ي‌ ما بياور» و جز اين‌ پاسخي‌ ديگر ندادند، كه‌ اين‌ پاسخ، نشانه‌ استمرارشان‌ بر تكذيب ‌و لجاجت‌ و عناد بود بدين‌ جهت، لوط پيامبر خدا از خداي‌ عزوجل‌ عليه‌ آنان‌ چنين‌ ياري‌ خواست:
 
سوره مريم آيه  68‏متن آيه : ‏‏ فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيّاً ‏
 آيه  69‏متن آيه : ‏‏ ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَنِ عِتِيّاً ‏
‏ترجمه : ‏
«پس‌ به‌ پروردگارت‌ سوگند كه‌ البته‌ آنان‌ را با شياطين‌ محشور مي‌سازيم‌» يعني‌: آنان‌ را بعد از بيرون‌ آوردن‌ از قبرهايشان‌ همراه‌ با شياطينشان‌ كه‌ گمراهشان ‌ساخته‌اند، به‌سوي‌ محشر گرد مي‌آوريم‌ «سپس‌ در حالي‌ كه‌ به‌ زانو در افتاده‌ اند» ازفرط آنچه‌ كه‌ به‌ آنان‌ از هول‌ موقف‌ قيامت‌ و ترس‌ از حساب‌ دست‌ مي‌دهد؛ «همه ‌آنها را پيرامون‌ جهنم‌ حاضر مي‌گردانيم‌. آن‌گاه‌ از هر شيعه‌اي‌ كساني‌ از آنان‌ را كه‌ بر خداي ‌رحمان‌ سركش‌تر بوده‌اند، بيرون‌ مي‌كشيم‌» يعني‌: از هر دسته‌ و طايفه‌اي‌ از طوايف ‌گمراهي‌ و فساد، سركش‌ترين‌ و نافرمان‌ترين‌ آنها را كه‌ عبارت‌ از رهبران‌ و رؤساي ‌شر و فسادند، جدا مي‌كنيم‌ و بيرون‌ مي‌كشيم‌. شيعه‌: فرقه‌ يا گروهي‌ است‌ كه‌ در عقيده‌، يا در مذهب‌، يا در انديشه‌ بر يك‌ رأي‌ متفق‌ باشد.
 
سوره عنكبوت آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ انصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» لوط(ع) «پروردگارا! مرا بر قوم‌ فسادكار نصرت‌ بخش‌» با فرود آوردن ‌عذاب‌ بر آنان‌. پس‌ خداي‌ عزوجل‌ فرشتگا نش‌ را براي‌ تعذيب‌ آنان‌ فرستاد و به ‌ايشان‌ فرمان‌ داد كه‌ قبل‌ از نازل‌ كردن‌ عذاب‌ بر قوم‌ لوط(ع)، نزد ابراهيم‌(ع) بروند و او را به‌ تولد فرزندي‌ برايش‌ مژده‌ دهند بدين‌ جهت‌ فرمود:<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1232.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:1233.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:1234.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:1235.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:1236.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:1237.txt"> آيه  36</a><a class="text" href="w:text:1238.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:1239.txt">آيه  38</a></body></html>سوره عنكبوت آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا إِنَّا مُهْلِكُو أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ إِنَّ أَهْلَهَا كَانُوا ظَالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ فرستادگان‌ ما براي‌ ابراهيم‌ مژده‌ آوردند» يعني: مژده‌ به‌ دنيا آمدن‌ فرزند وي‌ اسحاق‌(ع) و فرزند فرزند وي‌ يعقوب‌(ع) را «گفتند: ما اهل‌ اين‌ قريه‌ را هلاك‌كننده‌ هستيم‌» يعني: اين‌ سخن‌ را به‌ ابراهيم‌(ع) گفتند. مراد از قريه: شهر سدوم‌ است‌ كه‌ قوم‌ لوط در آن‌ زندگي‌ مي‌كردند «زيرا اهل‌ آن‌ ستمگر بودند» به‌ سبب ‌كفر و ارتكاب‌ انواع‌ معاصي‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اين‌ داستان‌ به‌طور مفصل‌ در سوره‌هاي‌ «هود» و «حجر» گذشت‌.
سوره عنكبوت آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطاً قَالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَن فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» ابراهيم‌(ع) «آخر لوط نيز در آنجاست‌» پس‌ با وجود آن‌ بي‌گناه، چگونه ‌آن‌ شهر را نابود مي‌كنيد؟ «گفتند : ما به‌ كساني‌ كه‌ در آنجا هستند» از خوبان‌ و بدان‌ «داناتريم‌» نسبت‌ به‌ تو پس‌ مي‌دانيم‌ كه‌ لوط هم‌ در آنجاست‌ «بي‌گمان‌ او و خانواده‌اش‌ را نجات‌ مي‌دهيم‌» از عذاب‌ «جز زنش‌ را كه‌ از باقي‌ماندگان‌ است‌» در عذاب‌ پس‌ با عذاب‌شوندگان‌ باقي‌ مي‌ماند و جزء نجات‌يافتگان‌ نيست‌.
دليل‌ اين‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ باقي‌ماندن‌ زن‌ لوط در عذاب‌ حكم‌ كرد، اين‌ بود كه‌ او قومش‌ را بر ستمگري‌ و گمراهي‌ و گناه‌ ياري‌ مي‌كرد لذا سزاوار جزايي‌ همچون‌ جزاي‌ آنان‌ شد.
 
سوره عنكبوت آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا أَن جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَقَالُوا لَا تَخَفْ وَلَا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هنگامي‌ كه‌ فرستادگان‌ ما» يعني: فرشتگان‌ ما «به‌نزد لوط آمدند، به‌ علت ‌حضور ايشان‌ ناراحت‌ شد» لوط÷ چون‌ آنان‌ را ديد، از ديدنشان‌ نگران‌ و پريشان ‌شد؛ زيرا ايشان‌ را از بشر پنداشت‌ و از آنجا كه‌ آنها به‌ صورت‌ پسراني‌ زيباروي‌ و نيك‌صورت‌ آمده‌ بودند، از تعرض‌ قوم‌ بدكارش‌ بر ايشان‌ ترسيد «و براي‌ آنان‌ دلتنگ‌ شد» يعني: از كمك‌ به‌ آنان‌ و حمايتشان‌ احساس‌ ناتواني‌ كرد، از اين‌روي ‌محزون‌ و دلتنگ‌ شد «گفتند: نترس‌ و اندوهگين‌ نباش‌» يعني: بر ما از آزار قومت ‌نترس‌ و نگران‌ و پريشان‌ نباش‌ زيرا آنان‌ نمي‌توانند بر ما دست‌ يابند «ما نجات‌دهنده ‌تو و خانواده‌ات‌ هستيم‌» از عذابي‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ ما را به‌ فرود آوردن‌ آن‌ بر آنان ‌فرمان‌ داده ‌است‌ «جز زنت‌ كه‌ از باقي‌ماندگان‌ است‌» در آتش‌ عذاب‌. چنين‌ بود كه‌ فرشتگان‌ به‌ لوط(ع) خبر دادند كه‌ آنان‌ پيك‌ هلاك‌ قومش‌ و نجات‌ وي‌ و خانواده‌اش‌ ـ بجز زنش‌ ـ هستند چنان‌كه‌ به‌ ابراهيم‌(ع) نيز اين‌ خبر را دادند.
 
سوره عنكبوت آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزاً مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
فرشتگان‌ افزودند: «ما بر اهل‌ اين‌ شهر رجزي‌ را» يعني: عذاب‌ سختي‌ را «از آسمان‌ فرود آورنده‌ هستيم‌» و آن‌ سنگ‌باران‌ كردنشان‌ است‌. به‌قولي: مراد سوزاندنشان‌ با آتشي‌ است‌ كه‌ از آسمان‌ فرود مي‌آيد. به‌قولي ‌ديگر: زلزله‌ و سنگ‌باران‌ است‌؛ چنان‌كه‌ در غير اين‌ آيه، آمده‌است‌ «به‌سبب‌ آن‌كه‌ فسق ‌مي‌كردند» يعني: به‌سبب‌ فسق‌ و نافرماني‌شان‌.
 سوره عنكبوت آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا آيَةً بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌راستي‌ از آن‌ نشانه‌اي‌ روشن‌ باقي‌ گذاشتيم‌» يعني: از شهر لوط بعد از هلاك‌ كردن‌ مردم‌ آن، نشانه‌ و دلالتي‌ روشن‌ و مايه‌ پند و عبرتي‌ باقي‌ گذاشتيم «براي‌ گروهي‌ كه‌ خرد مي‌ورزند» پس‌ خردورزان‌ روشنفكر و با بصيرت، از ديدن ‌آن‌ نشانه‌ عبرت‌ گرفته‌ و در آن‌ سخت‌ تأمل‌ و انديشه‌ مي‌كنند. اين‌ نشانه‌ عبارت‌ است‌ از: آثار عذابي‌ كه‌ در آن‌ شهر باقي‌مانده‌ است، مانند سنگهايي‌ كه‌ مردم‌ شهر با آنها سنگباران‌ شدند و مانند ويراني‌ ديار و زيروروشدن‌ زمين‌ آن‌ شهر بر آنان‌ وتبدي