له جزايري 1/108 تا 111.پس از آن كه نظريه صحابه بزرگوار و گرانقدر آن حضرت -صلي الله عليه وسلم- را پيرامون نكاح موقت ايراد كرديم مي طلبد تا موقف اهل بيت و خاندان آن حضرت را پيرامون نكاح موقت نيز مطرح سازيم، احاديث و رواياتي را كه در كتابهاي تشيع ذكر شده است را با ذكر حواله و سند روايات نقل مي نماييم: 
1- عالم بزرگ شيعي همچون طوسي در كتاب التهذيب 2/186 والاستبصار 3/142 والحر العاملي در كتاب وسائل شيعه 14/441 نقل مي نمايند: از زيد بن علي روايت است كه ايشان از پدرانشان و آنان نيز از حضرت علي نقل مي كنند كه ايشان فرمودند: پيامبر اكرم -صلي الله عليه وسلم- در روز فتح خيبر گوشت الاغ و نكاح موقت و متعه را حرام گرداندند. 
مسئله بسيار عجيب و شگفت آوري كه هر عالمي پس از اين روايت در كتاب خويش نقل كرده است و با خواندن آن هر انسان عاقلي پي به بطلان توجيه و تاويل او مي برد، اين است كه اين روايت را بر تقيه حمل نموده است ولي هيچ انسان عاقلي با اين توجيه موافق و قانع نمي شود زيرا كه در آن لحظه هيچ گونه نيازي به تقيه نبوده است و علاوه بر آن راويان كثير ديگري نيز از او در مواضع متعدد و گوناگوني رواياتي كه دال بر حرمت متعه هستند را نقل نموده اند، اگر در اخبار و روايات تشيع بنگريم و آنها بدون ضرورت و نياز حمل بر تقيه نماييم  در آن صورت دين و مذهب تشيع مذهبي باطل، مشكوك و متردد مي گردد زيرا كه در پذيرش روايات به مشكل بر مي خورند و كليه اقوال و روايات آنان جنبه يقين و شك را به خود مي گيرد كه ترجيح آن بر صاحبانش مشكل مي گردد چون احتمال دارد يك سخن هم يقيني با شد و هم با تقيه ذكر شود. 
2- محمد بن يعقوب كليني در كتاب الكافي روايتي را از علي بن يقطين نقل مي كند كه ايشان از حضرت علي بن ابي طالب درباره حلت و حرمت نكاح موقت و متعه پرسيدند ايشان ((حضرت علي)) در جوابشان فرمودند: شما به آن هيچ نيازي نداريد خداوند متعال به وسيله نكاح دائم شما را از آن مستغني گردانده است[1]. 
در روايتي ديگر از امام جعفر صادق چنين نقل مي كنند كه ايشان فرمودند: من بر آن فرد مسلماني كه در طول حيات و زندگي اش متعه ننمايد بسيار خشمگين و ناراحت مي شود[2]. 
اگر به هر دو روايت كه به نظر آنان توسط معصومين نقل شده اند بنگريم در مي يابيم هر دو روايت به طور كلي با يكديگر متفاوت و متضاد هستند در روايتي يک امام از آن نهي و در روايتي ديگر يك امام ديگر آن را دستور و به آن تشويق مي نمايد و علاوه بر آن از امام جعفر صادق نظر ديگري را كه مخالف با اين نظر است را اين گونه نقل مي كنند كه ايشان به ياران و اصحابي كه مرتكب نكاح متعه مي شوند مي گفت: آيا شما شرم و حيا نمي كنيد كه مرتكب چنين عملي شده ايد! 
3- در روايتي كه هشام بن حكم آن را از ابي عبدالله نقل مي كند چنين مي فرمايد: كه حضرت ابوعبدالله فرمودند: 
زنان فاجره و فاسقه مرتكب نكاح موقت مي شوند و زنان پاكدامن و محصنه از آن پرهيز مي نمايند[3].
4- در روايتي ديگر كه توسط عبدالله بن سنان نقل شده است چنين وارد شده است كه ايشان مي فرمايند از حضرت ابو عبدالله درباره ي نكاح موقت پرسيدم ايشان فرمودند: خود را با آن چركين و كثيف نگردان[4].
امام جعفر صادق فقط به رجز و توبيخ مرتكبين نكاح موقت اكتفا ننموده اند بلكه تحريم آن را نيز بيان داشته. 
5- در روايتي كه از حضرت عمار نقل شده است ايشان مي فرمايند حضرت ابو عبدالله بر من و سليمان بن خالد متعه را حرام گرداندند و فرمودند: من متعه را بر شما حرام گردانده ام[5].
