وعِرْضِه، ومن وقع في الشبهات وقع في الحرام) يعني: «محققاً حلال روشن و آشكار است، و محققاً حرام روشن و واضح است، و در ميان حلال و حرام كارهايى است كه به گونه اى شباهت به حلال يا حرام دارد و اين كارهاى همانند را بسيارى از مردم نمى دانند، پس كسى كه خود را از همانندها نگه داشت، به حقيقت از شك و شبهه دور گشته و دين و ناموس خود را حفظ كرده است، و كسى كه در شك ها و گمان ها افتاد و از آن ها پرهيز نكرد، در حرام ميافتد.» [متفق عليه] لذا فرد مسلمان بايد از جاهاي لهو و فساد دور بماند، و خداوند او را آنجا ببيند که به او فرمان داده و او را در جاهايي که از آن نهي کرده است نيابد.

زن با آراسته شدن به اخلاق نيکو و پايبندي به دستورات شرع در خروج از منزل، طرز پوشش و لباس ها، سخن گفتن، کردار و راه رفتن و ديگر اخلاق خويش از به غيرت آمدن شوهرش پيش گيري مي نمايد. مرد نيز با چنگ زدن به دستورات خداوند و دوري از نواهي اودر همه حال، مي تواند از به سر غيرت آمدن همسرش جلوگيري نمايد.

غيرت متعادل و مناسب حافظ پيوند ميان زن و شوهر بوده و خوشبختي و سعادت را براي آن ها به ارمغان مي آورد و بسياري از مشکلات ان ها را نيز برطرف مي نمايد. اما غيرت شديد (همان غيرت در موارد خالي از شک و شبهه) باعث مي شود هرکدام به ديگري شک داشته و مي خواهند مانند يک پليس و مراقب ديگري را بپايد و تمام کارهايش را زيرنظر داشته باشد، مسائل ريز و درشت وي را مورد سوال و بازجويي قرار دهد، که البته اين حالت خود باعث و باني اختلافات زيادي خواهد بود و غيرت راه را براي دخالت شيطان در رابطه ي بين زن و شوهر مي گشايد. حتي ممکن است از اين طريق کار به جدايي هم بکشد. 

زن و شوهر بايد به همديگر اعتماد داشته و از شک و گمان درباره هم بپرهيزند، چون ظن و گمان وسوسه ي شيطان است. رسول خدا صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (إياكم والظن، فإنه أكذب الحديث) يعني: «از ظن و گمان بپرهيزيد، چرا که آن دروغ ترين گفته هاست.» [احمد، و ابوداود، و ترمذي]
زن هوشيار و زيرک، زني است که غيرت را از شوهرش دور مي دارد. پيش او مرد ديگري را نمي ستايد، و از او به نيکي و با ستايش سخن نمي گويد، چون اين عمل باعث برانگيخته شدن آتش غيرت، حسادت و اندوه مرد گشته و يکي از عوامل تيرگي رابطه ي زن و شوهر مي باشد. درعوض چنين زني سعي مي کند شوهر خود را ستوده و تعريف و تمجيد گويد و نکات مثبت او را برشمارد و به برتري او اعتراف نمايد. نبايد شوهرش را به دليل غيرت و حسادت از ديدار خانواده اش بازدارد. بلکه شعار وي اين باشد که: هرکس ديگري را دوست بدارد، آناني را که او دوست مي دارد نيز دوست مي دارد. اين کار باعث پايداري و آرامش زندگي زناشويي و تداوم مهر و محبت ميان آن ها مي گردد.

مشكلات مربوط به خانواده هاي زوجين:
بين زن و شوهرها گاهي مشکلاتي رخ مي دهد که از خانواده هايشان ناشي مي شود و ممکن است که مانع خوشبختي آن ها گردد. اين حالت نمودهاي زيادي دارد، از جمله:

- خروج زن از منزل شوهر براي ديدار از خانواده ي پدريش بدون اجازه ي شوهر، که به خشم و عصبانيت مرد منجر مي شود. بنابراين زن بايد موقع خروج از منزل از شوهرش اجازه بگيرد و شوهر نيز بايد به او اجازه ي ديدار از خانواده اش را بدهد و هربار که بتواند همراهش برود. زن بايد بداند که اکنون خانه و کاشانه ي ديگري به جز خانه اي که در آن بزرگ شده است دارد و زياد به ديدار خانواده ي پدريش نرفته و به خانه ي خويش و به کار و بار آن برسد و بايد بتواند از خانواده ي پدريش جدا شود تا بدان وسيله توان برآوردن نيازهاي شوهر و خانه ي خويش را داشته باشد.

