اي تعجب و تاسف است. براستي اين حب چه سودي دارد آن هم اين حب بدون معرفت و شناخت؟ اگر اهل بيت هم اينك زنده بودند شايد آري فقط شايد دوست داشتنشان سودي به حال آنها داشت براي دفاع از آنها يا ابراز علاقه به آنها ولي حالا چه سودي دارد؟ ممكن است روحاني محل، بگويد دوست داشتن آنها فايده اش به خود ما بر مي گردد پس شما آنها را براي خودتان دوست داريد؟ نه به خاطر صفات والاي آنها؟ سئوال ديگر: اگر نتيجه دوستي اهل بيت اين است كه ما در حكومت اسلامي مي بينيم يعني آنچه كه پس از 400 سال كه از دوران صفويه مي گذرد و آنچه پس از 30 سال انقلاب اسلامي مي بينيم چيزي نيست جز افزايش تصاعدي خرافات و تعصبات و دروغها و كينه توزيها در بين به اصطلاح مذهبيون و فساد و فحشا و دنيا‌پرستي و دين گريزي و حيله گري و دروغ در بين بقيه، آري اگر اين نتيجه حب اهل بيت است من فكر مي كنم اهل بيت بسيار خوشوقت خواهند شد اگر شما ديگر آنها را دوست نداشته باشيد و به جاي آن، اندكي به فكر اصلاح و تغيير خود برآييد و دست از دروغ و تعصب برداريد. البته اگر اندكي دقت كنيم اينهمه دم از حب اهل بيت زدن چيزي نيست جز پوششي بر آنهمه خطا و خرافه و تعصب كه در دل همة آنها چهرة كريه شرك لانه كرده و در روزي كه تبلي السرائر (روز آشكار شدن نهانها و رازها، روز قيامت) است متاسفانه اين چهره آشكار شده و صاحبش را به دوزخ مي‌كشاند. [إِلَّا الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللهَ كَثِيرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ] {الشعراء:227} درست است كه تاريخ دروغگوي بزرگي است ولي بعضي اوقات مي توان از آن درسهاي خوبي آموخت. نكته اي مسلم وجود دارد كه دو قبيلة قدرتمند قريش بني هاشم و بني اميه بوده اند و نكتة مسلم ديگر اين كه چه قبل و چه بعد از اسلام مرتبا با يكديگر بر سر قدرت نزاع داشته اند. تجربه نشان داد و ثابت كرد كه وقتي قدرت به دست بني اميه افتاد آنرا به صورت موروثي و پادشاهي درآورد. وقي كه حضرت علي در زمان خلافتشان به شهادت رسيدند مردم با امام حسن فرزند ارشد ايشان بيعت كردند. پس حضرت عمر رضي الله عنه و ابوبكر و اكثريت اصحاب به محض رحلت پيامبر اكرم صلی الله علیه وسلم درست فكر كرده بودند كه اگر خلافت در بني هاشم باشد چون پيامبرصلی الله علیه وسلم نيز از بني هاشم بوده حالت موروثي و پادشاهي پيدا مي كند. شايد سئوال كنيد عيب اين كار در كجاست؟ عيب كار در همانجاست كه در تمامي حكومتهاي موروثي و سلسله اي - بدون حتي يك استثناء – سر سلسله ها و نفرات اول خوب و كاري و شجاع و مستقل بوده اند ولي به مرور زمان نرات و جانشينان بعدي راه خودكامگي و تنبلي و فساد را پيموده اند. و نام كل آن سلسله را در پيشگاه تاريخ و بشريت به تباهي و فساد كشيده اند. آري خدا نمي خواسته نام آورندة اين آخرين دين پس از يكي دو قرن به خاطر جانشيناني كه از خانوادة او و به دستور او روي كار آمده اند خراب شود. تا به اين بهانه كل آن مكتب زير سئوال نرود و خدشه دار نشود. زيرا مردم هر مورد منفي و فسادي را به خاندان نبوت و دين و خدا ربط مي‌دادند. همانگونه كه اكنون بسياري از مردم ايران به خاطر ندانمكاري روحانيون و افراد حزب اللهي از دين و اسلام بيزار شده اند. در يك كلام مردم اگر از سلاطين دين زده شدند از دين هم زده مي شوند و تمام فاجعه اينجاست. 
