ت ديگريست: ‫هنگاميکه دو فرشته از عقايد سؤال مي‌‌کنند شخص در آن ‫مورد مکلف بجوابست.

‫عبوديت ديگری هم در روز قيامت است که خداوند ‫خلائق را امر بسجود مي‌‌فرمايد، مؤمنين سجده مي‌‌کنند و ‫کفار قادر بر سجده نمي‌‌شوند﴿يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ. خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ﴾ (القلم/42-43).

‫(روزيکه ظاهر گردانيده شود در آن ساق پای - و اين ‫کنايه از کشف حقائق است - و خوانده شوند مردان ‫بسجده کردن مر خدای تعالي را پس نتوانند سجده کنند در ‫حاليکه شرمنده باشند فرو گيرد ايشان را خواری و بودند ‫در دنيا که خوانده مي‌‌شدند بسجده کردن مر خدايتعالي را ‫و ايشان تندرست بودند و قادر بر آن يا چون فرصت فوت ‫کردند و سجده لائق نکردند، در اين روز جز حسرت و ‫ندامت بهره ندارند).

‫اما هنگاميکه بندگان داخل در دار ثواب، و کفار داخل در ‫دار عقاب شدند تکليف منقطع مي‌‌شود. و عبوديت اهل ‫ثواب تسبيح و تقديس است، که مقرون با نفسهايشانست ‫و رنج و تعبي نخواهند ديد.

‫با اينحال اگر کسي گمان کند که به مقامي رسيده که از ‫او تعبد و بندگي ساقط شده‌است مسلماً کافر مي‌‌باشد! ‫... بلي مي‌‌توان گفت که به منزل کفر به خدا و انسلاخ از ‫انسانيت رسيده‌است، که تکليف از او ساقط شده. نعوذ ‫بالله من غضب ‌الله.جمعي مي‌‌گويند افضل اعمال و عبادات و انفع پرستشها ‫عبادت و عملي‌است که مشقت و زحمتش بيشتر باشد، ‫بدليل اينکه چون در اعمال شاقه هوای نفس کمتر خواهد ‫بود، و مزد هم به قدر مشقت مي‌‌دهند، از اين جهت هر چه ‫عمل سخت‌تر باشد، فضيلتش بيشتر خواهد بود. و همچنين ‫استدلال کرده‌اند بحديثي که اصل صحيحي ندارد و آن: ((‫أفضل الأعمال أحمزها است))، يعني افضل اعمال ‫سخت‌ترين آنست. اين جماعت اهل مجاهده و جور بر ‫نفسند و گفتند چون طبعاً نفوس مايل بخمود و تنبلي ‫است، و انساني کامل نمي‌‌گردد مگر به تحمل شدائد و ‫مشقّات، از اين جهت هر عملي که مشقّش بيشتر است ‫افضل است. ‫

جمعي ديگر مي‌‌گويند افضل اعمال و عبادات تجرد و ‫زهد در دنياست، و بايد توجه بدنيا نکرد. و بزخارف آن ‫مغرور و فريفته نشد. اين جماعت دو قسمند: عامي‌ها و ‫جهال، اين دسته چون گمان کردند که غايت عبادت و ‫خلقت انساني همين زهد و اعراض است، کمر همت بسته ‫و عمل بر اين رويه کردند، و مردم را به اين راه دعوت ‫نمودند، و گفتند زهد و تجرد از تحصيل علم و عبادت بهتر و ‫بالاتر است، و زهد در دنيا را غايت هر عبادت و علم قرار ‫دادند. اما دانشمندان اين گروه گفتند زهد در دنيا مقصود ‫بالذات نيست، بلکه مقصود توجه قلب به خدا، و انابت و ‫توکل به اوست، پس افضل عبادت را در جمعيت با حق ‫تصور کردند، و متوجه بذکر مداوم بقلب و زبان شدند، و از ‫هر چه سالک را از جمعيت با حق باز دارد، دوری جستند. ‫اين دسته هم دو قسمند: يک دسته عارف و تابع رسولند، و ‫هر جا که امر خداست پيشي مي‌‌جويند، و از نواهي و ‫منکرات اجتناب و دوری مي‌‌ورزند. دستة ديگر منحرفينند ‫که مي‌‌گويند اکنون که مقصود از زهد جمعيت قلب است با ‫خدا پس آنچه سبب پراکندگي خاطر و بر هم خوردن همت‫است نبايد به آن چيز اعتناء کرد، اگر چه از واجبات شرع ‫باشد، و اين شعر متعلق به اين دسته است

‫ يطالب بالأوراد من کان ‫غافلاً فکيف بقلب کل أوقاته ورد؟ ‫

يعني (اوراد از کسي طلب مي‌‌شود که غافل باشد، پس ‫قلبي که هميشه اوقاتش ورد است چه احتياج به اوراد ‫دارد؟). 

