ه است‌، سپس‌ پايداري‌ ورزيدند» يعني: در ميان‌ توحيد و استقامت‌ بر شريعت‌ جمع‌ كردند؛ «نه‌ بيمي‌ بر آنان‌ است‌ و نه‌ اندوهگين‌ مي‌شوند» يعني: آنها از اين‌ امر كه‌ در گرفتاري‌، سختي‌ و ناخوشي‌اي‌ درافتند، بيمناك‌ نگشته‌ و از اين‌كه‌ چيز محبوب‌ و دوست‌ داشتني‌اي‌ را از دست ‌بدهند، نيز اندوهگين‌ نمي‌شوند و اين‌ خصلت‌ و موهبت‌؛ هم‌ در دنيا، هم‌ به‌ هنگام ‌مرگ‌ و هم‌ در آخرت‌، براي‌ ايشان‌ پايدار و هميشگي‌ است‌.
	سوره طه آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌» سامري‌ از اين‌ طلاها «برايشان‌ پيكر گوساله‌اي‌ كه‌ صدايي‌ داشت‌ بيرون‌ آورد» يعني‌: گوساله‌ سامري‌ بانگ‌ و آواز برمي‌داشت‌ چنان‌كه‌ گوساله‌ زنده‌ بانگ ‌برمي‌دارد. خوار: بانگ‌ گاو است‌. به‌قولي‌: سامري‌ در فن‌ پيكرتراشي‌ مهارت ‌بسياري‌ داشت‌ لذا در پيكر آن‌ گوساله‌ چنان‌ شگاف‌هايي‌ قرار داده ‌بود كه‌ چون‌ باد در شكم‌ آن‌ داخل‌ مي‌شد، آوازي‌ از آن‌ بر مي‌خاست‌ بنابراين‌، در آن‌ گوساله‌ حياتي‌ وجود نداشت‌ «پس‌» سامري‌ و كساني‌ كه‌ با او در اين‌ كار موافقت‌ و همراهي‌ كرده‌ بودند، خطاب‌ به‌ بني‌ اسرائيل‌: «گفتند: اين‌ خداي‌ شما و خداي‌ موسي‌است‌» لذا او را بپرستيد «پس‌ فراموش‌ كرده‌ است‌» يعني‌: موسي‌(ع) راه‌ را گم‌ كرده‌ و جاي‌ اين‌ خدايش‌ را پيدا نكرده‌ زيرا از آن‌ آگاهي‌ نداشته‌ پس‌ رفته‌ است‌ تا آن‌ را در طور جست‌وجو كند و بيابد. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: موسي‌(ع) فراموش ‌كرد تا به‌ شما بگويد كه‌ اين‌ گوساله‌ خداي‌ او و خداي‌ شماست‌. يا ضمير در (نسي‌) به‌ سامري‌ بر مي‌گردد. يعني‌: سامري‌ پروردگار حقيقي‌ خود را از ياد برد، يا اين‌ امر را فراموش‌ كرد كه‌ گوساله‌ نمي‌تواند خدا باشد، به‌ دليل‌ آيه‌ ذيل‌:
 
	سوره أحقاف آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ايشان‌ اهل‌ بهشتند كه‌ به‌ پاداش‌ آنچه‌ انجام‌ مي‌دادند» در دنيا از اعمال‌ شايسته «جاودانه‌ در آن‌ مي‌مانند».
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2442.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:2443.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:2444.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:2445.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:2446.txt"> آيه  19</a><a class="text" href="w:text:2447.txt">آيه  20</a></body></html>سوره أحقاف آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَوَضَعَتْهُ كُرْهاً وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحاً تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ انسان‌ وصيت‌ كرديم‌» وصيت: از توصيه‌ است‌ و آن‌ دستوري‌ است‌ كه‌ به ‌ضرورت‌ عنايت‌ و اهتمام‌ به‌ آن‌ پيوسته‌ باشد. آري‌! او را وصيت‌ و سفارش ‌كرديم: «به‌ نيكي‌ در حق‌ پدر و مادرش‌» كه‌ با آنها به‌ نيكي‌ تمام‌ رفتار كند و در اين ‌راه‌ سعي‌ بليغ‌ نمايد «مادرش‌ به‌ دشواري‌ او را در شكم‌ برداشته‌ و به‌ دشواري‌ او را به‌دنيا آورده‌ است‌» یعني: مادرش‌ در دوران‌ حاملگي‌ و در هنگام‌ به‌ دنيا آوردنش‌، دشواريهاي‌ زيادي‌ را تحمل‌ كرده‌ است‌ «و دوران‌ بار برداشتن‌ و از شير گرفتن‌ او سي‌ماه‌ است‌» يعني: مجموعه‌ هر دو مدت‌ ـ از هنگام‌ ابتداي‌ بارداري‌ وي‌ تا آن‌گاه‌كه‌ طفلش‌ را از شير باز مي‌گيرد ـ سي‌ماه‌ است‌. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ حد اقل ‌مدت‌ بارداري‌ شش‌ ماه‌ است‌ و بقيه‌ اين‌ مدت‌، حد اكثر مدت‌ شيرخوارگي ‌مي‌باشد. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «اگر مادر در نه ‌ماهگي‌ وضع‌ حمل‌ نمود، بيست‌ويك‌ ماه‌ شيرخوارگي‌ براي‌ طفلش‌ كافي‌ است‌، اگر در هفت‌ ماهگي‌ وضع ‌حمل‌ نمود، بيست‌ و سه‌ ماه‌ شيرخوارگي‌ براي‌ طفلش‌ كافي‌ است‌ و اگر در شش ‌ماهگي‌ وضع‌ حمل‌ نمود، طفل‌ بايد دو سال‌ تمام‌ شير بخورد، به‌ دليل‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ كه‌ مدت ‌بارداري‌ تا بازگرفتن‌ طفل‌ از شير را، سي‌ماه‌ معرفي‌ كرده‌ است‌».
