 خدا، باعث ایجاد ترس از آنها شود. و مکرهای گوناگون دیگر، به علاوه که این کار خدشه‌ای در عقیده و توکل بر خدا و استعانت از اوست، چرا که کتاب خدا و سنّت رسول الله ص ما را از این کارها بی‌نیاز می‌کند.
در نشست سه‌شنبه مجله «الریاض » که مؤلف به همراه گروهی دیگر از تعویذگويان در آن شرکت داشتم، سؤالاتی از استاد دکتر ناصر بن عبدالکریم العقل ـ رئیس سابق گروه عقاید و مذاهب معاصر دانشگاه اسلامی امام محمد بن سعود ـ پرسیده شد که در ادامه همان سؤالات به همراه جوابهای دکتر العقل نقل می‌شود:
س26: آیا تعویض منافی توکل نیست؟
ج: خیر. تعویذ به هیچ وجه منافاتی با توکل ندارد زیرا تعویذ نیز از اسباب مشروع بوده که پیغمبر ص هم آنرا انجام داده، و هم انجام آن را تأیید، و هم به انجام آن امر فرموده است، عمومیت حدیثی را که می‌فرماید: «بله، ای بندگان خدا از مداوا استفاده کنید ...» مؤید همین مطلب است. پیغمبر ص در حدیثی دیگر به اسماء بنت عمیس فرمودند که تعویذ کند: «چرا برادرزاده‌هایم را نحیف و ضعیف می‌بینم؟ آیا به خاطر نیازمندی است؟ اسماء جواب داد: نه، بلکه چشم خورده‌اند، پیغمبر ص فرمود: برای آنها تعویذ بخوان» .
هرگاه پیغمبر ص بیمار می‌شد، بنا بر نقل صحیح مسلم، جبرئیل بر او تعویذ می‌خواند.
از پیغمبر ص سؤال شد که آیا تعویذ قضا و قدر الهی را بر می‌گرداند. آن حضرت جواب داد: تعویذ، خود، قضا و قدر الهی است و از دیدگاه پیغمبر ص هر تعویذی که به شرک نیانجامد و شروط شرعی تعویذ را دارا باشد، جایز است، همچنانکه در حدیثی فرمودند: «تعویذهایتان را بر من عرضه کنید، تعویذ در صورتی که به شرک نیانجامد ایرادی ندارد» .
س27: آیا تعویذ [و شیوه آن] مثل سایر عبادات توقیفی است، و یا تابع اجتهاد و تجربه، همچنانکه مفهوم حدیث پیغمبر ص نیز مؤید این مطلب است که فرمودند: «تعویذهایتان را بر من عرضه کنید، تعویذ در صورتی که به شرک نیانجامد ایرادی ندارد» و ضابط تجربه در این مورد چیست؟
ج: تعویذ شرعی تابع اجتهاد و تجربه است، در صورتی که شروط آن مراعات گردد از جمله:
1 ـ تعویذ با کلام خدا، حدیث پیغمبر ص و دعاهای صحیحی که شائبه شرک و بدعت ندارند و با الفاظ روشن و مفهوم انجام گیرد، چنانکه فرمودند: «تعویذهایتان را بر من عرضه کنید، تعویذ در صورتی که به شرک نیانجامد ایرادی ندارد».
2 ـ تعویذ از لغز، طلسم و دعاهای نامفهوم و حرکات رمزی خالی باشد.
3 ـ تعویذخوان و بیمار هر دو باید شفابخشی قرآن را باور داشته و این اسباب دوایی پزشکی را در پرتو تقدیرات الهی سودمند بدانند.
4 ـ خلوص نیت و توجه به خدا در هنگام قرائت و دعا.
س28: آیا تعویذ برای معالجه بیماریهای عضوی و جسمی هم مورد استفاده قرار می‌گیرد؟ حکم پزشکان و فرهنگیانی که تعویذ شرعی را مسخره می‌کنند چیست؟ و نظر شما دربارة کسی که می‌گوید: قرآن درمانی ارتباطی با این بیماریها ندارد و این کار خرافات است، چیست؟
ج: تعویذ یک راه شرعی برای مداوا بوده که خداوند شفاء را در آن قرار داده است، بیماری‌های عضوی و جسمی با آن مداوا می‌شود و اقرار به این مسأله مقتضی ایمان به خدا و تسلیم شدن در برابر کلام او و احادیث پیغمبرش ص می‌باشد همچنانکه یک نفر، شخص دیگری را که عقرب نیش زده بود با خواندن سورة فاتحه تعویذ و شفا داد و پیغمبر ص این امر را تأیید فرمود.
و مسلمان ـ پزشک و غیر پزشک ـ باید شفای شرعی تعویذ را باور کند مخصوصاً شفا با قرآن را: ﴿هُدًى وَشِفَاء﴾. (فصلت: 44).
