ب‌ كرد. آن‌گاه‌ زنان‌ مطلقه‌ را نيز از بيرون‌ رفتن‌ نهي‌ كرد و فرمود: «و خودشان‌ هم‌ بيرون ‌نروند» يعني: خود زنان‌ نيز تا آن‌ گاه‌ كه‌ در عده‌ هستند، از آن‌ خانه‌ها ـ جز براي ‌كاري‌ ضروري‌ ـ بيرون‌ نروند. رأي‌ ابوحنيفه‌ اين‌ است‌ كه‌ براي‌ زن‌ مطلقه‌ جواز ندارد كه‌ از خانه‌اي‌ كه‌ در آن‌ عده‌ مي‌شمارد، در شب‌ يا روز بيرون‌ شود چه‌ طلاق‌ وي‌ رجعي‌ باشد و چه‌ بائن‌ اما براي‌ كسي‌ كه‌ شوهرش‌ وفات‌ كرده‌ و او در حال‌ گذراندن‌ عده‌ وفات‌ است‌، بيرون‌ شدن‌ در روز براي‌ انجام‌ امور ضروري‌ جواز دارد اما از طرف‌ شب‌ نبايد بيرون‌ رود چرا كه‌ به‌ آن‌ نيازي‌ وجود ندارد «مگر آن‌ كه‌ مرتكب‌ كار ناشايست‌ آشكاري‌ شوند» يعني: ايشان‌ را از خانه‌هايشان‌ در وقت‌ سپري‌ كردن‌ عده‌ بيرون‌ نكنيد مگر اين‌كه‌ مرتكب‌ عمل‌ فاحشه‌ زنا گردند. به‌قولي: مراد از (فاحشه‌ مبينه) بد زباني‌ و زبان‌ درازي‌ زن‌ بر كسي‌ است‌ كه‌ در آن‌ خانه‌ با وي‌ ساكن‌ است‌.
«و اين‌ است‌ حدود الهي» يعني: اين‌ احكامي‌ كه‌ خداوند متعال‌ آنها را به ‌بندگان‌ خود بيان‌ كرده‌ است‌، همانا حد و مرزهايي‌ است‌ كه‌ او برايشان‌ ترسيم ‌نموده‌ پس‌ جايز نيست‌ كه‌ از اين‌ مرزها تجاوز كنند «و هر كس‌ از حدود الهي‌ تجاوز كند، به‌ راستي‌ كه‌ بر خود ستم‌ كرده‌ است» با افگندن‌ خود به‌ ورطه‌ نابودي‌ «شايد كه‌ خداوند بعد از اين‌ كاري‌ را پديد آورد» يعني: شايد وقتي‌ زن‌ مطلقه‌ در خانه‌ شوهر باقي‌ بماند، خداوند(ج)  بين‌ دلهايشان‌ الفت‌ اندازد و به‌ يك‌ديگر بازگردند. به‌قولي: مراد برانگيختن‌ شوهران‌ بر گفتن‌ يك‌ طلاق‌ و نهيشان‌ از گفتن‌ سه‌ طلاق ‌است‌ زيرا در صورتي‌ كه‌ شخص‌ زنش‌ را سه‌ طلاق‌ گفت‌ و آن‌ گاه‌ از فراق‌ زنش‌ پشيمان‌ و نادم‌ شد و به‌ برگشت‌ به‌ او رغبت‌ پيدا كرد، در اين‌ صورت‌ به‌ خودش‌ زيان‌ وارد نموده‌ است‌ چرا كه‌ بعد از گفان‌ سه‌ طلاق‌، ديگر راهي‌ به‌سوي‌ بازگشت ‌نمي‌يابد. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ شاهد گرفتن‌ بر طلاق‌ و رجعت‌ در مذاهب ‌چهارگانه‌ مستحب‌ است‌ تا راه‌ انكار و اتهام‌ را ببندد. و نزد احناف‌ رجعت‌ هم‌ با قول‌ و هم‌ با فعل‌ محقق‌ مي‌شود، مثلا به‌ اين‌ ترتيب‌ كه‌ شوهر به‌ زنش‌ بگويد: به‌ تو رجوع‌ كردم‌، يا اين‌كه‌ عملا كاري‌ انجام‌ دهد كه‌ نشانه‌ رجوعش‌ به‌ وي‌ باشد، مانند بوسيدن‌ وي‌ به‌ شهوت‌ يا مقاربت‌ با وي‌.