هر اشتباه عمدي يا سهوي هر حكومت ديني يك نقطة سياه است بر قداست دين. براي همين بزرگترين خيانت آن است كه يك حكومت به خودش مارك و نقاب دين بزند و زير اين پوشش حتي تبليغ دين هم بكند. حاكمان بايد متدين و خوب و مسلمان باشند ولي اگر تحت پوشش دين فرو رفتند هر اشتباه آن يا هر خرابي در آنها يعني خلل و فساد در دين.اصل عدل يکي از اصول اختصاصي مذهب شيعه است و اين يعني اينکه شيعه به اين اصل، خيلي معتقد و پايبند است و حساب ويژه اي روي آن باز کرده است. شيعه همچنين مدعي اين است که آيات قرآن را قبول دارد به خصوص اين آيات که مکرر در قرآن آمده: اي پيامبر به مردم بگو من اجر و مزد و پاداشي در برابر اين رسالت از شما نمي خواهم. به عبارتي ديگر هدف من از اين تبليغ آنگونه که ابوجهل و ابولهب فکر مي کنند به دست گرفتن قدرت و رياست نيست. هدف من جمع آوري مال و ثروت نيست. اکنون به موارد زير که فقط شيعه به آن عقيده دارد دقت کنيد: 
-	خمس: مردم بايد هر سال، يک پنجم (خمس) منافع ساليانه خود را به پيامبر بدهند تا ايشان مقداري از آن را صرف بني هاشم کنند. 
-	فدک: پيامبر اکرم منطقه حاصلخيز و پردرآمد فدک را تماماً فقط به فاطمه داد. 
-	خلافت: پيامبر اکرم قدرت و حکومت را به صورت موروثي در خاندان دخترش و پسرعمو و دامادش علي قرارداده و از همه مردم در اين خصوص در غدير خم بيعت گرفته است. 
براستي اگر به مقدمه اين بحث برگرديد و اندکي فکر کنيد مي بينيد اين موارد کاملا با اصل عدل و آن آيات مکرر در تناقض است. اين چه عدالتي است که انسان 9 همسر داشته باشد ولي در زمان حياتش، ملک مرغوبي مانند فدک را به دخترش بدهد؟ اين چه عدالتي است که مردم بايد خمس منافع ساليانه خود را به بني هاشم بدهند؟ و اين چه عدالتي است که اصحاب، آنهمه از مال و جان خود گذشتند تا خلافت به صورت موروثي در خاندان پيامبر باشد. از اينها گذشته  تکليف آنهمه آيات که در ابتداي دعوت نازل شد و مي گفت پيامبر اسلام از شما اجر و پاداشي نمي خواهد چه شد؟ براستي چه اجري بهتر از فدک؟ و چه پاداشي بالاتر از موروثي کردن حکومت در خاندان پسر عمو و تنها دختر باقيمانده؟ و چه اجر و پاداشي دائمي تر و بهتر از دريافت ساليانه خمس؟ برادران عزيز شيعه، پاسخ اين تناقضات اينجاست که فدک مال وقفي بوده و فقط توليت آن در دست حضرت علي و فاطمه بوده است که بايد مصارف آن مقداري خرج فقرا و بقيه به آنها مي رسيد که ابوبکر نيز دقيقا همينگونه عمل مي كند (1) . (و حتي حضرت عمر دو سال بعد، اين توليت را به حضرت علي برگرداند) خمس، همان ماليات است که مردم بايد جهت حفظ امنيت و رفاه اجتماعي به پيامبر بدهند. و ماجراي غدير خم نيز تعيين خليفه نبوده است و من نيز سني نيستم بلکه مشتاق حقيقت و دشمن خرافاتم.
--------------------------------------------------------------------------------
1) شیعه در اینجا این شبهه را مطرح می کند که یک نفر، یهودی، فدک را به پیامبر بخشید ( این هم از آن حرفهاست !!! ) سئوال: همسر خلیفه روم در زمان خلافت حضرت عمر برای تشکر از هدیه ام کلثوم یعنی همسر عمر ( و دختر علی ) گردنبند گرانبهایی را با پیک مسلمین به مدینه می فرستد . عمر همه را در مسجد جمع می کند تا تکلیف این گردنبند معلوم شود . همه می گویند اشکالی ندارد که آنرا ام کلثوم بردارد . عمر اندکی فکر می کند و می گوید اگر موقعیت من و دلاوری سپاه اسلام و پیک مسلمین نبود این هدیه برای ام کلثوم نمی آمد آنرا به بیت المال بدهید !( تاریخ طبری) براستی اگر پیامبر اکرم در مکه نشسته بودند و فداکاری و جانف