ز كلمه اي (مولي) استفاده كنند كه داراي 27 معني مختلف است و به صورت واضح و شفاف بيان نفرمودند كه علي اولين خليفه و جانشين بلافصل من است؟ و پس از غدير خم در طول هفتاد روز پس از آن نيز حتي يكبار هم اشاره اي مجدد به اين موضوع بسيار هم نكرده باشند!  نكته ديگر اينكه در لزوم انجام هيچيك از واجبات ديني بين شيعه و سني اختلاف نيست يعني شيعه و سني متفقاً اقرار به توحيد، نبوت و معاد  داشته و انجام نماز و روزه و حج و جهاد و... را از واجبات مي‌دانند پس چرا فقط در مورد جانشيني پيامبر اختلاف وجود دارد؟(9) 
26.	مي گويند حضرت عمر و ابوبكر براي تحريف اسلام يا اينكه حكومت بر عثمان و بني اميه مستقر شود مرتكب آن كارها شدند ولي ما در تاريخ مي بينيم كه ابوسفيان  مي خواسته با حضرت علي بيعت كند يعني اين شخص زيرك، در سن پيري اينقدر كم هوش شده كه مي خواسته با ايجاد خطر براي خودش، لقمه را دور سرش بگرداند. كافي بوده بنشيند تا مقصودش حاصل شود. و اگر حضرت ابوبكر، آدم بدي بوده چه نيازي داشته كه ابوسفيان نگران چيزي باشد؟ مسلم است كه رهبر بد، نهضت را رو به تباهي مي برد و مقصود دشمن حاصل  مي شود. ولي نويسندگان ايراني هموطن من، حضرت عمر و ابوبكر را بهتر از ابوسفيان و بهتر از مهاجر و انصار مي شناسند!!!
27.	از يك نفر از آقايان پرسيدم: چرا مي گوييد حضرت عمر و ابوبكر در جنگ احد فرار كردند در حاليكه قديمي‌ترين و موثق ترين منبع يعني سيره ابن اسحاق (كه شيعه هم بوده) مي‌نويسد‌: آنها همراه تعدادي ديگر با شنيدن خبر كشته شدن پيامبر‌اكرم، غمگين گوشه اي نشسته بودند... ايشان پاسخ فرمودند: چطور در آن گير و دار مي شده نشست؟ و من گفتم: همانطور كه هند جگر خوار مي توانسته با فراغ بال بنشيند جگر حمزه را بخورد و با بقية جگر حمزه، گردن‌بند درست كند و همراه بقيه زنان، بالاي سر جنازه ها برقصد  و....... (فبهت الذي كفر)
چگونه است كه حضرت عمر و ابوبكر را هم مردم زمان خودشان و هم مسلمانان در اين 1400 سال دوست داشته اند ولي آقايان به زنده بودشنان مورد نفرت و تنفر ايرانيان و ساير ملل جهان قرار گرفته اند؟!
28.	نكتة بسيار زشت و بيشرمانه اي در لابه لاي سخنان برخي از آقايان شنيده مي شود مبني بر اينكه ابوبكر به خاطر اينكه بعداً خليفه شود به پيامبرصلی الله علیه و سلم ايمان آورد و از اموالش مرتب خرج مي‌كرد. يعني حماقت(10)  تا چه حد؟ پيامبرصلی الله علیه و سلم در روايات معتبر و موثق، فرموده تنها كسي كه بدون لحظه اي تامل و به سرعت با من دست بيعت داد و حرف مرا تصديق كرد ابوبكر بود. مگر مي شود ابوبكر، 23 سال از بهترين دوران عمر خود را (با اينكه آدم ثروتمندي هم بوده و مي توانسته مثل عباس، عموي پيامبر، هواي دو طرف را داشته باشد و راحت زندگي كند) همراه پيامبرصلی الله علیه و سلم به سختي بگذراند تا 2 سال خليفه شود؟ تازه در زمان خلافتش چه سوء استفاده‌اي كرد؟ حتي يك نفر از نزديكانش را مقام نداد. يك دينار از بيت المال برنداشت.  فقط 13 سال در مكه و در آن محيط خفقان زا با اينكه از قبيله مطرحي هم نبود مرد و مردانه در كنار پيامبرصلی الله علیه و سلم ايستاد. از پسر و پدرش بريد. و به قولي در جنگ تبوك تمام دارايي خود را خرج سپاه كرد. واقعاً من نمي دانم اين چه حماقتي است كه به اسم حب علي در رگ و ريشة هموطنان من جا خوش كرده است.
