ِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ‏)همراه‌ تو نيست‌؟ گفت: چرا، هست‌. فرمودند: اين‌ سوره‌ ربع‌ (يك‌چهارم) قرآن‌ است‌. فرمودند: آيا(‏ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ ‏) همراه‌ تو نيست‌؟ گفت: چرا، هست‌. فرمودند: اين‌ سوره‌ نيز ربع ‌(يك‌چهارم) قرآن‌ است‌. فرمودند: آيا (‏ إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ‏)  همراه‌ تو نيست‌؟ گفت: چرا، هست‌. فرمودند: اين‌ سوره‌ نيز ربع‌ (يك‌چهارم) قرآن‌ است‌؛ پس‌ ازدواج‌ كن‌».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4154.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:4155.txt"> آيه  2</a><a class="text" href="w:text:4156.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:4157.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:4158.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:4159.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:4160.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:4161.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:4162.txt">آيه  9-10-11</a><a class="text" href="w:text:4163.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ عادیات ﴾</a></body></html> سوره عاديات آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحاً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«سوگند به‌ اسبان‌ تيزتك‌ كه‌ نفس‌نفس‌ مي‌زنند» ضبح: نوعي‌ از رفتار و دويدن ‌است‌ و وقتي‌ اسب‌ به‌شدت‌ بدود، گفته‌ مي‌شود: ضبح‌ الفرس‌. فراء مي‌گويد: «ضبح‌، صداي‌ نفس‌نفس‌زدن‌ اسب‌ در هنگام‌ دويدن‌ آن‌ است‌». مراد اسباني‌اند كه‌ يورشگرانه‌ و با خيز و تاخت‌ مجاهدان‌ در راه‌ خدا(ج) را به‌سوي‌ دشمن‌ كافر ستيزه‌گر مي‌برند. به‌ قولي: مراد شتراني‌اند كه‌ حجاج‌ را از عرفه‌ به‌سوي‌ مزدلفه ‌برده‌ و در آنجا ايشان‌ را گرد مي‌آورند. اما قول‌ اول‌ راجح‌ است‌.
از ابن‌عباس‌ رضي‌الله عنهما در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ فرمود: رسول‌ خدا ص مجاهداني‌ را سوار بر اسبان‌ به‌ جهاد فرستادند و يك‌ ماه‌ درنگ ‌كردند اما از آنان‌ خبري‌ نرسيد آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
	سوره عاديات آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ فَالْمُورِيَاتِ قَدْحاً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ اخگرانگيزان» مراد اسباني‌اند كه‌ از برخورد سم‌ و نعل‌ خود به‌ زمينهاي‌ سخت‌ و سنگ‌ و سنگريزه‌، جرقه‌هايي‌ مانند بيرون ‌آوردن‌ آتش‌ از آتش‌زنه‌ برمي‌انگيزند.
 
	سوره عاديات آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحاً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ اسبان‌ تكاور در صبحگاهان» يعني: اسباني‌ كه‌ بامدادان‌ بر دشمن ‌حمله‌ مي‌برند.
 
	سوره عاديات آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و با آن‌ يورش‌ غباري‌ برانگيزند» نقع: گردوغباري‌ است‌ كه‌ اسبان‌ در هنگام‌ حمله‌ بر دشمن‌ برمي‌انگيزند.
 
	سوره عاديات آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ در آن‌ هجوم‌ در ميانه‌ جمعي‌ درآيند» يعني: آن‌ اسبان‌ با حمله‌ و يورش ‌تكاورانه‌ خود به‌ ميان‌ دشمن‌ درآيند و به‌ اين‌ وسيله‌، قلب‌ دشمن‌ را بشكافند. دليل‌ اين‌كه‌ خداوند(ج) به‌ اسب‌ سوگند خورد اين‌ است‌ كه‌ اسب‌ در دويدن‌ خصوصياتي‌ دارد كه‌ ساير چهارپايان‌ فاقد آنند و نيز از آن‌ روي‌ كه‌ در پيشاني‌ اسب‌ تا روز قيامت‌ خير نوشته‌ شده ‌است‌ چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «الخيل‌ معقود بنواصيها الخير إلي‌ يوم‌ القيامة‌». پس‌ هدف‌ بالا بردن‌ شأن‌ و اهميت‌ اسب‌ در نزد مؤمنان‌ است‌ تا به‌ پرورش‌ آن‌ همت‌ و عنايت‌ گمارند و به‌ قصد جهاد در راه‌ خدا(ج) بر سواري‌ آن‌ تمرين‌ و ممارست‌ نمايند.
 
