ايي‌» يعني‌: از تاريكي‌هاي‌ كفر وشهوت‌ و شرك‌ و شك‌ و جهل‌ و گمراهي، به‌سوي‌ نور ايمان‌ و علم‌ و هدايت‌ ورهايي‌ «به‌اذن‌ پروردگار شان‌» يعني‌: به‌وسيله‌ اين‌ حكم‌ و فرمان‌ پروردگار متعال‌ به‌ تو كه‌ آنها را به‌سوي‌ ايمان‌ دعوت‌ كني‌ و احكام‌ و برنامه‌هاي‌ روشنگر دين‌ حق‌ را به‌ آنان‌ تعليم‌ دهي. يا معني‌ اين‌ است‌: احدي‌ از آنان‌ از ظلمت‌ به‌سوي‌ نور بيرون ‌نمي‌رود  مگر كسي‌ كه‌ خداوند(ج)  به‌ بيرون رفتن‌ وي‌ از آن‌ حكم‌ داده‌ است، يا احدي‌ از آنان‌ به‌سوي‌ نور بيرون‌ نمي‌رود  مگر به‌ امر و توفيق‌ حق‌ تعالي‌ «به‌سوي ‌راه‌ آن‌ شكست‌ ناپذير ستوده‌» راه‌ خداوندي‌ كه‌ بر همه‌ چيز غالب‌ و قاهر، و در همه ‌افعال‌ و اقوال‌ و شرع‌ و امر و نهي‌ خويش‌ ستوده‌ است‌ كه‌ آن‌ همان‌ راه‌ و روش ‌روشني‌ است‌ كه‌ او براي‌ بندگانش‌ مشروع‌ كرده‌ است.
شيخ‌ سعيد حوي: در تفسير «الاساس‌» مي‌گويد: «از اين‌ آيه‌ و آيه‌ (و ان من امة الا خلا فيها نذير): (و هيچ‌ امتي‌ نبوده‌ مگر اين‌كه‌ در آن‌ هشداردهنده‌اي‌ گذشته‌ است‌) «فاطر/24» چنين‌ دانسته‌ مي‌شود كه‌: اين‌ فهم‌ برخي‌ از مردم‌ كه‌ پيامبران‌ الهي ‌جز در منطقه‌ عربي‌ و بلاد شام‌ برانگيخته‌ نشده‌اند، فهم‌ نادرستي‌ است‌ و پيامبران ‌الهي‌ در ميان‌ هر امتي‌ با هر زباني‌ مبعوث‌ گرديده‌اند».
 
آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ اللّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خدايي‌ كه‌ آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است، از آن‌ اوست‌» در آفرينش‌ و در فرمانروايي‌ «و ويل‌ بر كافران‌ از عذابي‌ سخت‌» ويل‌: كلمه‌اي‌ است‌ به‌ معناي‌ عذاب ‌و هلاكت. لذا با اين‌ كلمه، حكم‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ «عذاب‌ و هلاكت‌» بر كفاري ‌كه‌ به‌ وسيله‌ راهنمايي‌ رسول‌ خدا ص از تاريكي‌هاي‌ كفر و شرك‌ به‌سوي‌ نور هدايت‌ بيرون‌ نمي‌روند، ثابت‌ و لازم‌ گرديده‌ است. به‌ قولي‌: معني‌ (ويل‌ بر آنها از عذابي‌ سخت‌) اين‌ است‌: كفار از عذاب‌ سختي‌ كه‌ گرفتار آن‌ شده‌اند، داد و واويلا و ضجه‌ و شيون‌ و ناله‌ سر مي‌دهند. به‌ قولي‌ ديگر: ويل، خود عذاب‌ است.
 
	آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجاً أُوْلَئِكَ فِي ضَلاَلٍ بَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ در بيان‌ صفات‌ كفار مي‌فرمايد: «همانان‌ كه‌ زندگي‌ دنيا را» به‌سبب‌ محبتي ‌كه‌ به‌ آن‌ دارند «بر آخرت‌» يعني‌: بر زندگي‌ جاودان‌ آخرت‌ و نعمتهاي‌ ابدي‌ آن ‌«ترجيح‌ مي‌دهند» از آن‌رو كه‌ به‌ آخرت‌ ايمان‌ ندارند «و مردم‌ را از راه‌ خدا بازمي‌دارند» با برگرداندن‌ و بازداشتن‌ آنان‌ از رفتن‌ به‌ آن‌ راه‌ «و در آن‌ كجي‌اي ‌مي‌طلبند» يعني‌: براي‌ راه‌خدا(ج)  كجي‌ و انحراف‌ و اشتباه‌ مي‌طلبند تا با هوي‌ و هوسهايشان‌ سازگار گشته‌ و نيازها و اهدافشان‌ را برآورده‌ كند. يا آن‌ را كج ‌مي‌طلبند تا در آن‌ طعن‌ و ايراد وارد كنند «آنانند كه‌ در گمراهي‌ دورودرازي ‌هستند» از راه‌ حق‌ و صواب. گمراهي‌ به‌ دوري‌ وصف‌ شد زيرا اين‌ گمراهي‌ است ‌كه‌ صاحب‌ خويش‌ را از راه‌ حق‌ دور مي‌كند.
پس‌ اين‌ آيات‌ براي‌ كفار سه‌ وصف‌ را بر مي‌شمارد:
1 ـ برگزيدن‌ زندگاني‌ دنيا بر آخرت.
2 ـ بازداشتن‌ از راه‌ خدا(ج) .
3 ـ طلب‌ كجي‌ و عيب‌ براي‌ راه‌ خدا(ج) .
البته‌ كفار همه‌ در اين‌ سه‌ وصف‌ شريكند.
 
آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ما هيچ‌ پيامبري‌ را جز به‌ زبان‌ قومش‌ نفرستاديم‌» تا آنچه‌ را كه‌ مي‌گويد، به ‌آساني‌ دريابند زيرا اگر پيامبر به‌ زباني‌ غيراز زبان‌ قومش‌ سخن‌ مي‌گفت، قطعا آنان‌ سخنان‌ او را درك‌ نمي‌كردند و خطاب‌ او را در نمي‌يافتند. پس‌ اين‌ لطفي‌است‌ بسيار بزرگ‌ از جانب‌ خداي‌ منان‌ بر بندگانش‌ «تا بيان‌ كند برايشان‌» شريعتي‌ را كه‌ خداوند متعال‌ برايشان‌ مشروع‌ كرده‌ است‌ و باز قوم‌ آن‌ پيامبرند كه‌ شريعتش‌را به‌ اقوام‌ ديگري‌ كه‌ به‌ زبانهاي‌ ديگر تكلم‌ مي‌كنند، بيان‌ و تبليغ‌ مي‌كنند تا آنان ‌نيز اوامر خداوند(ج)  و شريعت‌ وي‌ را همچون‌ قوم‌ آن‌ پيامبر و اهل‌ زبانش‌ بفهمند ودريابند «پس‌ خدا هركه‌ را بخواهد گمراه‌ مي‌كند» يعني‌: حق‌ تعالي‌ كساني‌ را كه‌اسباب‌ گمراهي‌ را برگزيده‌اند، گمراه‌ مي‌كند «و هركه‌ را بخواهد هدايت ‌مي‌كند» يعني‌: كساني‌ را كه‌ اسباب‌ هدايت‌ را برگزيده‌اند، هدايت‌ مي‌كند «و اوست‌ غالب‌ باحكمت‌» غالب‌ است؛ زيرا در خواسته‌ خود مغلوب‌ نمي‌شود و باحكمت‌ است‌ در افعال‌ خويش؛ پس‌ هركه‌ را كه‌ شايسته‌ هدايت‌ است، هدايت‌ و هركه‌ را كه‌ سزاوار گمراهي‌ است، گمراه‌ مي‌كند.
حاصل‌ معني‌ اين‌ است‌: آن‌گاه‌ كه‌ پيامبر مرسل، شرع‌ خداي‌ عزوجل‌ را به‌ قومش‌ به‌ زبان‌ خودشان‌ بيان‌ كرد، ديگر او را بر هدايت ‌كردن‌ كسي‌ هيچ‌ قدرتي ‌نيست‌ زيرا هدايتگر و گمراه‌كننده‌ خود خداي‌ عزوجل‌ است. يا معني‌ چنين‌ است‌: درحقيقت‌ خداي‌ عزوجل‌ كافراني‌ را كه‌ گفتند: محمد به‌ زبان‌ ما سخن‌ مي‌گويد و او يكي‌ از خود ماست‌ پس‌ اين‌ نبوت‌ برايش‌ از كجا آمده‌؟ گمراه‌ كرده‌ است.
 
	آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ موسي‌ را با نشانه‌هاي‌ خود فرستاديم‌» يعني‌: اي‌ محمد! چنان‌كه‌ تو را به‌ پيامبري‌ فرستاده‌ و بر تو كتاب‌ نازل‌ كرديم‌ تا مردم‌ را از تاريكي‌ها به‌سوي‌ نور رهبري‌ كني، همچنان‌ پيامبران‌ ديگر و از جمله‌ موسي‌(ع)  را نيز با همين‌ هدف ‌فرستاديم. مراد از نشانه‌هاي‌ نازل‌ شده‌ بر موسي‌(ع) ، معجزات‌ نه‌گانه‌اي‌ است‌ كه‌ به ‌وي‌ داده‌ شد. آري‌! موسي‌(ع)  را فرستاديم‌ با اين‌ پيام‌: «كه‌ قوم‌ خود» بني‌اسرائيل ‌«را» كه‌ تحت‌ فرمانروايي‌ و در قيد بندگي‌ فرعونند «بيرون‌ آور از تاريكي‌ها» يعني‌: از تاريكي‌هاي‌ كفر يا جهلي‌ كه‌ به‌ سبب‌ آن‌ به‌ موسي‌(ع)  گفتند: براي‌ ما خدايي‌ قرار ده‌ چنان‌كه‌ اين‌ بت‌پرستان‌ خدايي‌ دارند «به‌سوي‌ نور» يعني‌: به‌سوي‌ ايمان، يا به‌سوي‌ علم، يا به‌سوي‌ 