ن‌ مقوله‌ قدرت‌ خداوند أ قرار دارد.
ابن‌ كثير مي‌گويد: «چون‌ خداي‌ عزوجل‌ برانگيختن‌ مردگان‌ را اراده‌ كند، از زير عرش‌ باراني‌ را فرود مي‌آورد كه‌ همه‌ زمين‌ را در بر مي‌گيرد و اجساد را از قبرهايشان‌ بر مي‌روياند چنان‌كه‌ دانه‌ در زمين‌ مي‌رويد». بدين‌ جهت‌، در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «همه‌ چيز در فرزند آدم‌ فرسوده‌، پراكنده‌ و متلاشي‌ مي‌شود مگر دنبالچه‌ وي‌؛ او از آن‌ آفريده‌ شده‌ و مجددا از آن‌ بازآفريني‌ مي‌شود». دنبالچه‌: عبارت‌ از چند مهره‌ آخر ستون‌ مهره‌هاست‌ كه‌ به‌ هم‌ چسبيده‌اند.
سوره طه آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ تَنزِيلاً مِّمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كتابي‌ است‌ نازل‌شده‌ از جانب‌ كسي‌ كه‌ زمين‌ و آسمانهاي‌ بلند را آفريده ‌است‌» مراد آيه‌ كريمه‌ خبردادن‌ به‌ بندگان‌ از كمال‌ عظمت‌ نازل‌كننده‌ قرآن ‌و بزرگي‌ جلال‌ و مقام‌ وي‌ است‌ تا به‌ قرآن‌ ـ چنان‌كه‌ حق‌ ارج ‌نهادن‌ به‌ آن‌ است‌ ـ ارج‌ گذاشته‌ و آن‌ را مدينه‌ فاضله‌ سعادت‌ جاوداني‌ خويش‌ بشناسند چنان‌كه‌ حق‌ تعالي‌ با همين‌ هدف‌ در ادامه‌ مي‌فرمايد:
 
	سوره فاطر آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هر كس‌ عزت‌ مي‌خواهد پس‌ عزت‌ همه‌ از آن‌ خداست» لذا بايد عزت‌ را فقط از خداأ خواست‌ نه‌ از غير وي‌ زيرا غير وي‌ مالك‌ و صاحب‌ اختيار چيزي‌ از عزت ‌نيست‌ پس‌ او هر چه‌ بخواهد و به‌ هر كس‌ كه‌ بخواهد، از اين‌ عزت‌ مي‌بخشد. عزت‌: عبارت‌ است‌ از شرف‌، جاه‌، رفعت‌ و قدرت‌. فراء مي‌گويد: «معني‌ اين ‌است‌: هر كس‌ مي‌خواهد بداند كه‌ عزت‌ از آن‌ كيست‌، بداند كه‌ عزت‌ همه‌ از آن‌خداي‌ عزوجل‌ است‌». قتاده‌ مي‌گويد: «معني‌ اين‌ است‌: هر كس‌ مي‌خواهد به‌عزت‌ برسد، بايد خود را با طاعت‌ خداوند(ج) عزتمند گرداند». در حديث‌ شريف ‌آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص در تفسير: (مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً) فرمودند: «من‌ أراد عز الدارين‌ فليطع‌ العزيز: هر كس‌ عزت‌ هر دو سرا را مي‌خواهد، بايد از خداي‌ عزيز اطاعت‌ كند».
آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ به‌ ما مي‌فهماند كه‌ وسيله‌ طلب‌ عزت‌، همانا ايمان‌ و عمل ‌صالح‌ است‌: «كلام‌ طيب» يعني‌: سخنان‌ پاكيزه‌ «به‌سوي‌ او بالا مي‌رود» و فرشتگان‌ نويسنده‌ آنچه‌ را كه‌ در اين‌باره‌ بر صحيفه‌ها مي‌نويسند، به‌سوي‌ او بالا مي‌برند. كلام‌ طيب‌: هر سخن‌ پاكيزه‌اي‌ است‌؛ اعم‌ از ذكر خداوند(ج)، امر به‌معروف‌، نهي‌ از منكر، تلاوت‌ قرآن‌ و غيره‌ «و عمل‌ صالح‌ به‌ آن‌ رفعت ‌مي‌بخشد» يعني‌: عمل‌ صالح‌، سخنان‌ پاكيزه‌ را بالا مي‌برد چنان‌كه‌ سخنان‌ پاكيزه جز با عمل‌ صالح‌ مورد پذيرش‌ قرار نمي‌گيرد. صلاح‌ عمل‌: عبارت‌ از اخلاص‌ در آن‌ است‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «لا يقبل‌ الله‌ قولا إلا بعمل‌ و لا يقبل‌ قولا و عملا إلا بنية‌ ولا يقبل‌ قولا وعملا ونية‌ إلا بإصابة‌ السنة‌: خداي‌ عزوجل‌ هيچ‌ سخني‌ را نمي‌پذيرد جز با عملي‌ و هيچ‌ سخن‌ و عملي‌ را نمي‌پذيرد جز با نيت‌ (درستي) وهيچ‌ سخن‌ و عمل‌ و نيتي‌ را نمي‌پذيرد مگر آن‌كه‌ با سنت‌ مطابقت‌ داشته‌ باشد». قرطبي‌ مي‌گويد: «حق‌ اين‌ است‌ كه‌ اگر گنهكار تارك‌ فرايض‌، خداأ را ياد كند و سخني‌ پاكيزه‌ بگويد، اين‌ در زمره‌ حسنات‌ وي‌ نوشته‌ مي‌شود و او در عين‌ حال‌، بار گناه‌ خويش‌ را نيز بر دوش‌ مي‌كشد. پس‌ خداوند(ج) از هر كس‌ كه‌ از شرك ‌بپرهيزد، عمل‌ صالح‌ را مي‌پذيرد و خود سخن‌ پاكيزه‌ يك‌ نوع‌ عمل‌ صالح‌ است‌. لذا تأويل‌ آيه‌ اين‌ است‌ كه‌: حق‌ تعالي‌ با عمل‌ صالح‌، بر رفعت‌ سخنان‌ پاكيزه‌ و حسن‌ جايگاه‌ آن‌ مي‌افزايد».
