 دین نیست در نتیجه از آن منصرف شدند و به نوشتن آن اهتمام و توجه نکردند و خود را به آن ملتزم نمی‌دانستند این ادعا دروغ و عناد است، کسی که از کتاب‌های حدیث و سنت و از تاریخ علوم و از آنچه که علما در موضع‌گیری امت مسلمان از سنت رسول خداص نوشته‌اند آگاهی پیدا کند، علی‌الخصوص موقف و موضع‌گیری صحابه‌ها رض از سنت رسولص به خوبی در می‌یابد که این ادعا دروغ است و از نهایت تکبر و غرور آنها تعجب می‌کند، و برایش روشن می‌شود که چگونه برای جلوه دادن برعکس کردن دلایل و درست کردن افترا تلاش می‌کنند. اصحاب پیامبرص حریص‌ترین افراد برای توجه به اقوال و افعال پیامبرص بودند و آن را حفظ می‌کردند و به آن عمل می‌نمودند. به طوری که حرص آنها به جایی رسید که از کوچک و بزرگ به آن عمل می‌کردند، آن را حفظ می‌کردند و آنها را عملی می‌نمودند. این عمر بن خطاب رض است که بخاری از آن روایت می‌کند و می‌گوید: من و یکی از همسایه‌هایم (از انصار از طایفه بنی امیه بنی زید از نواحی مدینه) بین خود نازل شدن احادیث پیامبرصرا تقسیم کرده بودیم به این صورت که هر زمان پیامبرص حدیثی را می‌فرمود و من خبر می‌یافتم ایشان را مطلع می‌ساختم و اگر او اطلاع پیدا می‌کرد مرا خبر می‌داد، این کار جز اهتمام شدید برای شناخت سنت پیامبرص و پیروی و التزام به آن چیز دیگری را نمی‌رساند. 
اصحاب پیامبرص برای اینکه یکی از احکام الهی بر ایشان روشن شود و از پیامبر سوال کنند مسافت‌های طولانی را می‌پیمودند. 
امام بخاری از عقبة بن حارث روایت می‌کند که زنی اطلاع یافت او و همسرش با هم شیر خورده‌اند، فوراً سوار اسب شد و از مکه بسوی پیامبرص در مدینه رفت، زمانی که به پیامبر رسید حکم خداوند را در مورد کسی که با زنی ازدواج کند و نداند او خواهر رضاعی اوست و بعداً اطلاع پیدا کند و شیردهنده آنها را مطلع سازد حکم خدا چیست؟ پیامبرص کیفیت و چگونگی آن را پرسید و توضیح داده شد، فوراً از همسرش جدا شد و با یکی دیگر ازدواج کرد. 
اصحاب پیامبرص خیلی حریص بودند که از همسران او دربارة روش و سنت‌های او در خانه سوال و پرسش کنند و زنان هم به خانة پیامبرص می‌رفتند و از همسران او در مورد اخلاق و سیرة ایشان سوال می‌کردند و در مورد چیزهایی که برای آنها پیدا می‌شد سوال می‌کردند. و این واقعه‌ها خیلی معروف و مشهور می‌باشد که نیازی به مثال و شاهد نیست. التزام صحابه‌ها به سنت و روش پیامبرص به جایی رسید که آنها آنچه که پیامبر انجام می‌داد و یا چیزی را ترک می‌کرد طوری پیروی می‌کردند بدون اینکه از حکمت و فلسفة آن پرسش کنند و یا حکمت آن را بدانند. 
امام بخاری در صحیح خود از ابن عمر رض روایت می‌کند: (اتخذ رسول اللهص خاتماً من ذهب تم بنذه النبیص و قال: انی لن البسه ابداً فنبذ الناس خواتیمهم) 
پیامبرص انگشتری از طلا را برای خود تهیه نمود، سپس آنرا دور انداخت و فرمود: هرگز آن را نخواهم پوشید، به تبعیت از ایشان همة مردم انگشتری‌های خود را دور انداختند. 
قاضی عیاض در کتاب خود به نام «الشفا» از ابی سعید حذری رض روایت می‌کند قال: (بینما رسول اللهص یصلی باصحابه اذ خلع نعلیه فوضعها عن یساره فلما رای القوم ذلک القوا نعالهم فلما قضی صلاته قال: ما حملکم علی القاء نعالکم؟ قالوا یا رسول الله رایناک القیت نعلیک، فقال: ان جبریل اخبر نی ان فیهما قذراً) 
زمانی که پیامبرص با اصحاب نماز می‌خواند، در میان نماز کفش‌هایش را بیرون آورد و آنها را طرف چپ خود گذاشت، زمانی که مردم این عمل را مشاهده کردند، همگی کفش‌هایشان را بیرون آوردند و کنار گذاشتند، بعد از اینکه پیامبرص نمازش را به اتمام رساند فرمود: چه چیزی باعث شد که کفشهایتان را بیرون بیاورید؟ گفتند: ای رسول خدا ص شما را دیدیم که کفشهایت را بیرون آوردی، پیامبر ص فرمود: حضرت جبرئیل مرا مطلع ساخت که در کفش‌هایم کثافت وجود دارد. 