[1] عده‌ در نزد ابوحنيفه‌ سه‌ حيض‌ و در نزد شافعي‌ سه‌ طهر است‌.سوره طلاق آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ به‌ ميعاد خويش‌ نزديك‌ شوند» يعني: چون‌ زنان‌ مطلقه‌ به‌ پايان‌ عده‌ خود نزديك‌ شوند و در آستانه‌ پايان‌ آن‌ قرار گيرند؛ «آنان‌ را به‌ وجه‌ پسنديده‌ نگاه ‌داريد» يعني: با حسن‌ معاشرت‌ و از روي‌ رغبت‌ به‌ آنان‌ رجوع‌ كنيد بي‌آن‌كه‌ از اين‌ رجوع‌ قصد زيان‌ رسانيدن‌ به‌ آنان‌ را داشته‌ باشيد «يا به‌ وجه‌ پسنديده‌ از ايشان ‌جدا شويد» يعني: به‌ خير و خوشي‌ رهايشان‌ كنيد تا آن‌كه‌ عده‌شان‌ به‌ پايان‌ آيد وآن‌ گاه‌ صاحب‌ اختيار خويش‌ گردند و در عين‌ حال‌ حقوقي‌ را كه‌ بر ذمه‌ شما دارند بپردازيد و به‌ آنان‌ زيان‌ نرسانيد. حاصل‌ مطلب‌ اين‌كه: در هنگام‌ پايان‌ يافتن‌ عده‌، شما دو راه‌ بيشتر پيش‌ رو نداريد؛ يا اين‌كه‌ ايشان‌ را بر وجه‌ پسنديده‌ نگاه‌ داريد، يا هم‌ بر وجه‌ پسنديده‌ رهايشان‌ كنيد اما بي‌گمان‌ نگاه‌ داشتن‌ آنها به‌ منظور زيان ‌رساندن‌، يا رها ساختنشان‌ همراه‌ با آزار و بازداشتن‌ حق‌؛ براي‌ شما روا نيست‌ «ودو تن‌ عادل‌ را از ميان‌ خود گواه‌ گيريد» بر رجعت‌؛ چنانچه‌ رجوع‌ مي‌كرديد، يا برجدايي‌ و مفارقت‌؛ چنانچه‌ جدا مي‌شديد تا رشته‌هاي‌ نزاع‌ احتمالي‌ قطع‌ و ماده‌ خصومت‌ بركنده‌ شود. و چنان‌كه‌ گفتيم‌؛ شاهد گرفتن‌ در مذاهب‌ چهارگانه ‌مستحب‌ است‌ «و شهادت‌ را براي‌ خداوند بر پا داريد» اين‌ دستوري‌ است‌ براي ‌شهود كه‌ گواهي‌اي‌ را كه‌ برداشته‌اند، به‌ قصد قربت‌ بر وجه‌ راستين‌ ادا نمايند «هركس‌ كه‌ به‌ خداوند و روز بازپسين‌ ايمان‌ دارد، به‌اين» حكم‌ «پند داده‌ مي‌شود» ودليل‌ اين‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ مؤمنان‌ را به‌ اين‌ اندرز مخصوص‌ گردانيد اين‌ است‌ كه‌ فقط ايشان‌ از آن‌ نفع‌ مي‌گيرند نه‌ ديگران‌ «و هر كس‌ از خدا پروا كند» با توقف‌ در برابر حد و مرزهايي‌ كه‌ او براي‌ بندگانش‌ تعيين‌ كرده‌ است‌ «خداوند براي‌ او بيرونشدي ‌پديد آورد» از آنچه‌ كه‌ به‌ آن‌ در افتاده‌ است‌.
ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: «عوف ‌بن ‌مالك ‌اشجعي ‌نزد رسول‌ اكرم‌ ص آمد و گفت: يا رسول‌ الله! دشمن‌ پسرم‌ را اسير كرده‌ است‌ و مادرش‌ بي‌قراري‌ مي‌كند پس‌ مرا به‌ چه‌ چيز دستور مي‌دهيد؟ رسول‌ خدا ص فرمودند: هم‌ تو و هم‌ او را به‌ بسيار گفتن: (لا حول‌ ولا قوة‌ الا بالله) دستور مي‌دهم‌. پس‌ چون‌ زنش‌ را از اين‌ خبر آگاه‌ كرد، زنش‌ گفت: چه‌ نيكوست‌ آنچه ‌رسول‌ اكرم‌ ص دستور داده‌اند. سپس‌ عنايت‌ خداوند(ج)  در رسيد و دشمن‌ از پسرشان‌ غافل‌ شد پس‌ او از نزد دشمن‌ گريخته‌ و گوسفندانشان‌ را نيز ربود و با گوسفندان‌ نزد پدرش‌ آمد. آن‌ گاه‌ خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود.
 سوره أنبياء آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِّنَ الْأَرْضِ هُمْ يُنشِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر براي‌ خود خداياني‌ از زمين‌ گرفته‌اند كه‌ آنها مردگان‌ را برمي‌انگيزند؟» يعني: يا مگر مشركان‌ خداياني‌ از زمين‌ براي‌ خود اختيار كرده‌اند كه‌ با وجود حقارت‌ و بيچارگي‌اي‌ كه‌ دارند، مردگان‌ را از قبرهايشان‌ بر مي‌انگيزند و زنده‌ مي‌كنند؟ نه‌! قضيه‌ چنين‌ نيست‌ زيرا آنچه‌ كه‌ آنان‌ به‌ خدايي‌شان‌ گرفته‌اند، از داشتن‌ چنين‌ توانايي‌ و اوصافي‌ بر كنار اند، نه‌ مي‌توانند كسي‌ را زنده‌ كنند و نه‌كسي‌ را بميرانند پس‌ از چه‌ روي‌ به‌ خدايي‌ گرفته‌ مي‌شوند؟.
 
	سوره طلاق آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» 