 ذكر است‌ كه‌ هدف‌ از نزول‌ اين‌ سوره‌، دلجويي‌ رسول ‌اكرم‌ ص و ياران‌ و پيروانشان‌ در برابر ايذاء كفار است‌؛ با بيان‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ كافران‌ امتهاي‌ پيشين‌ نيز مانند مردم‌ مكه‌ در برابر دعوتهاي‌ الهي‌ ستيزه‌گر و در تكذيب‌ حق‌ با هم‌ يكسان‌ بوده‌اند، مانند اصحاب ‌اخدود در يمن‌، فرعون‌، قوم‌ ثمود و ديگران‌؛ اما خداي‌ عزوجل‌ از آنان‌ انتقام ‌گرفت‌ زيرا آنان‌ در قبضه‌ قدرت‌ وي‌ قرار داشتند پس‌ همين‌گونه‌ از منكران‌ عنود و ستيزه‌گر با دين‌ اسلام‌ نيز انتقام‌ مي‌گيرد چرا كه‌ آنان‌ نيز در قبضه‌ قدرت‌ وي ‌قرار دارند.
سبب‌ نزول‌ اين‌ سوره‌ كه‌ بر محور اصحاب‌ اخدود دور مي‌زند، به‌طور موجز اين ‌بود: به‌ يكي‌ از شاهان‌ كفار يهودي‌ به‌نام‌ زرعه‌بن‌تبان‌ اسعد حميري‌ معروف‌ به‌ ذونواس‌ خبر رسيد كه‌ بعضي‌ از رعايايش‌ به‌ دين‌ نصرانيت‌ ايمان‌ آورده‌اند پس‌ با لشكرياني‌ از قبيله‌ حمير به‌ سراغ‌ ايشان‌ رفت‌ و چون‌ ايشان‌ را دستگير كرد، ميان‌ اين‌كه‌ يهودي‌ شوند يا در آتش‌ سوزانده‌ شوند، مخيرشان‌ نمود اما آن‌ مؤمنان‌ آتش‌ رابرگزيدند. سپس‌ گودالهايي‌ بركند و در آنها آتش‌ افروخت‌ آن‌گاه‌ به‌ ايشان‌ گفت: هر كس‌ از شما كه‌ از دين‌ خويش‌ برگردد، او را رها مي‌كنيم‌ و هر كس‌ كه‌ برنگردد، او را در اين‌ آتش‌ مي‌افگنيم‌. آن‌ مؤمنان‌ شكيبايي‌ و پايداري‌ ورزيدند و سرانجام‌ ايشان‌ را در آتش‌ افگندند در حالي‌ كه‌ آن‌ پادشاه‌ ستمگر با ياران‌ خود نظاره‌گر اين‌ صحنه‌ها بود. نقل‌ است‌ كه: دوازده، يا بيست‌، يا هفتاد هزار تن‌ از آن ‌مؤمنان‌ به‌ قتل‌ رسيدند. گفتني‌ است‌ كه‌ ذونواس‌ آخرين‌ پادشاه‌ حميري‌ و به ‌قول ‌ابن‌كثير مشرك‌ بود.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3919.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:3920.txt"> آيه  2</a><a class="text" href="w:text:3921.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:3922.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:3923.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:3924.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:3925.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:3926.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:3927.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:3928.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:3929.txt"> آيه  11</a><a class="text" href="w:text:3930.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:3931.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:3932.txt">آيه  14 </a><a class="text" href="w:text:3933.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:3934.txt"> آيه  16</a><a class="text" href="w:text:3935.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:3936.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ طارق ﴾</a></body></html> سوره طارق آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«سوگند به‌ آسمان‌ و سوگند به‌ طارق» طارق: ستاره‌ است‌ و به‌ آن‌ طارق ‌مي‌گويند؛ زيرا در شب‌ پديدار گشته‌ و در روز پنهان‌ مي‌شود. پس‌ هرآنچه‌ كه‌ در شب‌ پديدار شود، طارق‌ است‌. اين‌ معني‌ را حديث‌ شريف‌ رسول‌ خدا ص تأييد مي‌كند كه‌ در دعاي‌ خويش‌ فرمودند: «أعوذ بك‌ من‌ شر طوارق‌ الليل‌ والنهار، إلا طارقا يطرق‌ بخير يا رحمن: پروردگارا! به‌ تو از شر پيش‌آمدهاي‌ ناگوار شب‌ وروز پناه‌ مي‌برم‌ مگر پيش‌آمدي‌ كه‌ به‌ خير مي‌آيد، اي‌ رحمان‌». اعراب‌ مي‌گويند «طرق‌ الباب: در را كوبيد». در حديث‌ شريف‌ ديگري‌ آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص نهي‌ كردند از اين‌كه‌ مرد مسافر شب ‌هنگام‌ به‌طور ناگهاني‌ در منزلش ‌را كوبيده‌ و بر خانواده‌اش‌ فرود آيد.
	سوره أنبياء آيه  90
‏متن آيه : ‏
‏ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَباً وَرَهَباً وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌» دعاي‌ «او را اجابت‌ كرديم‌ و يحيي‌ را به‌ او بخشيديم‌» تفصيل‌ داستان ‌يحيي‌(ع) در سوره‌ «مريم‌» گذشت‌ «و همسرش‌ را براي‌ او شايسته‌ كرديم‌» يعني: زن‌ وي‌ نازا بود پس‌ او را زايا و آماده‌ حمل‌ كرديم‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: زنش ‌بداخلاق‌ بود پس‌ او را خوش‌ اخلاق‌ گردانيديم‌ «زيرا آنان‌ در كارهاي‌ نيك‌ شتاب ‌مي‌كردند و ما را از روي‌ رغبت‌ و بيم‌ مي‌خواندند» يعني: زكريا و همسرش‌علیهماالسلام ما را براي‌ طلب‌ خير و دفع‌ شر، در حال‌ خوشي‌ و ناخوشي‌، در راحتي‌ و شدت‌ مي‌خواندند و به‌سوي‌ ما زاري‌ مي‌كردند پس‌ سزاوار اين‌ اجابت‌ بودند «و در برابر ما خاشع‌ بودند» يعني: متواضع‌ و متضرع‌ و فروتن‌ بودند.
 
