نَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَهُوَ مِن الصَّادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر پيراهنش‌ از پشت‌» سرش‌ «چاك‌ خورده‌ پس‌ اين‌ زن‌ دروغ‌ گفته‌ است‌» در ادعاي‌ خود عليه‌ يوسف‌(ع)  «و يوسف‌ از راست‌گويان‌ است‌» در ادعايش‌ عليه‌ آن ‌زن‌.
 
	آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا رَأَى قَمِيصَهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِن كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ ديد» عزيز «كه‌ پيراهنش‌» يعني: پيراهن‌ يوسف‌(ع)  «از پشت‌ پاره‌ شده‌» در اين‌ هنگام‌ حقيقت‌ را دريافت‌ و «گفت: اين‌» يعني: اين‌ ماجرا «از كيد شماست‌» اي‌ گروه‌ زنان‌ «كه‌ همانا نيرنگ‌ شما زنان، بزرگ‌ است‌» كيد: مكر و نيرنگ‌ است‌.
 
	آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِي لِذَنبِكِ إِنَّكِ كُنتِ مِنَ الْخَاطِئِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ شوهرش‌ براي‌ آن‌كه‌ اين‌ خبر ميان‌ مردم‌ شايع‌ نشود، به‌ يوسف‌(ع)  گفت: «اي‌ يوسف‌! درگذر از اين‌» ماجرا و آن‌ را پوشيده ‌دار و از آن‌ سخن‌ نگو تا خبر ميان‌ مردم‌ شايع‌ نشود «و تو اي‌ زن، براي‌ گناه‌ خود» كه‌ از تو روي‌ داده‌ است ‌«آمرزش‌ بخواه، بي‌گمان‌ تو» به‌ سبب‌ اين‌ كار «از خطاكاران‌ بوده‌اي‌» به‌ قصد و عمد. بدين‌گونه‌ بود كه‌ عزيز با همسرش‌ به‌ نرمي‌ برخورد كرد، يا به‌ دليل‌ اين‌كه ‌غيرت‌ ديني‌ نداشت، يا او را در امري‌ كه‌ نمي‌توانست‌ بر آن‌ شكيبايي‌ كند، معذور شمرد.
 
ﯹ  ﯺ  ﯻ    ﯼ  ﯽ  ﯾ  ﯿ      ﰀ  ﰁ    ﰂ  ﰃﰄ  ﰅ  ﰆ  ﰇﰈ  ﰉ   ﰊ  ﰋ  ﰌ  ﰍ  ﰎ     آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ‏
‏ترجمه : ‏
«ما را به‌ راه‌ راست‌ هدايت‌ فرما» راهي‌ كه‌ ما را به‌ سرمنزل‌ انس‌ و قرب‌ تومي‌رساند. هدايت‌: عبارت‌ است‌ از: ارشاد، يا توفيق، يا دلالت‌ و راهنمايي. اما شخص‌ راهيافته‌ و هدايت‌ شده‌اي‌ كه‌ از پروردگار متعال‌ طلب‌ هدايت‌ مي‌كند، اين ‌درخواستش‌ به‌ معناي‌ طلب‌ افزودن‌ بر هدايت‌ وي‌ است‌، چنان‌كه‌ خداوند متعال‌ مي‌فرمايد: 
(والذين اهتدوا زادهم هدي)
«و كساني‌ كه‌ هدايت‌ يافته‌اند ، خداوند برهدايتشان‌ افزود» [ 47/17].
صراط مستقيم‌: راه‌ روشن‌ اسلام‌ است‌ كه‌ هيچ‌ كجي‌اي‌ در آن‌ نيست‌، همان ‌راهي‌ است‌ كه‌ پيامبران(ع) بدان‌ برانگيخته‌ شدند تا سرانجام‌ خداوند متعال‌ رسالت‌خاتم‌ص را پايان‌بخش‌ رسالتهايشان‌ گردانيد. گفتني‌ است‌ كه‌ صراط مستقيم ‌دربرگيرنده‌ همه‌ اموري‌ است‌ كه‌ انسان‌ را به‌ سعادت‌ دنيا و آخرت‌ نايل‌ مي‌گرداند؛ اعم‌ از عقايد، احكام، آداب‌ و غيره. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ نواس‌ بن‌ سمعان‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «خداوند براي‌ صراط مستقيم‌ مثلي‌ را آورده‌ است. بدين‌ گونه‌ كه‌ بر دو پهلوي‌ صراط دو ديوار است‌ كه‌ در آنها دروازه‌هايي‌ گشوده‌ شده‌ و برآن‌ درها پرده‌هايي‌ آويخته‌ شده‌ و بر سر در صراط، دعوتگري‌ است‌ كه‌ مي‌گويد: هان‌ اي‌ مردم‌! همگي‌ در صراط داخل‌ شويد و كج‌ نرويد. و دعوتگر ديگري‌ است‌ كه‌ در بلنداي‌ صراط قرارگرفته، و چون‌ انسان ‌بخواهد تا قسمتي‌ از اين‌ درها را بگشايد، به‌ او مي‌گويد: واي‌ بر تو! آن‌ را بازنكن، كه‌ اگر باز كني‌ قطعا به‌ آن‌ وارد مي‌شوي‌. بنابراين، صراط اسلام‌ است‌، دو ديوار، حدود الهي‌ و درهاي‌ بازشده‌ محرمات‌ وي‌اند، دعوتگري‌ كه‌ بر سر صراط است‌، كتاب‌ خدا(ج) است‌ و دعوتگري‌ كه‌ بر بلنداي‌ صراط است‌، واعظ واندرزگوي‌ الهي‌ در قلب‌ هر مسلماني‌ است‌».
علما گفته‌اند: «خداوند متعال‌ براي‌ انسان‌ پنج‌ محور هدايت‌ عنايت‌ فرموده‌ كه ‌او مي‌تواند با توسل‌ به‌ اين‌ محورها، به‌ قله‌ سعادت‌ جاوداني‌ نايل‌ آيد:
1 ـ هدايت‌ الهام‌ فطري: كه‌ انسان‌ از ابتداي‌ تولد از آن‌ برخوردار مي‌باشد، چون ‌احساس‌ نياز به‌ غذا و نوشيدني.

