ولاً طرد می شوند. (11) 
 عقل: در جایی كه منابعی مانند قرآن و..  وجود دارد، ممكن است استناد به عقل در نزد برخی از متعصبین، كم ارزش تلقی شود ولی باید دقت داشته باشیم كه: قرآن با همین عقل مورد تفسیر و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.كلینی اولین فصل از كتاب معتبر خود(اصول كافی) را تحت موضوع عقل و با ارائه احادیث معتبر زیادی عنوان كرده و در جای‌جای آیات قرآن نیز از عموم مردم دعوت به تعقل و اندیشه و بینش در مسایل شده است. قاطعانه می‌توان گفت بیشتر سوء‌تفاهمات بین شیعه و سنی و همینطور نگرشهای یك جانبه محققین این دو گروه، به خاطر برخورد احساسی با قضیه بوده و كمتر كسی از دید عقل محض به بررسی وقایع پرداخته است و ریشة اصلی اختلافات فعلی نیز در همین نگرش احساسی به موضوع است. (12) 
-	 [مَا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ] {الأنعام:38}: هیچ چیزی را در قرآن فرو نگذاشتیم. آری بسیار بعید است خداوند آخرین دینش را اینهمه كه متكلیمن شیعه نشان می‌دهند غامض و پیچیده و ناقص گذاشته باشد كه نیازمند توضیح و تفسیر افرادی دیگر باشد. 
-	اولین آیه ای كه در ابتدای قرآن می خوانید: [ذَلِكَ الكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًی لِلْمُتَّقِينَ] {البقرة:2} : این كتابی است كه هیچ شكی در آن راه ندارد و هدایتی است برای پرهیزگاران. (یعنی شك و شبهه ای در آن نیست كه نیاز به توضیح و توجیه آقایان داشته باشد) 
نهج البلاغه: منبع دیگر ما در این تحقیق نهج البلاغه است كه موردتایید تمامی شیعیان می باشد.
تاریخ طبری و سیره ابن اسحاق: كه مورد تایید تمامی اساتید و محققین تاریخ اسلام در دانشگاههای شیعه و سنی و حتی غربی می باشد.
سیرة ابن هشام (یا سیره ابن اسحاق شیعی):
در اینجا سخنان دكتر علی شریعتی را می آورم كه به او ایراد گرفته بودند كه چرا در تحقیقات خود‌، از سیره ابن هشام و تاریخ طبری استفاده كرده ای:  1- كسانی كه این ایراد را می گیرند به اصطلاح یك كمی وارد نبودند. در تحقیق تاریخی یا در تصحیح نسخ علمی یك رسم است. متد است و آن، سند قرار دادن یك ماخذ یا دو یا سه ماخذ برای محققی است كه كتابی را در موضوعی می نویسد. سند قرار دادن غیر از ماخذ قرار دادن و متن قرار دادن برای ترجمه است... سند قرار دادن یك اصطلاح فنی تاریخ نگاری است. مثلاً نسخه ای را از دیوان حافظ تصحیح می كنم. هزار نسخه از دیوان حافظ در دنیا وجود دارد. هر یك از این نسخ با نسخ دیگر اختلافی دارند. نسخه را دو جور تصحیح می كنند...: یكی اینكه یك دفتر سفیدی بگیریم صدتا دویست تا هزارتا نسخه دیوان حافظ را جلویمان باز كنیم و یكی یكی شعرها را بخوانیم و یك شعر را در صد تا دویست تا نسخه قرائت كنیم و هر كلمه ای كه در این نسخه هست و در نسخه های دیگر نیست و یا جور دیگر است به ذوق خودمان انتخاب كنیم. مثلاً یكجا نوشته شده: به لابه گفت شبی میر مجلس تو شوم. در یك نسخه دیگر گفته: به طعنه گفت. در یك نسخه دیگر مثلا گفته: به شوخی گفت. ما به عنوان مصحح توی این 5 تا 6 نسخه كه این كلمه اختلاف دارد به ذوق خودمان یكی را انتخاب می كنیم. (13) .. به صورت تركیبی به ذوق خودمان هر یك از این نسخه ها را كه دیدیم زیباتر است درست تر است و از لحاظ شعری محكمتر است انتخاب می كنیم و بعد می نویسیم. و بعد این غزل را كه اینجور انتخاب كرده‌ایم غزلی است كه هر مصرعش مربوط به یكی از نسخه هاست. این روش تصحیح غلط است. گرچه ظاهرا آدم خیال می‌كند چون هزارتا نسخه