‌ كن‌» و اوامر و نواهي‌ ما را بجا آور «و شكيبا باش‌» در برابر آزارهاي‌ كفار و مشقتهاي‌ تبليغ‌ و بر رنجهايي‌كه‌ از رنگارنگ ‌بودن‌ اخلاق‌ مشركان‌ و درشتي‌ها و ناكسي‌ها و كجروي‌هاي‌ آنها مي‌بري‌ «تا خداوند فيصله‌ كند» يعني: ميان‌ تو و آنان‌ حكم‌ كند؛ در دنيا با پيروز ساختنت‌ بر آنان‌ و در آخرت‌؛ با عذاب ‌نمودنشان‌ در آتش‌ دوزخ‌ «و او بهترين ‌فيصله‌كنندگان‌ است‌» لذا برايت‌ سزاوار نيست‌ كه‌ در فرارسيدن‌ اين‌ داوري‌ نهايي ‌عجله‌ كني‌ زيرا اين‌ داوري‌ حتما روي‌ مي‌دهد و هيچ‌ شكي‌ در آن‌ نيست‌.سوره هود
آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ الَر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «الف‌، لام‌، را» تفسير حروف‌ مقطعه‌ در آغاز سوره‌ «بقره‌» گذشت‌. «اين‌» قرآن‌ كريم‌ «كتابي‌ است‌ كه‌ آيات‌ آن‌ استوار ساخته‌ شده‌» يعني‌: آيات‌ قرآن‌ چنان‌ محكم‌ و متقن‌ گردانيده‌ شده‌ كه‌ همچون‌ بنايي‌ استوار، از هرگونه ‌نقص‌ و نقض‌ و كوتاهي‌ و رخنه‌اي‌ بركنار است‌ و اين‌ كتاب‌ ـ برخلاف‌ تورات‌ و انجيل‌ ـ منسوخ‌ هم‌ نشده‌ است‌ «سپس‌ به‌ تفصيل‌ بيان‌ شده‌ است‌» با تبيين ‌وعده‌ها، هشدارها و ثواب‌ و عقاب‌ در آن‌. مجاهد و قتاده‌ در تفسير آيه‌ مي‌گويند: «قرآن‌ در لفظ خود محكم‌ و در معني‌ خود مفصل‌ است‌ لذا قرآن‌ در صورت‌ و معني‌ ـ هردو ـ كامل‌ مي‌باشد». «از جانب‌ حكيمي‌ آگاه‌» يعني‌: قرآن‌ را خداوندي‌ استوار ساخته‌ كه‌ حكيم‌ است‌ و كسي‌ آن‌ را به‌ تفصيل‌ بيان‌ كرده‌ كه‌ به‌ جايگاه‌ نزول‌ احكام‌ و عواقب‌ آنها دانا و آگاه‌ مي‌باشد.
	آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنَّنِي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كه‌» اين‌ تفصيل‌ و تبيين‌، به‌ اين‌ مضمون‌ است‌: «جز خدا را نپرستيد» يعني‌: پيام‌ آياتي‌ كه‌ خداوند(ج)  آنها را در قرآن‌ محكم‌ و استوار ساخته‌ و سپس‌ به ‌توضيح‌ و تفصيل‌ آنها پرداخته‌، مربوط به‌ پرستش‌ اوست‌ كه‌ اين‌ پرستش‌ بايد فقط از آن‌ او بوده‌ و احدي‌ بجز او مورد پرستش‌ قرار نگيرد «به‌ راستي‌ من‌ از جانب‌ او براي‌ شما هشداردهنده‌ام‌» و نافرمانان‌ را از عذاب‌ وي‌ بيم‌ مي‌دهم‌ «و بشارت ‌دهنده‌ام‌» كه‌ فرمانبرداران‌ را به‌ بهشت‌ و خشنودي‌ او مژده‌ مي‌دهم‌.
 
	آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعاً حَسَناً إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» نيز خداوند(ج)  در قرآن‌ شما را فرمان‌ داده‌ است‌ به‌ «اين‌كه‌: از پروردگارتان ‌آمرزش‌ بخواهيد، سپس‌ به‌ درگاه‌ او توبه‌ كنيد» آمرزش‌ خواستن‌ را بر توبه‌ مقدم‌ گردانيد زيرا هدف‌ مورد نظر و مطلوب‌ از توبه‌، مغفرت‌ و آمرزش‌ است‌ و توبه ‌سبب‌ دست‌يافتن‌ به‌ آن‌ مي‌باشد. به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: آمرزش‌ بخواهيد از گناهان‌ صغيره‌ و توبه‌ كنيد به‌سوي‌ خداوند(ج)  از گناهان‌ كبيره‌ «تا شما را بهره‌مند سازد» در دنيا «به‌ بهره‌ نيك‌» مانند بخشيدن‌ گشايش‌ در روزي‌ و بخشيدن‌ رفاه‌ و فراواني‌ در معيشت‌ «تا ميعادي‌ معلوم‌» كه‌ نزد خداوند(ج)  مقدر است‌ و آن‌ هنگام ‌مرگ‌تان‌ مي‌باشد «و تا به‌ هر صاحب‌ فضلي‌» در عقيده‌ و عمل‌ «فضل‌ او را» يعني‌: پاداش‌ فضل‌ او را «بدهد» در دنيا، يا در آخرت‌، يا در هر دو. به‌ قولي‌؛ معني‌ اين ‌است‌: خداوند(ج)  براي‌ هر كسي‌ كه‌ حسناتش‌ بسيار باشد، از فضلي‌ كه‌ بدان‌ بر بندگانش‌ تفضل‌ مي‌كند، مي‌بخشد پس‌ فضل‌ اهل‌ فضل‌ از جانب‌ حق‌ تعالي‌ است‌.
