ه از سخن امام احمد / استفاده کرده که او گفت: «سعید بن ابن عروبه (156 ه‍( اولین کسی است که ابواب حدیثی را در بصره تالیف کرد. که او کتابی نداشته بلکه همه را حفظ می‌کرد». گلدزیهر از این کلام که «او کتابی نداشته» این گونه برداشت کرده که او کتابی تالیف نکرده است». 
با وجود این محدثان از حفظیات خود استفاده کرده‌اند و این دلالت می‌کند که محدث حافظی مطمئن است که در روایت‌های حدیثش بر کتاب تکیه نمی‌کند و این دلالت نمی‌کند که محدث از محفوظات خود کتابی تالیف نکرده است. و خود گلدزیهر در اول سخنش تصریح کرد که او «تالیف کرده است». و شواهد این مساله زیاد می‌باشند. 
2-	آنها بر منابعی تکیه می‌کردند که در سطح تحقیق علمی نیستند. مثل کتاب «الاغانی» از ابو الفرج اصفهانی، در حالی که این یک کتاب علمی نیست و کتاب حدیثی هم نیست و فقط در ادبیات و فکاهیات می‌توان بر آن تکیه کرد. 
3-	آوردن نصوص در غیر جای خود و تحمیل این نصوص بر الفاظ آن و کمک نگرفتن از معانی آن. 
4-	خاورشناسان مقدمات جزئی ضعیفی را می‌آورند و از آنها نتایج بزرگ و فراوان می‌گیرند که مناسب با مقدمات نیست و از آنها گرفته نشده است. 
5-	حقایقی را که مخالف نتایج آنها باشد آن را می‌پوشانند و باطل می‌کنند. 
و در پایان خداوند قادر متعال را سپاس گفته و بدانچه که شایسته وی است او را ستایش می‌کنم و برسید و سرور ما محمدص که  رحمت و مژده دهنده و ترسانندی بر حق می‌باشد. سلام می‌فرستم و بر خاندان و همراهان وی سلام فراوان می‌فرستم. 
و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین.(1)	اخرجه مسلم فی کتاب الزهد 18/129. 
(2)	اخرجه البخاری فی کتاب العلم باب کتابه العلم 1/309. 
(3)	رواه البخاری فی کتاب العلم 1/313. 
(4)	رواه ابو داود باب کتابه العلم 10/79. 
(5)	رواه البخاری فی کتاب العلم 1/315. 
(6)	اخرجه البخاری کتاب الاعتصام باب الاقتداء بافعال النبی برقم 7298. 
(7)	رواه ابو دود باب الصلاه فی النعل 2/353 برقم 636. 
(8)	رواه النسائی فی کتاب مناسک الحج 5/270. 
(9)	رواه البخاری فی کتاب الاذان 3/315. 
(10)	رواه البخاری فی کتاب الاعتصام 28/12. 
(11)	اخرجه ابو داود فی کتاب العلم 10/79. 
(12)	رواه البخاری فی کتاب العلم باب من کذب علی النبیص برقم 106. (1)	رساله فی الطریق الی ثقافتنا لمحمود محمد شاکر 57. 
(2)	رساله فی الطریق الی ثقافتنا 86. 
(3)	مذاهب فکریه معاصره لمحمد قطب 597. 
(4)	اضواء علی السنه المحمدیه. 
(5)	تدوین السنه د. محمد مطر الزهرانی 76. 
(6)	السنه و مکانتها من التشریع الاسلامی 61. 
(7)	السنه و مکانتها من التشریع الاسلامی 66. ردّی بر نظریه مستشرقین (طرفداران فلسفه اشراق) در مورد سنّت نبوی شریف