سوره عاديات آيه  6

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ ‏
‏ترجمه : ‏
جواب‌ سوگندهاي‌ ياد شده‌ اين‌ است: «هرآينه‌ انسان‌ در برابر پروردگارش‌ سخت‌ ناسپاس‌ است» كنود: كسي‌ است‌ كه‌ بسيار انكارگر و كفران‌كننده‌ نعمت‌ باشد. ظاهرا مراد از انسان‌ در اين‌ آيه‌، جنس‌ انسان‌ است‌ اما اكثر علما برآنند كه‌ مراد از آن‌، انسان‌ كافر مي‌باشد زيرا خداوند(ج) بعد از آن‌ مي‌فرمايد: (‏ أَفَلَا يَعْلَمُ ...): (مگر نمي‌داند كه‌ وقتي‌ آنچه‌ در گورهاست‌ زير و زبر شود؟) در حالي‌كه‌ انسان‌ مؤمن‌ از اين‌ حقايق‌ با خبر است‌. ولي‌ اين‌ گروه‌ از علما احتمال‌ اين‌ امر را كه‌ مراد از آيه ‌جنس‌ انسان‌ باشد، نيز رد نكرده‌اند با اين‌ توضيح‌ كه‌ جنس‌ و طبيعت‌ انسان‌ بر ناسپاسگزاري‌ سرشته‌ شده ‌است‌ مگر كسي‌كه‌ خداوند(ج) او را به‌ لطف‌ و توفيق ‌خود از اين‌ آفات‌ حفظ كند.
 
 سوره أنبياء آيه  112
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ احْكُم بِالْحَقِّ وَرَبُّنَا الرَّحْمَنُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» محمد ص «پروردگارا! خودت‌ به‌ حق‌ داوري‌ كن‌» ميان‌ من‌ و اين‌ گروه‌ تكذيب‌كننده‌. بدين‌گونه‌ بود كه‌ آن‌ حضرت‌ ص كار را به‌ خداي‌ سبحان‌ تفويض ‌كردند «و پروردگار ما خداي‌ رحمان‌ مستعان‌ است‌» پس‌، از او استعانت‌ مي‌جوييم ‌«بر آنچه‌ وصف‌ مي‌كنيد» از كفر و تكذيب‌ و هم‌ اوست‌ كه‌ به‌زودي‌ با قدرت‌ وحكمت‌ خويش‌، حق‌ را بر باطل‌ پيروز خواهد كرد.

سوره عاديات آيه  7

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ او بر اين‌ امر نيك‌ گواه‌ است» يعني: انسان‌ بر ناسپاسي‌ خود گواه ‌است‌ وبه‌ زبان‌ حال‌ يا قال‌ اين‌ گواهي‌ را عليه‌ خود مي‌دهد، از آن‌ رو كه‌ اثر اين‌ ناسپاسي‌ بر وي‌ آشكار و هويداست‌. اما قتاده‌ و سفيان‌ ثوري‌ مي‌گويند: «معني‌ اين‌ است‌ كه: خداي‌ عزوجل‌ بر اين‌ ناسپاسي‌ گواه‌ مي‌باشد».
	سوره عاديات آيه  8

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و همانا انسان‌ سخت‌ شيفته‌ مال‌ است» مفسران‌ در معني‌ اين‌ آيه‌ دو رأي‌ ذكر كرده‌اند: اول‌ اين‌كه‌ انسان‌ بسيار مال‌دوست‌ است‌، دوم‌ اين‌كه‌ او به‌ سبب‌ مال‌دوستي‌ حريص‌ و بخيل‌ مي‌باشد. ابن‌كثير مي‌گويد: «هر دو معني‌ صحيح ‌است‌». بنابراين‌، معناي‌ جمع‌ كننده‌ هر دو وجه‌ اين‌ است: انسان‌ در مال‌دوستي ‌زياده‌رو و در طلب‌ آن‌ به‌ گونه‌اي‌ سخت‌كوش‌ و در تك‌ و دو مي‌باشد كه‌ در پي ‌اندوختن‌ آن‌ دست‌ از پا نمي‌شناسد.
 
سوره عاديات آيه  9‏متن آيه : ‏‏ أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ ‏
 آيه  10‏متن آيه : ‏‏ وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ ‏
 آيه  11‏متن آيه : ‏‏ إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ ‏ 

‏ترجمه : ‏
«مگر نمي‌داند كه‌ چون‌ آنچه‌ در گورهاست‌، زيروزبر شود» يعني: آيا نمي‌داند كه‌ وقتي‌ مردگاني‌ كه‌ در گورهايند، برانگيخته‌ شوند و خاك‌ از رويشان‌ برافگنده‌ شود و آنان‌ بيرون‌ آورده‌ شوند؛ «و آنچه‌ در سينه‌هاست‌ فاش‌ شود» يعني: وقتي‌ كه‌ خيرو شر دلها از همديگر متمايز و آشكار شود؛ «بي‌گمان‌ آن