گر» يعني‌: در حالي‌ كه‌ برخي‌ از شما گروه‌ بشر در دنيا در امر معاش‌ و مانند آن‌ از امور، دشمن‌ برخي‌ ديگر هستيد و به‌سبب‌ اين‌ دشمني‌، در ميان‌ شما جنگ‌ و خونريزي‌ و كشمكش‌ پديد مي‌آيد «پس‌ اگر براي‌ شما از جانب‌ من‌ رهنمودي‌ رسد» با ارسال‌ پيامبران(ع) و فروفرستادن‌ كتابها؛ در آن‌ صورت‌ «هر كس‌ از هدايتم‌ پيروي‌ كند، نه‌ گمراه‌ مي‌شود» در دنيا «و نه‌ رنج‌ مي‌كشد» با تيره‌بخت‌ شدن‌ در آخرت‌.
 
	سوره قمر آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏«پيش‌ از آنان‌» يعني: پيش‌ از قريش‌، امت‌هاي‌ ديگر و از جمله‌ «قوم‌ نوح‌ نيز به‌ تكذيب‌ پرداختند و بنده‌ ما را دروغزن‌ خواندند» انتساب‌ نوح‌(ع) به‌ عبوديت ‌حق‌ تعالي‌، گراميداشت‌ و تشريفي‌ براي‌ او و تنبيهي‌ بر اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ فقط نوح‌(ع) بود كه‌ در آن‌ وقت‌ هدف‌ از آفرينش‌ خود را ـ كه‌ همانا عبوديت ‌است ‌برآورده‌ گردانيد، چه‌ در آن‌ هنگام‌ بر روي‌ زمين‌ جز او عابد ديگري‌ براي‌ خداوند(ج) وجود نداشت‌ «و گفتند: ديوانه‌اي‌ است‌» امت‌ نوح‌(ع) به‌ وي‌ نسبت ‌ديوانه‌گي‌ را دادند «و با او به‌ درشتي‌ برخورد شد» يعني: نوح‌(ع) با انواع‌ زجر وشكنجه‌ و دشنام‌ و خشونت‌، از ميدان‌ تبليغ‌ رسالت‌ و تبيين‌ نبوت‌ رانده‌ شد و از سوي‌ آنان‌ تحت‌ فشار قرار گرفت‌.
 
	سوره قمر آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ دعا كرد به‌ جناب‌ پروردگار خويش‌ كه: من‌ مغلوب‌ شدم‌؛ به‌ داد من‌ برس‌» وبراي‌ من‌ و دين‌ خويش‌ از آنان‌ انتقام‌ بگير. بدين‌گونه‌ بود كه‌ نوح‌(ع) طالب‌ نصرت ‌بر آنان‌ شد چرا كه‌ به‌ تمرد، سركشي‌ و پافشاري‌ آنان‌ بر گمراهي‌ پي ‌برده‌ و از آنان ‌تماما مأيوس‌ شده‌ بود. روايت‌ شده‌ است‌ كه: يكي‌ از آنان‌ مي‌آمد و نوح‌(ع) را به‌ زير پاي‌ خود افگنده‌ گلويش‌ را آنچنان‌ مي‌فشرد كه‌ از خفگي‌ بي‌هوش‌ بر زمين‌ مي‌افتاد و چون‌ به‌ هوش‌ مي‌آمد، چنين‌ دعا مي‌كرد: «اللهم‌ اغفر لقومي‌ فإنهم‌ لا يعلمون: بار الها! بر قومم‌ بيامرز زيرا آنان‌ نمي‌دانند».
 
	سوره قمر آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ درهاي‌ آسمان‌ را به‌ آبي‌ بسيار ريزان‌ گشوديم‌» كه‌ سخت‌، پياپي‌ و سيل‌آسابر آنان‌ فرومي‌ريخت‌.
 
	سوره قمر آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از زمين‌ چشمه‌ها برشكافتيم‌» يعني: همه‌ زمين‌ و حتي‌ درون‌ تنورها را كه‌ جايگاه‌ فروزش‌ آتش‌ است‌، چشمه‌هاي‌ روان‌ و بر شكافته‌اي‌ گردانيديم‌؛ «تا آب ‌براي‌ كاري‌ كه‌ مقدر شده‌ بود، به‌ هم‌ پيوست‌» يعني: تا سرانجام‌، آب‌ آسمان‌ و آب ‌زمين‌ براي‌ انجام‌ امري‌ كه‌ در باره‌ آنان‌ فيصله‌ شده‌ بود، جمع‌ شد و به‌ هم‌ پيوست‌.آن‌ امر فيصله‌ شده‌، همانا هلاكتشان‌ با غرق‌ در آب‌ بود.
 
