قعي
ترجمه منهاج السنه از علامه برقعي 
تابشي از قرآن از علامه برقعي 
درسي از ولايت از علامه برقعي 
خرافات وفور در زيارات اهل قبور از علامه برقعي 
زيارت قبور بين حقيقت و خرافات از حيدر علي قلمداران 
فتح البيان في ما روي علي ابن ابي طالب عن تفسير القرآن از علامه سيد مصطفي حسيني طباطبايي (به فارسي و عربي)
و...... 
بياييم از اين پس، سخنان و تفكراتمان، بر مبناي علم و دانش تخصصي و به دور از تعصب و بهتان و تقليد كوركورانه از انسانهاي احمق باشد و چنانچه كسي سخن حقي گفت حتي اگر برخلاف انديشة رايج بود قبول كنيم. به قول خواجة شيراز‌: 
مـــــا نگوييم بـد و ميـل بـه نـاحــق نكنيــم        جـامة كس سيـه و دلـق خـود ازرق نكنيــم(2)  
عـيب درويـش و توانگر به كم و بيش بد است        كـار بـد مصـلحت آنـست كـه مطلـق نكنيـم
رقــم مـغلطـه بــر دفتــر دانـــش نــــزنـيــم	  سـر حـق بـر ورق شعـبـده ملحـــق نكنـيـم
گـر بــدي گـفت حســودي و رفيقــي رنجيـد	گـو تـو خوش باش كه ما گوش به احمق نكنيم
حـافـظ ار خصـم خـطـا گفـت نگيـريـم بر او	ور بــه حـق گفـت، جـدل با سخن حق نكنيم(3) 
من در اين كتاب صدها دليل از قرآن و حديث و عقل و منطق آوردم ولي به قول پروين اعتصامي:
پروين به كجروان سخن از راستي چه سود 	كو آنچنان كسي كه نرنجد ز حرف راست؟
ضمناً نويسندة اين سطور به دور از هر گونه ادعايي دو نكته را بيان مي كند: 1- كسي نمي تواند بر اين كتاب رديه بنويسد. 2- از هر دو نفر شيعه اي كه اين كتاب را بخوانند يك نفر به مطالب آن ايمان مي آورد.
در انتها لازم مي دانم توضيحي مختصر، پيرامون نام اين تحقيق بدهم: آلفوس.
اوژين، امپراطور روم، اصطبلي داشته با سه هزار گاو كه مدت 30 سال آنرا تميز نمي‌كند. هركول، خداي قدرت، رودخانه آلفوس را تغيير مسير مي دهد و داخل اين اصطبل مي گذارد تا اينكه همه جا پاك و تميز مي شود.
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) همان آزادی از سر به بالا !!!‌
2) ما به بد گویی و نكوهش كسی نمی پردازیم . و گرایشی به باطل و ناصواب نداریم . جامه تقوای هیچكس را برنگ گناه تیره و آلوده نمی سازیم و پشمینه خود را كبود رنگ نمی كنیم تا خود را در لباس صوفی نمایان به خلق خدا نشان دهیم . 
3) ای حافظ ، اگر دشمن ، غلط گفت و اعتراضی ناروا كرد وی را مواخذه نمی كنیم و اگر راست گفت چون جاهلان با حقیقت به ستیزه و مجادله بر نمی‌خیزیم .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:18.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:19.txt">روش تحقیق</a><a class="text" href="w:text:20.txt">موضع نویسنده</a></body></html>قبل از ورود به بحث اصلی برای روشن شدن و درك بهتر موضوعات لازم می دانم مطالب را به اختصار بیان كنم: 
1-	تواتر یا متواتر: باید دقت داشته باشید كه بسیاری از احادیثی كه شیعیان، آنها را متواتر می دانند ریشه در آبشخور غالیان و رافضی ها و تفرقه افكنان و انسانهای فاسدالمذهب داشته است. خبر متواتر به خبری می گویند كه از طرق مختف و متعدد به قدری بیان شده باشد كه هیچگونه احتمال كذب و دروغ در آن نرود. 
2-	غالی، رافضی: كسانی كه اندیشه های خرافی را در بین توده شیعه رواج می‌داده اند. اینها از جانب امامان شیعه لعنت شده اند. اینها شیعیان تندرو بوده‌اند.
3-	خبر واحد یا آحاد: خبری كه یك یا دو یا سه سلسله روات داشته یا در صدر سلسله روایات به نام یك یا دو نفر برخورد كنیم. چنین خبری ارزش چندانی ندارد. البته به نظر من اگر خبر واحدی با تمامی شرایط تاریخی و قرائن و شواهد همخوانی داشت و مطابق قرآن نیز بود می توان آنرا پذیرفت. 
