ر آفرينش‌ اوليه‌ بشر از خاك‌ و سپس‌ خلقت‌ ثانويه‌ وي‌ از نطفه ‌قادر باشد ـ درحالي‌كه‌ ميان‌ آب‌ و خاك‌ تناسبي‌ وجود ندارد ـ و باز بر متطورساختن‌ آن‌ نطفه‌ به‌ علقه‌ ـ با آن ‌همه‌ تبايني‌ كه‌ ميان‌ آنها وجود دارد ـ قادر باشد و همين‌طور بر ديگر مظاهر قدرت‌ در اين‌ عرصه‌، حتما باز گرداندن‌ آن ‌آفرينش‌ بر وي‌ آسان‌تر است‌ «و آنچه‌ را كه‌ بخواهيم‌ در رحم‌ها قرار مي‌دهيم‌» و درنتيجه‌، جنين‌ سقط نمي‌شود «تا ميعادي‌ معين‌» و مشخص‌ كه‌ آن‌ را مقدرنموده‌ايم‌. يعني: بعضي‌ از جنين‌ها را هم‌ سقط مي‌گردانيم‌ كه‌ دوره‌ تطور آن ‌به‌اتمام‌ نمي‌رسد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ ميعاد استقرار جنين‌ در رحم‌ براي‌ بشر غالبانه‌ ماه‌ است‌ و هر جنسي‌ از حيوانات‌، دوره‌ معيني‌ از بارداري‌ را دارد «آن‌گاه‌ شمارا به‌ صورت‌ كودكي‌ بيرون‌ مي‌آوريم‌» از شكمهاي‌ مادرانتان‌ «باز» قواي‌ بدني‌ و عقلي‌ شما تكامل‌ مي‌يابد «تا به‌ حد نهايي‌ رشد خود برسيد» اشد: كمال‌ عقل‌، كمال‌ نيرومندي‌ و رشد و تمييز است‌. به‌ قولي: سن‌ رشد، از سي‌ تا چهل‌سالگي ‌است‌ «و بعضي‌ از شما كسي‌ است‌ كه‌ جانش‌ گرفته‌ مي‌شود» يعني: قبل‌ از رسيدن‌ به‌سن‌ رشد به‌ طور زودرس‌ جانش‌ گرفته‌ مي‌شود و از دنيا در مي‌گذرد «و بعضي‌ از شما به‌ حد غايت‌ فرتوتي‌ عمر بازبرده‌ مي‌شود» يعني: به‌ بدترين‌ و پست‌ترين‌ مرحله‌ عمر كه‌ همانا مرحله‌ خرفتي‌ است‌ مي‌رسد تا بدانجا كه‌ عقل‌ و حافظه‌ از سرش ‌رخت‌ بربسته‌ و حالش‌ از حال‌ يك‌ كودك‌ غير مميز هم‌ بدتر مي‌شود «چندان‌ كه ‌پس‌ از دانستن‌، چيزي‌ نمي‌داند» يعني: به‌ حالتي‌ از پيري‌ و خرفتي‌ مي‌رسد كه‌ پس‌ از دانستن‌ و شناختن‌ بسياري‌ از چيزها، ديگر نه‌ آنها را مي‌داند و نه‌ مي‌شناسد. عكرمه‌ مي‌گويد: «هر كس‌ قرآن‌ بخواند، به‌ اين‌ حالت‌ نمي‌پيوندد». نقل‌ است‌ كه ‌رسول‌ خدا ص در جمله‌ دعاهايشان‌ هميشه‌ اين‌ دعا را مي‌خواندند: «اللهم‌ إني ‌أعوذ بك‌ من‌ البخل‌ وأعوذ بك‌ من‌ الجبن‌ وأعوذ بك‌ من‌ أن‌ أرد إلى أرذل‌ العمر وأعوذ بك ‌من‌ فتنة‌ الدنيا وعذاب‌ القبر:  بارخدايا! من‌ از بخل‌ به‌ تو پناه‌ مي‌برم‌ و از جبن‌ به‌ تو پناه‌ مي‌برم‌ و به‌ تو پناه‌ مي‌برم‌ از اين‌ كه‌ برگردانده‌ شوم‌ به‌ پست‌ترين‌ عمر و به‌ تو پناه‌ مي‌برم‌ از فتنه‌ دنيا و عذاب‌ قبر».
بعد از آن‌ دومين‌ دليل‌ بر امكان‌ رستاخيز مطرح‌ مي‌شود: «و زمين‌ را خشكيده‌ مي‌بيني‌» يعني: آن‌ را مرده‌ و افسرده‌ مي‌بيني‌ كه‌ هيچ‌ گياهي‌ را نمي‌روياند، همچون‌ آتش‌؛ وقتي‌ كه‌ سرد و خاموش‌ شود «پس‌ چون‌ بر آن‌ آب‌ را» يعني: آب ‌باران‌ را «فروفرستيم‌، به‌ جنبش‌ در مي‌آيد» يعني: آن‌ رستني‌ها به‌سبب‌ بسياري‌ ونيرومندي‌ خود به‌ جنبش‌ در مي‌آيد «و نمو مي‌كند» يعني: بلند مي‌شود، يا باد مي‌كند «و مي‌روياند» يعني: بيرون‌ مي‌آورد «از هر نوع‌ رستني‌هاي‌ خرم‌» يعني: از هرگونه‌ رستني‌هاي‌ زيبا و از هر رنگ‌ رعنا و دلربا؛ اعم‌ از سبزيها، ميوه‌ها، گلها ورياحين‌. بهجت: زيبايي‌، نيكويي‌ و خرمي‌ است‌. پس‌ ذاتي‌ كه‌ بر زنده ‌ساختن‌ زمين‌ مرده‌اي‌ قادر باشد، بر آفرينش‌ دوباره‌ انسان‌ نيز تواناست‌.
در بخشي‌ از حديث‌ شريف‌ لقيط بن‌ عامر(رض) آمده ‌است: «... گفتم‌ يارسول‌الله! چگونه‌ خداي‌ متعال‌ مرده‌ را زنده‌ مي‌كند و نشانه‌ اين‌ رستاخيز در خلقش‌ چيست‌؟ فرمودند: آيا به‌ واديي‌ مرده‌ و بي‌آب‌وعلف‌ گذر كرده‌اي‌؟ گفتم: آري‌! فرمودند: آيا مجددا درحالي‌كه‌ از سبزي‌ و خرمي‌ جنب‌وجوش‌ دارد بر آن‌ وادي ‌گذشته‌اي‌؟ گفتم: آري‌! فرمودند: خداوند متعال‌ اين‌چنين‌ مردگان‌ را زنده‌ مي‌كند و اين‌ است‌ نشانه‌ وي‌ در (رستاخيز) خلقش‌».
	سوره ماعون آيه  4‏متن آيه : ‏‏ فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ ‏
 آيه  5‏متن آيه : ‏‏ الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ‏
 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ واي‌ بر نمازگزاراني‌ كه‌ از نماز خويش‌ غافلند» و به‌ آن‌ اهميتي‌ نمي‌دهند به‌طوري‌كه‌ اگر نماز بگزارند، از نماز خود اميد ثوابي‌ را نمي‌برند و در برابر ترك‌ آن‌ نيز از مجازاتي‌ بيم‌ ندارند همچنين‌ آنان‌ از نماز غافلند تا وقت‌ آن‌ از دست‌ برود پس‌ اگر با مؤمنان‌ باشند، به‌ ريا نماز مي‌خوانند اما اگر با مؤمنان‌ نبودند، نماز نمي‌خوانند. حق‌ تعالي‌ فرمود: (عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ‏): (از نماز خويش‌ غافلند) ونفرمود: «في‌ صلاتهم‌ ساهون: در نماز خويش‌ غافلند» زيرا سهو و غفلت‌ در اثناي ‌نماز، آمرزيده‌ و بخشوده ‌است‌ چراكه‌ اين‌ سهو غير اختياري‌ مي‌باشد. پس‌عبارت: (عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ‏)به‌ اين‌ معني‌ است‌ كه‌ آنان‌ با به‌ تأخير انداختن‌ وقت ‌نماز، يا با خواندن‌ آن‌ به‌ بي‌مبالاتي‌، از نماز خويش‌ غافلند. يا مراد بي‌نمازاني‌اندكه‌ از نماز خويش‌ غافلند. اما چنان‌ كه‌ گفتيم‌؛ سهو در نماز در تحت‌ تكليف‌ داخل ‌نمي‌شود چرا كه‌ امري‌ غير اختياري‌ است‌ و ثابت‌ شده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص خود در نماز سهو نمودند و براي‌ كسي‌ كه‌ در نماز سهو مي‌كند، سجده‌ سهو را مشروع‌ كردند. همچنين‌ صحابه‌ در نماز سهو مي‌كردند. ابن‌كثير نقل‌ مي‌كند كه‌ رسول‌ خدا ص در پاسخ‌ سعدبن‌ابي‌وقاص‌(رض) كه‌ از ايشان‌ پرسيد: (عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ‏)چه‌ كساني‌اند؟ فرمودند: «كساني‌ كه‌ نماز را از وقت‌ آن‌ به‌ تأخير مي‌اندازند».
ابن‌عباس‌ رضي‌الله عنهما در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ درباره‌ منافقاني ‌نازل‌ شد كه‌ وقتي‌ مؤمنان‌ حاضر مي‌بودند، از روي‌ ريا و خودنمايي‌ نماز مي‌خواندند اما وقتي‌ مؤمنان‌ غايب‌ مي‌بودند، نماز را ترك‌ مي‌كردند همچنين‌ آنان‌ از عاريت ‌دادن‌ اشيا و وسايل‌ ضروري‌ منزل‌ به‌ مؤمنان‌ خودداري‌ مي‌كردند.
 