ابن عبدالله در کتاب خود «جامع بیان العلم و فضله» از ابن مسعود رض روایت می‌کند: (انه جاء یوم الجمعه و النبیص یخطب، فسمعه یقول: اجلسوا فجلس بباب المسجد ای حیث سمع النبیص یقول ذلک، فرآه النبیص فقال: تعال یا عبدالله بن مسعود). 
عبدالله بن مسعود روز جمعه‌ای وارد مسجد شد در حالی که پیامبرص خطبه می‌خواند و در لحظة ورود عبدالله بن مسعود فرمود بنشینید، عبدالله بن مسعود درب مسجد نشست، یعنی به محض اینکه شنید بنشینید نشست، پیامبرصاو را دید فرمود: بیا جلو ای عبدالله بن مسعود عشق و علاقة اصحاب تا این اندازه به شناخت و پیروی از سنت پیامبرص رسیده بود، و در تمام شرایط به آن ملتزم بودند و اوامر و نواهی ایشان را اطاعت می‌کردند، همانطور که عبدالله بن مسعود آن را انجام داد، بدون اینکه حکمت آن را بدانند، همانطور که در نماز کفش‌هایشان را در آوردند و یا انگشتری طلای خود را دور انداختند، همة این کارها نشانة اطاعت از پیامبرص و نشانة پیروی از سنت ایشان می‌باشد، همانطور که پیامبر می‌فرماید: (خذوا عنی مناسککم) عبادات خود را از من یاد بگیرید و از من پیروی کنید و یا می‌فرمایند: (صلوا کما رایتمونی اصلی) آنچنان که من نماز می‌خوانم به همان صورت هم شما هم نماز بخوانید و به من نگاه کنید. و یا می‌فرماید: (کل امتی یدخلون الجنه الا من ابی قالوا: یا رسول الله و من یابی؟ قال: من اطاعنی دخل الجنه و من عصانی فقد ابی) پیامبرص فرمود: همة امت من داخل بهشت می‌شوند، جز کسی که سر پیچی کند، اصحاب گفتند: ای رسول خدا ص آن کسی که سر پیچی می‌کند کیست؟ پیامبر ص فرمود  هر کس از من اطاعت و پیروی کند وارد بهشت می‌شود و کسی که از فرمان و دستور من اطاعت نکند سرپیچی نموده است. 
و همچنین می‌فرماید: (اوصیکم بتقوی الله و السمع و الطاعه و ان عبدا جشیاً فانه من یعش منکم فیسری اختلافاً کثیراً فعلیکم بسنتی و سنه الخلفاء المهدیین الراشدین تمسکوا و عضوا علیها بالنواجذ و ایاکم و محدثات الامور فان کل محدثه بدعه و کل بدعه ضلاله ....) 
شما را به تقوی و اطاعت و پیروی توصیه می‌کنم، اطاعت و پیروی داشته باشید با اینکه امیر شما فردی سیاه و خوش قیافه نباشد، اگر طول عمر کنید در آینده اختلاف‌های زیادی را می‌بینید، در آن موقع لازم است به سنت من و سنت خلفای راشدین هدایت شده ملتزم باشید، آن سنت‌ها را محکم و با چنگ و دهان بگیرید، و از چیزهای جدید که وارد دین می‌شوند خودداری کنید چون هر چیز جدیدی که وارد دین شود بدعت شمرده می‌شود و هر بدعتی ضلالت و گمراهی است .....) 
این احادیث تعداد کمی از احادیث زیاد پیامبرص می‌باشد که موقف و موضع اصحاب را نسبت به سنت پیامبرص را بیان می‌کند. که این موقوف و موضع‌گیری محکم و اهتمام ویژه و جدی اصحاب برای شناخت سنت رسول خداص را نمایان می‌کند. و آنها ضمن پیروی از آنها برای تبلیغ این سنت‌ها نیز حریص بودند، آن هم به خاطر اطاعت از فرمان آن پیامبر ص بود که می‌فرماید: (نضر الله امراً سمع مقالتی و وعاها فاداها کما سمعها،