درز و هشداري‌ به‌ غير مكيان‌ است‌ كه‌ از مانند چنين‌ فرجامي‌ بپرهيزند.
آري‌! تأمل‌ كنيد در مثل‌ آن‌ شهر: «كه‌ امن‌ و امان‌ بود» و مردم‌ آن‌ نه‌ ترسي‌ داشتند، نه‌ نگراني‌ و هراس‌ و پريشان‌حالي‌اي‌ «روزيش‌ از هر سو به‌ خوشي‌ و فراواني ‌مي‌رسيد» يعني: سرزمين‌ هاي‌ دور و نزديك، نعمت‌هاي‌ خود را به‌سوي‌ مكه ‌گسيل‌ مي‌داشت‌ «پس‌ كافر شدند» مردم‌ آن‌ شهر به‌ خداي‌ سبحان‌ و پيامبرانش‌ و «به‌ نعمت‌هاي‌ خداوند» كه‌ برآنان‌ منت‌ نهاده‌ بود ناسپاسي‌ كردند «پس‌ خداوند به‌سزاي‌ آنچه‌ مي‌كردند، لباس‌ گرسنگي‌ و ترس‌ را بر آن‌» يعني: بر مردم‌ آن‌ شهر «چشانيد» و به‌وسيله‌ اين‌ عذاب‌ آنان‌ را چنان‌ لاغر و رمق‌ باخته‌ و فلاكت‌زده ‌ساخت‌ كه‌ گويي‌ اين‌ حال‌ بد، لباسي‌ است‌ كه‌ برتن‌ آنان‌ پوشانده‌ شده‌ است‌. اين‌گونه‌ بود كه‌ خداوند متعال‌ دو حالت‌ اول‌ را به‌ ضد آنها تبديل‌ نمود؛ يعني ‌گرسنگي‌ را به‌جاي‌ فراواني‌ و گشايش، و ترس‌ و هراس‌ را به‌جاي‌ امنيت‌.
 
سوره نحل آيه  113
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌يقين، به‌سوي‌ آنان‌» يعني: به‌سوي‌ مردم‌ مكه، يا به‌سوي‌ شهري‌ كه‌ به‌ آن ‌مثل‌ زده‌ شده‌ است‌ «پيامبري‌ از خودشان‌ آمد» يعني: از جنسشان‌ كه‌ آنها او و نسبش‌ را نيك‌ مي‌شناختند «اما او را تكذيب‌ كردند» در پيامي‌ كه‌ به‌ همراه‌ آورده‌ بود «پس‌ عذاب‌ آنان‌ را فروگرفت‌» يعني: از سوي‌ خداي‌ سبحان‌ بر آنان‌ عذاب ‌فرود آمد «در حالي‌كه‌ ستمكار بودند» بر نفس‌هاي‌ خود، با درافگندن‌ خويش‌ در اين‌ عذاب‌ خفت‌بار.
 
