ه‌ باطل‌ پدر و مادرت‌ «سپس ‌بازگشت‌ شما به‌سوي‌ من‌ است‌» نه‌ به‌سوي‌ غير من‌ «پس‌ شما را آگاه‌ مي‌سازم‌» يعني: به‌ شما در هنگام‌ بازگشتتان‌ به‌سوي‌ من‌ خبر مي‌دهم‌ «از آنچه ‌مي‌كرديد» از خير و شر پس‌ هر عمل‌كننده‌اي‌ را در برابر عملش‌ جزا مي‌دهم‌.
قول‌ مختار در نزد مفسران‌ اين‌ است‌ كه: اين‌ دو آيه‌ از كلام‌ خداي‌ سبحان ‌مي‌باشد كه‌ به‌عنوان‌ سخن‌ معترضه‌اي‌ در ميان‌ سفارشهاي‌ لقمان‌ به‌ پسرش ‌آمده ‌است‌.
سپس‌ خداوند متعال‌ به‌ بقيه‌ سخنان‌ لقمان‌ براي‌ فرزندش‌ در پند دادن‌ به‌ وي‌ پرداخته‌ و مي‌فرمايد:
 
سوره لقمان آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ فرزندم‌! بدان‌ كه‌ اگر آن‌» يعني: اگر گناه‌ يا عمل‌ تو «همسنگ‌ دانه‌ خردلي ‌باشد» كه‌ ريزترين‌ دانه‌هاست‌ به‌ طوري‌كه‌ سنگيني‌ آن‌ با حس‌ دريافته‌ نمي‌شود و ترازويي‌ را به‌ تكان‌ وا نمي‌دارد «آن‌گاه‌ در دل‌ تخته‌سنگي‌ باشد» يعني: عملت‌ در پنهان‌ترين‌ و محفوظترين‌ مكاني‌ قرار گرفته‌ باشد «يا در آسمانها يا در زمين ‌باشد» يعني: يا در هرجايي‌ از اماكن‌ آسمانها و زمين‌ قرار داشته‌ باشد «خداوند آن‌را مي‌آورد» يعني: آن‌ را حاضر مي‌گرداند و انجام‌دهنده‌ آن‌ را برابر آن‌ مورد محاسبه‌ قرار مي‌دهد «بي‌گمان‌ خداوند لطيف‌ است‌» و باريك‌بين‌ پس‌ هيچ‌ كار نهاني‌اي‌ بر او پنهان‌ نمي‌ماند بلكه‌ علم‌ وي‌ به‌ هر امر نهاني‌اي‌ مي‌رسد «و خبير» است‌ به‌ هرچيز لذا هيچ‌ چيز از معرض‌ آگاهي‌ وي‌ ناپديد نمي‌شود.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «اگر يكي‌ از شما در دل‌ صخره‌ سنگي‌ سخت‌ كه‌ نه‌ آن‌ را دري‌ است‌ و نه‌ روزنه‌اي، عملي‌ انجام‌ دهد، بي‌گمان‌ عمل‌ وي‌ ـ هر چه‌ باشد ـ براي‌ مردم‌ بيرون‌ آورده‌ مي‌شود».
 
	سوره لقمان آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ فرزندم‌! نماز را برپا دار و به‌ معروف‌ امر و از منكر نهي‌ كن‌ و بر آنچه‌ كه‌ به‌ تو رسد» از آزار و اذيت‌ در برابر امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر، يا ديگر محنت‌ها «صبر كن‌» دليل‌ مخصوص‌ ساختن‌ اين‌ طاعتها اين‌ است‌ كه‌ اينها اساس‌ عبادات‌ و تكيه‌گاههاي‌ خير مي‌باشند «بي‌گمان‌ اين‌» طاعات‌ ذكر شده‌ «از امور عزم‌ شده‌ است‌» يعني: از اموري‌ است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آنها را بر بندگانش‌ عزيمت‌ و واجب‌ قرار داده‌ است‌. يا محتمل‌ است‌ مراد اين‌ باشد: اين‌ خصلت‌ها از اعمال‌ سترگ‌ و برتر اهل‌ اخلاق‌ و كارهاي‌ محوري‌ بندگان‌ استوارقدمي‌ است‌ كه‌ مصممانه‌ راه‌ نجات‌ را مي‌پيمايند.
اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ امت‌هاي‌ ديگر نيز به‌ اين‌ طاعت‌ها مأمور بوده‌اند.
 