سوره طارق آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و تو چه‌ داني‌ كه‌ طارق‌ چيست» يعني: چه‌ داني‌ كه‌ آن‌ اختر شبگرد چيست‌؟ مراد تهويل‌ و تفخيم‌ شأن‌ آن‌ اختر است‌، گويي‌ بشر حقيقت‌ آن‌ ستاره‌ درخشان‌ دردوردستهاي‌ آسمانها را درك‌ نمي‌كند. سفيان‌بن‌عيينه‌ گفته‌ است: «هر چيزي‌ كه‌ در قرآن‌ به‌ صيغه‌ (ما ادراك) آمده‌ است‌، از جمله‌ اموري‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) پيامبرش‌ را از آن‌ آگاه‌ كرده ‌است‌ و هر چيزي‌ كه‌ در قرآن‌ به‌ صيغه‌ (ما يدريك) آمده‌، مربوط به‌ اموري‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) پيامبرش‌ را از آن‌ آگاه‌ نكرده ‌است‌».
سپس‌ خداوند(ج) «طارق‌» را با اين‌ فرموده‌اش‌ تفسير مي‌كند:
 
	سوره طارق آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ النَّجْمُ الثَّاقِبُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«ستاره‌ درخشان‌ است» ثاقب: درخششي‌ است‌ بسيار شديد كه‌ تاريكي‌ شب‌ را به‌ شدت‌ درهم‌ دريده‌ و پرتو خويش‌ را به‌ افق‌ مي‌فرستد. احتمال‌ دارد كه‌ مراد از طروق‌ آن‌، برخورد نور آن‌ با جو زمين‌ باشد زيرا واضح‌ است‌ كه‌ رسيدن‌ نور برخي‌ از ستاره‌ها به‌ جو زمين‌، زمان‌ طولاني‌اي‌ را در بر مي‌گيرد كه‌ گاهي‌ به‌هزاران‌ سال‌ نوري‌ مي‌رسد.
 
	سوره طارق آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«هيچ‌ كس‌ نيست‌ مگر اين‌كه‌ نگاهباني‌ بر او گماشته‌ شده‌ است» اين‌ آيه‌ جواب‌ هر دو سوگند قبلي‌ است‌. فرشتگان‌ نگهبان‌؛ فرشتگاني‌ هستند كه‌ عمل‌، گفتار و كردار انسان‌ و هر چه‌ را كه‌ از خير يا شر انجام‌ مي‌دهد، ثبت‌ و ضبط كرده‌ و از آفت‌ها نگهباني‌اش‌ مي‌كنند. يا آنها عمل‌، روزي‌ و اجل‌ وي‌ را حفظ و نگهداري‌ مي‌كنند هر چند نگهبان‌ در حقيقت‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌ اما حفظ فرشتگان‌ اثر حفظ ونگهباني‌ او مي‌باشد زيرا نگهباني‌ آنان‌ از انسان‌، به‌ فرمان‌ اوست‌.
 
	سوره طارق آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ انسان‌ بايد بنگرد كه‌ از چه‌ چيز آفريده‌ شده ‌است‌؟» يعني: بر انسان‌ لازم‌ است‌ كه‌ در امر آغاز آفرينش‌ خود تفكر و انديشه‌ كند تا قدرت‌ خداوند(ج) را بر آنچه‌ كه‌ فروتر از آن‌ است‌ ـ مانند قدرت‌ وي‌ بر ز