نها فيصله يافت.

- تبسم، مهرباني و نيکي کردن: مرد بايستي با خانواده اش گشاده رو باشد، آنچنان پرخاش گر نباشد که بزرگ و کوچک از وي در هراس باشند. بلکه بي ادبي همسرش را با گذشت بزرگوارانه و لبخندي دلنشين و آرام و با نصيحتي همراه با لطف پاسخ دهد. درنتيجه ي اين برخورد محبت بيش تري حاصل شده و خشم و ناراحتي رخت برمي کند.

از معاويه بن حيده -رضي الله عنه- روايت شده که گفته است: گفتم: يا رسول الله! زنان ما بر ما چه حقي دارند؟ فرمود: (أن تطعمها إذا طعمتَ، وتكسوها إذا اكتسيت، ولا تضرب الوجه ولا تقبح (أي: لا تقل لها: قبحك الله)، ولا تهجر إلا في البيت) يعني: «چون طعام خوردي طعام شان دهي و چون لباس پوشيدي او را لباس بپوشاني، بر صورت زن سيلي مزن و باو نگو خدا ترا زشت سازد، و جز در خانه از او دوري مکن.» [ابوداود، و ابن حبان] 

پيامبر صلى الله عليه و سلم باز مي فرمايد: (استوصوا بالنساء خيرًا، فإن المرأة خلقت من ضِلَع، وإن أعوج ما في الضِّلَع أعلاه؛ فإن ذهبتَ تقيمه كسرته، وإن تركته لم يزل أعوج) يعني: «خواهان رفتار نيک با زنان شويد. زيرا زن از استخوان پهلوي چپ آفريده شده، و کج ترين استخوانهاي پهلو بالاتر آنست، اگر خواسته باشي راستش کني، مي شکني، و اگر بگذاري، هميشه کج است. پس در مورد زنان همديگر را وصيت به خير نمائيد.» [متفق عليه]

3- نگاهداري عفت و پاکدامني زنان با نزديکي کردن با آنان: نزديکي کردن حقي مشترک بين زن و شوهر مي باشد که طي آن هريک از آنان از ديگري کام مي گيرد و بواسطه ي آن مرد و زن عفت و پاکدامني خود را حفظ مي نمايند و از فحشاء به دور مانده و در آخرت اجر و پاداش دريافت مي کنند. هر زني اين حق را مردش دارد که اين حق وي را به درستي ادا نموده و با وي لطافت و نرمش و معاشقه به خرج داده و البته  زن نيز همين وظيفه را در قبال شوهرش برعهده دارد. 
برخي از علما اينگونه اجتهاد نموده و گفته اند: براي هر مردي مستحب مي باشد که حداقل در طول چهار شب يک بار با همسرش نزديکي کند، بر اين اساس که در شريعت اسلام هر مردي حق دارد که تا چهار زن را به همسري بگيرد و مرد حق ندارد به مسافرتي طولاني رفته و زنش را تنها بگذارد، و زن به سوي او ميل داشته و در اشتياق وي باشد. مگر آنکه زن را با خود به مسافرت ببرد در غير اينصورت سفر وي نبايد بيش از چهار ماه طول بکشد.

4- عدالت بين زنان: در راستاي عظمت شريعت اسلامي و رحمت و شفقت خداوند بر بندگان مؤمن خويش و براي پيشگيري از فتنه و گسترش فساد و نيز براي مراعات حال بيوه زناني که شوهرانشان شهيد شده اند، و پاکدامن ماندن مسلمانان دين اسلام تعدد زوجات را براي مردان مباح داشته و آن را به چهار زن، که در يک زمان بتوانند در نکاح مرد باشند، محدود ساخته است. 

زن صالح شوهرش را از ازدواج مجدد منع نمي نمايد، چنانچه در اين کار براي مرد پاکدامني و عفت بيش تري باشد، يا زن دچار نوعي بيماري گشته باشد و يا براي تحت سرپرستي قرار دادن يک بيوه زن و همچنين براي ممانعت از افزايش جمعيت زن هاي مجرد در جامعه.