ابن‌مسعود(رض)  در تفسير ﴿وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ﴾ مي‌گويد: «هر كس‌ مرتكب ‌گناهي‌ شود، بر دفتر اعمالش‌ يك‌ گناه‌ نوشته‌ مي‌شود و هر كس‌ يك‌ عمل‌ ثواب ‌انجام‌ دهد، بر دفتر اعمالش‌ ده‌ ثواب‌ نوشته‌ مي‌شود. پس‌ اگر در برابر گناهي‌ كه ‌مرتكب‌ شده‌ است‌، در دنيا عذاب‌ شود، همه‌ آن‌ ده‌ ثواب‌ برايش‌ باقي‌ مي‌ماند واگر با آن‌ در دنيا عذاب‌ نشود، از ده‌ ثواب‌ او فقط يكي‌ گرفته‌ مي‌شود و نه‌ ثواب ‌ديگر برايش‌ باقي‌ مي‌ماند. سپس‌ فرمود: هلاك‌ شد كسي‌ كه‌ يگانهاي‌ او بر دهگانهايش‌ غلبه‌ كرد». «و اگر رويگردان‌ شويد» از عبادت‌ و استغفار و توبه‌ «پس ‌در حقيقت‌ من‌ بر شما از عذاب‌ روزي‌ بزرگ‌ مي‌ترسم‌» كه‌ عذاب‌ روز قيامت‌ است‌.
البته‌ اين‌ مقام‌، مقام‌ ترهيب‌ و تخويف‌ است‌ چنان‌كه‌ مقام‌ اول‌ ذكر شده‌ در آغاز آيه‌، مقام‌ ترغيب‌ بود
آيه  133
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهاً وَاحِداً وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند بزرگ‌ در رد پندار يهود و نصاري‌ كه‌ به‌ ابراهيم‌u و فرزندانش‌نسبت‌ يهوديت‌ يا نصرانيت‌ مي‌دهند و در رد عقيده‌ مشركان‌ كه‌ از آيين‌ توحيدي‌ابراهيم‌(ع) انحراف‌ ورزيدند، مي‌فرمايد: «آيا وقتي‌ كه‌ مرگ‌ يعقوب‌ فرا رسيد، حاضربوديد؟» يا كه‌ بر او افترا مي‌بنديد؟ حضور مرگ: حضور نشانه‌ها و مقدمات‌ آن‌است‌. آري‌! شما حاضر نبوديد، ولي‌ ما حاضر و ناظر بوديم‌ «هنگامي‌ كه‌ به‌ پسران‌خود گفت: پس‌ از مرگ‌ من‌ چه‌ كسي‌ را مي‌پرستيد؟» فرزندان‌ وي‌ در پاسخش‌«گفتند: خداي‌ تو و خداي‌ پدرانت‌ ابراهيم‌ و اسماعيل‌ و اسحاق‌ را كه‌ خدايي‌ يگانه‌ است، مي‌پرستيم‌» هر چند اسماعيل‌(ع) عموي‌ يعقوب‌(ع) بود، اما فرزندانش‌ او را نيز پدر ناميدند زيرا اعراب‌ عمو را نيز پدر مي‌نامند «و ما در برابر او تسليم‌ هستيم‌» بدين‌گونه‌ بود كه‌ يعقوب‌(ع) در هنگام‌ مرگ‌ از فرزندانش‌ پيمان‌ گرفت‌ كه‌ خداي‌يگانه‌ را بپرستند و با او چيزي‌ را شريك‌ نگيرند، و آنها بر اين‌ پيمان‌ اقرار كردند، پس‌ اين‌ اقرارشان‌ خود گواه‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ آنان‌ موحد و مسلمان‌ بوده‌اند و يعقوب‌u نيز براساس‌ اين‌ اعتراف‌ به‌ مسلمان‌ بودنشان‌ گواهي‌ داد. ابن‌كثير مي‌گويد: «ظاهرا يعقوب‌ فرزند اسحاق، در حيات‌ ابراهيم‌(ع) و ساره‌ به‌دنيا آمد».
آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بازگشت‌ شما به‌سوي‌ خداست‌» با مرگ‌، سپس‌ زنده‌ شدن‌ بعد از آن‌ و آن‌گاه‌ دريافت‌ پاداش‌ و جزا «و ا