 ص فرمود: جبرئیل از سوی خداوند برایم برگ سبز رنگی را آورد که در آن به رنگ سفید نوشته شده بود. من محبت علی را بر [همه] مخلوقاتم واجب کردم. پس تو این امر را از سوی من به مردم برسان. و احادیث روایت شده در این باره از طریق مخالفان ما [اهل سنت] فراوان است که بر افضل بودن و استحقاق او برای امامت دلالت دارد.
در پاسخ می‌توان گفت: اولاً: از او می‌خواهیم که در نقل مطالب امانت داشته‌ باشد. که این امر از او بعید است.
دوم در پاسخ اینکه ادعا می‌کند امام احمد آن را روایت کرده است باید گفت: اولاً امام احمد دو کتاب مشهور: المسند وفضایل الصحابه را در زمینه حدیث دارد. که در آنها احادیثی را روایت کرده است. او در مسند خود احادیثی را که در آن ضعفی دیده شده روایت نکرده است. زیرا چنین مواردی که مرسل یا دارای ضعف باشند شایسته نیست در (المسند) ذکر شود. علاوه بر این پسرش عبدالله به آن کتاب مطالب و احادیثی را افزوده است. سپس قطیعی که کتاب را از عبدالله بن احمد روایت و نقل کرده است او هم خود بدان اموری را افزوده است که به اتفاق اهل معرفت در آن احادیث ساختگی دیده می‌شود.
این رافضی و امثال او از میان علمای نادان رافضیان مطالب را از این نویسنده [یعنی قطیعی] نقل کرده و گمان می‌کنند همه آنچه را قطیعی یا عبدالله بن احمد نقل کرده‌اند، امام احمد خودش نیز آن را نقل کرده است، و میان استادان امام احمد و استادان قطیعی تفاوتی قائل نیستند.
با این وجود حدیث اول از جمله موارد اضافه شده توسط قطیعی به کتاب است که نصر بن علی جهضمی آنرا از علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر روایت کرده است. ابن جوزی در کتاب (الموضوعات) [احادیث ساختگی] حدیث دوم را ذکر و بیان کرده است که ساختگی است. اما روایت این حدیث توسط ابن خالویه بر این امر دلالت نمی‌کند که این حدیث به اتفاق اهل علم صحیح است، و روایت أخطب خوارزم نیز چنین است. زیرا او اکاذیب و دروغهای مختلفی را روایت کرده است که به اتفاق علما از زشت‌ترین احادیث ساختگی است.
ثانیاً: این احادیثی که ابن خالویه آنها را روایت کرده است، در نظر علمای حدیث دروغین و ساختگی هستند.
همچنین این ادعای او نیز که گفته است «اولین کسی که وارد جهنم می‌شود کسی است که نسبت به تو کینه و بغض در دل داشته باشد». چنین است. آیا هیچ مسلمانی معتقد است که خوارج قبل از ابوجهل، ابولهب، فرعون و مشرکان دیگر وارد جهنم می‌شود؟!
همچنین او ادعا می‌کند که «اولین کسی که وارد بهشت می‌شود دوستدار توست». آیا انسان عاقل ممکن است معتقد باشد که علت اساسی دخول پیامبران به بهشت محبت علی است، نه محبت خداوند و پیامبر ص و پیامبران دیگر، و محبت به خداوند و پیامبرش ص علت این امر نیست؟رافضی می‌گوید: دوازدهم: أخطب خوارزم با إسنادش از ابوذر غفاری روایت کرده است: پیامبر ص فرمود: هرکس که با علی بر سر خلافت دشمنی کند کافر است و در واقع با خدا و پیامبرش جنگیده است، و هر کس درباره علی تردید داشته باشد کافر است.
از انس روایت شده است: نزد پیامبر ص بودم. پیامبر مشاهده کرد که علی در حال آمدن است، فرمود: من و این فرد [علی]، [حجت بالغه] دلیل آشکار خداوند بر مردم هستیم.
از معاویه بن حیده قشیری روایت شده است: از پیامبر ص شنیدم که خطاب به علی فرمود: هرکس از دنیا برود در حالی که نسبت به تو کینه و بغض دارد به صورت یهودی یا مسیحی از دنیا رفته است.
