ر با شمشيرها حمله‌ بريم‌ تا همه‌ پاك‌ نابود شويم‌! هان‌ اي‌ مرد! اگر هدفت‌ از اين‌ دعوت‌ نيازمنديت‌ به‌ مال‌ و سرمايه‌ است‌، برايت‌ مالي‌ بسيار گرد مي‌آوريم‌ تا سرمايه‌دارترين‌ مرد قريش‌ باشي‌ و اگر شهوت‌ بر تو غلبه‌ كرده‌، اينك‌ هر يك‌ از زنان‌ قريش‌ را كه‌ مي‌خواهي‌ انتخاب‌ كن‌ پس‌ ما به ‌تو ده‌ زن‌ زيباروي‌ مي‌دهيم‌. و اگر هدفت‌ سيادت‌ و سروري‌ است‌، تو را سرور و سالار خويش‌ مي‌گردانيم‌. و اگر هدفت‌ از اين‌ دعوت‌ پادشاهي‌ است‌، تو را بر خود پادشاه‌ مي‌گردانيم‌...!
چون‌ عتبه‌ از سخن‌گفتن‌ فارغ‌ شد ـ و رسول‌‌خدا‌ص از او شنيدند ـ فرمودند: «آيا سخنت‌ تمام‌ شد؟» گفت‌: آري‌! فرمودند: پس‌ اينك‌ از من‌ بشنو. گفت‌: مي‌شنوم‌! پس‌ خواندند: 
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
حم ‏‏ تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ‏...  ﮊ تا به‌ اين‌ آيه‌ رسيدند: (‏ فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنذَرْتُكُمْ صَاعِقَةً مِّثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ ‏). در اين‌ هنگام‌ عتبه‌ كه‌ سخت‌ تحت‌ تأثير اين‌ آيات‌ قرار گرفته‌ بود، از بيم‌ آن‌كه ‌عذاب‌ نازل‌ شود، دست‌ بر دهان‌ رسول‌اكرمص گذاشت‌ و ايشان‌ را به‌ حق‌ پيوند رحم‌ سوگند داد و التماس‌ كرد كه‌ بس‌ كنند و جلوتر نروند. آن‌گاه‌ يكراست‌ از نزد ايشان‌ به‌ خانه‌اش‌ رفت‌ و نزد قريش‌ بازنگشت‌ و خود را از آنان‌ كنار كشيد. پس ‌ابوجهل‌ گفت‌: اي‌ گروه‌ قريش‌! به‌ خدا جز اين‌ فكر نمي‌كنم‌ كه‌ عتبه‌ به‌ محمد گرايش‌ يافته‌ و غذاي‌ وي‌ او را خوش‌ آمده‌ است‌! و اين‌ نيست‌ جز به‌سبب‌ نيازي ‌كه‌ در وي‌ پديد آمده‌ است‌! پس‌ بياييد كه‌ نزد وي‌ برويم‌. چون‌ نزد وي‌ رفتند ابوجهل‌ به‌ وي‌ گفت‌: تو را چيز ديگري‌ از حضور در نزد ما بازنداشت‌ جز اين‌كه‌ به‌ محمد گرايش‌ يافته‌اي‌ و غذاي‌ وي‌ تو را خوش‌ آمده‌ است‌...! عتبه‌ گفت‌: نه‌! به‌ خدا سوگند كه‌ شما مي‌دانيد؛ من‌ از سرمايه‌دارترين‌هاي‌ قريش‌ هستم‌ ولي ‌حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ وقتي‌ نزد وي‌ رفتم‌ و داستان‌ را بر وي‌ بازگفتم‌، مرا با كلامي‌ پاسخ‌ گفت‌ كه‌ ـ به‌ خدا سوگند ـ نه‌ آن‌ كلام‌ شعر است‌، نه‌ فال‌ و نه‌ سحر. او سوره‌اي‌ از قرآن‌ را تا آيه‌ عذاب‌ برايم‌ خواند پس‌ دهان‌ وي‌ را گرفتم‌ و او را به‌ حق‌ پيوند رحم‌ و خويشاوندي‌اي‌ كه‌ با ما دارد، سوگند دادم‌ كه‌ بس‌ كند و دست ‌نگه ‌دارد زيرا شما مي‌دانيد كه‌ محمد چون‌ چيزي‌ گفت‌، دروغ‌ نگفته‌ است‌ و من ‌ترسيدم‌ كه‌ بر شما عذاب‌ نازل‌ شود. اكنون‌ نظرم‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ مرد را به‌ حال ‌خودش‌ واگذاريد و از او كناره‌ بگيريد زيرا به‌ خدا سوگند؛ كلامي‌ را كه‌ من‌ از وي ‌شنيدم‌، صدايي‌ دارد و سخنش‌ راه‌ به‌ جايي‌ مي‌برد. پس‌ اگر اعراب‌ بر او غلبه‌ كنند، شما به‌ وسيله‌ ديگران‌ از وي‌ فارغ‌ بال‌ مي‌شويد و اگر او بر اعراب‌ غالب‌ شود آن‌گاه‌ ملك‌ و عزت‌ وي‌، ملك‌ و عزت‌ شماست‌ و شما به‌وسيله‌ وي ‌خوشبخت‌ترين‌ مردم‌ مي‌گرديد!
گفتند: اي‌ ابوالوليد! به‌ خدا سوگند كه‌ او تو را با زبانش‌ سحر كرده‌ است‌. او در پاسخ‌ گفت‌: اين‌ رأي‌ من‌ است‌، شما دانيد و كارتان‌ كه‌ با او چه‌ مي‌كنيد[1].
 
[1] به ‌نقل‌ از ابن‌كثير، با تلخيص‌ از دو روايت‌ جابر بن‌ عبدالله و محمد بن‌ كعب‌ قرظي‌ رضي‌الله عنهما.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2134.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:2135.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:2136.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:2137.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:2138.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:2139.txt">آيه  17-18</a><a class="text" href="w:text:2140.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:2141.txt">آيه  20</a></body></html>آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظاً ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آنها را به‌ صورت‌ هفت‌ آسمان‌ ساخت» يعني‌: خداوند (ج) زمين‌ و آسمان‌ را آفريد و آنها را محكم‌ و استوار ساخت‌ و از كار آنها فارغ‌ شد «در دو روز» ديگر. پس‌ آفرينش‌ زمين‌ و آسمانها، جمعا در شش‌ روز انجام‌ يافت‌. مجاهد مي‌گويد: «و هر روز از اين‌ شش‌ روز، همانند هزار سال‌ است‌ از آنچه‌ شما مي‌شماريد». «و در هر آسماني‌ امر آن‌ را وحي‌ كرد» يعني‌: در هر آسمان‌، نظامي قرار داد كه‌ امور آن‌ آسمان‌ بر مبناي‌ آن‌ نظام‌ به‌ سامان‌ مي‌آيد. قتاده‌ مي‌گويد: «يعني‌ در هر آسماني‌، خورشيد، ماه‌، ستارگان‌، كهكشانها، افلاك‌، فرشتگان‌، درياها، برف‌ها و... همه‌ چيز آن‌ را آفريد. بعد از اين‌ پرداختن‌ به‌ كار آسمانها بود كه‌ زمين‌ را نيز ـ كه‌ قبل‌ از آسمانها آفريده‌ بود ـ گسترانيد و آن‌ را درهم‌ پيچانيد (يعني‌ آن‌ را به‌ هيأت‌ كروي‌ قرار داد) پس‌ زمين‌ در آفرينش‌ خود بر آسمانها متقدم‌ اما در گسترانيدن‌ و به‌ هيأت‌ كروي‌ قرار داده‌ شدن‌، از آسمانها متأخر است‌. والله اعلم‌». «و آسمان‌ دنيا را به‌ چراغها بياراستيم» يعني‌: به‌ ستارگاني‌ درخشان‌ ونوراني‌ و روشنگر كه‌ مانند چراغ‌ مي‌درخشند «و حفظي» يعني‌: چراغها را در آسمان‌ به‌ عنوان‌ زينت‌ و نگهباني‌ آفريديم‌. مراد؛ نگهباني‌ آسمان‌ دنيا به‌وسيله ‌ستارگان‌ از نفوذ شياطيني‌ است‌ كه‌ استراق‌ سمع‌ مي‌كنند «اين‌ است‌ تقدير خداوند عزيز عليم» يعني‌: اين‌ نظام‌ بديع‌ و اين‌ آفرينش‌ شگرف‌ و شگفت‌، همانا از ترتيب‌، تقدير و تدبير خداوندي‌ است‌ كه‌ بر آفرينش‌ هر چيزي‌ قادر است‌، ذاتي‌ كه ‌همه‌چيز را مي‌داند.
 
آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنذَرْتُكُمْ صَاعِقَةً مِّثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اگر» بعد از اين‌ بيان‌ روشن‌ «روي‌ برتافتند» كفار مكه‌ از تدبير و تفكر در اين‌ مخلوقات‌ و در اين‌ آيات‌ تكويني‌. يا از پيروي‌ اين‌ آيات‌ تنزيلي‌ و ايمان‌ به‌ آن ‌«بگو» اي‌ محمد‌ص به‌ آنان‌ «شما را از صاعقه‌اي‌ چون‌ صاعقه‌ عاد و ثمود هشدار دادم» مراد از صاعقه‌: عذابي‌ است‌ كه‌ مانند صاعقه‌ در دم‌ كشنده‌ است‌، گويي‌ صاعقه‌اي‌ است‌. صاعقه‌ در اصل‌: بانگ‌ مرگبار يا قطعه‌اي‌ از آتش‌ مذاب‌ است‌ كه‌ همراه‌ با رعدي‌ شديد از آسمان‌ فرود مي‌آيد.
در بيان‌ واقعه‌ گفت‌وگوي‌ عتبه‌بن‌ربيعه‌ با رسول‌‌خدا‌ص در مقدمه‌ سوره‌، خوانديم‌ كه‌: رسول‌‌خدا‌ص چون‌ به‌ اين‌ آيه‌ رسيدند، عتبه‌ دست‌ بر دهان‌ ايشان ‌نهاد و التماس‌ كرد كه‌ جلوتر نروند تا مبادا بر مشركان‌ عذاب‌ نازل‌ شود.
 
	آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ جَاءتْهُمُ الرُّسُلُ مِ