ي‌ و تغافل‌ از قرائت‌ تو، همانند كساني‌اند كه‌ ميان‌ تو و آنان‌ حجابي‌ پوشاننده‌ قراردارد كه‌ آنها را از شنيدن‌ قرائتت ‌بازمي‌دارد. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: ميان‌ تو و آنان‌ پرده‌اي‌ قرار مي‌دهيم‌ كه‌ تو را نمي‌بينند و از آزارشان‌ ايمن‌ مي‌ماني‌، درحالي ‌كه‌ قرائت‌ تو را نمي‌شنوند ونمي‌فهمند. به‌ تأييد اين‌ قول‌ نيز رواياتي‌ آمده‌ است‌؛ از آن‌ جمله‌ روايت‌ ابن‌كثير از اسماء دختر ابوبكر(رض)  است‌ كه‌ فرمود: «چون‌ سوره‌ (تبت‌ يدا ابي‌لهب‌) نازل‌ شد، ام‌ جميل‌ زن‌ ابولهب‌ درحالي‌كه‌ سنگ‌ بر دست‌ داشت‌ و رجز مي‌خواند، ولوله‌كنان ‌پيامبر خداص را مي‌جست‌ تا به‌ ايشان‌ حمله‌ كند اما ايشان‌ را كه‌ در كنار ابوبكر(رض)  نشسته‌ بودند، نمي‌ديد».
از اين‌ آيه‌ چنين‌ بر مي‌آيد كه‌ منكران‌ آخرت‌ تحمل‌ شنيدن‌ آيات‌ الهي‌ را ندارند.
 
سوره إسراء آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بر دلهايشان‌ پوششهايي‌ مي‌نهيم‌ تا آن‌ را نفهمند» آيا مراد از اين‌ پوشش‌ها همان‌ حجاب‌ ذكر شده‌ در آيه‌ قبل‌ است‌، يا مراد حجابي‌ ديگر افزون‌ بر حجاب ‌قبل‌ مي‌باشد؟ ابن‌جرير طبري‌ ترجيح‌ مي‌دهد كه‌ مراد از آن‌ حجابي‌ ديگر افزون‌ برآن‌ پوششهاست‌ «و در گوشهايشان‌ سنگيني‌اي‌» يعني‌: كري‌ و گراني‌اي‌ قرار مي‌دهيم‌. «و چون‌ در قرآن‌ پروردگار خود را به‌ يگانگي‌ ياد كني‌» بي‌ آن‌كه‌ خدايانشان ‌را نزد او شفيع‌ آوري‌ «با نفرت‌ پشت‌ مي‌كنند» تا قرآن‌ را نشنوند.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: جمعي‌ از اشراف‌ قريش‌ به‌ ديدار ابوطالب ‌آمدند، در اين‌ اثنا رسول‌ خداص وارد خانه‌ شدند و به‌ قرائت‌ قرآن‌ پرداخته‌ آيات ‌توحيد را مرور كردند، سپس‌ فرمودند: «اي‌ گروه‌ قريش‌! (لااله‌الاالله) بگوييد تا با اين‌ كلمه‌ عرب‌ از آن‌ شما شود و عجم‌ براي‌ شما مطيع‌ گردد. اما آنها رو برگرداندند. همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌كريمه‌ نازل‌ شد.
 
	سوره إسراء آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ رَجُلاً مَّسْحُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هنگامي‌ كه‌ به‌سوي‌ تو گوش‌ فرامي‌دارند، ما بهتر مي‌دانيم‌ كه‌ به‌چه‌ منظور گوش ‌مي‌دهند» يعني‌: منظور آنان‌ از گوش ‌دادن‌ به‌ تو استهزا و استخفاف‌ به‌ تو و به‌ قرآن ‌است‌ تا با به‌ راه‌ انداختن‌ سر و صدا و همهمه‌ در هنگامي‌ كه‌ تو پروردگارت‌ را به‌يگانگي‌ ياد مي‌كني‌، چنان‌ غلغله‌اي‌ ايجاد كنند كه‌ كسي‌ صدايت‌ را نشنود و پيامت ‌را نفهمد «و نيز آن‌گاه‌ كه‌ به‌ نجوا مي‌پردازند» يعني‌: ما داناتريم‌ به‌ آنچه‌ كه‌ در ميان ‌خويش‌ مطرح‌ مي‌كنند آن‌گاه‌ كه‌ پيرامون‌ تكذيب‌ و استهزاي‌ تو با هم‌ راز گفته‌ ونجوا مي‌كنند؛ «وقتي‌ كه‌ اين‌ ستمگران‌ مي‌گويند: جز مردي‌ افسون‌شده‌ را پيروي ‌نمي‌كنيد» كه‌ بر اثر جادو عقلش‌ درهم‌ و برهم‌ گشته‌ و از حد اعتدال‌ خارج‌ شده‌ است‌.
	سوره إسراء آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُواْ لَكَ الأَمْثَالَ فَضَلُّواْ فَلاَ يَسْتَطِيعْونَ سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بنگر كه‌ چگونه‌ براي‌ تو مثلها زدند» باري‌ گفتند كه‌ تو كاهني‌، باري‌ گفتند كه‌ جادوگري‌، باري‌ گفتند كه‌ شاعري‌ و باري‌ گفتند كه‌ ديوانه‌اي‌ «پس‌ گمراه ‌شدند» از راه‌ صواب‌ در تمام‌ اين‌ پندارهاي‌ خود «و در نتيجه‌ راه‌ به‌ جايي ‌نمي‌برند» يعني‌: به‌سوي‌ هدايت‌ راه‌ نمي‌توانند برد، يا نمي‌توانند به‌سوي‌ چنان‌ طعن‌ و تمسخري‌ بر تو راه‌ ببرند كه‌ عقلها آن‌ را بپذيرد و باورها بدان‌ منفعل‌ شود.
 
	آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ‏
‏ترجمه : ‏
«اين‌ كتاب»‌ يعني: اين‌ قرآن‌ عظيم «هيچ‌ شبهه‌اي‌ در آن‌ نيست»‌ يعني: در اين‌حقيقت‌ هيچ‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ نيست‌ كه‌ اين‌ كتاب‌ از جانب‌ خداوند متعال‌ نازل‌ شده‌است «هدايتي‌ براي‌ متقين‌ است» هدايت: راهنمائي‌ است‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ مطلوب‌. متقين: كساني‌ هستند كه‌ خود را از آنچه‌ كه‌ به‌ زيانشان‌ است‌ نگاه‌ داشته‌ اند، به ‌همين‌ خاطر به‌ اوامر الهي‌ پايبند گشته‌ و از نواهي‌ و محرمات‌ او پرهيز كرده‌ اند.ابن‌ عباس‌(رض) در تفسير: (هدي‌ للمتقين) مي‌گويد: «متقين‌ كساني‌ هستند كه‌ ازمجازات‌ خداوند(ج) پرهيز كرده‌ و هدايتي‌ را كه‌ مي‌شناسند، فرونمي‌گذارند، و درتصديق‌ به‌ آنچه‌ كه‌ از سوي‌ وي‌ آمده‌ است‌، به‌ رحمتش‌ اميد دارند». درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «لا يبلغ العبد أن يكون من المتقين حتى يدع ما لا بأس به حذراً مما به بأس‌: بنده‌ به‌ جايگاه‌ متقيان‌ و پرهيزگاران‌ نمي‌رسد تا آن‌گاه‌ كه‌ آنچه‌ رادر آن‌ مانع‌ و ايرادي‌ نيست‌، به‌خاطر پرهيز از ارتكاب‌ آنچه‌ كه‌ در آن‌ مانع‌ وايرادي‌ هست، ترك‌ نكند». از ابوهريره‌(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ مردي‌ به‌ وي‌گفت: «تقوي‌ چيست‌؟ ابوهريره‌(رض) از وي‌ پرسيد: آيا تاكنون‌ با مسير پر از خاري‌مواجه‌ شده‌اي‌؟ آن‌ مرد گفت‌: آري‌! ابوهريره(رض) فرمود: در آن‌ هنگام‌ چه‌كرده‌اي‌؟ مرد گفت: چون‌ خار را ديدم‌، از آن‌ برجسته، يا از رفتن‌ به‌ آن‌ راه‌منصرف‌ گشته‌ام‌. ابوهريره‌(رض) فرمود: تقوي‌ يعني‌ همين!»
شكي‌ نيست‌ كه‌ تقوي‌ كانون‌ تمام‌ خوبي‌ها، سفارش‌ الهي‌ به‌ گذشتگان‌ وآيندگان‌ و بهترين‌ صفتي‌ است‌ كه‌ انسان‌ مؤمن‌ مي‌تواند به‌ آن‌ آراسته‌ گردد.چنان‌كه‌ ابودرداء(رض) نيز چنين‌ گفته‌ است.‌
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ چهار صفت‌ را براي‌ متقين‌ ذكر مي‌كند، نخستين‌ صفت‌اين‌ است:‌ 
 
آيه  190
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در راه‌ خدا» يعني: در راه‌ برتري‌ دين‌ خدا(ج) و اعلاي‌ كلمه‌ وي‌ «با كساني‌كه‌ با شما مي‌جنگند، بجنگيد ولي‌ ستمكار» و آغازگر جنگ‌ «نباشيد زيرا خداوند تجاوزكاران‌ را دوست‌ نمي‌دارد» و دوستي‌ خداوند بزرگ‌ نسبت‌ به‌ بنده‌؛ اراده‌ خير وثواب‌ براي‌ اوست‌. چون‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد، رسول‌ خداص با كساني‌كه‌ سرجنگ‌ با ايشان‌ داشتند، مي‌جنگيدند و از كساني‌كه‌ با جنگ‌ متعرض‌ ايشان ‌نمي‌شدند، دست‌ نگه‌ مي‌داشتند تا اين‌ كه‌ آيه