	سوره نحل آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالاً طَيِّباً وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس، از آنچه‌ خدا روزيتان‌ داده‌ است، حلال‌ و پاكيزه‌ بخوريد» يعني: حلال‌ و پاكيزه‌ را بخوريد و پليدي‌ها را ترك‌ كنيد، كه‌ عبارتند از: گوشت‌ مردار (خودمرده‌)، خون‌ ريخته‌ و ديگر محرمات‌ بيان‌ شده‌ در شريعت‌ «و نعمت‌ خدا را» كه‌ بر شما ارزاني‌ داشته‌ «شكر گزاريد» و حقشناس‌ و سپاسگزار بشناسيد «اگر تنها او را مي‌پرستيد» نه‌ غير او را زيرا از مقتضيات‌ پرستش، شكر نعمت‌ اوست‌.
اما قرائتي‌ از دين‌ كه‌ عبادت‌ را با حرمان‌ از پاكيزگي‌ها و كناره‌جويي‌ از آنها همراه‌ مي‌كند، قرائت‌ و برداشت‌ اشتباهي‌ است‌ كه‌ با ديدگاه‌ اسلامي‌ در اين ‌موضوع‌ همخواني‌ و هماوايي‌ ندارد.
	آيه  184
‏متن آيه : ‏
‏ أَيَّاماً مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! برشما فرض‌ شده‌ است‌ «روزه‌ گرفتن‌ روزهاي‌ چند شمرده‌ شده‌» يعني: روزهاي‌ معلوم‌ و معين‌ اندكي‌ - براي‌ آسان‌گيري‌ بر شما. اين‌ ايام‌ معين‌ به‌ قول ‌جمهور مفسران، عبارت‌ از ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ است‌. ابن‌كثير نقل‌ مي‌كند: رسول‌ خداص بعد از هجرت‌ به‌ مدينه، از هر ماه‌ سه‌ روز را روزه‌ مي‌گرفتند و روزعاشورا را نيز روزه‌ مي‌گرفتند تا آن‌ كه‌ خداوند متعال‌ روزه‌ رمضان‌ را فرض‌ نمود. «پس‌ هر كس‌ از شما بيمار» بود و توان‌ روزه‌گرفتن‌ را نداشت، خوردن‌ براي‌ وي‌عزيمت‌ است‌ و اگر توان‌ آن‌ را داشت، ولي‌ همراه‌ با قبول‌ ضرر و مشقت، پس‌خوردن‌ روزه‌ براي‌ وي‌ رخصت‌ است‌ «يا» هر كس‌ از شما «در سفر باشد» سفري‌ به‌اندازه‌ مسافت‌ كوتاه‌كردن‌ نماز، يعني‌ (89) كيلومتر در نزد جمهورفقها و (96) كيلومتر در نزد حنفي‌ها «پس‌ لازم‌ است‌» بر وي‌ روزه‌ گرفتن‌ «شمار آن‌ از روزهاي‌ ديگر» كه‌ بايد آنها را در عوض‌ روزهايي‌ كه‌ خورده‌ است‌، روزه‌گرفته‌ و روزه‌هاي‌ فوت‌ شده‌ را قضا كند «و بر كساني‌ كه‌ روزه‌ طاقت‌فرساست‌» يعني: بر كساني‌كه‌ روزه‌ را به‌ دشواري‌ تحمل‌ مي‌كنند و تاب‌ و تحمل‌ آن‌ راندارند، چون‌ پيرمردان‌ كهنسال‌، زنان‌ باردار و بيماران‌ مزمن، پس‌ بر اينان‌ «فديه‌اي‌ است‌ كه‌ عبارت‌ از خوراك‌دادن‌ به‌ يك‌ بينواست‌» به‌ جاي‌ خوردن‌ هر روز از ايام‌ روزه، و اين‌ خوراك‌ بايد از ميانه‌ آن‌ چيزي‌ باشد كه‌ شخص‌، خانواده‌ خويش‌را با آن‌ اطعام‌ مي‌كند. مقدار آن‌ در نزد حنفي‌ها، نصف‌ صاع‌ (دومد) از گندم، ياصاعي‌ از غير آن‌ - چون‌ خرما يا جو - براي‌ هر روزي‌ است‌ كه‌ مي‌خورد و ياغذايي‌ آماده‌ است‌ كه‌ كفايت‌ يك‌روزه‌ مسكين‌ را بنمايد. و مقدار آن‌ در نزدجمهور، يك‌ مد از خوراك‌ غالب‌ مورداستفاده‌ آن‌ منطقه‌ است‌[4]. «و هر كس‌ به‌دلخواه‌ خود خيري‌» بيشتر «انجام‌ دهد» يعني: بر اندازه‌ خوراك‌ مقرر در فديه ‌بيفزايد، يا به‌ علاوه‌ يك‌ مسكين، مسكين‌ ديگري‌ را نيز غذا بدهد «پس‌ آن‌ براي‌ او بهتر است‌ و اگر بدانيد روزه ‌گرفتن‌ براي‌ شما بهتر است‌» يعني: براي‌ اين‌ گروه‌معذور، روزه‌گرفتن‌ بهتر از روزه‌خوردن‌ همراه‌ با پرداخت‌ كفاره‌ است‌.
بيشتر ائمه‌ (مالك، ابوحنيفه‌ و شافعي) بر آنند كه‌ روزه‌گرفتن‌ مسافر – چنانچه ‌بر او دشوار نبود - برايش‌ بهتر از روزه‌خوردن‌ است، ولي‌ امام‌ احمد بر آن‌ است‌كه‌ براي‌ مسافر خوردن‌ روزه‌ بهتر از روزه‌گرفتن‌ مي‌باشد. و در نزد جمهور، پي‌درپي‌ گرفتن‌ روزه‌ قضايي‌ مستحب‌ است‌ نه‌ واجب‌. و اگر چنان‌ شد كه‌ اداي ‌روزه‌ از شخصي‌ فوت‌ شد و رمضان‌ ديگري‌ آمد و او آن‌ را قضا نكرده‌ بود، درنزد جمهور بر وي‌ كفاره‌ لازم‌ است‌ و كفاره‌ او اين‌ است‌ كه‌ براي‌ هر روز، يك‌ نفرمسكين‌ را خوراك‌ دهد. اما امام‌ ابوحنيفه‌ بر آن‌ است‌ كه‌ كفاره‌اي‌ بر وي‌ نيست‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از مجاهد روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ گفت: اين‌ بخش‌ ازآيه‌: ﴿وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ...﴾ درباره‌ مولايم‌ قيس‌بن‌ سايب‌ نازل‌ شد كه‌ توان‌ روزه‌ گرفتن‌ را نداشت‌ و با نزول‌ آن‌ او روزه‌ را خورد و براي‌ هر روز، يك‌ نفر مسكين ‌را اطعام‌ مي‌كرد.
 
[4] مد (675) گرم است و صاع در نزد حنفی ها (3900) گرم و در نزد جمهور (2751) گرم است.سوره نحل آيه  115
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپ