امبري‌ را همراه‌ با اين‌ قرآن‌ فرستاد؛ «كه‌ آيات ‌مبينات‌ الهي‌ را بر شما مي‌خواند» يعني: آياتي‌ را كه‌ احكام‌ مورد نياز مردم‌ را برايشان‌ روشن‌ مي‌سازد و بيان‌ مي‌كند «تا كساني‌ را كه‌ ايمان‌ آورده‌اند و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند از تاريكي‌ها به‌سوي‌ نور بيرون‌ آورد» يعني: تا خداوند متعال‌ با اين ‌آيات‌ كساني‌ را كه‌ ايمان‌ آورده‌اند و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند از تاريكي‌هاي ‌گمراهي‌ به‌سوي‌ نور هدايت‌ و از ظلمات‌ كفر به‌سوي‌ نور ايمان‌ بيرون‌ آورد «و هر كس‌ به‌ خداوند ايمان‌ آورد و عمل‌ شايسته‌ كند» يعني: هر كس‌ در ميان‌ باور و عمل‌ به‌ آنچه‌ كه‌ خداوند(ج) آن‌ را بر وي‌ فرض‌ نموده‌ است‌، جمع‌ كند «او را به‌ باغهايي‌كه‌ جويباران‌ از فرودست‌ آن‌ جاري‌ است‌ در مي‌آورد، جاودان‌ و ابدي‌ درآنند به راستي‌ كه ‌خداوند روزي‌ او را نيكو ساخته‌ است» يعني: به‌ راستي‌ كه‌ روزي‌اش‌ را براي‌ وي‌ در بهشت‌ توسعه‌ داده ‌است‌.
 
سوره أنبياء آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر در آن‌ دو» يعني: اگر در زمين‌ و آسمان‌ «جز خداي‌ يگانه‌ خدايان‌ ديگري ‌وجود داشت‌، قطعا زمين‌ و آسمان‌ هردو تباه‌ مي‌شد» وجه‌ تباهي‌ آنها اين‌ بود كه‌وجود خداياني‌ چند ايجاب‌ مي‌كرد كه‌ هر يك‌ از آنها بالاستقلال‌ در تصرف‌ توانا باشند و قطعا در اين‌ هنگام‌ ميان‌ آنها تنازع‌ و اختلاف‌ پديد مي‌آمد و به‌سبب‌ اين ‌تنازع‌، فساد و تباهي‌ آسمان‌ و زمين‌ حتمي‌ بود «پس‌ منزه‌ است‌ خدا پروردگارعرش‌، از آنچه‌ وصف‌ مي‌كنند» از شرك‌ و غير آن‌ از صفاتي‌ كه‌ لايق‌ جلال‌ و كمال‌ حق‌ تعالي‌ نيست‌.
متكلمان‌ از اين‌ آيه‌ بر توحيد حق‌ تعالي‌ برهاني‌ اقامه‌ كرده‌ و آن‌ را «برهان ‌تمانع‌» ناميده‌اند و در شرح‌ آن‌ گفته‌ اند:
اگر وجود خداياني‌ چند دركار مي‌بود، قطعا ميان‌ اراده‌هاي‌ آنان‌ تعارض‌ و تمانع‌ پيدا مي‌شد؛ به‌ اين‌ معني‌ كه‌ اگر يكي‌ از آن‌ خدايان‌ چيزي‌ مي‌خواست‌ و ديگري‌ ضد يا خلاف‌ آن‌ را، قضيه‌ از دو حال‌ بيرون‌ نبود؛ يا مراد هر دوي‌ آنها برمي‌آمد، يا مراد يكي‌ از آنها؛ اگر مراد هردو برمي‌آمد، به‌ اجتماع‌ ضدين ‌مي‌انجاميد و ميان‌ دو اراده‌، تضاد و تداخل‌ پديد مي‌آمد و نهايتا تعارض‌ و تداخل ‌قدرتها كاروبار جهان‌ را مختل‌ مي‌كرد زيرا ـ مثلاـ يكي‌ از آنها مي‌خواست‌ كه ‌انسان‌ را بيافريند و ديگري‌ نمي‌خواست‌، يكي‌ مي‌خواست‌ باران‌ ببارد و ديگري ‌نمي‌خواست‌ و همين‌ طور تا به‌ آخر... اگر مراد هيچ‌ يك‌ برنمي‌آمد، اين‌ خود نشان‌ مي‌داد كه‌ هيچ‌ يك‌ از آنها خداي‌ قادر و مقتدري‌ نيست‌ و اگر فقط مراد يكي ‌برمي‌آمد، اين‌ نشان‌ مي‌داد كه‌ يكي‌ از آنها قادر است‌ و ديگري‌ بي‌قدرت‌ و آن‌يكي‌ كه‌ بي‌قدرت‌ بود، به‌ همين‌ علت‌ خدا نبود زيرا خدايي‌ كه‌ مقتدر نباشد و قدرت‌ وي‌ مطلق‌ و بي‌نهايت‌ نباشد، شايسته‌ خدايي‌ نيست‌. پس‌ اكنون‌ كه‌ جهان‌ آفرينش‌ از نظم‌ و قانون‌ دقيقي‌ برخوردار است‌، از حاكميت‌ و فراگيري‌ اين‌ نظم ‌مي‌توان‌ چنين‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ اين‌ نظم‌ و قانون‌، محصول‌ امر و تقدير و توانايي‌خداي‌ واحدي‌ است‌ كه‌ هيچ‌ معارضي‌ ندارد[1].
