 باشي!» [احمد و ابوداود و طبراني]

3- آمادگي و مسئوليت پذيري: يک مرد بايد توان پذيرش مسئوليت هاي ازدواج و مشکلات نفقه و مسائل زناشويي را داشته باشد. پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (يا معشر الشباب، من استطاع منكم الباءة فليتزوج...) يعني: «اي جماعت جوانان! هرکس از شما که آمادگي ازدواج را داشته باشد بايد که ازدواج نمايد، ...» [متفق عليه]  فردي که از عهده ي مخارج خويش و خانواده اش برنمي آيد، اشخاص تحت سرپرستي اش را تباه گردانيده و خويش و خانواده اش را در معرض احتياج و سؤال از ديگران قرار مي دهد.

همچنين کسي که توان برآوردن مسائل زناشويي را نداشته باشد، نمي تواند از عهده ي پارسا و عفيف داشتن همسرش برآمده و اميدي به بچه دارشدن آنان نخواهد بود. بلکه پيامبر بزرگوار اسلام صلي الله عليه و سلم بيان داشته اند که: (لا ضرر ولا ضرار) يعني: « زيان رساندن و متحمل ضرر شدن جايز نيست.» [احمد و ابن ماجه]

4- كفايت و همسنگ بودن: واقعيت اينست که معمولاً جز در صورت وجود برابري و هم کفو بودن زوجين خير و صلاح زندگي آنان به سامان نخواهد رسيد. بلکه در شرايطي که زوجين متناسب و درخور هم نباشند، رابطه ي زن و شوهري آنان ديري نپاييده و ارتباط و علاقه يشان از هم مي گسلد و بزودي کار به جدايي و يا سردي روابط مي انجامد که البته آن زمان اهداف اجتماعي ازدواج و نتايج مورد نظر آن حاصل نمي گردد. 

در برخي احاديث نبوي به اهميت وجود برابري و تناسب ميان زوجين موقع ازدواج اشاره شده و از جمله در حديثي که از حضرت علي -رضي الله عنه- نقل شده، پيامبر صلى الله عليه و سلم به او فرموده اند: (ثلاث لا تؤخرهن: الصلاة إذا أتت، والجنازة إذا حضرت، والأيم إذا وجدت كفؤًا) يعني: «در سه چيز تأخير جايز نيست: نمازي که وقتش برسد، جنازه اي که حاضر شود و زني که با شما هم کفو باشد.» [ترمذي و حاكم]، همچنين از حضرت عايشه -رضي الله عنها- روايت شده که رسول الله صلى الله عليه و سلم فرموده اند: (تخيروا لنطفكم، وأنكحوا الأكفاء) يعني: «براي نطفه هاي تان دست به گزينش زده و همسنگ ها را به نکاح درآوريد.» [ابن ماجه – اين روايت ضعيف است]، و نيز در برخي ديگر از احاديث نيز به اين مهم اشاره شده است.

على رغم ضعف بسياري از احاديث (ضعف ثبوت آنها)  حول و حوش اين موضوع، همگي آن ها بر توجه به همسنگ و کفو بودن طرفين در ازدواج تاکيد نموده و آن را يکي از دلايل ازدواج موفق مي دانند. برخي افراد از مفهوم کفايت يا همسنگي درک محدودي داشته و آن را به دارايي و ثروت فراوان، مقام و منصب بالا يا انتساب به قشر خاصي از اشخاص که تنها با آنان ازدواج نمايند يا صاحبان مشاغل همتراز و همکار خود تعبير مي نمايند، ولي ابتدائاً و قبل از هر چيز بهتر است به همسنگ بودن درباره ي دين توجه شود.

صفات و يژگي هاي زن شايسته:
خداوند متعال در دل هاي مردان مهر و محبت زنان و همينطور در قلب هاي زنان محبت مردان را به وديعه نهاده و اين کشش دوسويه را با سرشت آدمي عجين نموده است. اسلام ويژگي هاي زن شايسته را، که با توسل به آن زندگاني زناشويي به کاميابي رسيده و پايه هايي مستحکم مي يابد، به خوبي ترسيم نموده است. بنابراين اگر مردي که درصدد ازدواج است چنين دختري را يافت، بر خدا توکل کرده و با او ازدواج نمايد که خداوند متعال ماداميکه او نيت چنين انتخابي را داشته است، اين زندگي تازه را براو مبارک مي گرداند.