	سوره مريم آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِّيَكُونُوا لَهُمْ عِزّاً ‏
 
‏ترجمه :
«و به‌جاي‌ خدا معبوداني‌ اختيار كردند تا برايشان‌ سبب‌ عزت‌ باشند» يعني‌ تا آن‌ خدايان‌ در دنيا برايشان‌ يار و مددكار و مايه‌ عزت‌ و افتخار باشند، يا در آخرت ‌برايشان‌ شفاعتگر باشند.
اما خداوند(ج)اين‌ پندار بي‌اساسشان‌ را رد نموده‌ مي‌فرمايد:
 
	سوره لقمان آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و رويت‌ را از مردم‌ برمگردان‌» يعني: از مردم‌ بر سبيل‌ تكبر و گردن‌ فرازي‌ و نخوت‌ رخ‌ برمتاب‌. يا معني‌ اين‌ است: آن‌گاه‌ كه‌ نام‌ كسي‌ در نزد تو برده‌ شد، گونه‌ات‌ را به‌ نشانه‌ اين‌ كه‌ او را حقير و كوچك‌ مي‌شماري، برمگردان‌ و با مردم‌ به‌تواضع‌ و فروتني‌ رفتار كن‌ و حتي‌ اگر كمترترين‌ كس‌ با تو سخن‌ مي‌گويد، به‌ او گوش‌ فراده‌ تا سخنش‌ را به‌ آخر برساند. چنان‌كه‌ رسول‌اكرم‌ ص چنين‌ مي‌كردند. «و در زمين‌ خرامان‌ راه‌ مرو» يعني: خودبينانه، فخرمآبانه‌ و گردن‌كشانه‌ راه‌ مرو، كه‌ اين‌ سبب‌ خشم‌ الهي‌ بر تو مي‌شود. هدف، نهي‌ از تكبر و گردنكشي‌ است‌.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ صحاح‌ شش‌گانه‌ از ابن‌عمر(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «من‌ جر ثوبه‌ خيلاء لا ينظر الله‌ إليه‌ يوم‌ القيامة: هر كس ‌جامه‌اش‌ را از روي‌ خودبيني‌ و تكبر كشال‌ و كشيده‌ ساخت، خداوند (ج) در روز قيامت‌ به‌سوي‌ او (به‌ نظر رحمت‌) نگاه‌ نمي‌كند». «بي‌گمان‌ خداوند هيچ‌ مختال‌ فخوري‌ را دوست‌ نمي‌دارد» اختيال: تكبر و خودبرتربيني‌ است‌. فخور: كسي‌ است‌ كه‌ بر مردم‌ به‌ مال، يا شرف، يا نيرويي‌ كه‌ دارد، فخر مي‌فروشد. البته‌ سخن‌ گفتن ‌از نعمت‌هاي‌ خداي‌ عزوجل‌ بر خود، از باب‌ فخرفروشي‌ نيست‌ زيرا خداوند متعال‌ مي‌فرمايد:   (واما بنعمة ربك فحدث): (اما از نعمت‌ پروردگارت‌ سخن‌ بگوي‌).
 
سوره لقمان آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در راه‌ رفتن‌ خود ميانه‌روي‌ كن‌» يعني: در راه‌ رفتن‌ روشي‌ در ميان ‌شتاب‌روي‌ و آهسته‌روي‌ اختيار كن‌ لذا نه‌ مانند كساني‌ كه‌ خود را به‌ مردگي ‌مي‌زنند، خزنده‌ راه‌ برو و نه‌ مانند شيطان‌ از زمين‌ برجه‌. نقل‌ است‌ كه: عمر(رض) مردي‌ را ديد كه‌ مرده‌وار راه‌ مي‌رود و به‌ بي‌حالي‌ و بي‌رمقي‌ تظاهر مي‌كند، گويي ‌مي‌خواهد تا بر تواضع‌ خويش‌ بيفزايد پس‌ به‌ او گفت: «لا تمت‌ علينا ديننا اماتك ‌الله: دين‌ ما را بر ما نميران، خدا تو را بميراند». همچنين‌ نقل‌ است‌ كه: عمر(رض) مردي‌ را ديد كه‌ سرش‌ را فروانداخته‌ و خود را بي‌رمق‌ و خاكسار نشان‌ مي‌دهد پس ‌به‌ وي‌ گفت: «ارفع‌ رأسك‌ فإن‌ الاسلام‌ ليس‌ بمريض: سرت‌ را بردار زيرا اسلام ‌بيمار نيست‌». يعني: بانشاط، نيرومند، سرحال‌ و سرزنده‌ باش‌. در سنت‌ ثابت ‌شده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا‌ص چون‌ راه‌ مي‌رفتند، به‌ شتاب‌ راه‌ مي‌رفتند. پس ‌ معناي‌ (‏ وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ)   اين‌ است: در راه ‌رفتنت‌ خرامان‌ و متكبر مباش‌. عطاء مي‌گويد: «يعني‌ باوقار و سكينه‌ راه‌ برو». «و صدايت‌ را آهسته‌ بدار» آن‌ را فرود آور و باتكلف‌ بلند نكن‌ زيرا بلندكردن‌ صدا به‌ بيشتر از حد نياز، شنونده‌ را مي‌آزارد «همانا انكر آوازه