
«بگو» اي‌ محمد‌ص به‌ اين‌ كافراني‌ كه‌ تو را ديوانه‌ مي‌پندارند «جز اين‌ نيست ‌كه‌ من‌ به‌ شما فقط يك‌ اندرز مي‌دهم» يعني‌: شما را از فرجام‌ بد آنچه‌ كه‌ در آن ‌قرار داريد، هشدار داده‌ و برحذر داشته‌ و شما را فقط به‌ يك‌ خصلت‌ سفارش‌ و توصيه‌ مي‌كنم‌؛ «و آن‌ اين‌ است‌ كه‌: دوگان‌دوگان‌ و يكان‌يكان‌ براي‌ خدا به‌پا خيزيد» يعني‌: تنها سفارش‌ و موعظه‌ من‌ به‌ شما، قيامتان‌ در طلب‌ حق‌ با تفكر و انديشه‌ راستين‌ خالصا براي‌ رضاي‌ خداي‌ عزوجل‌ و بدون‌ هوي‌ و عصبيتي‌ است ‌«و سپس‌ انديشه‌ كنيد» و تأمل‌ ورزيد و برخي‌ از شما برخي ‌ديگر را به‌ اخلاص ‌نصيحت‌ كنيد وبگوييد: بياييم‌ در حقيقت‌ كار رسول‌‌خدا‌ص و كتابي‌ كه‌ آورده ‌است‌، بنگريم‌ و بينديشيم‌ زيرا در اين‌ صورت‌، قطعا مي‌دانيد كه‌ بايد در اين‌ راه ‌دودو يا تك‌تك‌ به‌پا خيزيد، چه‌ اجتماع‌، فكر و انديشه‌ را مشوش‌ و پراكنده ‌مي‌گرداند اما دو نفر مي‌توانند تفكر كرده‌ و هر يك‌ محصول‌ فكر خويش‌ را به‌ رفيقش‌ عرضه‌ دارد و سپس‌ هر دوي‌ آنها به‌ راستي‌ و انصاف‌ در آن‌ بنگرند تا از اين ‌طريق‌ به‌ حق‌ برسند، همين‌گونه‌ يك‌ فرد مي‌تواند با خودش‌ دادگرانه‌ و منصفانه ‌بينديشد.
اين‌ آيه‌ اصل‌ و اساس‌ موضوع‌ دعوت‌ الي‌الله است‌ زيرا اهميت‌ دعوت‌ فردي‌ با آن‌ آشكار مي‌شود.
آري‌! در اين‌ صورت‌ قطعا به‌ اين‌ نتيجه‌ مي‌رسيد كه‌: «اين‌ رفيق‌ شما هيچ‌ جنوني ‌ندارد» نه‌ پيامبر جادوگر است‌ و نه‌ ديوانه‌ زيرا در حالات‌ و تصرفاتش‌ هيچ‌ دليلي‌ بر اين‌ امر كه‌ او اين‌ گونه‌ باشد، نمي‌يابيد و هر چه‌ درباره‌ او بينديشيد، از او جز عقل‌ و تدبير و برتري‌ خرد، چيز ديگري‌ نمي‌بينيد، در عين‌ حال‌، شما نيك‌ مي‌دانيد كه ‌او برترين‌ مردم‌ از روي‌ عقل‌ و خرد است‌ و شما در مدت‌ عمر وي‌ و عمر خويش‌، از او دروغي‌ را تجربه‌ نكرده‌ايد و وحي‌اي‌ هم‌ كه‌ او آورده ‌است‌ دليل‌ آشكاري‌ بر صدق‌ و راستگويي‌ اوست‌ «او جز هشداردهنده‌اي‌ براي‌ شما در پيشاپيش‌ عذابي‌ شديد» يعني‌: در پيشاپيش‌ قيامت‌ «نيست».
