وي‌ آنچه‌ كه‌ بدان‌ مأمور شده‌ است‌، مشغول‌ باشد «هيچ‌ معبودي ‌جز او نيست‌» از اين‌رو فقط بايد به‌ وحي‌ و امر وي‌ انديشيد و از آن‌ پيروي‌ كرد «و از مشركان‌ روي‌ بگردان‌» با عفو و گذشت‌ و تحمل‌ آزارها و ترك‌نمودنشان‌ به‌ نرمي ‌و ملايمت‌؛ تا خداي‌ عزوجل‌ بر تو و دعوتت‌ از طريق‌ هجرت‌ و جهاد و غير آن ‌گشايشي‌ پديد آورد و آن‌گاه‌ بتواني‌ احكام‌ خداوند(ج) را در ميانشان‌ برپاداري‌. اين‌ حكم‌ قبل‌ از نزول‌ آيه‌ «قتال‌» بود و به‌ آيه‌ قتال‌ منسوخ‌ شد.
 
 آيه  107
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر خدا مي‌خواست‌ آنان‌ شرك‌ نمي‌آوردند» يعني: قطعا خداوند متعال‌ قادر است‌ بر اين‌ كه‌ همه‌ آنان‌ را مؤمن‌ گرداند به‌طوري‌ كه‌ شرك‌ نياورند و اگر مي‌دانست‌ كه‌ ايمان‌ را انتخاب‌ مي‌كنند، يقينا آنان‌ را به‌سوي‌ ايمان‌ رهنمايي ‌مي‌كرد ولي‌ حق‌ تعالي‌ به‌ علم‌ فراگير خويش‌ دانست‌ كه‌ آنان‌ شرك‌ را انتخاب ‌مي‌كنند، هم‌ از اين‌رو براي‌ آنان‌ شرك‌ را اراده‌ كرد؛ پس‌ فرمان‌ در دست‌ اوست ‌لذا اي‌ محمدص! تو اين‌قدر بر ايمانشان‌ حريص‌ نباش‌. اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌كه: شرك‌ نيز به‌ مشيت‌ خداي‌ سبحان‌ تعلق‌ دارد. «و تو را برآنان‌ نگهبان‌ نگردانيديم‌» يعني: تو را مراقب‌ و ناظر اعمال‌ آنان‌ و محكوم‌ به‌سبب‌ جرايم‌ آنان ‌نگردانيديم‌ «و تو وكيل‌ آنان‌ نيستي‌» يعني: تو قيم‌ آنچه‌ كه‌ نفعشان‌ در آن‌ است ‌نيستي‌ تا منفعت‌ را به‌سوي‌ آنان‌ جلب‌ كني‌ لذا تو جز ابلاغ‌ رسالت‌، هيچ‌ مسؤوليت ‌و تعهد ديگري‌ در قبال‌ آنان‌ نداري‌.
 
	آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏

از ابن‌عباس‌(رض)  دربيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: مشركان‌ مكه‌ گفتند: اي‌ محمد! يا از دشنام‌دادن‌ خدايان‌ ما دست‌ بردار، يا كه‌پروردگارت‌ را هجو مي‌كنيم‌ و او را به‌باد دشنام‌ و ناسزا مي‌گيريم‌! همان‌ بود كه‌نازل‌ شد: «و» اي‌ مسلمانان‌! «آنهايي‌ را كه‌ مشركان‌ جز خدا مي‌پرستند، دشنام‌ ندهيد چراكه‌ آنها از سر دشمني‌ و ناداني‌ خدا را دشنام‌ خواهند داد» يعني: خدايان ‌باطل‌ مشركان‌ را دشنام‌ ندهيد زيرا در آن‌ صورت‌، آنها از روي‌ ظلم‌ و تجاوز از حق‌ و از روي‌ ناداني‌ نسبت‌ به‌ آنچه‌ كه‌ در حق‌ خداي ‌سبحان‌ از تقديس‌ و تعظيم ‌واجب‌ است‌، او را دشنام‌ خواهند داد «اين‌گونه‌ براي‌ هر امتي‌ كردارشان‌ را آراستيم‌» يعني: به‌ مانند آرايش ‌دادن‌ اين‌ باطل‌ آشكار در پيش‌ چشم‌ و دل ‌مشركان‌، براي‌ هر امتي‌ از امت‌هاي‌ كفر، كردار آنان را آراستيم‌ «آن‌گاه ‌بازگشت‌شان‌ به‌ سوي‌ پروردگارشان‌ است‌ و او آنان‌ را از حقيقت‌ كار و كردارشان‌ آگاه‌ مي‌سازد» و در برابر آن‌ جزايشان‌ مي‌دهد.
چه‌قدر زشت‌ و نفرت‌بار است‌ حال‌ كساني‌ كه‌ دشنام ‌دادن‌ پروردگار متعال‌ در پيش‌ چشم‌ و دلشان‌، براي‌ دفاع‌ از بت‌ يا طاغوتي‌ آراسته‌ مي‌شود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «كسي‌ كه‌ پدر و مادرش‌ را دشنام‌ مي‌دهد، ملعون‌ است‌. اصحاب‌ گفتند: يا رسول‌الله! چگونه‌ شخص‌ پدر و مادرش ‌را دشنام‌ مي‌دهد؟ فرمودند: او پدر شخص‌ ديگري‌ را دشنام‌ مي‌دهد و آن‌ شخص ‌هم‌ مقابلتا پدرش‌ را دشنام‌ مي‌دهد، همچنان‌ او مادر شخص‌ ديگري‌ را دشنام‌ مي‌دهد و آن‌ شخص‌ هم‌ مقابلتا مادرش‌ را دشنام‌ مي‌دهد». پس‌ در صورتي‌كه ‌فراهم ‌ساختن‌ زمينه‌ دشنام‌ دادن‌ پدر و مادر، مستوجب‌ اين ‌همه‌ توبيخ‌ باشد، چگونه‌ است‌ حال‌ كساني‌ كه‌ سبب‌ دشنام ‌دادن‌ خداوند تعالي‌ و تقدس‌ مي‌شوند!
شيخ‌ سعيدحوي‌ در تفسير «الاساس‌» به‌ مناسبت‌ اين‌ آيه‌، سخني‌ را از علامه‌ الوسي‌ نقل‌ كرده‌، آن‌گاه‌ چنين‌ نتيجه‌ مي‌گيرد: «چنانچه‌ طاعت‌، فرض‌ يا واجب‌ يا سنت‌ يا مستحب‌ بود، بايد آن‌ را انجام‌ داد، بدون‌ پروا داشتن‌ از پيامدي‌ كه‌ بر آن ‌مترتب‌ مي‌شود اما اگر امري‌ از امور، مباح‌ بود و بر انجام ‌دادن‌ آن‌ مفسده‌ و مصلحتي‌ مترتب‌ مي‌گشت‌؛ در اين‌ صورت‌، شخص‌ بايد ببيند كه‌ جنبه‌ مصلحت ‌مقدم‌تر است‌ يا جنبه‌ دفع‌ مفسده‌، آن‌گاه‌ با در نظر داشت‌ آن‌ عمل‌ كند و در هر دو صورت‌ هم‌ مأجور است‌».
 
	آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» مشركان‌ «با سخت‌ترين‌ سوگندهايشان‌ به‌ خدا سوگند خوردند» يعني: به‌ سخت‌ترين‌ سوگندهايي‌ كه‌ در قدرت‌ و توانشان‌ بود «كه‌ اگر معجزه‌اي‌ براي‌ آنان ‌بيايد، حتما به‌ آن‌ ايمان‌ مي‌آورند» يعني: اگر محمدص معجزه‌اي‌ از معجزاتي‌ را كه‌ آنان‌ پيشنهاد داده‌اند يا مي‌دهند، بياورد؛ قطعا به‌ او ايمان‌ مي‌آورند. و از آنجا كه ‌مشركان‌ عقيده‌ داشتند كه‌ خداوند(ج)، خداي‌ اعظم‌ است‌، از اين‌رو به‌نام‌ اوسوگند خوردند. «بگو» اي‌ پيامبرص «جز اين‌ نيست‌ كه‌ معجزات‌ تنها در اختيار الله است‌» اين‌ معجزه‌ پيشنهادي‌ شما و غير آن‌ از معجزات‌، همه‌ در اختيار حق‌ تعالي ‌است‌ و هيچ‌ چيز از اين‌ معجزات‌ در اختيار من‌ نيست‌ پس‌ اگر خدا(ج) بخواهد، آن‌را فرود مي‌آورد و اگر نخواهد فرود نمي‌آورد «و شما چه‌ مي‌دانيد كه‌ اگر معجزه‌اي ‌هم‌ بيايد، باز ايمان‌ نمي‌آورند» يعني: اي‌ مسلمانان‌! چه‌ چيز شما را آگاه‌ ساخته ‌است‌ كه‌ اگر معجزه‌اي‌ براي‌ آنان‌ بيايد، ايمان‌ مي‌آورند؟ نه‌! چنين‌ نيست‌، آنان‌ ايمان‌ نمي‌آورند و حقيقت‌ حال‌ همين‌ است‌ كه‌ من‌ شما را از آن‌ آگاه‌ ساختم ‌پس‌ اين‌قدر بر ايمان‌ آوردنشان‌ حريص‌ نباشيد.
از محمدبن‌كعب‌ قرظي‌ دربيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ گفت: رسول‌ خداص با قريش‌ گفت‌وگو كرده‌ و از آنان‌ خواستند كه‌ ايمان‌ بياورند اماآنها در پاسخ‌ گفتند: اي‌ محمد! به‌ ما خبر مي‌دهي‌ كه‌ با موسي‌ عصايي ‌بود... عيسي‌ مردگان‌ را زنده‌ مي‌كرد... ثمود ماده‌شتري‌ داشت‌ و... پس‌ تو هم براي‌ ما از اين‌گونه‌ معجزات‌ بياور تا تو را تصديق‌ كنيم‌! رسول‌ خداص ف