هرگاه مردي بيش از يک زن را به نکاح خويش درآورد، بر او واجب است که ميان آنان به عدالت رفتار کند. از آن جا که خداوند متعال چنين مي فرمايد: {فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثني وثلاث ورباع فإن خفتم إلا تعدلوا فواحدة أو ما ملكت أيمانكم} [نساء: 3] معني آيه: « هر چه از زنان [ديگر] كه شما را پسند افتاد دو دو سه سه چهار چهار به زنى گيريد پس اگر بيم داريد كه به عدالت رفتار نكنيد به يك [زن آزاد] يا به آنچه مالك شده‏ايد [اكتفا كنيد]»

پيامبر خدا صلى الله عليه وسلم مردان را از اجرا ننمودن عدالت ميان زنان شان برحذر داشته و مي فرمايد: (من كانت له امرأتان، يميل مع إحداهما على الأخرى، جاء يوم القيامة وأحد شقيه ساقط) يعني: «آنکه دو زن دارد، و تنها به يکي از آن دو تمايل دارد، در روز قيامت چنان خواهد بود که يک طرف بدنش افتاده باشد. » [ترمذي] رسول خدا صلى الله عليه و سلم بين همسرانش به عدالت رفتار مي نمود و حتي براي همسفري در سفرهايش در بين آنان قرعه مي انداخت. [بخاري]
لازمه ي برقراري عدالت بين همسران دادن خرجي برابر به آن ها براي خورد و نوش و مسکن و پوشاک و اقامت نزدشان مي باشد، اما به عدالت رفتار نمودن در جنبه ي عاطفي موضوعي است که از اختيار آدمي خارج است و ممکن است انسان قلبش به سوي يکي از همسرانش بيش از ديگران تمايل داشته باشد و اين بدان معني نيست که از هر لحاظي بيش از ديگران به وي بپردازد. 
از حضرت عايشه -رضي الله عنها- نقل شده که مي گويد: رسول الله صلى الله عليه و سلم در بين زنانش نوبت را قرار داده و با عدالت رفتار مي کرد و مي فرمود: (اللهم هذا قسمي فيما أملك، فلا تلمني فيما تملك ولا أملك) يعني: «بارالها! اين قسمت است من در آنچه اختيارش را دارم ولي در آنچه در اختيار توست و مرا اختياري نيست سرزنشم مفرما.» [ابوداود، و ترمذي، و نسائي، و ابن ماجه] و درباره ي آن خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود: {ولن تستطيعوا أن تعدلوا بين النساء ولو حرصتم فلا تميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة} [نساء: 129] يعني: «و شما هرگز نمى‏توانيد ميان زنان عدالت كنيد هر چند [بر عدالت] حريص باشيد پس به يك طرف يكسره تمايل نورزيد تا آن [زن ديگر] را سرگشته [=بلا تكليف] رها كنيد.»

5- مهريه: يکي از حقوق زن بر شوهرش مي باشد. زن حق دارد آن را بطور کامل از شوهرش طلب نموده يا بخشي را گرفته و بقيه را به او ببخشد و يا آنکه از همه ي آن درگذرد که در اين مورد پيشتر به تفصيل سخن گفته ايم.

حقوق شوهر:
مرد در خانواده به مثابه ناخداي يک کشتي است. اين به معني ناچيز شمردن نقش زن در خانواده نيست، چرا که زندگي زناشويي موضوعي است که زن و مرد در آن شرکت دارند که سرمايه ي آن مودت و رحمت است. مرد وظيفه ي به دوش گرفتن دشواري ها و مسئوليت هاي زندگي را بر عهده دارد. زن نيز حقوقي را بر شوهر دارد همانطور که مرد بر وي حقوقي را دارد که درصورت اداي آن هردو طرف به سعادت و کاميابي نايل مي شوند و زندگي نيک و والايي را خواهند داشت. خداوند متعال در قرآن کريم چنين بيان مي فرمايد: {ولهن مثل الذي عليهن بالمعروف وللرجال عليهن درجة والله عزيز حكيم} [بقره: 228] يعني: «و مانند همان [وظايفى] كه بر عهده زنان است به طور شايسته به نفع آنان [بر عهده مردان] است و مردان بر آنان درجه برترى دارند و خداوند توانا و حكيم است.»

حضرت عايشه -رضي الله عنها- از رسول الله صلى الله عليه و سلم پرسيد: از بين مردم چه کسي بيش ترين حق را بر گردن زن دارد؟ فرمود: (زوجها) يعني: «شوهرش»، پرسيد: و چي کسي بيش ترين حق را بر گردن مرد دارد؟ قال: (أمه) يعني: «مادرش» [حاكم، و بزار]
مرد بر زن حق سرپرستي را دارد و زن بايد براي خروج از منزل يا خرج کردن از پول هاي شوهر و مانند اين ها از وي اجازه بگيرد. البته مرد نبايد درباره ي داشتن اين حق دچار سوءتفاهم شده و از خروج همسرش از خانه، درصورت داشتن عذر موجه براي بيرون رفتن مانند صله ي رحم، يا براوردن برخي نيازها