4-	علم رجال: به دانشی می گویند كه درباره خوب یا بد بودن و سایر خصوصیات شخصی و زمانی راویان احادیث می پردازد. 
5-	 دیدگاه و موضع اهل سنت نسبت به ائمه: با كمال تاسف باید بگویم ملتی كه معتقد است باهوش ترین ملل روی زمین است و در اشعار خود می گوید: هنر نزد ایرانیان است و بس! در قرن بیستم و حتی در بین علماء و دانشجویان و روحانیون این تفكر وجود دارد كه اهل سنت با ائمه دشمنند! ولی اگر به اندازة ذره ای تحقیق كنند متوجه می شوند كه حتی نویسندگان و پیشوایان فقهی اهل سنت (مانند احمد حنبل و شافعی و...) نه تنها دشمن ائمه نبوده بلكه برای آنها اشعاری زیبا سروده و شاگرد مكتب آنها بوده اند حتی شخصی مانند ابن تیمیه كه بیشترین تضاد را با شیعه داشته * نوشته :
•	اصحاب: یاران پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم  كه دو دسته بوده اند: 1- ساكنین مدینه یعنی دو قبیله اوس و خزرج 2- مهاجرین یعنی ساكنین مكه  
•	اصول دین: توحید، نبوت، معاد
•	اصول مذهب شیعه: (علاوه بر موارد فوق) امامت و عدل 

توضیحی كوتاه در خصوص اصحاب نبی اكرم: 
در قرآن كریم به وضوح و روشنی تمام، یكصد آیه در تعریف و تمجید از یاران پیامبر اكرم وجود دارد. و یك آیه نیز در رابطه با محبت با نزدیكان پیامبر اكرم (كه خود این بحث زیادی دارد كه نزدیكان ایشان چه كسانی بوده اند) اكنون شیعه معتقد است تمام اصحاب به جز 3 نفر پس از رحلت نبی اكرم مرتد شدند و برای همین با تمام اصحاب دشمنی می‌كند. 



 [مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ] {الفتح:29}
•	تمامی آیاتی كه مربوط به منافقین است در مدینه نازل شده و از 23 سال رسالت پیامبرصلی الله عليه وسلم  كه 13 سال آن در مكه بوده حتی یك آیه هم در مكه نازل نشده كه در آن كلمه منافق باشد پس متوجه می‌شویم كه منافقان از مردم مدینه بوده اند و نه از مهاجرین (شاید برای همین پیامبر می‌خواسته كه پیشوایان از قریش باشند) این با عقل و منطق نیز منطبق است برای اینكه چه دلیلی دارد در آزار و شكنجه دوران مكه، كسی بخواهد مسلمان شود؟ مگر اینكه محقق شیعه مانند همیشه دست به فلسفه بازیهای مسخره و بحثهای كلامی بی سر و ته و غیب گویی و روانشناسی اصحاب  و آسمان ریسمان بافی بكند.  
اصحاب یعنی كسانی كه یار و همراه پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم  بودند و به دو دسته تقسیم می شدند انصار (كه از قبیله اوس و خزرج ساكنین مدینه ولی اصلیت آنها از عربستان جنوبی بوده) و مهاجرین یعنی كسانی كه از مكه به همراه نبی اكرم به مدینه هجرت كردند و بیشتر از تیره های مختلف قریش بودند. 
از آنجا كه در صفحات آینده به طور مكرر از اصحاب پیامبرصلی الله عليه وسلم  یاد می كنیم باید قبل از ورود به بحث اصلی مختصری درباره این افراد توضیح دهیم. شیعه معتقد است كه اصحاب پیامبرصلی الله عليه وسلم  پس از رحلت ایشان علی را تنها گذاشتند و همگی به جز سه نفر مرتد شدند و یا آنها جزو گروه منافقانی بودند كه خداوند در قرآن طی آیات مختلفی به آنها اشاره كرده است. اكنون برای اینكه این افراد را بهتر بشناسیم و بفهمیم آیا واقعاً شخصیت آنها همینطور بوده یعنی آیا منافق بوده اند یا روحیه و شخصیتی داشته اند كه یك شبه و بلافاصله پس از رحلت نبی‌اكرم همه چیز را فراموش كنند و مرتد شوند  به شرح مختصری از زندگی آنها در قبل و بعد از رحلت نبی اكرم می‌پردازی