«و كساني‌ كه‌ با مكر و حيله‌ بديها را مي‌انديشند» يعني‌: در دنيا به‌ شيوه‌ مكر و فريب‌، مرتكب‌ بديها مي‌شوند تا به‌ عزت‌ نارواي‌ جاهليت‌ برسند، همانند نيرنگهاي ‌بدي‌ كه‌ مشركان‌ قريش‌ در دارالندوه‌ در حق‌ رسول‌‌خدا‌ص انديشيدند تا ايشان‌ را زنداني‌ كرده‌، يا به‌قتل‌ رسانده‌، يا از مكه‌ اخراج‌ كنند «آنان‌ را عذابي‌ سخت ‌است» در نهايت‌ شدت‌ «و نيرنگشان‌ خود تباه‌ مي‌گردد» و بي‌اثر مي‌شود. مكر در اصل‌: عبارت‌ از نيرنگ‌ و حيله‌گري‌ است‌.
 
سوره فاطر آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجاً وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَلَا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا شما را از خاكي‌ آفريد» در ضمن‌ آفرينش‌ پدرتان‌ آدم‌(ع) از خاك‌ «سپس‌ از نطفه‌اي» كه‌ آن‌ را از پشتهاي‌ پدران‌ شما بيرون‌ آورد «آن‌گاه‌ شما را زوج‌ها گردانيد» يعني‌: برخي‌ از شما را جفت‌ برخي ‌ديگر گردانيد زيرا نر و ماده‌ جفت‌ يك‌ديگر هستند پس‌ اين‌ تحول‌ از خاك‌ به‌سوي‌ سلول‌ زنده‌ و از سلول‌ زنده ‌به‌سوي‌ انساني‌ تمام‌، دليلي‌ قاطع‌ بر امكان‌ بعث‌ و رستاخيز است‌. «و هيچ‌ مادينه‌اي ‌باردار نمي‌شود و وضع‌ حمل‌ نمي‌كند مگر به‌ علم‌ او» بنابراين‌، هيچ‌ چيز از ساحه‌ علم‌ وتدبير حق‌ تعالي‌ خارج‌ نيست‌ «و هيچ‌ سالخورده‌اي‌ عمر دراز نمي‌يابد و از عمرش ‌كاسته‌ نمي‌شود» يعني‌: عمر هيچ‌كس‌ طولاني‌ نمي‌شود و از عمر هيچ‌ كس‌ كاسته ‌نمي‌شود؛ «مگر آن‌كه‌ در كتابي» يعني‌: در لوح‌ محفوظ «ثبت‌ است».
سعيدبن‌ جبير مي‌گويد: «پس‌ آنچه‌ از مدت‌ عمر انسان‌ مي‌گذرد، همان‌ كاستن ‌از عمر وي‌ است‌ و آنچه‌ كه‌ از عمر وي‌ در آينده‌ مي‌آيد، همان‌ عمري‌ است‌ كه‌ به ‌وي‌ داده‌ مي‌شود». به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: «هيچ‌ كهنسالي‌ تا دوران‌ پيري‌ عمر داده‌ نمي‌شود و عمر هيچ‌ كس‌ ديگر از سن‌ كهنسالي‌ كاسته‌ نمي‌شود مگر اين‌ كه ‌اين‌ امر در لوح‌ محفوظ ثبت‌ است‌، يعني‌ وابسته‌ به‌ قضاي‌ خداوند(ج) است‌». لذا دراز يا كوتاه‌ كردن‌ عمر، هر دو به‌ قضا و قدر حق‌ تعالي‌ و مربوط به‌ اسبابي‌ است‌ كه‌ مقتضي‌ دراز ساختن‌ يا كوتاه ‌كردن‌ عمر است‌. بايد دانست‌ كه‌ از اسباب‌ طولاني‌ساختن‌ عمر: صله‌ رحم‌ و از اسباب‌ كوتاه ‌كردن‌ آن‌: بسيار نافرماني‌ كردن ‌پروردگار عزوجل‌ است‌.
در حديث