رگرفته‌ است‌؟» اين‌ خطابي‌ است‌ به‌ كفاري‌ كه‌ مي‌پندارند؛ فرشتگان ‌دختران‌ خدايند. يعني‌: آيا حق‌ تعالي‌ به‌ پندارتان‌ شما را بر خود برتري‌ داده‌ لذا شما را به‌ داشتن‌ فرزندان‌ پسر اختصاص‌ داده‌ و دختران‌ را براي‌ خود برگرفته‌ است‌؟ «هرآينه‌ شما سخني‌ بس‌ بزرگ‌ مي‌گوييد» كه‌ در جرأت‌ و جسارت‌ بر خداي‌ عزوجل‌ و زشتي‌ و وقاحت‌ به‌ پايه‌اي‌ است‌ كه‌ فروتر از آن‌ هيچ‌ حد و پايه‌اي ‌نمي‌توان‌ تصور كرد.
 
	سوره إسراء آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُواْ وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ نُفُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ راستي‌، ما در اين‌ قرآن‌» حقايق‌ را «گونه‌گون‌ بيان‌ كرده‌ايم‌» از بيان‌ امثال ‌گرفته‌ تا طرح‌ وعده‌، مژده‌، هشدار و غيره‌. يا معني‌ اين‌ است‌: ما سخن‌ها و معاني ‌را در قرآن‌، هر بار به‌ روشي‌ ديگر و آهنگ‌ و ترتيب‌ و تمثيلي‌ جديد كه‌ بشر از آوردن‌ نظير آن‌ عاجز است‌، تكرار كرده‌ايم‌ «تا پند گيرند» و با به‌كار انداختن‌خردهايشان‌، راه‌ تدبر و تفكر در قرآن‌ را اختيار كنند تا بر بطلان‌ آنچه‌ كه‌ مي‌گويند، آگاه‌ شوند «ولي‌ جز بر رميدن‌ آنان‌ نمي‌افزايد» يعني‌: قرآن‌ جز بر نفرت ‌و دوري‌ كفار و ستمگران‌ از حق‌ و غفلت‌ آنها از انديشيدن‌ در راه‌ درست‌ و صواب ‌نمي‌افزايد و اين‌ نيست‌ جز به‌ سبب‌ بيماري‌ دلها، عقل‌ها و روانهايشان‌.
 
	سوره إسراء آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذاً لاَّبْتَغَوْاْ إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: اگر با او خداياني‌ ديگر بود چنان‌كه‌» مشركان‌ «مي‌گويند، در آن‌ صورت‌ حتما در صدد جستن‌ راهي‌ به‌سوي‌ خداوند صاحب‌ عرش‌ برمي‌آمدند» يعني‌: در آن‌صورت‌، آن‌ خدايان‌ ادعايي‌ راهي‌ مي‌جستند تا با حق‌ تعالي‌ كشمكش‌ كرده‌ و بر او غلبه‌ نمايند چنان‌كه‌ شاهان‌ و قدرتمندان‌ با يك‌ديگر چنين‌ كرده‌، بر سر قدرت‌ پيكارها به راه‌ مي‌اندازند و كشتارها به‌پا مي‌كنند. يا معني‌ اين‌ است‌: در آن‌صورت‌، آن‌ خدايان‌ ادعايي‌اي‌ كه‌ شما به‌ آنها به‌ ديده‌ واسطه‌هايي‌ براي‌ خود نزد خداي‌ يگانه‌ مي‌نگريد، خودشان‌ حق‌ تعالي‌ را پرستش‌ و نيايش‌ كرده‌ و در صدد قرب‌ و نزديكي‌ به‌ او بر مي‌آمدند. پس‌ شما ديگر چرا براي‌ نزديكي‌ به‌ خدا(ج)  به‌آستان‌ آنها چنگ‌ مي‌زنيد، در حالي ‌كه‌ نيازي‌ به‌ اين‌ نيست‌ كه‌ ميان‌ شما و او واسطه‌اي‌ وجود داشته‌ باشد.
	سوره إسراء آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوّاً كَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«او پاك‌ و منزه‌ است‌» تسبيح‌: به‌ معناي‌ تنزيه‌ و پاكي‌ است‌ «و بسي‌ والاتر» وبرتر «است‌ از آنچه‌ مي‌گويند» اين‌ ستمگران‌؛ از سخنان‌ زشت‌ و بهتانهاي‌ عظيم‌ «به ‌برتري‌اي‌ بزرگ‌» يعني‌: خداوند(ج)  در نهايت‌ بزرگي‌ و در نهايت‌ دوري‌ از اين‌پندارهايشان‌ بوده‌ و در برترين‌ مراتب‌ وجود قرار دارد زيرا او واجب ‌الوجود و باقي ‌باالذات‌ است‌، درحالي‌كه‌ فرزند گرفتن‌ از ادني‌ مراتب‌ وجود مي‌باشد چه‌ در ميان ‌قديم‌ و حادث‌ و غني‌ و محتاج‌، منافاتي‌ تام‌ وجود دارد.
 