با هم مقایسه شده و همه اینها در این نسخه واحد ما منعكس است پس معلوم می‌شود نسخه واحد ما خیلی درست است. بر عكس از نظر علمی این نسخه قابل ارزش نیست. برای اینكه هر نسخه چون احتمال غلط بودن دارد اگر هزار نسخه را با هم بسنجیم و تركیب كنیم و از هر هزارتا انتخاب كنیم احتمال غلط بودن شعری كه در نسخه تصحیح شده ما نوشته شده هزار برابر است! از نظر متد علمی اینكار را می‌كنند كه یك نسخه را بر می گزینند. به عنوان نسخه اصل. اگر دیدند یك كلمه ای مسلم است كه غلط است همان غلط را در متن حفظ می كنند. بعد 999 نسخه دیگر را اختلافاتی كه دارد را با این متن در زیر می نویسند. نه در متن. برای اینكه شما با این متد متنی دارید كه احتمال غلط بودنش به اندازه احتمال غلط بودن یك نسخه است. و چون اختلاف نسخه ها را در زیر هر كلمه ای می نویسند شما هم یك نسخه دارید و هم اختلافات دیگر نسخه ها را در زیر،‌جلو چشمتان دارید می توانید به ذوق خودتان تالیف كنید و یكی را انتخاب كنید. در كتب تاریخی هم به جای اینكه هزار تا كتاب تاریخی را برداریم و هر گوشه ای را طوری كه به ذوقمان رسید آن را انتخاب كنیم (این كتاب ما همان اندازه ای كه مجموعه ای می‌شود از هزارتا كتاب مجموعه ای می‌شود از هزارتا غلط) از نظر متد یك كار می كنند و آن این است كه یك یا دو یا سه نسخه اصلی قرار می دهند به عنوان سند تاریخی و بعد در موارد اختلاف در موردی كه این نسخه ها كمبود دارند یا احتمال غلط بودن درش هست در این موارد به نسخه های دیگر به كتابهای دیگر مراجعه می‌شود. بنابر این من سیره ابن هشام و طبری را متن قرار ندادم سند قرار دادم برای تحقیق نه متن برای ترجمه... از نظر تاریخ نویسی انسان بایستی به قدیمی ترین نسخه مراجعه بكند و چون سیره ابن هشام و تاریخ طبری قدیمی ترین تاریخ است در زمینه سیره نویسی من آنرا عنوان مطلب قرار دادم... در متد تحقیق هر كسی این قانون را نداند متد تحقیق تاریخ امروز را نمی‌داند اینجا اختلاف ذوق و اختلاف سلیقه و بنده عقیده ام اینجوری است و شما عقیده تان آنجوری است نیست.! این یك چیزی است كه باید فرا گرفت. و به آن عمل كرد. و اگر كسی مخالف با این است به خاطر این است كه اصل مورد اتفاق همه مورخین را نمی‌داند و آن این است كه سند را وقتی می خواهیم سند بگیریم در تاریخ یك ملاك وجود دارد البته ملاك صحت سند تاریخی چندین ملاك است: ملاك اولش این است كه یك كتاب تاریخی نسبت به كتابهای دیگر نزدیكترین فاصله زمانی را داشته باشد به موضوع تاریخی كه این كتاب درباره اش نوشته شده... برای اینكه از نزدیكترین فاصله مدینه را ببینیم جایی است كه طبری و ابن هشام نشسته اند... نمی‌شود گفت آنها سنی اند یعنی عده ای وهابی یا ناصبی... این به آن معنا نیست كه همه از اول تا آخر هر چه را بنویسند تحریف شده دروغ و بر ضد خاندان پیامبرصلی الله عليه وسلم  است! مورخین شیعه ما حتی در همین عصر حاضر نشان دادند و احساس كردند كه در قدیمی ترین اسناد تاریخی مثل همین طبری یا سیره ابن هشام حتی مسند احمد ابن حنبل یا صحیح بخاری یا صحیح مسلم حساس ترین و عالی ترین ستایشها و مستندترین روایات خاص شیعه در ستایش و فضیلت و حتی احقیت حضرت علی بر دیگران نوشته اند. (امامت،‌ غدیر خم،‌اعتقاد به مهدی و...) اگر اینها همه را بخواهیم نفی كنیم در یك كلمه كه اینها سنی اند و قابل اعتماد نیستند هم بی انصافی نسبت به این نویسندگانی كرده ایم كه در دوران اختناق و خفقان بنی عباس و بنی امیه روایات و احادیث و حتی تفاسیر