سوره قمر آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و او را بر كشتي‌ تخته‌دار و ميخ‌ آجين‌ سوار كرديم‌» يعني: نوح‌(ع) را بر كشتي‌اي‌ كه‌ تخته‌هاي‌ عريضي‌ داشت‌ و ميخ‌ها آن‌ تخته‌ها را به‌ هم‌ محكم‌ پيوسته‌ بود، سواركرديم‌. مراد اين‌ است‌ كه‌ كشتي‌ نوح‌(ع)، سخت‌ استوار و مستحكم‌ بود.
 
	سوره قمر آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«زير نظر ما روان‌ بود» يعني: آن‌ كشتي‌ در منظر و ديدگاه‌ ما و با حفظ و نگه‌داشت‌ ما، روان‌ بود «به‌ عنوان‌ جزاي‌ كسي‌ كه‌ او را ناسپاسي‌ كرده‌ بودند» يعني: روان‌ كردن‌ كشتي‌، پاداشي‌ براي‌ نوح‌(ع) بود؛ همان‌ كسي‌ كه‌ برايشان‌ نعمتي‌ بود و آنها اين‌ نعمت‌ را كفران‌ و ناسپاسي‌ كرده‌ بودند. يا معني‌ اين‌ است: آنان‌ به‌ عنوان ‌جزا و انتقامي‌ براي‌ نوح‌(ع) كه‌ دعوتش‌ را مورد انكار قرار داده‌ بودند، غرق‌ ساخته ‌شدند.
 
	سوره قمر آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ راستي‌ آن‌ را آيتي‌ باقي‌ گذاشتيم‌» يعني: به‌ راستي‌ آن‌ كشتي‌ را به‌ عنوان ‌عبرتي‌ براي‌ عبرت‌گيران‌ باقي‌ گذاشتيم‌ چنان‌ كه‌ تا هنوز هم‌ از وجود كشتي‌ نوح‌(ع) بر كوه‌ «آرارات‌» سخن‌ مي‌رود. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: اين‌ برخوردي‌ را كه‌ با آنان‌ كرديم‌، به‌ عنوان‌ عبرت‌ و موعظه‌اي‌ براي‌ آيندگان‌ باقي‌ گذاشتيم‌ «پس‌ آيا هيچ‌ پندگيرنده‌اي‌ هست‌» كه‌ از اين‌ نشانه‌، پند و عبرت‌ گيرد؟.
 
	سوره قمر آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چگونه‌ بود عذاب‌ من‌ و هشدارهاي‌ من‌؟» يعني: عذاب‌ و هشدارهاي‌ من ‌به‌گونه‌اي‌ هولناك‌ و عجيب‌ بود كه‌ در وصف‌ نمي‌گنجد و بدين‌گونه‌ بود كه‌ براي ‌پيامبر خود نوح‌(ع) انتقام‌ گرفتيم‌.
 
	سوره قمر آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏

«و هرآينه‌ قرآن‌ را براي‌ ذكر» يعني: براي‌ يادگيري‌ و حفظ «آسان‌ كرديم‌» وكسي‌ را كه‌ جوياي‌ حفظ آن‌ باشد، بر يادگيري‌ آن‌ ياري‌ نموديم‌. به‌قولي‌ ديگر معني‌ اين‌ است: قرآن‌ را براي‌ پندگرفتن‌ و موعظه‌ پذيري‌ آماده‌ كرديم‌ چرا كه‌ در آن‌ انواع‌ پند و اندرز قرار داديم‌ «پس‌ آيا هيچ‌ پندپذيري‌ هست‌» كه‌ از مواعظ وعبرتهاي‌ آن‌ پند و عبرت‌ گيرد. آيه‌ كريمه‌ انگيزشي‌ است‌ بر فراگيري‌ و آموختن‌ قرآن‌، بسيار تلاوت‌ نمودن‌ آن‌ و شتاب‌ كردن‌ در طلب‌ فهم‌ معاني‌ آن‌. چنان‌كه‌نظير اين‌ معني‌ در آيه‌ (97) از سوره‌ «مريم‌» نيز آمده‌ است‌. ابن‌ عباسك مي‌گويد: «اگر خداي ‌عزوجل‌ قرآن‌ را بر زبان‌ انسانها آسان‌ نمي‌كرد، هرگز احدي‌ از خلق‌ نمي‌توانست‌ كه‌ به‌ كلام‌ وي‌ نطق‌ كند». حكمت‌ در تكرار (فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ‏) تجديد تنبيه‌ و هشدار در مورد لزوم‌ پند گرفتن‌ از قرآن‌ است‌ زيرا هر تكراري‌ در قرآن‌ براي‌ تثبيت‌ و پايدار ساختن‌ معاني‌ در نفوس‌ انسانها مي‌باشد.
 
سوره قمر آيه  18‏متن آيه : ‏‏ كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ‏
آيه  19‏متن آيه : ‏‏ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«عاد به‌ تكذيب‌ پرداختند» عاد: قوم‌ هود(ع) بودند كه‌ او در ميانشان‌ به‌ پيامبري ‌مبعوث‌ شد اما به‌ تكذيب‌ وي‌ پر