«[قرآن در بر گیرنده] هدایت و شفاست».
و ﴿شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ﴾. (الإسراء: 82).
«[قرآن در بر گیرنده] شفا و رحمت است برای مؤمنان».
در احادیث نیز به شفابخشی قرآن اشاره شده است: جبرئیل (ع) پیغمبر ص را قرآن‌درمانی کرده و گفت: «به نام خدا تو را سالم گردانده و از هر دردی شفا می‌دهد ...» . و پیغمبر ص در جای دیگر فرموده: «[قرآن] هر دردی را شفا می‌دهد».
این احادیث علاوه بر اثبات شفابخشی قرآن، به خاطر عمومیتی که دارند شفابخشی قرآن برای همه بیماریها را ثابت می‌کنند، حتی بیماریهای جسمی و عضوی.
و با مطالعه سنّت پیغمبر ص درمی‌یابیم که پیغمبر ص بیماری‌های جسمی را نیز از طریق قرآن‌درمانی مداوا نموده است.
کسانی که مداوای امراض جسمی با قرآن را خرافات می‌پندارند از نادانی و جهل‌شان نسبت به دین سرچشمه می‌گیرد، بسیاری از افراد اسباب شرعی را با علوم تجربی مقایسه می‌کنند، و این اساساً از درک نادرست از دینداری نشأت می‌گیرد. واگر نه چنانچه باور می‌داشتند که خداوند همه علوم و از جمله طبابت را به انسان آموخته و همو اسباب شرعی (غیر از دواهای پزشکی و مادی محسوس) را نیز قرار داده است، در این صورت مشروعیت قرآن‌درمانی و تأثیر ثابت شده آن را انکار نمی‌کردند. البته لازم به یادآوری است که اسباب غیرمشروع مثل سحر، شعبده‌بازی و نیرنگ زدن حرام بوده و جایگاهی در معالجه ندارند.
س29: منظور ابن حجر : از گفته زیر چیست: «چشم زدن گاهی با شگفت زدن و بدون حسادت ایجاد می‌شود، و گاهی عامل چشم خوردن یک دوست و یا یک مرد صالح است ...»؟ آیا شخص چشم‌زننده الزاماً حسود هم هست؟ و آیا همنشین و دوست و آدم صالح و نيكوكار به هنگام شوخی و یا توصیف به نیت مدح هم باعث چشم خوردن می‌شوند؟
ج: اصل در چشم خوردن حسود بودن چشم‌زننده است، و گاهی هم در اثر غبطه شخص و بدون  حسد ظاهری ایجاد می‌شود، بطوری که گاهی یک دوست و یا یکی از نزدیکان غیرحسود باعث چشم خوردن هستند. بنابراین دوست، خویشاوند و نیکوکار نیز از طریق توصیف یا شوخی و یا مدح، عامدانه و یا بدون تعمد باعث چشم خوردن می‌شوند.
س30: در حدیث أمامه بن سهل، پیغمبر ص می‌فرماید: «من تتهمون؟»، معنی اتهام در این حدیث چیست؟ و مشروعیت آن تا کجاست؟ و آیا برای گرفتن اثر از چشم‌زننده ـ حسود یا شگفت‌زده ـ باید خودش هم مطلع شود و یا بهتر است این کار برای پرهیز از ایجاد دشمنی بدون آگاهی او انجام گیرد؟
ج: معنی اتهام واضح بوده و عبارت است از اینکه: چشم خورده به گذشته‌اش فکر کند و مواضعی را که احتمال می‌دهد در آن چشم خورده باشد به یاد بیاورد، در این حالت اشخاصی به ذهن او خطور می‌کنند که صحبتهایشان مقتضی وجود حسادت، غبطه و یا توصیف او باشد، و از این طریق شخص چشم‌زننده را ـ به طور ظنی و تقریبی ـ شناسایی کند تا شاید مقدمه‌ای برای شفای درد او باشد. قصه عامر بن ربیعه و سهل بن حنیف بیانگر این مطلب است.
اما اینکه چشم‌زننده از گرفتن اثر از او مطلع گردد مسأله‌ای نسبی است، و باید به عواقب امر توجه داشت: چنانچه اطلاع چشم‌زننده باعث عصبانیت و کینه‌جویی او شود باید از این کار پرهیز کرد، ولی در صورتی که چشم‌زننده شخص عاقلی باشد و اطلاع او باعث مفسده نشود، شایسته است او را مطلع گردانده و در تهیه اثر از او کمک بخواهیم، ولی هر دو صورت ـ إن شاء الله ـ نافع و سودمند خواهد بود.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:67.txt">داستان 1</a><a class="text" href="w:tex