فوظ در آنجاست. واز آنجا اوامر وفرامين الهی وكتابها وساير امور ديگر فرود می آيد... وغيره».
وگفته شده: منظور از آنكه در آسمان است جبريل می باشد كه مسئول فرو بردن وخسف می باشد.
وگفته شده: منظور پروردگار يكتا است، و در اينجا بدينصورت كه او در آسمان است آورده شده تا با اعتقاد پيشينيان كه خداوند را در آسمان تلقی می كردند همخوانی داشته باشد.
همه اين گفته ها در حقيقت بر می گردد به فرار كردن گويندگانشان از تشبيه نمودن خداوند متعال، غافل از اينكه آنان با فرار از باران زير ناودان قرار گرفتند! چرا كه صفت «العلو» را از خداوند متعال ناخواسته نفی كرده اند.
اما آنچه علماء سلف وديدگاه راجح امت است كه بيان شد. وآنرا از ابن عباس و ابن جرير طبری نيز روايت نموديم بدون شك ثابت تر ودرستتر است. وآن با حديث مشهور كنيزك نيز موافقت دارد كه رسول اكرم ص از او پرسيد: خداوند كجاست؟ او گفت: در آسمان. پيامبر اكرم ص به صاحب كنيزك امر كردند كه: او را آزاد كن. چرا كه او مؤمن است.
واين نشانه ی اينست كه بدور از بحثهای فلسفی ودشوار سازی وتعقيد چيزهای واضح وروشن فطرت انسانی به صفت علويت وبالايی وبرتری خداوند متعال اقرار دارد. مگر نه اينست كه در هنگام دعا دست به آسمان بلند می كنيم! ودر هنگام حاجت چشم وجان ودلمان متوجه بالا است!
وهمچنين ديدگاه سلف با ساير آيات وارده در اين معنا موافقت وهمخوانی كامل دارد.
پس نمی توان گفت كه منظور از ﴿ في ﴾ ـ در ـ تحديد ظرف ومكان است. بدين معنا كه آسمان جايی است كه خداوند متعال در آن قرار دارد وبدينصورت خداوند را به چيزی كه در جايی قرار می گيرد تشبيه داده باشيم!.. حاشا لله!
چرا كه خداوند از تحديد در مكان مشخص آنچنان كه تصور عقلهای كوچك بشر است پاك ومبرا است.
واين حقيقتی است كه عقل انسانی آنرا هرگز نمی پذيرد، وآثار وارده از پيامبر اكرم صلی الله عليه وسلم شاهدی است گويا بر آن.
از آنجمله است حديث پيامبر اكرم ص كه فرموده اند: «آسمانهای هفتگانه در مقابل صندلی (كرسی) الهی چون حلقه ای است ناچيز، ويا چون درهمی است بر سپری. وآن كرسی ( صندلی ) در مقابل عرش پروردگار چون حلقه ای است ناچيز در صحرائی بيكران، واين عرش در كف پروردگار متعال چون دانه ای است ناچيز در كف يكی از شما».
پس با اين وجود ظرف بودن آسمان برای پروردگار سبحان آنگونه كه در تصور ماست بكلی بر طرف شد. چرا كه خداوند متعال بر عرش خويش استقرار يافت بگونه ای كه بر ما پوشيده است وشايان مقام الوهيت وجلال اوست.
و در آنچه گفته شد شفاست وكفايت از برای ما، و شكر و حمد و سپاس او راست سزاوار...
واز جمله آراء ديگری كه با اين معنای گفته شده همگام می شود:
رأی قرطبی است كه می گويد:  ﴿ مَّن فِي السَّمَاء﴾ همان بالای آسمان است. آنطور كه خداوند متعال در آيه دوم سوره توبه می فرمايند: (فسيحوا في الأَرْض) (بگرديد در زمين). يعنی: بالا يا روی زمين.
وهمچنين گفته اند: ﴿  في ﴾ بمعنی «علی» ـ روی ـ می باشد. مثل آيه 71 سوره طه: (وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ ) ـ وشما را بر روی شاخهای درختان خرما به دار میآويزم ـ.
وآثار وأحاديث صحيح وارده در اين مورد كه همه بر صفت «علو» وبلندی وبالايی پروردگار يگانه وپاك ومنزه بودن او از پستی وپايينی، وبر احترام ومكانت او دلالت دارند بسيار زيادند وكسی نمی تواند آنها را انكار كند مگر ملحد ونادان بی دين!..
وآنچه بيان آن رفت مذهب علماء ودانشمندان صدر اسلام است... آنانكه پروردگار خود را پاك ومبرا از هر عيب ونقصی می دانستند، و او را با زيباترين كلمات وعباراتی كه تنها شايسته اوست ياد می كردند. ودر پيروی آنان رشادت وسعادت دو دنيا نهفته است. (مصحح)
 
