ن ‌الأرض‌ خير لكم‌ من‌ ظهرها: آن‌گاه‌ كه‌ حكام‌ و امراي‌ شما بهترين‌هاي‌ شما باشند و توانگران‌ شما بخشنده‌ترينهايتان‌ و كارتان‌ در ميانتان‌ به‌ شور و مشورت‌ باشد، روي ‌زمين‌ براي‌ شما از شكم‌ آن‌ بهتر است‌ ولي‌ آن‌گاه‌ كه‌ امراي‌ شما بدترين‌هاي‌ شما باشند و توانگرانتان‌ بخيلانتان‌ و (توليت‌ عامه) كارهايتان‌ به‌ زنانتان‌ واگذاشته‌ شده ‌باشد، شكم‌ زمين‌ براي‌ شما از روي‌ آن‌ بهتر است‌».
«و» از اوصاف‌ بهشتيان‌ اين‌ است‌ كه: «از آنچه‌ روزيشان‌ داده‌ايم‌، انفاق ‌مي‌كنند» در راه‌ خير و آن‌ را بر نيازمندان‌ و در راه‌ خدا(ج) صدقه‌ مي‌كنند. ملاحظه ‌مي‌كنيم‌ كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌، امت‌ اسلامي‌ را به‌ اوصاف‌ و خصوصياتي‌ معرفي‌ كرده‌ است‌ كه‌ در ميان‌ فريضه‌ ديني‌ (نماز)، فريضه‌ اجتماعي‌ (زكات‌ و انفاق‌) و فريضه ‌سياسي‌ (شوري‌) جمع‌ مي‌كنند چنان‌ كه‌ ابوبكر جصاص‌ حنفي‌ در كتاب ‌«احكام‌ القرآن‌»، نزديك‌ به‌ همين‌ معني‌ را بيان‌ كرده‌ است‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌ كه: اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ انصار نازل‌ شد زيرا رسول‌ خدا ص ايشان‌ را به‌سوي‌ ايمان‌ فراخواندند و ايشان‌ دعوت‌ حق‌ را اجابت‌ گفتند.
 
آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنتَصِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» بهشتيان‌ «كساني‌ هستند كه‌ چون‌ به‌ آنان‌ تعدي‌» و ستمي‌ از سوي ‌تجاوزگري‌ «رسيد، انتقام‌ مي‌گيرند» زيرا ضعف‌ نشان‌ دادن‌ و تسليم ‌شدن‌ در برابر تجاوزگر، از اوصاف‌ كساني‌ نيست‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ عزتمندشان‌ گردانيده‌، آنجاكه‌ فرموده ‌است: (وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ) : «و عزت‌ از آن‌ خدا و رسولش‌ و مؤمنان‌ است‌» «منافقون‌/8» لذا مؤمنان‌ بايد بدانند كه‌ انتقام‌ كشي‌ در هنگام‌ تجاوز فضيلت‌ است‌ و ناتواني‌ و خواري‌ و ذلت‌پذيري‌ از اوصافشان‌ نيست‌ بلكه‌ اين‌ صفات‌؛ صفات‌ كافران‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ و جاهلان‌ به‌ وي‌ مي‌باشد.
بايد دانست‌ كه‌ در ميان‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ و «آيه/‌37» : (وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ ‏) «و چون‌ خشمگين‌ شوند، گذشت‌ مي‌كنند»، هيچ‌ تعارضي‌ نيست‌ زيرا هر يك‌ از اين‌ دو آيه‌، مجال‌ و موضع‌ خاص‌ به‌ خود را دارد از آن‌ روي‌ كه‌ عفو بر دو قسم‌ است:
1 ـ عفوي‌ كه‌ سبب‌ فرونشاندن‌ فتنه‌ و آرامش ‌بخشيدن‌ به‌ اوضاع‌ و بازگشت‌ جاني ‌از جنايتش‌ مي‌باشد، كه‌ چنين‌ عفوي‌ ستوده‌ است‌ و آيات‌ عفو بر آن‌ حمل‌ مي‌شود و چنين‌ عفو و گذشتي‌، از اخلاق‌ متعارف‌ در تعامل‌ ميان‌ يك‌ امت‌ واحده‌ است‌.
2 ـ عفوي‌ كه‌ سبب‌ جرأتمندي‌ ستمگر و درازدستي‌ وي‌ در گمراهيش‌ و به‌ استضعاف ‌كشيدن‌ امت‌ باشد، ناپسند و ناستوده‌ است‌. كه‌ آيات‌ وارده‌ درباره‌ لزوم ‌انتقام ‌كشيدن‌ بر آن‌ حمل‌ مي‌شود و اين‌گونه‌ انتقام‌كشي‌، در مقاومت‌ عليه‌ دشمن‌ خارجي‌ و در هنگام‌ غصب‌ حق‌ واجب‌ است‌. البته‌ مثالهاي‌ روشنگر در هر دو مورد بسيار است‌، از جمله‌ مثالها در مورد عفو: عفو يوسف‌(ع) از برادرانش‌ بود، با آن‌كه‌ او بر مؤاخذه‌ ايشان‌ قدرت‌ داشت‌ همچنين‌ از جمله‌ اين‌ مثالها، عفو رسول‌ خدا ص از اهل‌ مكه‌ بعد از فتح‌ آن‌ بود، همين‌ طور عفو ايشان‌ از «غورث‌بن‌ حارث‌» هنگامي‌ كه‌ شمشير رسول‌خدا ص را درحالي‌كه‌ ايشان‌ در خواب‌ بودند گرفت‌ و از غلاف‌ كشيد و در اين‌ حال‌ رسول‌ خدا ص بيدار شدند و بر او با هيبت‌ چنان‌ نهيب‌ زدند كه‌ شمشير ايشان‌ از دستش‌ افتاد و ايشان‌ شمشير خود را گرفتند آن‌گاه اصحابشان‌ را فراخوانده‌ و آنها را از توطئه‌ او عليه‌ جان‌ خويش ‌آگاه‌ كردند و سپس‌ عفوش‌ نمودند.
و از جمله‌ مثالها در مورد انتقام‌، اين‌ روايت‌ است: روزي‌ زينب ل به‌ عائشه ‌رضي‌الله عنهما روي‌ كرد و او را دشنام‌ مي‌داد، رسول‌ خدا ص او را از اين‌ كار نهي‌ كردند اما از دشنام ‌دادن‌ بازنايستاد آن‌گاه‌ به‌ عائشه‌ فرمودند: «دونك ‌فانتصري: اينك‌ تو آزادي‌ پس‌ انتقام‌ بگير!». در روايت‌ ديگري‌ آمده‌ است‌ كه ‌عائشه‌ رضي‌الله عنها گفت: «چون‌ رسول‌ خدا ص به‌ من‌ اجازه‌ دادند، زينب‌ را چنان‌ كوبيدم‌ كه‌ آب‌ دهانش‌ خشك‌ شد».
 
	آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏

«و جزاي‌ بدي‌، بدي‌اي‌ مانند آن‌ است‌» خداي‌ سبحان‌ اين‌ حقيقت‌ را روشن ‌مي‌سازد كه‌ شيوه‌ عدالت‌ در امر انتقام‌‌كشي‌، همانا بسنده‌ كردن‌ بر رعايت‌ برابري‌ دراين‌ باره‌ است‌، نه‌ در پيش‌ گرفتن‌ زياده‌روي‌ در انتقام‌. مجاهد و سدي‌ گفته‌اند: «مراد از اين‌ بدي‌ همانند، دادن‌ پاسخي‌ است‌ كه‌ مماثل‌ و همانند تعدي‌ طرف ‌مقابل‌ باشد، مثلا اگر كسي‌ به‌ تو گفت: خدا خوارت‌ سازد! تو هم‌ در پاسخش ‌بگو: خدا خودت‌ را خوار سازد. بي‌آن‌كه‌ تجاوز كني‌ و جواب‌ يك‌ سخن‌ را با بيشتر از آن‌ بدهي‌». «پس‌ هر كه‌ درگذرد و به ‌اصلاح‌ آورد» يعني: هر كس‌ از ستمگرخويش‌ در گذرد و با عفو نمودن‌ از وي‌ در هنگام‌ قدرت ‌يافتن‌ بر انتقام‌ كشي‌، رفتاري‌ نيك‌ و اصلاح‌ منشانه‌ با وي‌ در پيش‌ گيرد؛ «پاداش‌ او بر عهده‌ خداست‌» و اين‌ پاداش‌ نزد وي‌ ضايع‌ نمي‌شود. اما بايد دانست‌ كه‌ عجز و ذلت‌پذيري‌، از فضايل‌ نيست‌ بلكه‌ نشانه‌ پستي‌ و دنائت‌ است‌. يعني: خداي‌ سبحان‌ بر آن‌ عفو و گذشتي‌ پاداش‌ مي‌دهد كه‌ انسان‌ در آن‌، بر گرفتن‌ حقش‌ و انتقام‌كشي‌ از ستمگرش‌ قادر باشد ولي‌ اين‌ كار را براي‌ رضاي‌ خدا(ج)  فرو گذارد. «به‌ راستي‌ خدا ظالمان ‌را دوست‌ نمي‌دارد» يعني: كساني‌ را كه‌ به‌ ظلم‌ آغاز مي‌كنند، دوست‌ ندارد، نه‌كساني‌ را كه‌ پاسخ‌ ظلم‌ را با انتقام‌ كشي‌ مي‌دهند همچنين‌ او كساني‌ را كه‌ در انتقام‌كشي‌ تعدي‌ كرده‌ و در آن‌ از حد درمي‌گذرند، دوست‌ ندارد زيرا تجاوز از حد، خود ظلم‌ است‌.
 
		آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُوْلَئِكَ مَا عَلَيْهِم مِّن سَبِيلٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هر كه‌ بعد از ستمي‌ كه‌ ديده‌است‌» يعني: بعد از آن‌كه‌ ظالم‌ در حق‌ وي‌ ستمي ‌نموده‌است‌ «انتقام‌ گيرد پس‌ آن‌ گروه‌؛ بر آنان‌ هيچ‌ راهي‌ نيست‌» يعني: آنان‌ مورد ملامت‌، مؤاخذه‌ يا مجازات‌ قرار نمي‌گيرند زيرا حق‌ گرفتن‌ قصاص‌ در جنايات ‌عمدي‌ و در دشنام‌ دادن‌ و بد گفتن‌، براي‌ مجني‌عليه‌ (كسي‌ كه‌ بر وي‌ جنايتي‌رفته ‌است‌) همچنين‌ ضمان‌ (غرامت‌) در جنايات‌ غير عمد ـ ما