نويسنده:
مجهولبسم الله الرحمن الرحیم

ردّی بر نظریه مستشرقین (طرفداران فلسفه اشراق) در مورد سنّت نبوی شریف

در تاریخ اسلامی ما بعضی اوقات گروه‌ها و طایفه‌هایی منحرف و گمراه پیدا شده‌اند که سنت و استدلال به آن را انکار می‌کنند، بعضی از آنها سنّت نبوی را به کلی و صراحتاً انکار می‌کند و ادعا می‌نماید که تماماً طرد شود به گمان خود که بشریت نیازی به آن ندارد و بوسیلة وجود قرآن از آن بی‌نیاز هستیم، و دسته‌ای دیگر به قسمتی از سنّت استدلال می‌کند و قسمتی و نوعی را قبول ندارد، که بدون شک و گمان هر دو گروه از جادة صحیح منحرف شده‌اند، اولین کسی که در مقابل این مذاهب منحرف به پا خاست و این نظریه را ردّ کرد و شبه‌های آنها را در هم کوبید و پوچ و بی‌اساس کرد امام شافعی/ بود. خداوند جزای خیر ایشان را بدهد که یک فصل خاصی را در کتاب خود به نام (الأم) به این مبحث تخصیص داده است، که در آن مناظرة بین خود و میان کسی که سنت را به کلی رد می‌کند بیان کرده است. همانطور که در کتاب خود الرساله یک فصل طویلی را در مورد حجیّت خبر آحاد بیان نموده است. نزدیک بود گروه‌هایی که دلیل سنت را به کلی انکار می‌کردند و یا به آن طعنه می‌زدند و از بین بروند. حتی گروهی از مستشرقین و أذناب آنها در سرزمین عربی و اسلامی پیدا شدند و همچنین کسانی دیگر برای از بین بردن دین اسلام و نابود کردن اصول و پایه‌های آن از هیچ تلاشی کوتاهی نکردند، و این مستشرقین در مورد تمام جوانب دین اسلام صحبت به میان آوردند که برای آنها هم پنهان نشد که بعد از قرآن کریم، سنّت نبوی منبع و دلیل دوم قانون اسلام می‌باشد. به همین خاطر شروع به طعنه‌زدن به آن و تشویه و شبه‌اندازی نمودند، و تقریباً از نصف دوم قرن نوزدهم تا ربع اول قرن بیستم مستشرقین و افکار آنها در اوج خود بود. چون حکومت‌های غربی آن را از بین برده بودند، آنها در مورد هر چه که به دین اسلام مربوط می‌شد حرف می‌زدند هم در مورد تاریخ و فقه و تفسیر و حدیث و ادب و تمدن مباحثه و گفتگو می‌نمودند، حتی بحث و بررسی عالم اسلامی در مؤسسات فکری و تربیتی و روش‌های تعلیمی آنها برگزیده می‌شد. و خیلی از مسلمانان به شاگردی این مستشرقین در آمدند و بسیاری از این مستشرقین بر عقل و فهم بعضی از مسلمانان‌ تاثیر گذاشتند و به نوشته‌ها و تدریس‌های آنها فریب خوردند، به گمان اینکه بر اساس موضوعی و بی‌طرفی و با انصاف و یک بحث علمی نوشته شده‌اند به همین خاطر به دنبال نوشته‌ها و آثار آنها رفتند، و ادعاهای آنها را بیان می‌کردند بدون اینکه هیچ دلیل و حجتی داشته باشند بلکه آنها را از روی هوی و هوس زیاد کرده بودند، همة این گروه‌ها این سم‌پاشی‌ها را به نام بحث و بررسی و معرفت و دانش و انتقاد آزاد انجام می‌دادند در حالی که دورترین کسانی بودند که از علم و دانش صحیح دور بودند و از بحث و بررسی درست و نقد و انتقاد پاک و سالم فاصله داشتند، به همین خاطر کتاب و نوشته‌های این دسته از شاگردان مستشرقان در مورد اسلام به صورت عمومی و در مورد حدیث پیامبرص به صورت خصوصی از نوشته‌ها و کتاب‌های خود مستشرقین برای ایجاد شبه و تشکیک در منبع‌های شریعت اسلام کمتر و بی‌تاثیرتر نبودند. به یاری خدا در این بحث شبه و تشکیک‌های این مستشرقین و پیروان آنها را رد می‌کنیم، اما قبل از هر چیز به تعریف سنت می‌پردازیم سپس از مفهوم استشراق و اهداف آن سخن می‌گوییم در خاتمه بعضی از نتایج آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم از خداوند توفیق را خواستاریم. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6.txt">اول: سنت در لغت</a><a class="text" href="w:text:7.txt">دوم: سنت در اصطلاح </a></body></html>به معنی راه و روش است، حال آن راه و روش پسندیده باشد یا خیر، برای مثال به فرمودة پیامبر ص توجه کنید: (مَن سنَّ سنَّةً حسنَهً کانَ لهُ أجرُها وَ أجرُ مَن عملَ بها إلی یَومِ القیامةِ وَ مَن سَّن سنّةً سیّئَة کانَ علیهِ وزرُها و وزرُ مَن عملَ بها إلی یومِ القیامِة) صحیح رواه مسلم فی کتاب الزکاه و سنن الدرامی. 
هر کس راه و روش پسندیده و نیکویی را ابداع و پایه‌گذاری کند، پاداش آن و پاداش تمام کسانی که تا روز قیامت به آن عمل می‌کنند به او خواهد رسید و بر عکس هر کس راه و روش ناپسند و بدی را قرار ده گناه آن و گناه تمام کسانی ک