مِينَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ او ميان‌ آيندگان‌ ثنايي‌ نيك‌ برجاي‌ گذاشتيم» يعني‌: در ميان‌ كساني‌ كه‌ بعد از نوح‌(ع) تا روز قيامت‌ ـ از امتها ـ مي‌آيند، نام‌ و آوازه‌ نيكو و ثنا و ستايشي‌ خوب‌ را ماندگار ساختيم‌. اين‌ ثنا و ستايش‌ نيكو عبارت‌ از اين‌ سخن ‌است‌:
«سلام‌ بر نوح‌ در ميان‌ جهانيان» يعني‌: جهانيان‌ پيوسته‌ بر او ثناي‌ نيك ‌مي‌گويند و براي‌ او دعا كرده‌ و درود و رحمت‌ مي‌فرستند و چون‌ از او ياد كنند، مي‌گويند: «نوح‌ عليه‌السلام‌». به‌قولي‌: اين‌ سلامي‌ است‌ از سوي‌ خداوند(ج) بر نوح‌. يعني‌: سلام‌ از جانب‌ ما بر نوح‌ در ميان‌ جهانيان‌ باد!.
 
سوره صافات آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ما اين‌ گونه‌ نيكوكاران‌ را جزا مي‌دهيم» يعني‌: ما كسي‌ را كه‌ در سخن‌ و عملش ‌نيكوكار، به‌ احسان‌ و نيكوكاري‌ معروف‌ و بر آن‌ پايدار و ثابت‌قدم‌ باشد، اين‌گونه‌ پاداش‌ مي‌دهيم‌.
 
	سوره صافات آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ راستي‌ او از بندگان‌ مؤمن‌ ما بود» يعني‌: نوح‌(ع) بنده‌اي‌ گرويده‌ و مخلص ‌براي‌ خداوند(ج) بود.
 
	سوره صافات آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ ديگران‌ را» يعني‌: كافران‌ را «غرق‌ كرديم» و از آنان‌ هيچ‌ نام‌ و نشاني‌ باقي‌ نگذاشتيم‌.
 
	سوره صافات آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بي‌گمان‌ ابراهيم‌ از شيعه‌ نوح‌ بود» يعني‌: ابراهيم‌(ع) از اهل‌ دين‌ وي‌ بود، بر راه‌ و روش‌ وي‌ قرار داشت‌ و از كساني‌ بود كه‌ با نوح‌(ع) در دعوت‌ به‌ سوي‌ الله(ج)و يگانگي‌ وي‌ موافقت‌ كرد. بيضاوي‌ مي‌گويد: «بعيد نيست‌ كه‌ شريعت ‌اين‌ دو پيامبر اولي‌العزم‌ الهي‌ در همه‌ فروع‌ دين‌، يا در غالب‌ آنها، نيز يكي‌ بوده‌ باشد». نقل‌ است‌ كه‌ در ميان‌ نوح‌ و ابراهيم‌ علیهماالسلام دوهزاروششصدوچهل‌ سال‌ فاصله‌ زماني‌ بود و در اين‌ فاصله‌ دو پيامبر ديگر آمدند كه‌ عبارت‌ از هود و صالح ‌علیهماالسلام بودند. اصل‌ كلمه‌ «شيعه‌» به‌ معني‌ پيروان‌ و ياران‌ است‌ و هر گروهي‌ كه‌ بر امري‌ گرد آمده‌ و برآن‌ متفق‌ شوند، آنها براي‌ آن‌ امر «متشيع‌» هستند. اما اين‌ كلمه‌ بعد از شهادت‌ سيدنا علي‌(رض) بر پيروان‌ مذهب‌ «شيعه‌» اطلاق‌ مي‌شود.
 
	سوره صافات آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ جَاء رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه» ابراهيم‌(ع) «با قلبي‌ سليم‌ به‌سوي‌ پروردگار خود روي‌ آورد» قلب ‌سليم‌: دلي‌ است‌ كه‌ از شك‌ و شرك‌ پيراسته‌ بوده‌ و به‌ منظور كسب‌ رضاي‌ خداي‌ عزوجل‌، براي‌ خلقش‌ خيرخواه‌ باشد. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «قلب‌ سليم ‌دلي‌ است‌ كه‌ به‌ لااله‌ الاالله گواهي‌ دهد».
 
سوره صافات آيه  85‏متن آيه : ‏‏ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ ‏
آيه  86‏متن آيه : ‏‏ أَئِفْكاً آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«چون» ابراهيم‌(ع) «به‌ پدرش‌ و قومش‌ گفت» سرزنش‌كنان‌ و معترض‌ «چه‌ چيزي‌ را مي‌پرستيد؟» آيا نمي‌دانيد كه‌ اين‌ بتان‌ بي‌جان‌ قابل‌ پرستش‌ نيستند؟
«آيا به ‌دروغ‌ و دغل‌ معبوداني‌ را بجز الله مي‌خواهيد؟» افك‌: بدترين‌ نوع‌ دروغ‌ است‌.
 
سوره صافات آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ گمانتان‌ به‌ پروردگار جهانيان‌ چيست‌؟» هنگامي‌ كه‌ او را ملاقات‌ كنيد در حالي‌كه‌ غير وي‌ را پرستيده‌ايد؟ به‌ نظر شما او با شما چه‌ خواهدكرد؟.
 
	سوره طه آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
اي‌ موسي‌! «به‌سوي‌ فرعون‌ برو» به‌عنوان‌ فرستاده‌اي‌ از جانب‌ ما «كه‌ او سر به‌ طغيان‌ برداشته‌ است‌» يعني‌ كافر شده‌ و از حد در گذشته‌است‌.
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ قبل‌ از فرستادن‌ موسي‌(ع) به‌ سوي‌ فرعون‌، به ‌او معجزاتي‌ داد تا اين‌ مأموريت‌ را بر وي‌ آسان‌ و قدرت‌هاي‌ ديگر را در ديد اوكوچك‌ و حقير گرداند. البته‌ اين‌ آموزشي‌ است‌ براي‌ ما كه‌ چون‌ مي‌خواهيم‌ كسي‌را به‌ تكليف‌ دشواري‌ مكلف‌ گردانيم‌، بايد قبل‌ از هر چيز او را به‌ وسايلي‌ مجهز كنيم‌ كه‌ اين‌ مأموريت‌ را بر وي‌ آسان‌ گرداند.
 
	سوره صافات آيه  88‏متن آيه : ‏‏ فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ ‏
 آيه  89‏متن آيه : ‏‏ فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ نگاهي‌ به‌ ستارگان‌ افگند و گفت‌: من‌ بيمارم» نقل‌ است‌ كه‌: قوم ‌ابراهيم‌(ع) به‌ علم‌ نجوم‌ دلبستگي‌اي‌ داشتند پس‌ ابراهيم‌(ع) به‌ آنان‌ چنين‌ وانمود كرد كه‌ از همان‌ فن‌ نجوم‌ بهره‌ مي‌گيرد تا بر او عيب‌ نگيرند. تعلل‌ ابراهيم‌(ع) به‌اين‌كه‌ بيمار است‌، تمهيدي‌ براي‌ اين‌ بود كه‌ عليه‌ بتانشان‌ برنامه‌اي‌ را به‌اجرا گذارد تا اين‌ حجت‌ بر قومش‌ كه‌ بتان‌ شايسته‌ پرستش‌ نيستند، الزام‌ گردد. نقل‌ است‌: در فرداي‌ روزي‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) خود را بيمار وانمود كرد، قومش‌ مراسم‌ جشني ‌داشتند كه‌ همه‌ در آن‌ از شهر بيرون‌ مي‌رفتند پس‌ ابراهيم‌(ع) خواست‌ تا خود را از آنها عقب‌ كشيده‌ و كار بتان‌ را يكسره‌ سازد، بدين‌ جهت‌ خود را به‌ در بيماري‌ زد.
مفسران‌ درباره‌ نگريستن‌ ابراهيم‌(ع) به‌ ستارگان‌ گفته‌اند: نگاه‌ ابراهيم‌(ع) به‌ ستارگان‌، به‌ منظور تعظيم‌ و تقديس‌ آنها نبود چنان‌كه‌ قومش‌ اين‌ كار را مي‌كردند بلكه‌ هدف‌ او اين‌ بود تا با اين‌ نگاه‌، در آنها اين‌ ذهنيت‌ را القا كند كه‌ او هم‌ آنچه ‌را كه‌ آنها درباره‌ ستارگان‌ مي‌دانند، مي‌داند و در امور خود بر ستارگان‌ تكيه ‌مي‌كند. پس‌ اين‌ نگاه‌ وي‌ صرفا حيله‌اي‌ بود كه‌ او انديشيد. يا قصد وي‌ از اين‌ كار، تأمل‌ در كائنات‌ و آسمان‌ بود. چنان‌كه‌ قتاده‌ مي‌گويد: «اعراب‌ براي‌ شخصي‌ كه‌درحال‌ تفكر است‌ و زماني‌ دراز در فكر و انديشه‌ فرو رفته‌، مي‌گويند: نظر في ‌النجوم‌: در ستارگان‌ نگريست‌»، يعني‌: بسيار در فكر فرو رفت‌.
خلاصه‌ اين‌ كه‌: نگريستن‌ ابراهيم‌(ع) به‌ ستارگان‌ و اين‌ سخن‌ وي‌ كه‌: «من ‌بيمارم‌»، از باب‌ «توريه‌» بود. يعني‌: او از اين‌ سخن‌ هدفي‌ مخصوص‌ به‌ خود داشت‌ ولي‌ در عين‌ حال‌ خواست‌ كه‌ آنها از آن‌ چيز ديگري‌ غير از آنچه‌ او اراده ‌داشت‌، برداشت‌ كنند تا بدين‌ وسيله‌ بتواند نقشه‌ خود را در مورد بتانشان‌ به‌ اجرا گذارد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ دروغ‌ گفتن‌ به‌ منظور «توريه‌» و «تعريض‌» مباح‌ است 