امام‌ رازي‌ مي‌گويد: «بعد از آن‌كه‌ اصول‌ سه‌گانه‌ توحيد، نبوت‌ و معاد با دلايل‌ آن‌ در اين‌ سوره‌ مطرح‌ شد، اينك‌ حق‌ تعالي‌ هر سه‌ اصل‌ را در يك‌ آيه‌ ذكر مي‌كند چرا كه‌ فرموده‌ وي‌:(أَن تَقُومُوا لِلَّهِ )به‌ توحيد اشاره‌ دارد و فرموده‌ وي‌: (مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ)  به‌ رسالت‌ اشاره‌ دارد و فرموده‌ وي‌: (بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ‏) به‌ روز آخرت‌ و به‌نزديكي‌ زمان‌ آن‌ اشاره‌ دارد». چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌روايت‌ ابن‌عباس‌(رض) آمده ‌است‌ كه‌: رسول‌اكرم‌ص روزي‌ بر فراز كوه‌ صفا برآمدند آن‌گاه‌ فرياد كشيدند: «يا صباحا» قريش‌ با شنيدن‌ اين‌ ندا به‌سويشان‌ گرد آمده‌ و گفتند: چه‌ شده‌ است‌، چه‌ خبر است‌؟ تو را چه‌ شده‌ است‌؟ آن‌حضرت‌‌ص فرمودند: «به‌ نظر شما اگر به‌ شما خبر دهم‌ كه‌ دشمن‌ بامداد يا شامگاه ‌بر شما يورش‌ مي‌آورد، آيا مرا تصديق‌ مي‌كنيد؟» گفتند: چرا تصديقت‌ نكنيم‌؟ قطعا تصديقت‌ مي‌كنيم‌! فرمودند: «اينك‌ من‌ شما را در پيشاپيش‌ عذابي‌ سخت ‌بيم‌ مي‌دهم‌». در اين‌ هنگام‌ ابولهب‌ گفت‌: مرگ‌ بر تو، آيا ما را براي‌ اين‌ گرد آورده‌اي‌؟ در اين‌ اثنا خداوند(ج) نازل‌ فرمود:  ( تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ‏)
سوره طه آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
ضحاك‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: چون‌ خداي‌ عزوجل‌ قرآن‌ را بر پيامبرش ‌نازل‌ كرد، ايشان‌ و يارانشان‌ در نماز بدان‌ قيام‌ مي‌كردند پس‌ مشركان‌ قريش‌ گفتند: اين‌ قرآن‌ بر محمد نازل‌ نشده‌ است‌ مگر براي‌ آن‌كه‌ او در رنج‌ و سختي‌ بيفتد. پس‌خداوند متعال‌ نازل‌ فرمود: «قرآن‌ را بر تو نازل‌ نكرديم‌ تا در رنج‌ افتي‌» بلكه‌ براي‌آن‌ نازل‌ كرديم‌ كه‌ در سعادت‌ و راحت‌ قرار گيري‌ پس‌ موضوع‌ چنان‌ نيست‌ كه ‌باطل‌پرستان‌ پنداشته‌اند زيرا ما به‌ هر كس‌ علم‌ و حكمت‌ قرآني‌ داده‌ايم‌، يقينا براي ‌او خير و خوبي‌ و راحت‌ جاوداني‌ را خواسته‌ايم‌. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است‌:«من‌ يرد الله‌ به‌ خيرا يفقهه‌ في‌الدين‌: هر كس‌ كه‌ خداوند خيرخواه‌ او باشد، او را در دين‌ دانشمند مي‌گرداند». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «چون‌ خداوند(ج) در روز قيامت‌ براي‌ حكم‌ و داوري‌ نهايي‌ ميان‌ بندگانش‌ بر كرسي‌ خويش‌ بنشيند، خطاب‌ به‌ علما مي‌گويد: من‌ علم‌ و حكمت‌ خويش‌ را در شما قرار ندادم‌ مگر بدان‌ جهت‌ كه‌ مي‌خواهم‌ بر شما بيامرزم‌ با وجود آنچه‌ كه‌ از شما سرزده‌ است‌ و هيچ‌ باكي‌ هم‌ ندارم‌». همچنين‌ در تفسير: ﴿ﭷ  ﭸ  ﭹ  ﭺ  ﭻ﴾  نقل‌ شده ‌است‌: ما قرآن‌ را براي‌ آن‌ بر تو نازل‌ نكرده‌ايم‌ تا با افراط در تأسف‌ خوردن‌ بر كفر كافران‌ و عدم‌ ايمان‌ آنان‌، خود را در رنج‌ و تعب‌ افگني‌؛ زيرا ايمان‌ آوردن‌ آنها امري‌ است‌ كه‌ به‌ تو مربوط نيست‌ و در اختيار تو هم ‌نمي‌باشد.
 
	سوره سبأ آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد‌ص به‌ آنان‌ «هر مزدي‌ كه‌ از شما طلبيده‌ باشم» در ازاء تبليغ ‌رسالت‌ «پس‌ آن‌ متعلق‌ به‌ خودتان‌!» يعني‌: من‌ در برابر ابلاغ‌ پيام‌هاي‌ الهي‌، از شما هيچ‌ مزدي‌ درخواست‌ نكرده‌ و نمي‌كنم‌. «مزد من‌ جز بر خدا نيست» نه‌ بر غير وي‌ «و او بر هر چيزي‌ گواه‌ است» يعني‌: به‌ هر چيزي‌ آگاه‌ است‌ و چيزي‌ از او پنهان ‌نمي‌ماند. پس‌ بدانيد كه‌ او بر اين‌ امر نيز گواه‌ است‌ كه‌ من‌ در برابر دعوت‌ شما به‌ راه‌ حق‌، از شما مزدي‌ درخواست‌ نكرده‌ام‌ و اگر سراغ‌ داريد كه‌ از شما مزدي‌ درخواست‌ كرده‌ باشم‌، بگوييد تا آن‌ را به‌ شما برگردانم‌.
 
	سوره سبأ آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد‌ص به‌ آنان‌ «بي‌گمان‌ پروردگارم‌ حق‌ را در ميان ‌مي‌افگند» يعني‌: به‌ حق‌ سخن‌ مي‌گويد و آن‌ را ـ كه‌ چيزي‌ جز قرآن‌ و وحي ‌نيست‌ ـ به‌سوي‌ پيامبرش‌ القا مي‌كند. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: پروردگارم‌ باطل‌ را با پرتاب ‌كردن‌ حق‌ به‌سوي‌ آن‌ مورد هدف‌ قرار داده‌ و آن‌ را به‌ وسيله‌ حق‌ مي‌كوبد و نگونسار مي‌كند «و او داناي‌ غيب‌هاست» غيب‌: هر چيزي‌ است‌ كه‌ از چشم ‌انسانها و از ميدان‌ دريافتها و ادرا