفة عين‌: خدايا! مدت‌چشم‌ برهم ‌زدني‌ نيز مرا به‌ خودم‌ وامگذار».
 	سوره إسراء آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌» سنت‌ كه‌ چون‌ امت‌ها پيامبران‌ خود را از ميان‌ خود اخراج‌ مي‌كردند، يا آنان‌ را به‌ قتل‌ مي‌رساندند، عذاب‌ بر آنان‌ نازل‌ مي‌شد «همان‌ سنتي‌ است‌ كه‌ همواره‌ در ميان‌ آنان‌ كه‌ پيش‌ از تو فرستاده‌ايم‌ برقرار بوده‌ است‌ و براي‌ سنت‌ ما هيچ‌ تبديلي‌ نخواهي‌ يافت‌» يعني‌: عادت‌ و سنت‌ خداوند(ج)  بر هر چه‌ رفته‌ باشد، هيچ‌كس‌ نه‌ قادر به‌ برگرداندن‌ آن‌ است‌ و نه‌ در آن‌ امكان‌ تغييري‌ وجود دارد.
ممكن‌ است‌ كسي‌ بپرسد كه‌ مگر مشركان‌ مكه‌ رسول‌ خداص را از آن‌ اخراج ‌نكردند؟ پاسخ‌ اين‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص خود به‌ فرمان‌ پروردگار خويش‌ از آن ‌هجرت‌ كردند.
 
	سوره إسراء آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُوداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏نماز را چنان كه بايد بخوان به هنگام زوال آفتاب ( از نصف‌النهار ، كه آغاز نماز ظهر است و امتداد آن وقت نماز عصر را نيز دربر مي‌گيرد ) تا سپس‌ مجموعه‌اي‌ از اوامر خطاب‌ به‌ رسول‌ خداص صادر مي‌شود و صدور اين ‌اوامر در اين‌ سياق‌ قرآني‌، مفيد آن‌ است‌ كه‌ اجراي‌ آنها پاسخ‌ مناسبي‌ در برابر كوشش‌هاي‌ انحراف‌گرايانه‌ دشمنان‌، و تعبيري‌ عملي‌ از شكر نعمت‌ است‌.
«نماز را از وقت‌ زوال‌ آفتاب‌» از ميانه‌ آسمان‌ و برگشت‌ آن‌ از جانب‌ مشرق‌ به‌ جانب ‌مغرب‌ «برپا دار» كه‌ اين‌ نماز، عبارت‌ از نماز ظهر است‌ «تا نهايت‌ تاريكي‌شب‌» كه‌ مراد از آن‌: دو نماز مغرب‌ و عشاء است‌. غسق‌: به‌هم‌ آمدن‌ شب‌ وتاريكي‌ آن‌ است‌. بنابراين‌، از زوال‌ خورشيد تا نهايت‌ تاريكي‌ شب‌، چهار نماز ـ يعني‌ نمازهاي‌ ظهر و عصر و مغرب‌ و عشاء ـ را دربر مي‌گيرد «وقرآن ‌خواندن‌ صبح‌ را لازم‌ گير» مراد: خواندن‌ نماز صبح‌ است‌ زيرا قرائت‌ در نماز صبح‌، طولاني‌ خوانده‌ مي‌شود. پس ‌«قرآن ‌خواندن‌ صبح‌» هم‌ نماز پنجم‌ است‌. به‌ اين‌ ترتيب‌، آيه‌ كريمه‌ جامع‌ هر پنج‌ نماز است‌ «بي‌گمان‌ قرآن‌ خواندن‌ صبح‌ همواره‌ مقرون‌ به‌ حضور فرشتگان‌ است‌» يعني‌: فرشتگان‌ شب‌ و فرشتگان‌ روز در نماز صبح‌ حاضر مي‌شوند زيرا هر دو گروه‌ در اين‌ هنگام‌ گرد هم مي‌آيند چنان‌كه‌ اين‌ خبر در حديث‌ صحيح‌ آمده‌ است‌.
 
	سوره إسراء آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَاماً مَّحْمُوداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پاسي‌ از شب‌ را زنده‌ بدار» تهجد: نمازگزاردن‌ در شب‌ بعد از بيدار شدن‌ از خواب‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ از رسول‌ خداص پرسيدند: بعد ازنمازهاي‌ فرض‌ كدام‌ نماز افضل‌ است‌؟ فرمودند: «نماز شب‌». «كه‌ اين‌ نماز شب ‌نافله‌اي‌ مخصوص‌ توست‌» افزون‌ بر فرائض‌. به‌قولي‌: نماز شب‌ (تهجد) براي‌ رس