 إلاَّ الله وحده لا شريك له، محمد عبدي ورسولي أيدته بعلي بن أبي طالب»، (یعنی محمد بنده و فرستاده من است که با علی بن ابی طالب نیرومندش ساختم). و این در فرموده الهی آمده است که ﴿هُوَ الَّذِيَ أَيَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ﴾. یعنی: با علی، و این بزرگ‌ترین فضیلتی است که برای سایر صحابه حاصل نشده است، لذا او امام بر حق است. 
پاسخ او از چند وجه است: یکی: مطالبه صحت و سند این قول. چون به اتفاق علما محض نسبت دادن این روایت به ابو نعیم حجت و دلیل نمی‌شود. علاوه بر این ابو نعیم کتاب معروفی به نام فضایل صحابه، دارد که در اول بخش «حلیه» آن برخی از فضایل اصحاب را ذکر کرده است، حال اگر اینان واقعاً روایات ابونعیم را حجت می‌دانند باید یاد آور شویم که همین ابو نعیم در آن بخش کتابش روایاتی هم در باب فضایل ابوبکر و عمر و عثمان دارد که بنیان و ارکان رافضه را در هم می‌شکند، لذا اگر به این روایات استناد نمی‌کنند نباید به سایر نقل قول‌هایشان هم اعتمادی داشته باشند. ما خود درباره صحت روایات او و هر کس دیگری به اهل فن علم حدیث رجوع می‌کنیم و راه‌های پی بردن به صدق و کذب احادیث را از قبیل بررسی اعتبار سلسله راویان می‌پیماییم. که آیا راویان ثقه هستند یا برخی از آنان ثقه نیستند؟ همچنین ما به شواهد حدیث و قرائن مختلف اطراف آن می‌نگریم تا یکی از اقوال به ما اثبات شود، و برای ما فرقی نمی‌کند که روایت در فضیلت علی است یا در خصوص فضایل سایر اصحاب، هر چه درستی‌اش ثابت شود را تصدیق، و هر روایتی را که کذب بودنش ثابت شود، تکذیب می‌کنیم. 
وجه دوم: این حدیث به اتفاق عالمان حدیث دروغ و جعلی است درباره این حدیث - و نظایر آن - ما با قطع و یقین شهادت می‌دهیم که دروغ و جعلی است، ما - به خدایی که هیچ خدایی بحق جز او نیست - یا یقین و اطمینانی که در دل‌هایمان است و غیر قابل انکار می‌دانیم که این حدیث دروغ بوده و ابو هریره آن را روایت نکرده است. امثال آن هم از نظر ما همین طور هستند. 
سوم: خداوند می‌فرماید: ﴿هُوَ الَّذِيَ أَيَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ(62) وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً مَّا أَلَّفَتْ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَکِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ (63)﴾. (الأنفال: 62-63).
«و اگر بخواهند تو را فريب دهند، خدا براى تو كافى است; او همان كسى است كه تو را، با يارى خود و مؤمنان، تقويت كرد. و دلهاى آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روى زمين است صرف مى‏كردى كه ميان دلهاى آنان الفت دهى، نمى‏توانستى! ولى خداوند در ميان آنها الفت ايجاد كرد! او توانا و حكيم است».
این آیه تصریح دارد که مؤمنان عده‌ای هستند که میان قلب‌هایشان الفت برقرار شده است. در حالی که علی یک تن است و چند قلب ندارد تا میانشان الفت برقرار شود، از طرفی مؤمنان صیغه جمع است. لذا این نص صریح نمی‌تواند فقط یک شخص معین را قصد کرده باشد، پس جایز نیست گفته شود: مراد از این نص علی به تنهایی است. 