‫جمعي ديگر هم مي‌‌گويند افضل عبادات و انفع اعمال ‫عمل و عباداتي است که در آن نفعي بغير رسد، و نفع ‫متعدی را افضل از نفع قاصر مي‌‌دانند. مي‌‌گويند اشتغال به ‫مصالح ناس و قضای حوائج مردم و مساعدت و همراهي ‫بعباد بمال و جاه افضل عبادات و اشرف قرباتست، و دليل ‫مي‌آورند قول رسول اکرم که فرمود «الْخَلْقُ كُلُّهُمْ عِيَالُ اللَّهِ فَأَحَبُّهُمْ إِلَيه أَنْفَعُهُمْ لِعِيَالِهِ». (مردم همگي عيال ‫خدايند، و محبوبترين آنان نزد او، نافع‌ترين بعيالش است). ‫و نيز استدلال مي‌‌کنند که عمل عابد منحصر به خودش، و ‫مفيد از برای روح اوست، اما از عمل صاحب نفع و عالم، ‫ديگران نيز استفاده مي‌‌کنند، پس نيکي بغير بهتر از نيکي ‫به خود است، و فضل عالم بر عابد مثل برتری ماه بر ديگر ‫ستارگانست، چنانکه نبي اکرم (صـ) به اميرالمؤمنين (ع) فرمود: ‫«وَاللَّهِ لأنْ يَهْدِيَ اللَّهُ بِكَ رَجُلاً وَاحِداً خَيْرٌ لَكَ مِنْ حُمْرِ النَّعَم»(6). (اگر ‫خداوند مردميرا به وسيلة تو هدايت کند برای تو از ‫شتران قرمز بهتر است). و نيز فرمود: «من دعا إلى هدى ‫كان له من الجر مثل أجور من اتّبعه من غير أن ينقص من ‫أجورهم شيئاً». (هر کسي به راه راستي دعوت کند، ‫درست مانند کسيکه تبعيت آن راه را کرد اجر مي‌‌برد). و: ‫ «إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى مُعَلِّمِ النَّاسِ الْخَيْرَ.» (خداوند و فرشتگان او به نيکي آموزان مردم صلوات ‫مي‌فرستند)، و نيز پيغمبر اکرم فرمود: «إن العالم ليستغفر له من في السموات ومن في الأرض حَتَّى الْحِيتَانُ فِي الْبَحْر وحَتَّى النَّمْلَة فِي جُحْرِهَا». (برای عالم، هر چه در ‫آسمانها و زمين است حتي ماهيها در دريا، و مورها در لانه، ‫طلب آمرزش مي‌‌کنند). 

دليل ديگری که بر اين مدعي ‫ذکر مي‌‌کنند اينست که صاحب عبادت وقتي مُرد عملش ‫منقطع مي‌‌گردد. اما عمل صاحب نفع ماداميکه مردم از آن ‫منتفع مي‌‌شوند، منقطع نخواهد شد. 

دليل ديگری هم ‫مي‌آورند که غايت بعثت رسل احسان بخلق و راهنمائي ‫مردم به طريق خير و ارشاد در معاش و معاد است، نه ‫دعوت آنان بگوشه‌نشيني و عزلت و خلوت و انقطاع از ‫خلق و رهبانيت، و از اين جهت است که رسول اکرم ‫(صـ) قوميرا که عزلت اختيار کرده بودند، و صرفاً مشغول ‫عبادت بدنيه از نماز و روزه بودند، سرزنش فرمود. ‫تا اينجا طرق مختلفه بود، اينک طريق حق را گوشزد ‫مي‌کنيم: ‫ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيْمِ. 

‫طريقه محققين اسلام در افضل اعمال و عبادات، و آن ‫طریقه ابراهیمه محمدیه ختمیه است 

‫اما افضل اعمال و عبادات در نزد محقيقين از موحدين ‫اسلام آنست که در آن سه شرط موجود باشد:

‫1-در آن عمل رضای خداوند ملاحظه شود.

‫2-مقتضايات و مناسبات وقت در نظر گرفته شود.

‫3-شخص وظيفه خود را نسبت بعمل تشخيص دهد.

‫با اين شرائط عمل و عبادتيکه از شخص عامل سر ‫مي‌زند افضل اعمال و عبادات خواهد بود؛ 

مثلاً: ‫افضل اعمال و عبادات در وقت هجوم دشمن دفاع ‫است. اگر چه منتهي به ترک بعضي واجبات گردد.

‫در وقت حضور ميهمان قيام به حق ميهمان افضل است ‫از اعمال مستحبه.

ادای حق زن و فرزند مانند حقوق ‫زوجيت و تربيت وانفاق افضل از بعضي عبادات ديگر ‫است.