 
[1] امام‌ فخر الدين‌ رازي‌ بر وحدانيت‌ خداوندY ادله‌ عقلي‌ و نقلي‌ ديگري‌ نيز اقامه‌ كرده‌ كه‌ مجموع‌آنها بيست‌ودو دليل‌ است‌، چهارده‌ دليل‌ عقلي‌ و هشت‌ دليل‌ نقلي‌ پس‌ براي‌ آگاهي‌ از آنها به‌ تفسير «كبير» مراجعه‌ كنيد.سوره طلاق آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خدا ذاتي‌ است‌ كه‌ هفت‌ آسمان‌ و همانند آنها هفت‌ زمين‌ را آفريد» در حديث‌ شريف ‌صحيح‌ مرفوع‌ آمده‌ است: «من‌ ظلم‌ شبرا من‌ الأرض‌ طوقه‌ من‌ سبع‌ أرضين: هركس‌ به‌ اندازه‌ يك‌ وجب‌ از زمين‌ ظلم‌ كند، آن‌ وجب‌ زمين‌ از هفت‌ زمين‌ طوق ‌گردن‌ او مي‌شود». جمهور علما نيز بر آنند كه‌ هفت‌ طبقه‌ زمين‌ وجود دارد كه‌ بعضي‌ از آنها بر بالاي‌ بعضي‌ ديگر قرار دارند. و آيا مراد از زمين‌هاي‌ هفت‌گانه‌ اين‌ است‌ كه‌ كره‌ زمين‌ داراي‌ هفت‌ طبقه‌ است‌ و هر طبقه‌ آن‌ يك‌ زمين‌ ناميده ‌شده‌، يا مراد از آنها سيارات‌ هفت‌گانه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ زمين‌ شباهت‌ و مشتركاتي ‌دارند، يا هم‌ مراد از آنها هفت‌ زمين‌ مانند زمين‌ ما است‌ كه‌ تابع‌ خورشيدهاي ‌ديگري‌ مانند خورشيد ما مي‌باشند؟ در اين‌ رابطه‌ اقوال‌ متعددي‌ وجود دارد. والله اعلم‌ «در ميان‌ آنها امر فرود مي‌آيد» يعني: امر از آسمانهاي‌ هفت‌گانه‌ به‌سوي ‌زمين‌هاي‌ هفت‌گانه‌ فرود مي‌آيد. قتاده‌ مي‌گويد: «در هر زميني‌ از زمينها و در هر آسماني‌ از آسمانهاي‌ حق‌ تعالي‌، خلقي‌ از مخلوقات‌ او و امري‌ از فرمانهاي‌ او و قضايي‌ از قضاهاي‌ او حاكم‌ است‌». به‌قولي: مراد از نزول‌ امر الهي‌، همان‌ اداره‌ وتدبيري‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ از تدبيرهاي‌ شگفت‌آساي‌ خود در آسمانها و زمين‌هاي‌ هفت‌گانه‌ انجام‌ مي‌دهد و مي‌پردازد پس‌ با اين‌ تدبير باران‌ را فرود آورده‌ و سبزيجات‌ و رستني‌ها را بر مي‌آورد، شب‌ و روز و زمستان‌ و تابستان‌ را پديد مي‌آورد و همين‌گونه‌ تمام‌ امور را «تا بدانيد كه‌ خداوند بر همه‌ چيز تواناست» يعني: حق‌ تعالي‌ تدبير كار آسمانها و زمين‌ را سامان‌ داد و فرمان‌ را فرود آورد تا به‌ كمال‌ قدرت‌ وي‌ پي‌ بريد «و» پي‌ بريد به‌ «اين‌كه‌ خدوند بر هر چيز احاطه‌ علمي‌ دارد» پس‌ هيچ‌ موجودي‌ از حيطه‌ علم‌ وي‌ خارج‌ نيست‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3192.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:3193.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:3194.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:3195.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:3196.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:3197.txt"> آيه  6</a><a class="text" href="w:text:3198.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:3199.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ تحریم ﴾</a></body></html>سوره تحريم آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ پيامبر! چرا چيزي‌ را كه‌ خداوند براي‌ تو حلال‌ گردانيده‌ حرام‌ مي‌كني‌؟» مانند حرام‌ كردن‌ عسل‌، يا حرام‌ كردن‌ كنيزت‌ ماريه‌ ـ بنا