چگونه امكان دارد كه امام جعفر صادق معتقد به حلت نكاح موقت باشد ولي آن را بر اصحاب و ياران خويش حرام گرداند! چگونه ممكن است كه ايشان آن را با وجود روايات متعدد ديگري كه دال بر حلت هستند آن را بر اصحاب خويش نهي و حرام گرداند، تشيع روايات ديگري را كه به شرح ذيل هستند نيزاز او نقل نموده اند: 
1- هر فرد و شخصي كه ازدواج موقت نمايد و سپس غسل نمايد خداوند متعال با هر قطره ي آبي كه از آن مي چكد هفتاد فرشته مي آفريند كه تا روز قيامت براي او طلب مغفرت مي نمايند و بر پرهيز كنندگان از نكاح موقت تا قيامت لعنت و نفرين مي فرستند[6]. 
2- در روايتي ديگر سائلي از امام جعفر صادق پرسيدند: نظريه شما درباره ي نكاح موقت چيست؟ ايشان فرمودند: خداوند آن (نكاح موقت) را در قرآن و پيامبرش در احاديث را حلال گردانده اند و تا روز قيامت متعه جايز و حلال است سائل به امام جعفر صادق روي گرداند و گفت: آيا شما نيز چنين سخني را مي گوييد در حالي كه حضرت عمر از آن نهي كرده اند امام جعفر صادق فرمودند ولو اينكه ايشان نهي و تحريم كرده اند من آن را جايز مي دانم كه آنچه پيامبر فرموده حق است و آنچه دوستت (عمر) گفته باطل است. 
سائل گفت: پناه بر خداوند كه حضرت عمر چيزي را حرام و شما آن را حلال گردانيد امام جعفر صادق فرمود: شما نظريه او را بپذيريد و من نظريه پيامبر و اهل بيت را مي پذيرم بيا تا با شما در نزد خدا ملاعنه نمايم. 
در اين لحظه عبدالله بن عمير به امام جعفر صادق گفتند: آيا شما نكاح موقت را براي زنان، دختران، خواهران و دختر عمه هايت مي پذيريد؟ 
در اين لحظه امام جعفر صادق از آن رويگردان شدند[7].
اگر واقعا متعه حلال و جايز بود و داراي ثواب كثير و زيادي كه ملك از آن آفريده مي شود بود پس چرا امام جعفر صادق به آن تن ندادند و بر اهل و خاندان خويش آن را نپسنديدند آيا او نمي خواست تا خاندان او به آن ثواب برسد و آيا او از رسيدن آنان به آن ثواب ناراحت مي شد پس چرا آن را نپسنديدند علاوه بر انكار امام جعفر صادق امام رضا نيز آن را بر اصحاب خويش نهي و حرام گردانده و آنان را از ارتكاب نكاح موقت باز داشتند. 
3- از محمد بن حسن بن شمون روايت است كه ايشان مي فرمايند امام ابوالحسن به موالي خويش نوشتند: متعه و ازدواج موقت را حلال نگردانيد و به سنت پيامبر كه همان نكاح دائم است مشغول شويد و توسط نكاح موقت خانواده هايتان را ناراحت نگردانيد كه ما را نفرين نمايند. 
از مجموعه ي روايات گذشته حرمت نكاح موقت به اثبات مي رسد كه حتي اهل بيت و ائمه نيز آن را در طي روايات گوناگوني كه برخي در اينجا درج گرديد حرام گردانده اند و حرمت ازدواج موقت راهي به سوي زندگي و ازدواج دائم است اگر جوانان هر روز به ازدواج موقت مشغول گردند و به راحتي غريزه ي شهواني خويش را دفع نمايند نيازي به ازدواج دائم نمي يابند و مي توانند غريزه هاي جنسي و شهواني خويش را در روزهاي متفاوت با خانمهاي گوناگون دفع نمايند كه اين بسيار زشت و ناپسند است كه زشتي آن بر هر انسان عاقل و دانايي آشكار است ولي اهل تشيع به خاطر مخالفت و عنادي كه با صحابه و ائمه دارند به آن روي آورده اند، اينك به نقد و بررسي رواياتي مي پردازيم كه تشيع توسط آن حلت و جواز متعه را صادر نموده اند لازم به ذكر است كه نقد و بررسي روايات را از كتابهاي رجال شيعه مورد بررسي قرار مي دهيم. 
-------------------------------------------------------------------------------
 [1] الفروع من الكافي 2/43 وسائل الشيعه 14/449.
 [2] بحار الانو