2 ـ هدايت‌ حواس‌: كه‌ متمم‌ و مكمل‌ هدايت‌ اول‌ است‌. گفتني‌ است‌ كه‌ انسان‌ وحيوان‌ هر دو در اين‌ دو نوع‌ هدايت‌ مشتركند.

3 ـ هدايت‌ عقل: كه‌ برتر از دو هدايت‌ قبلي‌ است‌.

4 ـ هدايت‌ دين‌: كه‌ هدايتي‌ خطا ناپذير است‌.

5 ـ هدايت‌ ياري‌ و توفيق‌ الهي: كه‌ مخصوص‌ تر از هدايت‌ ديني‌ است.

و همين‌ نوع‌ اخير از هدايت‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ در اين‌ آيه‌ ما را به‌ خواستن‌دائمي‌ آن‌ فرمان‌ داده‌ است».

 
آيه  146
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ به‌ آنان‌ كتاب‌ داده‌ايم، او را» يعني: محمدص و نبوتش‌ را «مي‌شناسند، همان‌گونه‌ كه‌ فرزندانشان‌ را مي‌شناسند» و بيشترين‌ شناخت‌ نسبت‌ به‌ انسان‌ را پدر و مادر وي‌ دارند زيرا فرزند از همان‌ كوچكي‌ تا بزرگسالي‌ زير نظر ورعايت‌ آنان‌ است‌ «و مسلما گروهي‌ از آنان، ديده‌ و دانسته‌ حق‌ را پنهان‌ مي‌دارند» آنان‌ دانشمندان‌ گمراه‌ اهل‌ كتابند كه‌ به‌ اوصاف‌ پيامبر آخرالزمان‌ص آشنايي‌دارند، نه‌ آن‌ گروهي‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌اند؛ چون‌ عبدالله بن‌ سلام‌ و يارانش‌.
 
آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَن نَّفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبّاً إِنَّا لَنَرَاهَا فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و زناني‌ چند در شهر» مصر «گفتند» يعني: برخلاف‌ خواسته‌ عزيز، خبر بر سر زبانها افتاد و زناني‌ چند كه‌ به‌ قولي: زن‌ حاجب، زن‌ ساقي، زن‌ نانوا، زن‌ زندانبان ‌و زن‌ متولي‌ چهارپايان‌ شاه‌ بودند، گفتند: «زن‌ عزيز از غلام‌ خود كام‌ مي‌خواهد تا اورا از حفظ نفس‌ وي‌ غافل‌ كند، همانا محبت‌ او در دلش‌ جاي‌ گرفته‌ است‌» يعني: محبت ‌يوسف‌(ع)  در دلش‌ جا خوش‌ كرده‌ و او را بيمار ساخته‌ است‌. شغاف‌ قلب: غلاف‌ آن‌ است‌ «به‌راستي‌ ما او را در گمراهي‌ آشكاري‌ مي‌بينيم‌» چرا كه‌ با اين‌ كار از راه‌ رشد و اقتضاي‌ عقل‌ و خرد منحرف‌ شده‌ است‌.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1902.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:1903.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:1904.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:1905.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:1906.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:1907.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:1908.txt">آيه  37</a></body></html>آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِكِّيناً وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَ