كنند» در اين‌كه‌ دختران‌ مورد نفرت‌ خود را به‌ خداي‌ سبحان‌ نسبت‌ داده‌ و پسران‌ دلخواه‌ را به‌ خود نسبت‌ مي‌دهند، چه ‌بد است‌ زنده‌به‌گور كردن‌ دختران‌ بي‌گناه‌ و معصوم‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «هر كس‌ دختري‌ داشته‌ باشد و وي‌ را ادب‌ آموخته ‌به‌ نيكي‌ تربيت‌ كند، به‌ نيكوترين‌ وجه‌ تعليمش‌ دهد و از نعمت‌هايي‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ بر او فرو ريخته‌ بروي‌ بريزد، آن‌ دختر برايش‌ حجاب‌ و پرده‌اي‌ ازآتش‌ دوزخ‌ مي‌شود».
 
	سوره نحل آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«براي‌ كساني‌ كه‌ به‌ آخرت‌ ايمان‌ ندارند، وصف‌ زشت‌ است‌» اين‌ وجه‌ ديگري ‌است‌ در رد بر كساني‌ كه‌ گفتند: فرشتگان‌ دختران‌ خدايند!! يعني: آنها با انتخاب ‌ضعيف‌ترين‌ دو جنس‌ براي‌ خداي‌ سبحان، خواستند تا اين‌ مثال‌ اضعف، وصف‌ و مثالي‌ براي‌ او باشد زيرا فرزند مانند پدر خويش‌ است‌. نه‌! چنين‌ نيست‌ بلكه‌ وصف ‌و مثال‌ زشت‌ كه‌ عبارت‌ از جهل‌ و كفر به‌ خداي‌ سبحان‌ است، از آن‌ گروهي‌ است ‌كه‌ وي‌ را به‌ زشتي‌ها وصف‌ مي‌كنند «و وصف‌ والا از آن‌ خداست‌» اين‌ وصف‌ عبارت‌ است‌ از: بي‌نيازي‌ كامل‌ وي‌ از فرزند و تعلقات، سخاي‌ فراگير، علم‌ وسيع ‌و ديگر اوصاف‌ جلال‌ و كمالش‌ «و اوست‌ عزيز» يعني: قدرتمند در ملكش، كه ‌در كمال‌ و مطلقيت‌ قدرتش‌ يگانه‌ است‌ «حكيم‌» است‌ و به‌ كمال‌ حكمت‌ در صنع ‌و آفرينش‌ موصوف‌ مي‌باشد، از اين‌ روي‌ به‌ بندگان‌ گمراه‌ و ستمگر خويش‌ مهلت ‌مي‌دهد.
	آيه  179
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اي‌ خردمندان‌! براي‌ شما در قصاص‌ زندگاني‌اي‌ است‌» به‌ اعتبار اين‌ كه‌ قصاص‌ به‌ خودداري‌ مردم‌ از قتل‌ يك‌ديگر مي‌انجامد «باشد كه‌ به‌ تقوا روي‌ آوريد» و از بيم‌ قصاص، از خون‌ريزي‌ بپرهيزيد. آري‌! اين‌ است‌ قانون‌ «قصاص‌» در اسلام، قانوني‌ كه‌ جامعه‌ بشري‌ در هيچ‌ عصري‌ از آن‌ بي‌نياز نيست‌ و بجز آن، هيچ‌مجازات‌ ديگري‌ - از جمله‌ زندان‌ - نمي‌تواند بسياري‌ از افراد خونريز را از ارتكاب‌ جنايت‌ باز دارد، پس‌ اين‌ قصاص‌ است‌ كه‌ حياتي‌ آرام‌ و پايدار را براي‌جامعه‌ فراهم‌ كرده‌ و از ميزان‌ جنايت‌ قتل‌ در جامعه‌ بشري‌ مي‌كاهد زيرا هنگامي‌ كه ‌قاتل‌ به‌ خوبي‌ بداند كه‌ اگر بكشد، كشته‌ مي‌شود؛ يقينا از ارتكاب‌ عمل‌ قتل‌ دست ‌برمي‌دارد و در اينجاست‌ كه‌ دو حيات‌ محفوظ مي‌ماند، يكي‌ حيات‌ مقتول‌ وديگري‌ حيات‌ خود قاتل‌[2].
تفصیل احکام قصاص در کتب فقه بیان شده و در اینجا مجال تفصیل بیشتر نیست.سوره نحل آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر خداوند مردم‌ را به‌ سبب‌ ستم‌ آنان‌ گرفتار مي‌كرد» مراد از مردم‌ در اينجا، كفار يا تمام‌ گنهكارانند. از جمله‌ ستم‌ كفار، يكي‌ هم‌ اين‌ ادعايشان‌ است‌ كه‌ بتان ‌دختران‌ خدايند. آري‌! اگر خداي‌ سبحان‌ مردم‌ را به‌ سبب‌ ستمشان‌ مؤاخذه ‌مي‌كرد: «هيچ‌ جنبنده‌اي‌ بر روي‌ زمين‌ باقي‌ نمي‌گذاشت‌» قتاده‌ مي‌گويد: «خداي‌ سبحان‌ در زمان‌ نوح‌ چنين‌ كرد و تمام‌ جانداراني‌ را كه‌ در روي‌ زمين ‌بودند ـ جز آنچه‌ در كشتي‌ حمل‌ شده‌ بود ـ همه‌ را هلاك‌ ساخت‌». بيهقي‌ نقل ‌مي‌كند: «ابوهريره‌(رض)  از مردي‌ شنيد كه‌ مي‌گويد؛ ستمگر جز به‌ خودش‌ زيان ‌نمي‌رساند. پس‌ در رد قول‌ وي‌ فرمود: به‌ خدا(ج)  سوگند چنان‌ نيست‌ كه‌ تو مي‌گويي‌ بلكه‌ حتي‌ مرغان‌ در آشيانه‌هاي‌ خود به‌ سبب‌ ظلم‌ ظالم‌ مي‌ميرند». درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «چون‌ خداوند(ج)  به‌ قومي‌ عذاب‌ را اراده‌ كند، به‌ همه ‌كساني‌ كه‌ در ميان‌ آن‌ قوم‌ هستند (اعم‌ از بدكار و نيكوكار) عذاب‌ درمي‌رسد، ليكن‌ پس‌ از آن، آنان‌ براساس‌ نيت‌ يا بر وفق‌ اعمال‌ خود برانگيخته‌ مي‌شوند».
دليل‌ اين‌كه‌ حق‌ تعالي‌ ظالم‌ و غير وي‌ و هيچ‌ جنبنده‌ ديگري‌ را بر روي‌ زمين ‌باقي‌ نمي‌گذاشت، درحالي‌كه‌ ستم‌ فقط از بعضي‌ صادر مي‌شود نه‌ از همه‌؛ اين ‌است‌ كه: ظالم‌ با گرفتار شدن‌ در چنبره‌ انتقام‌ و ديگران‌ هم‌ از شومي‌ ظلمش‌ نابود مي‌شوند؛ به‌ وسيله‌ خشكسالي‌ يا غير آن‌ از بلايا و كوبنده‌ها.
«ليكن‌» كيفر «آنان‌ را تا وقتي‌ معين‌» كه‌ وقت‌ انتهاي‌ حيات‌ و به‌ سررسيدن ‌عمرشان، يا ميعاد سررسيدن‌ عذاب‌شان، يا روز قيامت‌ است‌ «بازپس‌ مي‌اندازد پس‌ چون‌ اجلشان‌ فرارسد، نه‌ ساعتي‌ پس‌ و نه‌ ساعتي‌ پيش‌ افتند» تفسير نظير اين‌جمله، در (آيه‌34) از سوره‌ «اعراف‌» گذشت‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «خداوند(ج)  عمر چيزي‌ را كه‌ اجلش‌ فرارسد، به ‌تأخير نمي‌اندازد و جز اين‌ نيست‌ كه‌ افزودن‌ بر عمر، به‌ وسيله‌ فرزندان‌ شايسته‌اي ‌است‌ كه‌ خداوند(ج)  آنان‌ را به‌ بنده‌اش‌ ارزاني‌ مي‌دارد زيرا آنان‌ بعد از مرگش ‌برايش‌ دعا مي‌كنند و دعايشان‌ در حق‌ وي، در قبرش‌ به‌ وي‌ مي‌پيوندد. پس‌ اين ‌است‌ معني‌ افزودن‌ در عمر».
 
سوره نحل آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ مَا يَكْرَهُونَ وَتَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى لاَ جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ الْنَّارَ وَأَنَّهُم مُّفْرَطُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چيزي‌ را كه‌ خوش‌ نمي‌دارند» نسبت ‌دادن‌ آن‌ را به‌سوي‌ خود «براي‌ خدا قرار مي‌دهند» يعني: دختران‌ را كه‌ محل‌ نفرتشان‌ است‌ به‌ خداي‌ سبحان‌ نسبت ‌مي‌دهند، داشتن‌ شريك‌ در ملك‌ و مال‌ را كه‌ براي‌ خود ناپسند مي‌دارند، به‌خداي‌ سبحان‌ نسبت‌ مي‌دهند و اگر كسي‌ به‌ فرستاده‌ آنها اهانت‌ كند، ناخشنود مي‌شوند درحالي‌كه‌ به‌ فرستادگان‌ خداي‌ سبحان‌ اهانت‌ روا مي‌دارند «و زبانشان‌ دروغ‌ پردازي‌ مي‌كند كه‌ نيكويي‌ از آن‌ ايشان‌ است‌» يعني: به‌ دروغ‌ مي‌پندارند كه ‌خصلت‌ نيك‌ ـ كه‌ به‌ ظنشان‌ اولاد ذكور است‌ ـ يا پاداش‌ نيك‌ بهشت، از آن‌ ايشان‌ است‌ «شكي‌ نيست‌ كه‌ آتش‌ براي‌ آنان‌ است‌» و اين‌ است‌ چيزي‌ كه‌ شايسته ‌آنهاست‌ نه‌ آنچه‌ كه‌ پنداشته‌اند «و آنان‌ در اين‌ راه‌ رها شدگانند» يعني: آنها در دوزخ‌ رها و فراموش‌ مي‌شوند. قتاده‌ در معني‌ (مفرطون‌) مي‌گويد: «آنها 