 
	سوره مؤمنون آيه  117
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هر كس‌ با خدا معبود ديگري‌ را بخواند، براي‌ او برهاني‌ نخواهد بود» برهان: حجت‌ و دليل‌ واضح‌ و روشن‌ است‌. آري‌! در عرصه‌ هستي‌ پروردگاري‌ جزا (ج) وجود ندارد كه‌ بر وجود وي‌ برهاني‌ اقامه‌ شود «و حسابش‌ فقط با پروردگارش‌ مي‌باشد» پس‌ او خواه‌ناخواه‌ مجازاتش‌ مي‌كند «در حقيقت‌ كافران‌ رستگار نمي‌شوند» در روز قيامت‌.
نسفي‌ مي‌گويد: «خداوند(ج) اين‌ سوره‌ كريمه‌ را ب ا: ﴿ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ‏﴾  آغاز كرد و آن‌ را با: ﴿  إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ ‏﴾ به پايان‌ آورد. وه‌! در ميان‌ آغاز و انجام‌ آن‌ چه‌ فاصله‌ بزرگي‌ است‌».
 
سوره مؤمنون آيه  118
‏متن آيه : ‏
‏ وَقُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بگو: پروردگارا! بيامرز و رحم‌ كن‌ زيرا تو بهترين‌ بخشايندگاني‌» و فقط رحمت‌ و بخشايش‌ توست‌ كه‌ انسان‌ را از رحمت‌ و مهر ديگران‌ بي‌نياز مي‌گرداند درحالي‌كه‌ رحمت‌ ديگران‌ او را هرگز از رحمتت‌ بي‌نياز نمي‌كند. بدين‌سان‌، خداوند (ج) پيامبرش‌ را به‌ استغفار امر كرد تا امتش‌ به‌ وي‌ اقتدا كنند.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوبكر صديق‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: «يا رسول‌الله! به‌ من‌ دعايي‌ بياموزانيد تا آن‌ را در نمازم‌ بخوانم‌». فرمودند: «بگو: اللهم‌ إني ‌ظلمت‌ نفسي‌ ظلماً كثيراً، وأنه‌ لا يغفر الذنوب‌ إلا أنت‌، فاغفرلي‌ مغفرة‌ من‌ عندك‌ وارحمني ‌إنك‌ أنت‌ الغفور الرحيم: بارخدايا! من‌ برخود بسيار ستم‌ كرده‌ام‌ و جز تو كسي ‌گناهان‌ را نمي‌آمرزد پس‌ بر من‌ بيامرز به‌ آمرزشي‌ از جانب‌ خود و بر من‌ رحم‌ كن‌ كه‌ تو آمرزگار مهربان‌ هستي‌».
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ دو آيه‌ اخير اين‌ سوره‌، از آيات‌ شفاء است‌. از عبدالله بن‌مسعود(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ او از نزد مرد بيماري‌ مي‌گذشت‌ پس‌ درگوش‌ وي‌ خواند: ﴿‏ أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثاً...﴾ تا آخر سوره‌؛ و آن‌ شخص‌ بيمار شفا يافت‌. پس‌ اين‌ خبر به‌ رسول‌ خدا ص رسيد، آن‌ حضرتص به‌ عبدالله فرمودند: «در گوش‌ وي‌ چه‌ خواندي‌؟» او حكايت‌ را بازگفت‌. آن‌ حضرت‌ ص فرمودند: «سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جانم‌ در اختيار اوست‌، اگر كسي‌ آن‌ را از روي‌ يقين ‌بر كوهي‌ بخواند، قطعا آن‌ كوه‌ ازبين‌ مي‌رود». پس‌ آنچه‌ معتبر است‌؛ ايمان‌، يقين‌، صفاي‌ خواننده‌ و استعداد و قابليت‌ بيمار براي‌ درمان‌ با قرآن‌ است‌.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:629.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:630.txt"> آيه  2</a><a class="text" href="w:text:631.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:632.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:633.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:634.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:635.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:636.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:637.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:638.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ نور ﴾</a></body></html>سوره نور آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌، سوره‌اي‌ است‌ كه‌ آن‌ را نازل‌ كرده‌ايم‌» سوره: عبارت‌ از آيات‌ زنجيره‌وار و پياپي‌اي‌ است‌ كه‌ داراي‌ آغاز و انجامي‌ باشد «و آن‌ را فرض‌ گردانيديم‌» يعني: عمل‌ به‌ احكام‌ آن‌ را واجب‌ و لازم‌ و قطعي‌ گردانيديم‌ «و در آن‌ آياتي‌ روشن‌ نازل‌ كرديم‌» تكرار (انزلنا)، گوياي‌ كمال‌ عنايت‌ حق‌ تعالي‌ به‌ فرود آوردن‌ اين‌ سوره ‌است‌، به‌دليل‌ احكامي‌ كه‌ اين‌ سوره‌ دربرگيرنده‌ آن‌ مي‌باشد «باشد كه‌ پندگيريد» لذا حكمت‌ فرود آوردن‌ اين‌ سوره‌ به‌ ترتيبي‌ كه‌ ذكر شد، اين‌ است‌. پس ‌اين‌ آيه‌، در واقع‌ مقدمه‌ سوره‌ مي‌باشد.