29.	روحانيون، خودشان عاشق پست و مقامند فكر مي كنند حضرت عمر و ابوبكر نيز همينطور بوده‌اند. خودشان، در قرن بيستم و در محيط شهري اهل حقد و كينه اند فكر مي كند 1400 سال پيش هم همينطور بوده. خودشان، براي كسب مقام با بزرگان، نزديكي مي كند فكر مي كنند علت همنشيني ابوبكر با پيامبرصلی الله علیه و سلم نيز همين بوده است. خودشان در هواي گرم، طاقت نمي‌آورد، سئوال  مي‌كند چرا در غدير در آن گرماي شديد پيامبر اكرم مردم را نگهداشت. خودشان از جانشان مي‌ترسند مي‌گويند پيامبرصلی الله علیه و سلم در اعلام آيه ابلاغ، شك و ترديد داشته. و بالاخره روحانيوني كه يك درس تاريخ و سياست مطالعه نكرده اند در قرن بيستم، اعراب 1400 سال پيش را بهتر از مردم همان زمان مي‌شناسند. 
30.	تمام توجه عوام شيعه روي صادر كننده دستور العمل است و نه خود دستور‌العمل در حاليكه حضرت علي (ع) مي فرمايند: به سخن نگاه كن  نه به گوينده...  براي همين محبت شيعه بدون معرفت و كم بار است و رو به تعصب رفته و دين را تبديل به مذهب و مذهب را تبديل به يك فرقه كرده است...31.	براي ما ايراني ها يكي از معيارهاي ارزيابي يك نفر(براي زن دادن به او يا استخدام او و...) اين است كه نگاه مي‌كنيم به اطرافيان و دوست و رفيقها و همنشينان و اقوام آن فرد.(11)  حال جاي تعجب است شيعه اينهمه نسبت به حضرت محمد صلی الله علیه و سلم و حضرت علي (ع) اظهار علاقه مي‌كند در حاليكه اطرافيان، دوستان، همنشينان و اقوام آنها را پليد‌ترين، ترسو ترين، منافق ترين و ظالم ترين مي‌دانند!!!
32.	اگر افسانه هاي تاريخي جعلي، موهوم، مشكوك و پر از شاخ و برگ مورد قبول علماء، نويسندگان و عوام شيعه، راست هم بود ما حق نداشتيم با استناد به آنها، ايجاد تفرقه و نفرت و بدبيني و سب و لعن و... كرده و ساير مسلمين را ناراحت كنيم چه برسد به وقتي كه تمام اين افسانه ها، دروغ محض است. پس واي بر ما... 
33.	اولي: پيامبرصلی الله علیه و سلم مي فرمايند: من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق: كسي كه شكرگزار بندگان خدا نباشد شكر گزار خدا هم نيست. دومي: ولي عجيب است          (نعوذ‌بالله) كه شخص پيامبرصلی الله علیه و سلم به اين سخن خود عمل نكرده اند. اولي: چطور؟  دومي: زيرا مرتب عمر و ابوبكر را به هر مناسبتي خوار و خفيف مي كرده اند در حاليكه اين دو نفر در طول 23 سال دعوت پيامبرصلی الله علیه و سلم از بذل هر گونه كمكي خودداري نكردند!!!!
34.	ما در احاديث معتبري از ائمه داريم كه راه دنيا و آخرت از هم جداست. اگر كسي دنبال دنيا رفت آخرتش را به باد مي دهد و اگر دنبال آخرت رفت، خداوند  در دنيا هم زندگي طيبه‌اي به او عطاء مي‌فرمايد. اكنون اگر با نگاهي بدون تعصب به روايات معتبر تاريخي نگاه كنيم مي بينيم عمر و ابوبكر در طول 23 سالي كه همراه پيامبرصلی الله علیه و سلم بودند و پس از آن در زمان خلافت خود كوچكترين حركتي كه مويد دنيا طلبي باشد انجام ندادند.(12)  بلكه هر چه كردند مويد دشمني و دوري آنها از دنيا بود.(13)  پس واي به حال شيعياني كه آخرت خود را با توهين به اين افراد بر باد دادند... 
35.	حضرت علي (ع) در جايي مي فرمايند: افراد، ملاك و معيار سنجش حق نيستند در جايي ديگر نيز مي فرمايند به سخن نگاه كن و نه به گوينده و بسياري ديگر از اين جملات كه تاكيد بر واقع بيني و دوري از تعصب و پيش داوري مي كند. ولي متاسفانه برخي نويسندگان شيعه، تمام وقايع و اوضاع و احوال تاريخي را از روي نام افراد، قضاوت مي كنند. به عنوان مثال اگر حضرت علي ابتدا خليفه مي شدند و مانند ابوبكر، شورش اهل رده را سركوب و موقعيت اسلام را تثبيت كرده و سپس مانند زمان ح