سوره ملك آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ كساني‌ كه‌ پيش‌ از آنان‌ بودند، نيز تكذيب‌ كردند پس‌ عقوبت‌ من‌ چگونه ‌بود؟» يعني: بنگر كه‌ عذاب‌ من‌ بر آنان‌ در برابر آن‌ تكذيب‌ چگونه‌ بود و به‌ آنان ‌از عذاب‌ فاجعه‌بار چه‌ها رسيد؟ لذا چگونه‌ اينان‌ از عذابم‌ ايمن‌ خواهند بود؟
 
	سوره ملك آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا بر فراز سرشان‌ به‌ پرندگان‌ ننگريسته‌اند كه‌ بال‌ گشاده‌اند» در هوا و در هنگام‌ پرواز بالهايشان‌ را گشاده‌ مي‌دارند «و گاه‌ فرو مي‌بندند» بالهاي‌ خود را «جز خداي‌ رحمان‌ كسي‌ آنان‌ را» در هوا در هنگام‌ پرواز و بازكردن‌ و فروبستن‌ بالهايشان ‌«نگاه‌ نمي‌دارد» خداي‌ توانا و مقتدري‌ كه‌ از رحمت‌ و لطف‌ خويش‌ چنان‌ صنعت ‌دقيق‌ و تركيب‌ عجيبي‌ در پرندگان‌ به‌ كار برده ‌است‌ كه‌ به‌ آنها امكان‌ مي‌دهد تا آن‌گونه‌ كه‌ بخواهند در هوا جولان‌ كنند. و بخش‌هايي‌ از اين‌ صنعت‌ دقيق‌ عبارت ‌است‌ از: سبكي‌ اجسامشان‌، پوشاندنشان‌ با كسوت‌ پر و پراكندن‌ آن‌ پرها به‌ روش‌ معيني‌ كه‌ چون‌ آنها را بر هوا زنند در جو ارتفاع‌ مي‌گيرند و به‌ جلو مي‌روند پس ‌پاك‌ و منزه‌ است‌ آفريننده‌ بي‌ مثال‌ «بي‌گمان‌ او به‌ هر چيز بيناست» يعني: به‌ چيزهايي‌ كه‌ براي‌ هر يك‌ از مخلوقاتش‌ شايسته‌ است‌ لذا چيزي‌ بر حق‌ تعالي‌ پنهان ‌نمي‌ماند و او مي‌داند كه‌ چگونه‌ عجايب‌ و غرايب‌ را بيافريند و آنها را در فضاي‌ خلقت‌ به‌ جولان‌ اندازد پس‌ چرا كفار از نگرش‌ در پريدن‌ مرغان‌، به‌ قدرت‌ ما بر عذاب‌ نمودن‌ خود پي ‌نمي‌برند و راه‌ نمي‌يابند؟
 
	سوره ملك آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ أَمَّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ جُندٌ لَّكُمْ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ الرَّحْمَنِ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا آن‌ كسي‌ كه‌ خود براي‌ شما چون‌ سپاهي‌ است‌ كه‌ شما را در برابر خداي‌ رحمان ‌ياري‌ مي‌كند كيست‌؟» يعني: كيست‌ آن‌ موجود حقيري‌ كه‌ به‌ پندار شما لشكري ‌براي‌ شما است‌ كه‌ متولي‌ و عهده‌دار نصرت‌ شما باشد چنانچه‌ خداوند(ج) خود شما را به‌ رحمت‌ و ياري‌ خود نصرت‌ ندهد؟ بدانيد كه‌ شما سپاه‌ و لشكري‌ نداريدكه‌ از عذاب‌ خداي‌ سبجان‌ بازتان‌ دارد. تعبير: (مِّن دُونِ الرَّحْمَنِ) به‌ اين‌ حقيقت ‌اشاره‌ دارد كه‌ بقاي‌ مردم‌ در زمين‌ همراه‌ با كفر و ظلمشان‌، به‌ سبب‌ رحمت‌ خداي ‌رحماني‌ است‌ كه‌ رحمتش‌ بر همه‌ چيز فراگير و گسترده‌ است‌ «كافران‌ جز در فريب ‌نيستند» فريب‌ بزرگي‌ از جهت‌ شيطان‌ كه‌ آنها را بدان‌ مي‌فريبد. آيه‌ كريمه‌ رد پندار كفاري‌ است‌ كه‌ با تكيه‌ بر ياري‌ ياران‌ كافرشان‌ از ايمان‌ آوردن‌ امتناع ‌مي‌كردند.
آن‌ گاه‌ خداوند متعال‌ بر اين‌ پندار كفار كه‌ غير از او روزي‌دهنده‌ ديگري‌ نيز وجود دارد 