 به قصد گرفتن انتقام، خلافت را از علي (ع) غصب كنند!!!‌ نعوذ‌بالله يعني پيامبرصلی الله علیه و سلم، اولين سنگ اختلاف را ميان اصحاب خود مي اندازد تا بعدها ثمره آن در سقيفه چيده شود!!!‌ سئوال من از برادران دانشمندم اينجاست: آيا اينكارها توهين به پيامبرصلی الله علیه و سلم محسوب نمي شود؟ 
66.	ظلم آن نيست كه چاقو برداري و در شكم كسي فرو كني. آبروريزي و دروغ بستن به اين و آن و ايجاد تفرقه و فتنه، ‌گناهش از قتل بالاتر است. همانگونه كه خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: گناه فتنه بالاتر از قتل است. اينرا براي مداحان و وعاظ و نويسندگان متعصبي گفتم كه تنها هنرشان ايجاد تفرقه و تنها اطلاعات آنها افسانه هاي موهوم سليم ابن قيسي است. آري به قول خودتان:[وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ] {الشعراء:227}(18).  
67.	يك نفر بايد يك عمر، همنشينان بدي داشته باشد. عملكرد و رفتار و سخنان بدي داشته باشد و... تا به يك نقطة فاجعه آميز و بد برسد. آيا اصحاب (انصار و مهاجر) به طور اعم و حضرت عمر و ابوبكر به طور اخص، چنين مراحلي را طي كردند تا به سقيفه(19)  رسيدند؟!!!
68.	وعاظ و نويسندگان باهوش ما 400 سال گذشت تا متوجه شدند قمه زني اشتباه است (گرچه عده بسياري هنوز هم متوجه نشده اند!‌ و جالب اينجاست که نمي‌گويند حرام است چون موجب تخريب وجهه ما در برابر خارجي هاست فقط اشتباه است و انجام ندهيد!) 400 سال ديگر مي‌فهمند زنجير زني و هر آنچه به جسم و روح آسيب وارد مي كند اشتباه است. 800 سال ديگر مي‌فهمند اصولا حضرت عمر قاتل محسن نبوده و 1200 سال ديگر، مي فهمند اصلاً غصب خلافتي در كار نبوده است!!! من با اين تحقيق، شما را 2000 سال به جلو مي برم.‌ ديگر، خود دانيد. 
69.	محقق شيعه در مقام جدل سئوال مي كند: اگر حق با علي بود پس حضرت عمر و ابوبكر باطل بودند من بر همين مبنا سئوال مي كنم: آيا پيامبر اكرم جامعه عرب را در زمان رحلت خود از نظر فرهنگي و اخلاقي ساخته بود يا نه؟ اگر بگويي: بله  مي پرسم: پس چگونه جامعه خوب دست به انتخاب بد زد؟ و فرد خوب را رها كرد!‌ و اگر بگويي: نه. مي پرسم:‌ چرا از جامعه بد، انتظار داري دست به انتخاب خوب بزند؟ و گناه فرد منتخب چيست؟ مگر حضرت علي (ع) نمي گويد: هر ملتي ناچار از داشتن اميريست حتي ستمگر. و چگونه انتظار داري اسلام، ديني انسان ساز باشد وقتي پيامبرش به زنده بودنش نتوانست مردم و حتي نزديكان خود را هدايت كند! و اگر بگويي: نمي‌توان دربارة همة جامعه اينگونه قضاوت كرد و افراد يك جامعه در طيفهاي متفاوتي قرار دارند. من مي پرسم: پس چگونه است كه فرد منتخب توسط همين طيفهاي متفاوت در يك طيف كاملاً باطل قرار مي‌گيرد؟!!! نگاه كنيد هر پاسخي بدهيد دچار تناقض مي شويد. زيرا سئوال غير منطقي و پاسخهاي غير منطقي تر، راهي جز تناقض در پيش رو ندارد. 
70.	اولي: چرا تا پيامبرصلی الله علیه و سلم زنده بود كسي مخالفتي نكرد ولي به محض رحلت پيامبرصلی الله علیه و سلم ناگهان همه در سقيفه جمع شده و از فرامين آن حضرت، سرپيچي كردند؟ دومي: تا پيامبرصلی الله علیه و سلم زنده بود كسي جرات مخالفت نداشت ولي به محض رحلت ايشان، حسدهاي ديرين مجال بروز يافت. اولي: آنها كه هميشه مطيع محض فرامين پيامبرصلی الله علیه و سلم و دستورات الهي بودند. پس چرا در اين يك مورد خاص، مخالفت كردند؟ دومي: نخير، شيخ شرف‌ا لدين در كتاب خود، دهها مورد از تخلفات آنها در زمان حيات پيامبرصلی الله علیه و سلم را آورده است!!! اولي: لطفاً مي‌شود تكليف ما را روشن كنيد‌: ‌آنها با رحلت پيامبر، جرات مخالفت پيدا كردند يا در زمان حيات ايشان هم جرات مخالفت داشتند و مخالفت مي‌کردند!!!!