سوره إسراء آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيماً غَفُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آسمانهاي‌ هفت‌گانه‌ و زمين‌ و هركه‌ در آنهاست‌» از مخلوقاتي‌ كه‌ داراي‌ عقل‌ وخردند ـ مانند فرشتگان‌ و انس‌ و جن‌ ـ و نيز غير آنان‌ از موجوداتي‌ كه‌ داراي ‌عقل‌ نيستند «او را تسبيح‌ مي‌گويند و هيچ‌ چيز نيست‌ مگر اين‌كه‌ او را در حال‌ ستايش‌تسبيح‌ مي‌گويد» به‌ زبان‌ قال‌ يا به‌ زبان‌ حال‌. پس‌ اين‌ معني‌ شامل‌ همه‌ مخلوقاتي‌مي‌شود كه ‌«شي‌» ناميده‌ مي‌شوند ـ هر چه‌ كه‌ باشند ـ آري‌! تمام‌ مخلوقات‌گواهي‌ مي‌دهند به‌ اين‌كه‌ خداوند(ج)  آفريننده‌ و تواناست‌ «ولي‌ شما تسبيح‌ آنها را درنمي‌يابيد» و آنچه‌ را كه‌ جمادات‌ از تسبيح‌ حق‌ تعالي‌ مي‌گويند، نمي‌فهميد. به‌قولي‌: خطاب‌ متوجه‌ كفاري‌ است‌ كه‌ از انديشه‌ و تدبر دراين‌ نشانه‌ها و از عبرت‌گرفتن‌ از آنها روي‌ برمي‌تابند «بي‌گمان‌ او بردبار آمرزگار است‌» از بردباري‌ وي‌ است‌ كه‌ شما را مهلت‌ مي‌دهد و از آمرزگاري‌ وي‌ است‌ كه‌ توبه‌كاران‌ شما رامؤاخذه‌ نمي‌كند.
جمعي‌ از مفسران‌ گفته‌اند: تسبيح‌گفتن‌ تمام‌ اشيا براي‌ خداوند(ج)  بنابر حقيقت‌ خود مي‌باشد، يعني‌ اين‌كه‌: تمام‌ اشيا به‌طور حقيقي‌ نه‌ مجازي‌ به‌ تسبيح‌ گفتن‌خداوند متعال‌ ناطق‌اند ولي‌ بشر اين‌ تسبيح‌ آنها را نمي‌شنود و نمي‌فهمد. درحديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ و مسلم‌ از ابي‌هريره‌(رض)  آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداصفرمودند: «موري‌ بدن‌ يكي‌ از انبيا‡ را گزيد پس‌ آن‌ پيامبر امر كرد تا لانه ‌مورچگان‌ را آتش‌ زدند آن‌گاه‌ خداوند(ج)  به‌ او وحي‌ فرستاد كه‌: به‌خاطر آزار يك‌ مور، امتي‌ از امت‌ها را كه‌ براي‌ من‌ تسبيح‌ مي‌گفتند، آتش‌ زدي‌؟!». ابن‌مسعود(رض)  مي‌گويد:«ما در حال‌ خوردن‌ غذا، تسبيح‌ گفتن‌ غذا را مي‌شنيديم‌». ابوذر(رض)  روايت‌ مي‌كند كه‌: «رسول‌ خداص سنگريزه‌هايي‌ را به‌دست‌ گرفتند پس‌صداي‌ تسبيح‌ گفتن‌ آنها همانند آواز زنبور عسل‌ شنيده‌ مي‌شد». همچنين نقل‌ است‌كه‌ صداي‌ تسبيح‌ سنگريزه‌ها در دست‌ ابوبكر و عمر و عثمان‌ رضي‌الله عنهم‌ شنيده ‌مي‌شد. نيز در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابي‌سعيد خدري‌(رض)  آمده‌ است‌ كه ‌رسول‌ خداص فرمودند: «جن‌ و انس‌ و درخت‌ و سنگ‌ و كلوخ‌ و هيچ‌ چيز ديگر صداي‌ مؤذن‌ را نمي‌شنوند  مگر اين‌كه‌ برايش‌ در روز قيامت‌ گواهي‌ مي‌دهند».
پس‌ با نگاهي‌ به‌ اين‌ روايات‌ و ديگر رواياتي‌ كه‌ نقل‌ آنها در اينجا ميسر نيست‌، در مي‌يابيم‌ كه‌ قول‌ اين‌ گروه‌ از مفسران‌ بر قول‌ كساني‌ از ايشان‌ كه‌ مي‌گويند: تسبيح‌گفتن‌ جمادات‌ مجازي‌ و به‌ زبان‌ حال‌ است‌ نه‌ به‌ زبان‌ قال‌، ترجيح‌ دارد. ابن‌كثير نيز قول‌ اول‌ را ترجيح‌ داده‌ است‌.
 
	سوره إسراء آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَاباً مَّسْتُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ قرآن‌ بخواني‌، ميان‌ تو و كساني‌ كه‌ به‌ آخرت‌ ايمان‌ ندارند، پرده‌اي‌ پوشيده‌ قرار مي‌دهيم‌» يعني‌: كافران‌ به‌ سبب‌ روگردا