- اختلاف زن با خانواده ي شوهر. اگر با آن ها در يک خانه زندگي مي کنند، زن بايد در برابر مادر شوهرش مطيع بوده و با او اختلاف و بگومگو و دشمني نکند، و شوهرش را به قطع ارتباط با خانواده اش وادار نسازد و درعوض بکوشد تا در نزديک ساختن شوهر با خانواده ي پدريش او را ياري داداه و در زدودن علل اختلاف شوهر و پدر و مادرش شتاب نمايد. بايد پدر و مادر شوهرش را به چشم پدر و مادر خود نگاه کرده و با خواهر و برادران وي مانند خواهر و برادرهاي خود رفتار کند و اگر خردسال باشند با آنان مادرانه رفتار نمايد و مسائل کوچک  را کنار نهاده و از آن ها درگذرد.

- وارد شدن مردهاي خانواده ي شوهر بر زن: زن بايد با شوهرش در اين زمينه توافق نمايد تا در غياب وي کسي از نزديکان وي وارد خانه اش نشوند. پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (إياكم والدخول على النساء. فقال رجل من الأنصار: يا رسول الله، أفرأيت الْحَمُو (أخو الزوج)؟ قال: (الْحَمُو الموت) يعني: «از رفتن نزد زنان (بيگانه) پرهيز كنيد». مردي از انصار پرسيد: اي رسول خدا! نظر شما در مورد خويشاوندان شوهر (مثل برادر ، عمو ، پسر عمو و خواهر زاده ي شوهر) چيست؟ فرمود: (هلاكت، در همين است).»
[بخاري، و مسلم]

- اوقات تلخي زن از صرف پول زياد توسط شوهرش براي خانواده ي پدريش و تحت فرمان آن ها بودن وي، که البته اين شايسته ي يک زن مسلمان نيست، بلکه بايد او را به خاطر اين کارش بستايد و تشويق کند. 
- بخل ورزي مرد در برخورد با خانواده ي همسرش، يا بخل ورزيدن زن در برخورد با خانواده ي شوهر. خساست و بخل از عادات و خصلت هاي مسلمانان نيست چه برسد به بخل ورزيدن با خويشان و خانواده هاي دوطرف.

- آوردن مهمان هاي بسيار توسط شوهر به خانه و سخت گيري و نافرماني زن در پذيرايي از آن ها. زن مسلمان که درک درستي داشته باشد از آن خوشنود مي شود چون آن را راهي به قلب شوهرش و دروازه اي وسيع براي کسب حسنات مي داند. 
- کوتاهي خانواده ي مرد در حق زن. زن مسلمان بهتر است در اين موارد به خاطر شوهرش درگذرد و چنانچه بداند و بدي هاي آن ها را با نيکي پاسخ دهد رضاي خداوند سبحان را کسب خواهد نمود. 
- دخالت هاي بيجا و هميشگي خانواده ي يکي از زوجين در زندگاني آن دو که باعث بروز اختلافات و دشواري هاي زيادي براي آنان مي شود. زن بايد خانواده اش را از زندگي خصوصي خود و شوهرش دور نگه داشته و با شوهرش با دوستي و محبت در رابطه با دخالت خانواده ي او در زندگي خويش به تفاهم برسد. اينگونه دخالت ها باعث ايجاد پريشاني و شکاف در زندگي زن و شوهر مي گردد.

زن و شوهر هردو بايد بکوشند تا بين دوستان و خانواده و نزديکان با ديگري ارتباط و هماهنگي و آشتي برقرار سازد و چنانچه زن با خانواده اش دچار درگيري و دلخوري شد، مرد بايد ميان آن ها آشتي برقرار سازد. خداوند متعال مي فرمايد: {والصلح خير} [نساء: 128] يعني: «و سازش بهتر است.» اين کار براي تداوم پيوند خانوادگي مستحکم لازم است که خود باعث تقويت زيربناي اجتماع گشته و فرزندان آن جامعه براي رويارويي با مشکلات حقيقي که متوجه امت اسلامي است آماده شده و فراغت مي يابند. هردو بايد پيوسته به ديدار نزديکان هم بروند حتي اگر آنان با ايشان رفت و آمد نکنند. پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (ليس الواصل بالمكافئ، ولكن الواصل الذي إذا قطعت رحمه وصلها) يعني: « وصل كنن