وجه چهارم: همه می‌دانند که بر پا شدن و شکل گرفتن دین پیامبر ص تنها به خاطر موافقت و همراه شدن علی نبوده است. علی از نخستین کسانی بود که مسلمان شده و اسلام در آن هنگام ضعیف بود. و اگر خداوند خود افراد را به سمت ایمان و هجرت و نصرت رهبری و هدایت نمی‌کرد، علی به تنهایی نمی‌توانست پیامبر ص را نیرومند گرداند، ایمان آوردن مردم، هجرت کردنشان و نصرتشان نیز به دست علی صورت نگرفت، علی نه در مکه و نه در مدینه برای دعوت به ایمان منتصب نبود، چنانکه‌ ابوبکر برای این کار منتصب بود، روایت نشده است که یکی از پیشگامان مسلمان نخستین توسط علی ایمان آورده باشد نه از مهاجران و نه از انصار، حتی سراغ نداریم که هیچ یک از یاران پیامبر ص به واسطه علی ایمان آورده باشد و مسلمان شده باشد. آری وقتی که پیامبر ص ایشان را به یمن اعزام فرمود ممکن است کسانی بدست او مسلمان شده باشد، که البته آنان جزء اصحاب نیستند. صحابه بزرگ بدست ابوبکر ایمان آوردند. علی آن چنانکه ابوبکر مشرکان را به مناظره دعوت می‌کرد، هرگز آنان را به مناظره فرا نمی‌خواند، به همین علت مشرکان هم چنانکه از ابوبکر و عمر می‌هراسیدند از او نمی‌ترسیدند. 
وجه پنجم: هر تأثیر خوبی که علی در اسلام گذاشته است. سایر یاران پیامبر ص هم همانند و همشأن و اندازه آن را داشته‌اند، و برخی حتی آثار بزرگ‌تری هم به جا گذاشته‌اند، این مسأله برای کسانی که سیره درست و مستند نبوی را می‌شناسند معلوم و روشن است. اما برای کسانی که بخواهند از دروغگویان و جعالان نقل قول کنند، باب کذب باز است، و این کذب مرتبط با همان کذب بر خداوندست: ﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُ﴾. (العنكبوت: 68).
«چه كسى ستمكارتر از آن كس است كه بر خدا دروغ بسته يا حق را پس از آنكه به سراغش آمده تكذيب نمايد؟! آيا جايگاه كافران در دوزخ نيست؟».
پس چگونه تأیید رسول خدا تنها با یک تن از یاران او میسر شدنی بود؟ و تأیید او با همه مؤمنین پیشگام از مهاجرین و انصاری که زیر درخت با او بیعت کردند و پیروان و تابعان نیکوکار آنان چه می‌شود؟ در اواخر شوال سال (728هـ) شیخ الاسلام ابن تیمیه مریض شد و بیماری ایشان بیست و چند روز ادامه یافت تا اینکه در سحرگاه بیست و دوم ذی القعده (728هـ) بعد از یک عمر دفاع از اسلام و سنت پیامبر ص و ساکت نمودن اهل بدعت در قلعۀ دمشق جهان فانی را وداع گفت. (إنا لله و إنا إليه راجعون).
خبر وفات شیخ الاسلام چون صاعقه بر مردم اثر کرد، و زن و مرد بسوی قلعه‌ی دمشق آمدند. قلعه و راههای منتهی به آن به سرعت پر از مردم شد ابتدا بر او در قلعه نماز خواندند و پس از آن جنازه را بیرون آوردند و بطرف دمشق بردند.
شهر دمشق تا کنون چنین ازدحامی به خود ندیده بود تا جایی که تعداد شرکت کنندگان در جنازه بین یک صد تا دویست هزار نفر تخمین زده شد. و بعد از نماز ظهر در مسجد جامع اموی دمشق شیخ علاء الدین الخراط (رح) بر ایشان نماز جنازه خواند و آنگاه بسوی مقبرۀ (صوفیه) انتقال داده شد و در پهلوی برادر خویش شرف الدین عبدالله (رح) دفن شد.
امت اسلامی اگر چه ظاهراً این عالم مدافع خویش را از دست داد، اما کتابها، رساله‌ها و فتاوای شیخ الاسلام ابن تیمیه به یاری الله روشن‌گر راه و چراغ هدایت برای آنها خواهد بود.رافضی می‌گوید: «برهان بیست و چهارم: فرموده حق تعالی است: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُکَ اللّهُ وَمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ﴾. (الأنفال: 64). «اى پيامبر! خداوند براى حمايت تو و مؤمنانى كه از تو پيروى مى‏كنند، كافى است».
از طریق ابونعیم روایت شده که آیه درباره علی نازل شده است، و این فضیلتی است که از میان اصحاب فقط برای علی احراز شده، پس او امام بر حق است. 
پاسخ بر چند وجه است: یکی درستی و صحت این نقل قول مردود است. 
دوم: این سخن دلیل و حجت ن