سوره ماعون آيه  6

‏متن آيه : ‏

‏ الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«آنان‌ كه‌ ريا مي‌كنند» يعني: به‌ علاوه‌ آن‌كه‌ آنان‌ از نماز خود غافلند، در همان ‌نمازهايي‌ نيز كه‌ مي‌خوانند، رياكاري‌ مي‌كنند. يا آنان‌ در هر عمل‌ از اعمال‌ نيكي ‌كه‌ انجام‌ مي‌دهند، رياكاري‌ مي‌كنند تا مردم‌ آنان‌ را بستايند. گفتني‌ است‌ كه‌ حقيقت‌ ريا، طلب‌ منافع‌ دنيا به‌ وسيله‌ عبادت‌ و طلب‌ منزلت‌ در دلهاي‌ مردم‌ است‌. البته‌ پرهيز از ريا دشوار است‌ مگر براي‌ كسي‌ كه‌ به‌ نفس‌ خود رياضت‌ و سختي ‌بچشاند و آن‌ را به‌ اخلاص‌ وا دارد به‌ همين‌ جهت‌ رسول‌ خدا ص در حديث‌ شريف ‌فرموده‌اند: «الرياء أخفي‌ من‌ دبيب‌ النملة ‌السوداء في‌ الليلة‌ المظلمة‌ علي‌ المس