روردگار خود و پروردگار شما پناه‌ برده‌ام» موسي‌(ع) از شر هر فرد برتري‌ طلب‌ و خودبزرگ‌بيني‌ كه‌ خويشتن‌ را از ايمان ‌آوردن‌ به‌خداي‌ عزوجل‌ بزرگتر ديده‌ و به‌ بعث‌ و حشرونشر مؤمن‌ نيست‌، به‌ خداي‌ عزوجل ‌پناه‌ برد زيرا هرگاه‌ دو خصلت‌ تكبر و تكذيب‌ به‌ معاد در كسي‌ يكجا شد، قطعا اسباب‌ سنگدلي‌ و بي‌پروايي‌ در او به‌ تمام‌ و كمال‌ رسيده‌ است‌. شكي‌ نيست‌ كه ‌فرعون‌، نماد كامل‌ چنين‌ انساني‌ بود.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوموسي‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص چون‌ از قومي‌ مي‌هراسيدند، مي‌گفتند: «اللهم‌ إنا نعوذ بك‌ من‌ شرورهم‌، و ندرأ بك‌ في‌ نحورهم‌: بارخدايا! ما به‌ تو از شرارتهاي‌ آنان‌ پناه‌ برده‌ و به‌وسيله‌ تو، گردنهايشان‌ را از خود دفع‌ مي‌كنيم‌».
 
	سوره طه آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلاً وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِّن نَّبَاتٍ شَتَّى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همان‌ كسي‌ كه‌ زمين‌ را برايتان‌ گهواره‌اي‌ ساخت‌» هموار و آماده‌ كه‌ با كمال ‌آساني‌ و سهولت‌ بر آن‌ زندگي‌ مي‌كنيد و در آن‌ براي‌ شما هرگونه‌ منافعي‌ تأمين ‌شده‌ است‌ «و براي‌ شما در آن‌، راهها ترسيم‌ كرد» و هموار و مهيا ساخت‌ كه‌ بر آنها مي‌رويد و از ميان‌ دشتها و دره‌ها و درياها به‌سوي‌ مقاصد خويش‌ رهسپار مي‌شويد «و از آسمان‌ آبي‌ فرود آورد» كه‌ آب‌ باران‌ است‌ «پس‌ به‌وسيله‌ آن‌ انواع‌ مختلف‌ از نباتات‌ را، جفت‌ جفت‌ بيرون‌ آورديم‌» يعني‌: از انواع‌ گوناگون‌ گياهان‌ و رستني‌ها، جفت‌جفت‌، به‌ رنگها، بويها، اشكال‌ و مزه‌هاي‌ مختلف‌، ترش‌ و تلخ‌ و شيرين‌، برخي‌ براي‌ استفاده‌ انسان‌ و برخي‌ براي‌ استفاده‌ حيوان‌ و تغذيه‌ طبيعت‌، بيرون ‌آورديم‌. از اين‌ جهت‌ فرمود:
 
	آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أَن يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءكُم بِالْبَيِّنَاتِ مِن رَّبِّكُمْ وَإِن يَكُ كَاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِن يَكُ صَادِقاً يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مردي‌ مؤمن‌ از آل‌ فرعون‌ كه‌ ايمان‌ خود را نهان‌ مي‌داشت‌ گفت» حسن ‌مي‌گويد: «آن‌ مرد از قبطيان‌ و پسرعموي‌ فرعون‌ بود كه‌ ايمانش‌ را نهان‌ مي‌داشت‌ و آن‌ را ـ قبل‌ از اين‌ روز ـ آشكار نساخته‌ بود و سبب‌ آشكار كردن‌ ايمانش‌ در اين‌ روز، اين‌ بود كه‌ چون‌ فرعون‌ گفت‌: (مرا بگذاريد تا موسي‌ را بكشم)، آن ‌مرد مؤمن‌ را خشمي‌ براي‌ خداوند متعال‌ فراگرفت‌ و گفت‌: «آيا مردي‌ را مي‌كشيد كه‌ مي‌گويد: پروردگار من‌ الله است‌ و مسلما براي‌ شما از سوي‌ پروردگارتان‌ معجزاتي‌ هم‌ آورده‌ است‌؟» يعني‌: حال‌ آن‌كه‌ او براي‌ شما معجزات‌ آشكاري‌ كه‌ بر نبوت‌ و صحت‌ رسالت‌ وي‌ دلالتهاي‌ روشني‌ دارند، نيز آورده‌ است‌؟. در حديث‌ شريف ‌آمده‌ است‌: «بهترين‌ جهاد، گفتن‌ سخني‌ حقي‌ است‌ در نزد سلطانی‌ ستمگر‌». ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «از خانواده‌ فرعون‌، جز همين‌ مرد و نيز زن‌ فرعون‌، كس ‌ديگري‌ ايمان‌ نياوردند».
سپس‌ آن‌ مرد مؤمن‌ در دفاع‌ از موسي‌(ع)، با آنان‌ قدري‌ نرم‌تر برخورد كرد و گفت‌: «و اگر بر فرض‌ دروغگو باشد، دروغش‌ به‌ زيان‌ خود اوست‌ و اگر راستگو باشد، البته‌ برخي‌ از آنچه‌ به‌ شما وعده‌ مي‌دهد به‌ شما خواهد رسيد» اين‌ سخن‌ آن‌ شخص ‌مؤمن‌، ناشي‌ از شك‌ وي‌ در صحت‌ رسالت‌ موسي‌(ع) نبود زيرا او ـ چنان‌كه خداوند(ج) از وي‌ توصيف‌ كرده‌ است‌ ـ به‌ راستي‌ مؤمن‌ بود. معناي‌: (يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ) اين‌ است‌: اگر تمام‌ چيزهايي‌ كه‌ موسي‌(ع) به‌ شما وعده ‌مي‌دهد، به‌ شما نرسد، حداقل‌ بعضي‌ از آنها به‌ شما مي‌رسد و در همان‌ بعض‌ هم ‌هلاكت‌ شما حتمي‌ است‌ «چرا كه‌ خدا كسي‌ را كه‌ افراطكار دروغزن‌ باشد، هدايت ‌نمي‌كند» اين‌ ادامه‌ سخن‌ آن‌ مرد مؤمن‌ است‌. يعني‌: اگر موسي‌(ع) گزافكار و دروغزن‌ باشد، هرگز خداوند(ج) او را به‌سوي‌ حجتهاي‌ روشن‌ خود راهنمايي ‌نمي‌كند و نه‌ او را به‌ معجزات‌ خود مؤيد مي‌گرداند و اگر بر خداوند(ج) دروغ‌ بسته ‌باشد، قطعا حق‌ تعالي‌ او را خوار ساخته‌ و هلاك‌ مي‌گرداند پس‌ شما نيازي‌ به‌ اين ‌نداريد كه‌ او را بكشيد. اين‌ سومين‌ احتجاجي‌ است‌ كه‌ آن‌ شخص‌ مؤمن‌ در اعتراض‌ به‌ طرح‌ موضوع‌ قتل‌ موسي‌(ع) كرد و در اين‌ اعتراض‌ نيز نوعي‌ مجامله‌ و نرمش‌ براي‌ واداشتن‌ آنها به‌ تسليم‌ است‌.
 
آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ يَا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَن يَنصُرُنَا مِن بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جَاءنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ آن‌ مرد مؤمن‌ آنها را به‌ياد نعمت‌ها انداخت‌ تا خداي‌ عزوجل‌ را شكر گزارده‌ و در كفر خويش‌ پافشاري‌ و درازدستي‌ نكنند: «اي‌ قوم‌ من‌! امروز فرمانروايي‌ از آن‌ شماست‌ و در اين‌ سرزمين‌ مسلطيد» چيره‌ بودن‌ بر سرزمين‌، عبارت ‌از غلبه‌ بر مردم‌ و برتري‌ بر آنهاست‌. مراد از سرزمين‌، سرزمين‌ مصر است‌ «پس ‌چه‌كسي‌ ما را از عذاب‌ الله ـ اگر بر سر ما بيايد ـ حمايت‌ خواهد كرد؟» يعني‌: لشكرهايمان‌ قادر نيستند تا چيزي‌ از عذاب‌ الهي‌ را از ما باز دارند.
و چون‌ فرعون‌ نصيحت‌ و خيرانديشي‌ راستين‌ آن‌ مرد مؤمن‌ را شنيد، حيله‌ و نيرنگي‌ ديگر در پيش‌ افگند تا قومش‌ را به‌ وسيله‌ آن‌ در اين‌ توهم‌ بيندازد كه‌ او در خيرخواهي‌ و دلسوزي‌ به‌ آنان‌ سخت‌ استوار و ثابت‌قدم‌ بوده‌ و آنها را به‌ راهي ‌نمي‌برد كه‌ جلب‌كننده‌ منفعت‌ و دفع‌كننده‌ زياني‌ از آنها نباشد، بدين‌ جهت‌: «فرعون‌ گفت‌: جز آنچه‌ كه‌ خود درمي‌يابم‌، به‌ شما نمي‌نمايانم» يعني‌: جز آنچه‌ را كه ‌براي‌ خود مصلحت‌ بدانم‌، به‌ شما مشورت‌ نمي‌دهم‌ و جز آنچه‌ را كه‌ در حق‌ خود تجويز كنم‌، براي‌ شما تجويز نمي‌كنم‌ و من‌ همان‌گونه‌ كه‌ در حق‌ خود مصلحت‌انديش‌ هستم‌، براي‌ شما نيز مصلحت‌انديش‌ مي‌باشم‌ «و شما را جز به‌ راه‌ راست‌ راهبر نيستم» يعني‌: شما را با اين‌ رأي‌، جز به‌ راه‌ صواب‌ هدايت‌ نمي‌كنم‌، راهي‌كه‌ اگر از آن‌ پيروي‌ كنيد، هرگز گمراه‌ نمي‌شويد و آن‌ عبارت‌ از: رأي‌ من‌ بركشتن‌ موسي‌(ع) است‌.
ابونعيم‌ در كتاب‌ «فضايل‌ صحابه‌» و بز