له‌ تعالي‌، ومن‌ أحب‌ ان‌ يكون أغني‌ الناس‌، فليكن‌ بما في‌ يد الله‌ عزوجل‌ أوثق‌ منه‌ مما في‌ يديه‌، ومن‌ أحب‌ أن‌ يكون‌ أكرم‌ الناس‌ فليتق‌ الله‌ عزوجل‌: هر كس‌ دوست‌ دارد كه‌ قوي‌ترين‌ مردم‌ باشد، بايد بر اخداوند(ج) توكل‌ كند و هر كس‌ دوست‌ دارد توانگرترين‌ مردم‌ باشد، بايد اعتماد او به‌ آنچه‌ در دست‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌ بيشتر از آن‌ چيزي‌ باشد كه‌ در دست ‌خودش‌ قرار دارد و هر كس‌ دوست‌ دارد كه‌ گرامي‌ترين‌ مردم‌ باشد، بايد از خداي‌ عزوجل‌ پروا دارد».
 
آيه  39‏متن آيه : ‏‏ قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ‏
آيه  40‏متن آيه : ‏‏ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ‏
  
‏ترجمه : ‏
«بگو اي‌ قوم‌ من‌! شما بر مكانت‌ خود» يعني‌: بر روش‌ و حالتي‌ كه‌ بر آن‌ قرار داريد؛ از دشمني‌ با دين‌ و دعوت‌ من‌ «عمل‌ كنيد، من‌ نيز عمل‌ مي‌كنم» يعني‌: بر شيوه‌ و حالتي‌ كه‌ بر آن‌ قرار دارم‌ «پس‌ به‌زودي‌ خواهيد دانست‌ بر چه‌ كسي‌ عذابي‌ كه ‌رسوايش‌ كند» و در دنيا خوارش‌ گرداند، بعد از افتخار و استكبار به‌ آن‌ «فرود مي‌آيد؟ و» به‌ زودي‌ خواهيد دانست‌ كه‌ «بر وي‌ عذابي‌ مقيم» يعني‌: دائم‌ و مستمر در سراي‌ آخرت‌ «فرود مي‌آيد» كه‌ عذاب‌ دوزخ‌ است‌؛ در اين‌ هنگام‌ است‌ كه‌ اين‌ حقيقت‌ بر وي‌ آشكار مي‌شود كه‌ خودش‌ بر باطل‌ و خصمش‌ بر حق‌ بوده ‌است‌. چنان‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در بدر خوار و رسوايشان‌ گردانيد.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1990.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:1991.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:1992.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:1993.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:1994.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:1995.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:1996.txt">آيه  47</a></body></html>سوره طه آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ فَأْتِيَاهُ فَقُولَا إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَا تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْنَاكَ بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكَ وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ به‌سوي‌ او برويد و بگوييد: ما دوتن‌ فرستادگان‌ پروردگار تو هستيم‌» به‌سويت‌ «پس‌ بني‌اسرائيل‌ را با ما بفرست‌» يعني‌ از سر راهشان‌ برخيز، آنان‌ را از اسارت‌ آزاد كن‌ و اجازه‌ بده‌ تا با ما به‌ سرزمين‌ شام‌ بروند «و آنان‌ را عذاب‌ نكن‌» زيرا فرعون‌ بني‌اسرائيل‌ را سخت‌ عذاب‌ مي‌كرد؛ پسرانشان‌ را سر مي‌بريد و دخترانشان‌ را زنده‌ نگه‌ مي‌داشت‌ و برآنان‌ چنان‌ كارهاي‌ سخت‌ و طاقت‌فرسايي‌ تحميل‌ مي‌كرد كه‌ همه‌ از دست‌ وي‌ به‌جان‌ آمده‌ بودند؛ مانند كارهاي‌ دشوار ساختماني‌، انتقال‌ بارهاي‌ سنگين‌، حفاري‌ زمين‌ و غيره‌ «به‌ راستي‌ ما براي‌ تو از جانب‌ پروردگارت‌ نشانه‌اي‌ آورده‌ايم‌» كه‌ اين‌ نشانه‌ عبارت‌ است ‌از: دو معجزه‌ عصا و يد بيضا «و سلام‌ بر كسي‌ كه‌ از هدايت‌ پيروي‌ كند» يعني‌: هركه‌ از هدايت‌ پيروي‌ كند، از خشم‌ خداي‌ عزوجل‌ و از عذاب‌ وي‌ به‌سلامت ‌مي‌ماند. پس‌ اين‌ سلام‌، سلام‌ تحيت‌ و شادباش‌ و درود نيست‌.
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ جمله‌:  (وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى) در مكاتبات‌ رسول‌ اكرم‌ص براي‌ شاهان‌ و اميران‌ كه‌ حاوي‌ دعوت‌ آن‌ حضرت‌ص از آنان ‌به‌سوي‌ اسلام‌ بود، نوشته‌ مي‌شد.
 
آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ ما اين‌ كتاب‌ را براي‌ مردم» يعني‌: به‌خاطر آنان‌ و براي‌ بيان‌ آنچه‌ كه ‌بدان‌ مكلف‌ گرديده‌اند و براي‌ محقق‌ ساختن‌ مصالح‌ دنيوي‌ و اخرويشان‌ «به‌حق ‌بر تو فروفرستاديم‌ پس‌ هر كس‌ هدايت‌ شد» يعني‌: هر كس‌ راه‌ حق‌ را شناخت‌ و رهرو آن‌ گشت‌ «به‌سود خود هدايت‌ شده‌ است» و راهيابي‌ وي‌ به‌نفع‌ خود وي‌ است‌ «و هر كس‌ گمراه‌ گشت» از راه‌ حق‌ «به ‌زيان‌ خويش‌ گمراه‌ مي‌شود» يعني‌: اين‌ گمراهي‌ به‌ زيان‌ خود اوست‌ و به‌ ديگران‌ متعدي‌ نمي‌شود «و تو بر آنان‌ وكيل‌ نيستي» يعني‌: تو نه‌ مكلف‌ به‌ هدايت‌ آنان‌ هستي‌ و نه‌ مخاطب‌ اين‌ كار بلكه‌ بر تو فقط بلاغ‌ است‌ و بس‌ و تو اين‌ مأموريت‌ را به‌ درستي‌ انجام‌ داده‌اي‌.
اين‌ آيه‌ به‌ آيه‌ شمشير «سيف‌» منسوخ‌ است‌ زيرا خداوند(ج) بعدا به‌ رسول‌ خويش‌ فرمان‌ داد كه‌ با اعراب‌ تا آن‌گاه‌ بجنگد كه‌: (لااله‌ الاالله) بگويند و به ‌احكام‌ اسلام‌ عمل‌ كنند.
 
آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند(ج)رواح‌ مردم‌ را به‌ تمامي‌ قبض‌ مي‌كند» و آنها را از بدنهايشان‌ بيرون ‌مي‌آورد «به‌هنگام‌ مرگ‌ آنها» يعني‌: به‌ هنگام‌ فرارسيدن‌ اجل‌ آنها «و نيز روحي‌ را كه‌ نمرده‌ است‌، در موقع‌ خوابش‌ قبض‌ مي‌كند» يعني‌: ارواحي‌ را كه‌ نمرده‌اند ـ بدين ‌معني‌ كه‌ اجل‌ آنها هنوز به‌سر نرسيده‌ است‌ ـ در خواب‌ آنها مي‌گيرد «پس‌ آن ‌نفسي‌ را كه‌ حكم‌ مرگش‌ را كرده‌، نگاه‌ مي‌دارد» و آن‌ را به‌سوي‌ جسدي‌ كه‌ روح‌ در آن‌ قرار داشته‌، باز نمي‌گرداند «و آن‌ ديگر را تا هنگامي‌ معين‌ باز پس‌ مي‌فرستد» يعني‌: روح‌ شخص‌ خوابيده‌اي‌ را كه‌ هنوز اجلش‌ به‌سر نرسيده‌، باز پس‌ مي‌فرستد و بيداري‌ را به‌ وي‌ باز مي‌گرداند تا در مدتي‌ كه‌ زندگي‌ برايش‌ مقدر شده‌ است‌، زنده‌ بماند.
علما درباره‌ «نفس‌» و «روح‌» اختلاف‌ نظر دارند كه‌: آيا اين‌ دو، يك‌ چيز هستند يا دو چيز مختلف‌؟ ولي‌ اين‌ رأي‌ كه‌ اين‌ دو، يك‌ چيز هستند، قوي‌تر است‌، به‌دليل‌ احاديثي‌ كه‌ بر اين‌ امر دلالت‌ مي‌كند زيرا در اين‌ احاديث‌ گاهي‌ از «روح‌» به‌ لفظ روح‌ و گاهي‌ به‌ لفظ «نفس‌» تعبير شده‌ است‌. امام‌ فخرالدين‌ رازي‌ مي‌گويد: «نفس‌ انساني‌، عبارت‌ از جوهر رخشان‌ روحاني‌اي‌ است‌ كه‌ چون‌ به‌بدن‌ تعلق‌ گيرد، پرتو و روشني‌ آن‌ در تمام‌ اعضا تجلي‌ مي‌كند ـ كه‌ اين‌ همان ‌پديده‌ حيات‌ است‌ ـ و در هنگام‌ مرگ‌، تعلق‌ روح‌ از ظاهر و باطن‌ بدن‌ قطع‌ مي‌شود ـ كه‌ اين‌ همان‌ مرگ‌ است‌ ـ ولي‌ در هنگام‌ خواب‌، پرتو روح‌ از ظاهر بدن‌ قطع‌ مي‌شود نه‌ از باطن‌ آن‌. پس