در پاسخ باید گفت: اولاً از آنها می‌خواهیم در نقل روایت دقت کنند. صرف اینکه موفق خطيب خوارزم حدیثی را روایت کرده است بر صحت آن دلالت نمی‌کند. به علاوه این در صورتی است که از احادیث دروغین و افتراهایی که گردآوری کرده است اطلاعی نداشته باشیم. اما کسی که در آنچه أخطب جمع‌آوری کرده است بیاندیشد و تأمل کند، خواهد گفت: پروردگارا تو پاک و منزهی و این افترای بزرگی است.
ثانیاً: کسی که به علم حدیث آگاهی داشته باشد، گواهی می‌دهد که این احادیث دروغین و افترا به پیامبر ص هستند.
ثالثاً: اگر این احادیث را اصحاب و تابعین روایت کرده‌اند پس چرا از آن در میانشان سخنی به میان نیامده است؟ چه کسی آن را از آنها نقل کرده است؟ و در چه کتابی آمده است که آنها این احادیث را روایت کرده‌اند؟ کسی که از آنچه میان آنها حاکم بود اطلاع داشته باشد در می‌یابد که این احادیث ساخته دست دروغگویان پس از آنهاست که به دروغ آن را به پیامبر ص نسبت داده‌اند.
رابعاً: دریافتیم که مهاجرین و انصار مسلمان بودند و خداوند و پیامبرش را دوست داشتند و پیامبر ص او را دوست داشت و ابوبکر پس از پیامبر ص به رهبری آنها انتخاب شد. این حقایق بزرگترین چیزی است که صحت و عدم صحت این احادیث را روشن می‌کند. پس چگونه ممکن است آنچه را به وسیله تواتر یقینی به ما رسیده است با روایاتی تبديل کنیم که کم ‌ارزش‌تر از آن است که آن را اخبار آحاد بنامیم که هیچ راوی راستگویی ندارند؟ بلکه علمای حدیث همگی بر این امر اتفاق دارند که این امور از بزرگترین دروغها هستند به همین دلیل چیزی از این قبیل در کتابهای مورد اعتماد در علم حدیث وجود ندارد. بلکه علمای حدیث همگی به ساختگی و دروغین بودن آنها معتقدند.
خامساً: قرآن کریم در چندین مورد به رضایت و ستایش خداوند از آنها اشاره می‌کند. مثلاً خداوند در می‌فرماید: ﴿وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ﴾. (التوبه: 100).
«پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار، و كسانى كه به نيكى از آنها پيروى كردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نيز) از او خشنود شدند».
سادساً: این احادیث طعن نسبت به علی و ضرورتاً بدین معنی است که او خداوند و پیامبر ص را تکذیب کرده است. به همین دلیل نتیجه صحت آن تکفیر همه صحابه اعم از علی و غیره خواهد بود. اما کسانی که با او بر سر خلافت دشمنی کردند، در این حدیث دروغین افترا آمیز، کافرند و علی هم بر اساس این نصوص عمل نکرد. بلکه آنها را مؤمن و مسلمان می‌دانست. بدترین گروهی که علی با آنها جنگید خوارج بودند. با این وجود با آنها همانند کفار رفتار نکرد و آنها را کافر ندانست. بلکه غارت اموال و به اسیر گرفتن آنها را حرام اعلام کرد، و قبل از جنگ به آنها گفت: شما بر ما این حق را دارید که شما را از مساجد خودمان بیرون نکنیم و حقتان را از فیء بپردازیم. زمانی که ابن ملجم او را زخمی کرد، گفت: اگر زنده ماندم من ولیّ دم خود هستم. ولی او را به علت کشتنش کافر ندانست.
اما درباره اهل جمل باید گفت که به صورت متواتر نقل شده است که او نیروهایش را از تعقیب فراری‌های سپاه جمل، تاختن بر تن زخمی‌ها، کشتن اسیرانشان، غنیمت اموالشان و به اسیر گرفتن خانواده‌شان منع کرد. اگر آنها براساس این نصوص کافر بودند، اولین کسی که آن را تکذیب کرده است، علی بوده است. پس لزوماً باید علی(رض) را کافر بدانند. 
همچنین اهل صفین نیز چنین بودند. امام علی بر روی 