 را خودت بفهم، زیرا اگر در آن جهان گفتی با تقلید این اصول را كور كورانه قبول كردم از تو نمی پذیرند. من هم به خاطر تعهدی كه خداوند از دانشمندان گرفته موظفم دیگران را آگاه كنم. گر چه می‌دانم تیغ حماقت دوست و دشمن را باید به جان بخرم.
47.	... آن كسی كه به ابوبكر رای داد او رفت. آن كسی هم كه به علی وفادار ماند او هم رفت.... آنهایی هم كه به هیچكدام وفادار نبودند و به كسان دیگری وابسته بودند آنها هم رفتند و تو همة فكر و ذكرت را این قرار داده ای كه حكومت حق مال اینها بود و نه آنها و این همه نسبت به حكومت حق حساسیت داری اما در تاریخ! (19) 
48.	ضابطه شناخت مرتجع و روشنفكر از دیدگاه دكتر علی شریعتی: آنها كه عقاید موجود در میان توده را به همان شكل منحط مسخ شده خرافی اش می فهمند و باور دارند مرتجع و ناآگاه و آنها كه ریشة اصلی آنها را می‌شناسند و تحولها و زیاده ها و نقصانهایی كه در طول تاریخ در آن راه یافته و عوامل و علل مختلف سیاسی، سنتی، فرهنگی، اقتصادی، و طبقاتی آنرا بررسی و تحلیل علمی و تاریخی و جامعه شناسی می كنند و دستهایی را كه در این دگرگونیها و انحرافها در كار بوده اند و هستند را پیدا می كنند و صورت ذهنی فعلی و نقش عینی اجتماعی آن عقاید را ارزیابی می‌كنند و آن را با حقیقت راستین و نخستین آن – كه با تحقیق و پیگیری و موشكافی آگاهانه و صبور علمی و بی طرفانه كشف كرده اند – می سنجند. روشنفكرند. و اگر تلاش كنند جامعه را نیز آگاه كنند: روشنفكر مسئوولند.(20) 
49.	در حدیث است: (آخرین چیزی كه از دل راستان و درست مردان دین باور بیرون می‌رود جاه طلبی است) و كسی كه در بحبوحه كشاكشهای اجتماعی و صف بندیهای فكری و نظری و اعتقادی و مذهبی و سیاسی و تظاهر و تصادم احساسات و تعصبات و اعتقادات، در یك جامعه یا یك محیط خاص گرفتار است و در جبهه های گوناگون درگیری دارد و در عین حال تحت تاثیر سطح مسائل و ظاهر حرفها و ادعاها و شعارها قرار نمی گیرد و در پس این نمودها و پرده‌ها و نقابها،‌ واقعیتها و عقده های پنهانی را در می‌یابد و قدرت فكری و مایه علمی تحلیل منطقی و تعلیل روانی و اجتماعی و تاریخی را دارد، بروشنی متوجه می‌شود كه در پشت هر جانبداری و صف بندی و قضاوت و انتقاد و اعتراض و مخالفت و موافقتی، بیش یا كم، خودآگاه یا ناخودآگاه خودخواهی دست اندركار است. و دین و ایمان و حقیقت و علم و مصالح و مردم و مقدسات و حق و باطل غالباً یا پرده های زیبایند كه آنرا در حجاب گرفته اند یا حقیقت خواهی اند كه به نسبتهای مختلف با خودخواهی مخلوط شده اند. گاه بودن یك موسسه یا یك فرد یا یك فكر به خودی خود جرم است زیرا بودنهای سست را بی‌آنكه خود بخواهد تحقیر می‌كند. و كمبودهای آنها را مشخص می سازد و دائماً رنجشان می دهد. و هر كمال و موفقیتی، نقص و ضعف را در آنان زنده می‌سازد. و عقده حسد جریحه دارشان می‌سازد و به طور ناخودآگاه روح دشمنی و كینه توزی نسبت به آنچه مایة رنج وی است در خود خلق می‌كند. و او را به مبارزه،‌حمله، عیب جویی، تكیه شدید بر روی نقاط ضعف طرف و اگر نبود، ‌جعل و اتهام و تكفیر و تفسیق وا می دارد. و این همه را به عنوان خدمت به دین یا علم یا مردم و به نام تقدس و تقوی و... ابراز می دارد و این فریبی است كه وجدان ناخودآگاه یك خودخواهی جریحه دار شده، حتی خود فرد را می فریبد. اینكه قرآن با دو سورة معوذتین ختم می‌شود و یكی از این دو سوره با پناه بردن به خدا از شر حسود هنگامی كه حسد می‌ورزد پایان می یابد تصادفی نیست. دو نكته عمیق و شگفت و علمی كه در همین سوره آمده: اول حسد را از دیگر شرهایی كه باید از آن به خدا پناه برد جدا كرده  و به طور مستقل و اختصاصی آنرا یك شر مشخص در برابر همه شرهای دیگر عالم وجود نقل كرده. نكته دومی كه عمیق تر است... دستهای پنهان دشمن، بهترین راه نابودی را كمك گرفتن از دوست می‌داند. اما چگونه می توان دوست را با دست و زبان دوست فلج كرد؟ خودخواهی و حسد و بس!... دشمنان پنهانی توطئه می‌چینند و بندها و باندهای افسون و فریب می‌ساختند و می بستند (و من شر النفاثات فی العقد) و مردم از افسون آنها آگاه نبودند و دوستان از روی حسد و خودخواهی و عقده‌گشایی شخصی بر می آشفتند و شر به پا می‌كردند و این یك اصل است كه دوستان حسود همیشه آلت دست دشمنان پنهانكار می شوند. و آیة: و من شر حاسد اذا حسد كه بلافاصله دنبال آیة و من شر النفاثات فی العقد می‌آید به این معنی است چه: دمندگان افسون در گره ها، دشمنان توطئه كار پنهانكارند.(21)   
50.	مصلحت گویی خوشایند است و فریب دادن و دروغ بافتن و تایید و تعریف كردن، شیرین، اما حقیقت تلخ است و بگذارید به جای تخدیر درد و كتمان بیماری و دلخوش‌كنكهای آرام، رو در روی این بیمار بایستیم و تلخ و تند و راست بگوییم كه: عقده های سرطان در خونت، در اعماق مغزت، و دهلیزهای قلبت رخنه كرده و سخت پیش رفته است. فرصت كم است و فاجعه سنگین.(22)  
51.	پیشرفت بدون تغییر امكان پذیر نیست و آنهایی كه نمی توانند در تفكر خود تغییر حاصل كنند، نمی توانند چیزی را تغییر دهند. به عبارت دیگر شخص بایستی با دید وسیع به مسائل نگاه كند نه با دید كوتاه همچون دید گنجشكی.(23)   (مثل خوارج)
52.	من در این تحقیق در پی اثبات حقانیت حضرت عمر و حضرت ابوبكر نیستم ولی به این نتیجه قاطع رسیده ام كه آنها بر باطل نبوده اند. و اگر كسی بپرسد چون حضرت علی حق بوده آنها به ناچار باطل بوده‌اند دقیقاً این سخن جرج بوش را تكرار می‌كند كه گفت: هر كس با ما نیست با تروریستهاست. متاسفانه انسانهای كودن و كسانی كه دید گنجشكی دارند فقط در جهان، قادر به تشخیص دو رنگ هستند: سیاه و سفید. و نمی توانند بفهمند خارج از این دو رنگ، رنگهای دیگری هم وجود دارد. خوارج در زمان حضرت علی (ع) و بیشتر به اصطلاح مذهبیون در زمان ما چنین نگاهی به جهان دارند.
53.	چون خبری را شنیدید – همانند ژرف اندیشان و نه چون ظاهر بینان – ژرف در آن بیندیشید و تنها به شنیدة خود بسنده نكنید زیرا كه روایت‌گران دانش بسیارند و رعایت كنندگانش، اندك.(24)  حضرت علی ع (توصیه به مداحان و علمایی كه تمام آنچه در كتب  بحارالانوار یا سلیم بن قیس و... را می بینند، آن هم به صورت گزینشی انتخاب و قبول نكنند‌)
54.	تو نمی توانی در روز قیامت همان پاسخ كفار را بدهی و بگویی چون آباء و اجداد و محیط من مشرك و منحرف بودند من نیز گمراه شدم. بنا به اعتراف تمام علمای شیعه و سنی فقط آیات قرآن كریم، قطعیت دارند و در روایات تاریخی جای ظن و گمان بسیار است. هیچیك از علمای شیعه و سنی نیز خود را معصوم و بی‌خطا نمی دانند اكنون آیا تو در روز قیامت می توانی به پاره ای افسانه های تاریخی استناد كنی یا بگویی من پیرو فلان مقام بودم؟ یا فقط قرآن به قول حضرت علی تنها حجت و امام توست؟
------------------------------------------------------------------------------------------
1) البته بعيد نيست چنين رواياتي در زمان حكومت خلفاي بني عباس ساخته شده باشد تا نوعي مشروعيت و وجهه تاريخي به 