	﴿ سوره‌ مریم ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (98) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه‌: اين‌ سوره‌ را به‌ سبب‌ اين‌كه‌ مشتمل‌ بر داستان‌ بارداري‌ سيدتنا مريم‌ عليهاالسلام‌ و ولادت‌ عيسي‌ (ع) است‌، «مريم‌» ناميدند. ابن‌ مسعود(رض) در بيان‌ داستان‌ هجرت‌ حبشه‌ مي‌گويد: «جعفر بن‌ ابي‌طالب‌(رض) صدر اين‌ سوره‌ را بر نجاشي‌ پادشاه‌ حبشه‌ و اصحابش‌ قرائت‌ كرد».
موضوع‌ اين‌ سوره‌ همانند ساير سوره‌هاي‌ مكي‌، مشتمل‌ بر اثبات‌ وجود خداوند(ج)و وحدانيت‌ وي‌ و اثبات‌ بعث‌ و جزا از خلال‌ بيان‌ داستانهاي‌ گروهي‌ از انبيا‡ است‌.
 
سوره نور آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«زن‌ و مرد زناكار» كه‌ هنوز ازدواج‌ نكرده‌اند ؛ «به‌ هريك‌ از آنان‌ صد تازيانه بزنيد» يعني: حكم‌ زن‌ و مرد زناكاري‌ كه‌ قبل‌ از ازدواج‌ مرتكب‌ اين‌ عمل‌ شده‌ باشند، زدن‌ صد تازيانه‌ به‌ هريك‌ از آنان‌ است‌.
زنا: عبارت‌ است‌ از مقاربت‌ جنسي‌ مرد با زن‌ بدون‌ عقد ازدواج‌ و بدون‌ وجود شبهه‌ نكاح‌. زانيه: زني‌ است‌ كه‌ به‌ زنا رغبت‌ داشته‌ و در برابر مرد زناكار تمكين ‌مي‌كند، نه‌ زني‌ كه‌ اين‌ عمل‌ به‌زور و اجبار با وي‌ انجام‌ مي‌شود. جلد: زدن‌ با تازيانه‌ يا عصاست‌، گفته‌ مي‌شود: «جلده‌» آن‌گاه‌ كه‌ كسي‌ بر پوست‌ بدن‌ كسي ‌ديگر تازيانه‌ بزند.
زدن‌ صد تازيانه‌، حد زناي‌ مرد آزاد بالغ‌ بكر (غيرمتأهل) و زن‌ زناكار آزاد بالغ‌ غيرشوهردار است‌، البته‌ در سنت‌ رسول‌اكرم‌ ص افزون‌ بر زدن‌ صد تازيانه‌، تبعيد يك‌ سال‌ هم‌ ثابت‌ شده‌ است‌، هرچند اين‌ حكم‌ ميان‌ فقها اتفاقي‌ نيست‌، چنان‌ كه‌ خواهد آمد. اما مرد و زني‌ كه‌ آزاد و متأهل‌ باشند، يعني‌ با نكاح‌ صحيح ‌ازدواج‌ كرده‌ باشند و ميان‌ آنها مقاربت‌ هم‌ انجام‌ گرفته‌ باشد ـ هرچند يك‌ بار ـ ومرتكب‌ زنا گردند، حد آنها بنا بر سنت‌ صحيح‌ متواتر، رجم‌ (سنگسار) است‌ وفقها بر اين‌ حكم‌ اتفاق‌ نظر دارند. همچنين‌ اتفاق‌ نظر دارند بر اين‌كه‌ حد زناي‌ مرد و زن‌ متأهل‌ برده‌ كه‌ آزاد نيستند، فقط زدن‌ تازيانه‌ است‌ زيرا در بردگان‌ سنگساري ‌نيست‌. اما در خصوص‌ حد زناي‌ بكر (مرد و زن‌ غيرمتأهل)، احناف‌ با عمل‌ به ‌صريح‌ آيه‌ فقط به‌ تازيانه‌ حكم‌ مي‌كنند نه‌ به‌ تبعيد يك‌ سال‌ ولي‌ جمهور فقها (مالك‌، شافعي‌، احمدحنبل) برآنند كه‌ حد زناي‌ مرد بكر، صد تازيانه