71.	شيعه معتقد است در جريان سقيفه تمام انصار و مهاجرين، ناگهان به محض شنيدن خبر رحلت پيامبرصلی الله علیه و سلم براي تعيين خليفه گرد هم جمع شده و آيات الهي در مورد جانشيني حضرت علي (ع)و سفارش پيامبرصلی الله علیه و سلم را به طور ناگهاني و دسته جمعي زير پا گذاشتند. چگونه است كه  27 سال بعد (كه به زعم شما مباني عقيدتي سست تر شده بود) افرادي مثل خوارج (يعني مردم كوفه) در جريان جنگ صفين حاضر نمي‌شوند در برابر همين قرآن كه بر سر نيزه شده شمشير بكشند؟ چيزي كه خدعه‌اي بيش نبوده؟ در حاليكه يك ساعت هم به پيروزي بيشتر فاصله نداشتند!!! آيا اين نشان دهنده آن نيست كه مردم آن دوره لااقل براي آيات الهي ارزش قائل بودند؟ 
72.	حدود 5 يا 6 سال پس از واقعه سقيفه، يك عرب بدوي در حضور همه در مسجد بر سر حضرت عمر، خليفه مقتدري كه سه امپراطوري را به زانو در آورده، فرياد مي كشد كه چرا لباس تو بلند تر از لباس من است؟ و حضرت عمر، مجبور مي‌شود فرزندش را بياورد كه شهادت بدهد پارچه اضافي از سهم اوست! آنگاه براي من، جاي تعجب است كه چگونه هنگام رحلت پيامبر اكرم، هيچيك از انصار و مهاجرين نه تنها در برابر غصب خلافت ـ البته به زعم شيعه ـ ايرادي نمي‌گيرند، بلكه كمك هم مي كنند!!! 
73.	شيعه پاسخ بسياري از شبهات دوران خلفاء را در قالب كلمات مصلحت يا تقيه بيان مي‌كند. ممكن است روابط و مناسبات في مابين حضرت علي (ع) و خلفاء را حمل بر اين دو كلمه كرد ولي در مورد پيامبر چه مي گوييد؟ زيرا او با تمام خانواده‌اش (قبيله قريش) درگيري ايجاد كرد و هيچ رعايت مصلحت هم نكرد! از همة آنها بريد و به مدينه رفت و رعايت مصلحت نكرد! با اينكه در مكه در ضعف و اقليت هم بود! يا چرا حضرت علي در مورد معاويه بنا بر توصيه ابن عباس رعايت مصلحت نکرد تا در زمان مناسب او را بركنار کند؟ 
74.	واعظي كه لباس روحانيت پوشيده بود، داشت روي منبر با آب و تاب فراوان و با ايماء و اشاره به حضرت عمر مي تاخت و داستانهاي جعلي تاريخي را با شاخ و برگ تمام نقل مي كرد... من در اين فكر فرورفتم كه اگر 1400 سال قبل، حضرت عمر به ايران حمله نكرده بود و ما مسلمان نشده بوديم طبق تحليل دكتر شريعتي، تمام ايران بدون شك در همان سالها مسيحي شده بود و اكنون، همين آقاي روحاني(20)  در حاليكه لباس كشيشها را به تن داشت با آب و تاب تمام داستان به صليب كشيده شدن عيسي را تعريف مي کرد و جيغ و ضجه زن و مرد به هوا بلند!! يا با احساس تمام مي گفت: اين مسلمين، چقدر نادان و بدبختند براي اينكه قبول ندارند خدا سه‌تاست: پدر، پسر، روح‌القدس!!! 
75.	ما مي دانيم كه اگر حديثي مخالف صريح آيات قرآن بود بايد آنرا به ديوار بزنيم ولي متاسفانه محققين شيعه نه تنها احاديث مخالف آيات قرآن، بلكه حتي داستانهاي تاريخي مخالف آيات قرآن را هم قبول مي كنند. نمونه بارز آن آياتي است كه در ستايش انصار و مهاجريني كه در جنگ بدر و بيعت رضوان حاضر بوده‌اند و رد و تكفير و منافق كردن برخي از اين افراد با استناد به داستانهاي جعلي تاريخي!!! 
76.	اولي: آيا پيامبرصلی الله علیه و سلم در گرماي غدير مردم را نگهداشت كه بگويد علي را دوست داشته باشيد؟ دومي: ولي عجيب است كه پيامبر اكرم 120 هزار نفر مسلمان را به قول شما در آن گرماي زياد نگهداشت 