شريعت حکيمانه ي اسلام دست مردها را براي انتخاب همسر را مطابق اصولي که معين نموده باز گذاشته و معيار سنجشي را به وي عطا کرده که مي تواند قبل از ازدواج دختر را  با آن سنجيده و درصورت وجود معيارهاي مورد نظر بر خدا توکل کرده و با او ازدواج نموده و در غير اينصورت دنبال شخص ديگري بگردد. ويژگي هاي مذکور چيزي نيستند که کسي بتواند در عرض يکي دو روز مدعي داشتن آن شده، يا آن را از کسي به امانت بگيرد، بلکه ثمره ي سال ها تربيت والديني نيکوکار و سعي و کوشش دختر مسلمان است که خواستار کاميابي دنيا و آخرت خويش مي باشد.
هر دختري داراي خصوصياتي است که وجود هرکدام بر وزن و اعتبار وي نزد خواستگارش مي افزايد، از جمله ي اين خصوصيات:

1- دينداري: که همان اصل و اساسي است که برمبناي آن ششريک زندگي انتخاب مي گردد. دختر ديندار کسي است که از دين خود آگاهي درست و به دور از افراط و تفريط و مطابق آموزش هاي اسلامي داشته باشد. دين براي زن تاج عفت و پاکدامني او و اوج عزت و شرف است که او را از خطا و گمراهي دورنگاه داشته، در بجا آوردن وظايفش ياري داده و يک زندگي پر از شادي و سعادت را براي وي و خانواده اش به ارمغان مي آورد.

دين اسلام به پايه ريزي ازدواج بر مبناي دين رهنمون شده و رسول خدا صلى الله عليه و سلم آن را چنين توضيح مي دهد: (تنكح المرأة لأربع: لمالها، ولحسبها، ولجمالها، ولدينها. فاظفر بذات الدين تربت يداك) يعني: « به خاطر چهار چيز با زني ازدواج مي شود: مال و ثروتش، اصل و نسبش، جمال و زيبايي اش و به خاطر دينداريش، و دين داري را برگزين واي برتو!» [متفق عليه] همچنين مي فرمايد: (الدنيا متاع وخير متاعها المرأة الصالحة) يعني: «دنيا کالاسرايي است که بهترين کالايش زن شايسته است.» [مسلم] چنين کساني در دنياي ازدواج مورد تقاضا بوده و آن هايي که به دنبال پاکدامني و بازداشتن نفس خويش از محرمات مي باشند در جستجويشان هستند؛ چرا که با تمسک به دين خود چون مرواريدي در ميان ديگر زنان مي درخشند و البته هر مردي آرزوي وصالش را داشته و براي رسيدن به او مي کوشد و با ازدواج با وي به کاميابي در دنيا و آخرت نايل مي گردد.

در نبود شرط دينداري باقي شرايط از درجه ي اعتبار و اهميت ساقط مي شوند. زيبايي همسر بدون دينداري او چيزي بر قدر و قيمت او نزد شوهرش نمي افزايد. اين يک غنيمت است که زن متمسک به ديني باشد که پشتيبانش باشد ولي با دور بودن از دينداري انسان زيان ديده و ضرر کرده اي بيش نيست. حسب و نسب زن در غياب دين يک مصيبت است نه يک نعمت، و توانگري وي بدون دينداري اش وبال و زحمتي است بر گردن شوهرش که در نهايت زن را به سمت سرکشي و فساد خواهد کشاند. رسول الله صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (لا تزوجوا النساء لحسنهن؛ فعسى حسنهن أن يرديهن، ولا تزوجوهن لأموالهن، فعسى أموالهن أن تطغيهن. ولكن تزوجوهن على الدِّين، ولأمة خرماء (مثقوبة الأنف) سوداء ذات دينٍ أفضل) يعني: «با زنان تنها به خاطر زيباييشان ازدواج نکنيد، که شايد زيباييش باعث بداخلاقي وي گردد و به خاطر ثروتش با آنان ازدواج نکنيد چون ممکن است باعث سرکشي آنان شود. بلکه به خاطر دينداري اش با او ازدواج کنيد، و کنيزکي خرماء(که بيني اش سوراخ شده) و سياه اگر دين داشته باشد بهتر است.» [ابن ماجه، و ابن حبان، و بزار، و بيهقي]

زن ديندار پروردگارش را دوست مي دارد و اوامر او را بجاي آورده و از نواهيش پرهيز مي کند، حقوق او را شناخته و هرجا که باشد او را حاضر و ناظر مي بيند، بر او توکل نموده و از او ياري مي طلبد و او را در دعاها