ت‌ كه‌ از چشمشان‌ پنهان‌ بوده‌ است‌ بنابراين، حقيقت‌ را فقط خدا(ج)  مي‌داند و گواهي‌شان‌ در اين‌ مورد بر اساس‌ ظاهر قضيه‌ است‌. يا مرادشان ‌اين‌ بود كه: ما به‌ عواقب‌ امور دانا نبوده‌ايم‌ پس‌ وقتي‌ كه‌ به‌ تو عهد سپرديم؛ بنيامين ‌را بر مي‌گردانيم، چه‌ مي‌دانستيم‌ كه‌ او دزدي‌ مي‌كند؟.
	آيه  152
‏متن آيه : ‏
‏ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم‌» يعني: ياد كنيد مرا به‌ طاعت‌ تا ياد كنم‌ شمارا به‌ پاداش‌ و مغفرت‌. بعضي‌ از سلف‌ در معناي‌ آن‌ گفته‌اند: «كسي‌ كه‌ مرا درحالي‌ ياد مي‌كند كه‌ مطيع‌ است، بر من‌ سزاوار است‌ كه‌ او را به‌ مغفرت‌ خود يادكنم‌». در حديث‌ شريف‌ قدسي‌ آمده‌ است: «خداي‌ عزوجل‌ فرمود: اي‌ فرزند آدم‌! هركه‌ مرا نزد خود ياد نمايد، من‌ نيز او را نزد خود ياد مي‌كنم‌ و هركه‌ مرا در محضرجماعتي‌ ياد كند، او را در حضور جماعتي‌ بهتر از آن‌ ياد مي‌كنم‌». «و مرا شكرگزاريد» شكر: شناخت‌ احسان‌ منعم‌ و سخن‌گفتن‌ از آن‌ است‌ «و مرا كفران‌ نكنيد» كفر: در اينجا به‌ معناي‌ پوشيدن‌ نعمت‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «خداونددوست‌ دارد كه‌ اثر نعمتش‌ را بر كسي‌ از خلقش‌ كه‌ به‌ او نعمتي‌ مي‌بخشد، ببيند».
 
آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيهَا وَالْعِيْرَ الَّتِي أَقْبَلْنَا فِيهَا وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ برادران‌! به‌پدر بگوييد: پدرجان‌! «از دهي‌ كه‌ در آن‌ بوده‌ايم ‌بپرس‌» يعني: از مردم‌ ده‌ محل‌ بودوباش‌ ما كه‌ از قراي‌ مصر است، بپرس‌ «و از كارواني‌ كه‌ درآن‌ آمده‌ايم‌» يعني: همچنان‌ از كاروانياني‌ كه‌ همراه‌ با آنان‌ در يك ‌قافله‌ به‌ ديارمان‌ برگشته‌ايم، بپرس‌. به‌ قولي: آن‌ كاروانيان، مردمي‌ شناخته‌ شده‌ از همسايگان‌ يعقوب‌(ع)  بودند «و ما قطعا راست‌ گوييم‌» در آنچه‌ گفتيم‌.
 
آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» يعقوب‌(ع)  پس‌ از آن‌ كه‌ سخنانشان‌ را شنيد: «بلكه‌ نفسهاي‌ شما امري ‌را براي‌ شما آراسته‌ است‌» يعقوب‌(ع)  آنها را نظر به‌ سابقه‌اي‌ كه‌ در كار يوسف‌(ع)  داشتند، متهم‌ دانست‌ و گفت: چنين‌ نيست‌ كه‌ شما مي‌گوييد بلكه‌ بار ديگر نفسهاي ‌اماره‌تان‌ شما را به‌ گردابي‌ ديگر افگنده‌ است‌ لذا اين‌ سخنتان‌ كه‌ (پسرت‌ دزدي ‌كرد)، خود ترفندي‌ ديگر است‌ و در واقع‌ امر او دزدي‌ نكرده‌ است‌. به‌ قولي: مراد وي‌ از اين‌ سخن‌ اين‌ بود كه‌ شما از بردن‌ بنيامين‌ و جدا كردنش‌ از من‌ هدفي‌جز منفعت‌طلبي‌ خود نداشته‌ايد «پس‌ صبر من، صبري‌ است‌ جميل‌» صبر جميل: صبري‌ است‌ كه‌ صاحب‌ آن‌ از خود شكوه‌ و گلايه‌اي‌ بروز نمي‌دهد بلكه‌ استرجاع ‌(إنا لله‌ وإنا إليه‌ راجعون‌) گفته‌ و كار خويش‌ را به‌ خداوند متعال‌ تفويض‌ مي‌كند «اميد كه‌ خداوند همه‌ آنان‌ را» يعني: يوسف‌(ع) ، برادرش‌ بنيامين‌ و فرزند سومم‌ را كه‌ در مصر باقي‌ مانده‌ است‌ «به‌سوي‌ من‌ يكجا باز آورد، همانا او داناي‌ با حكمت ‌است‌» داناست‌ به‌ حال‌ محزون‌ و پريشان‌ من‌، با حكمت‌ است‌ در كارها و قضا وقدر خويش‌ و از جمله‌ در مبتلا ساختن‌ من‌ به‌ اين‌ پريشاني‌.
 
	آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَى عَلَى يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» بعد ازآن، يعقوب‌(ع)  «از آنان‌ روي‌ گردانيد» و از سخن‌گفتن‌ با آنان‌ امتناع‌ كرد «و گفت: اي‌ دريغ‌ بر يوسف‌!» چرا كه‌ اين‌ غم‌ جديد، غم‌ كهنه‌ اما هميشه ‌شعله‌ور فراق‌ يوسف‌(ع)  را در نهاد وي‌ زنده‌ كرده‌ بود «و چشمانش‌ از اندوه‌ سپيد شد» يعني: از بسياري‌ گريه، سياهي‌ چشمانش‌ به‌ سپيدي‌ تبديل‌ شد و نابينا گشت‌ «پس‌ او از غم‌ پر شده‌ بود» چرا كه‌ اندوه‌ خود را فرومي‌خورد و آن‌ را اظهار نمي‌كرد.
البته‌ اندوه‌ خوردن‌ در سختي‌ها و مصيبت‌ها، امري‌ انساني‌ است‌ كه‌ اگر به ‌شكيبايي‌ و خود نگه‌داري‌ مقرون‌ باشد، شرعا مذموم‌ نيست‌ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص بر فوت‌ پسرشان‌ ابراهيم‌ گريستند و فرمودند: «در حقيقت‌ چشم‌ مي‌گريد و دل‌ مي‌گيرد، اما جز آنچه‌ كه‌ پروردگارمان‌ را خشنود سازد نمي‌گوييم‌ و اي‌ ابراهيم‌! البته‌ ما از فراق‌ تو محزونيم‌».
 
	آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ تَالله تَفْتَأُ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏

«گفتند» فرزندان‌ يعقوب‌(ع)  «به‌ خدا سوگند كه‌ پيوسته‌ يوسف‌ را ياد مي‌كني‌» از روي‌ تأسف‌ و درد و دريغ‌ و اندوه‌ و از شدت‌ احساس‌ فراق‌ و دلتنگي، پيوسته‌ نامش‌ را بر زبان‌ داري‌ «تا زار و نزار شوي‌» حرض: تباهي‌ در جسم‌ يا در عقل‌ از اثراندوه، يا پيري‌ يا مانند آن‌ است‌ «يا از هلاك‌شدگان‌ گردي‌» و بميري‌.
هدف‌ فرزندان‌ يعقوب‌(ع)  از اين‌ سخن، بازداشتن‌ پدر از گريه‌ و اندوه، به ‌انگيزه‌ شفقت‌ و دلسوزي‌ بر وي‌ بود، هرچند كه‌ آنان‌ خود سبب‌ اين‌ غمهايش ‌بودند. يعني: اي‌ پدر! يوسف‌(ع)  ديگر از ميان‌ رفته‌ است، يا ـ چنان‌كه‌ ادعا كرده ‌بودند ـ او را گرگ‌ خورده‌ است‌ و ديگر تا بميري‌ هرگز او را نخواهي‌ ديد. پس ‌ديگر گريه‌ و ناله‌ به‌ حالت‌ چه‌ سودي‌ دارد؟.
 
	آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» يعقوب‌(ع)  «جز اين‌ نيست‌ كه‌ من‌ شكايت‌ غم‌ و اندوه‌ سخت‌ خود را پيش‌خدا مي‌برم‌» بث: آنچه‌ كه‌ به‌ انسان‌ از امور بسيار اندوه‌بار مي‌رسد، به‌طوري‌ كه‌آن‌ اندوه‌ چنان‌ سخت‌ و دشوار است‌ كه‌ او بر پنهان‌ كردن‌ آن‌ قادر نيست‌. پس ‌«بث‌» بزرگترين‌ و دشوارترين‌ اندوه‌ است‌ «و از جانب‌ خدا آنچه‌ را كه‌ شما نمي‌دانيد مي‌دانم‌» از لطف‌ و احسان‌ وي‌ و پاداش‌ دادنش‌ بر مصيبت‌. به‌ قولي: مراد يعقوب‌(ع)  از اين‌ سخن، آگاهي‌اش‌ از طريق‌ وحي‌ بر زنده‌ بودن‌ يوسف‌(ع)  بود.به‌ قولي‌ ديگر: مراد وي‌ علمش‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ بود كه‌ رؤياي‌ يوسف‌(ع) ، رؤيايي ‌راستين‌ بوده‌ است‌ و حتما تحقق‌ پيدا مي‌كند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1966.txt">آيه  87</a><a class="text" href="w:text:1967.txt">آيه  88</a><a class="text" href="w:text:1968.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:1969.txt">آيه  90</a><a class="tex