آيه‌ كريمه‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ اشاره‌ دارد كه‌ حق‌ مادر بر عهده‌ فرزند از حق‌ پدر مؤكدتر مي‌باشد زيرا مادر او را به‌ دشواري‌ بارگرفته‌ و به‌ دشواري‌ نهاده ‌است‌ و بعد از آن‌ هم‌ او را از مايه‌ وجود خويش‌ شير داده‌ و در آغوش‌ خويش‌ پرورانده‌ است ‌و در همه‌ اين‌ مدت‌ با تحمل‌ رنجها، زحمات‌ و سختي‌ها، به‌ بهترين‌ وجه‌ به‌ امور وي‌ پرداخته‌ است‌ درحالي‌كه‌ پدر در چيزي‌ از اين‌ امور با وي‌ مشاركتي‌ نداشته ‌است‌، هر چند كه‌ او هم‌ در راه‌ كسب‌ درآمد و تأمين‌ هزينه‌هاي‌ زندگي‌ رنج‌ كشيده‌ اما اين‌ رنج‌ وي‌ با رنجهاي‌ مادر همانند و برابر نيست‌.
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ احاديث‌ نبوي‌ بسياري‌ در توضيح‌ اين‌ آداب‌ بزرگ‌ قرآني ‌نقل‌ شده‌ و نيكي‌ به‌ والدين‌ را از بهترين‌ اعمال‌ و نافرماني‌ آنها را از گناهان‌ كبيره ‌معرفي‌ كرده‌ است‌ از آن‌ جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ است: «گناهان‌ كبيره‌ عبارتند از: شرك‌ آوردن‌ به‌ خدا، نافرماني‌ والدين‌، قتل‌ نفس‌ و سوگند غموس‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ أبي‌أسيد(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: «ما در محضر رسول‌ اكرم‌ ص بوديم‌ كه‌ مردي‌ از بني‌سلمه‌ نزد ايشان‌ آمد و گفت: يا رسول‌الله! آيا بعد از مرگ‌ والدينم‌ چيزي‌ از نيكي‌ به‌ آنها بر ذمه‌ام‌ باقي‌ مانده‌ است‌؟ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: بلي‌! «اينها بر ذمه‌ات‌ باقي‌ مانده‌ است:» دعا نمودن ‌براي‌ آنها، آمرزش‌ خواستن‌ براي‌ آنها، به‌ اجرا گذاشتن‌ عهد آنها، صله‌ رحمي‌ كه‌ جز به‌ سبب‌ آنها پيوسته‌ نمي‌شود و گرامي‌ داشتن‌ دوست‌ آنها».
«تا آن‌گاه‌ كه‌ چون‌ به‌ كمال‌ رشد خود رسيد» أشده: يعني: تا آن‌گاه‌ كه‌ نيرو و عقل ‌طفل‌ به‌ استحكام‌ خود رسيد. كمترين‌ مدت‌ براي‌ رسيدن‌ او به‌ اين‌ مرحله‌، رسيدنش‌ به‌ سن‌ سي‌ يا سي‌وسه‌ سالگي‌ است‌. «و به‌ چهل‌ سالگي‌ رسيد» اين‌ قيد مفيد آن‌ است‌ كه‌ رسيدن‌ به‌ چهل‌ سالگي‌، چيزي‌ فراتر از رسيدن‌ به‌ كمال‌ قوت‌ و رشد است‌، از اين‌ جهت‌ گفته‌ شده‌ كه: انبيا (ع) بعد از سن‌ چهل‌ سالگي‌ به‌ نبوت ‌برانگيخته‌ شده‌اند. ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ بيان‌، براي‌ كسي‌ كه