سرش گفته باشد؟ در آخر اين سئوال پيش  مي آيد كه به فرض اينكه در مسجد افرادي حاضر بوده اند و سخنان حضرت فاطمه را حفظ كرده اند در خانه چه كسي بوده كه آن سخنان را حفظ کرده باشد؟ تا پس از گذشت 240 سال مانند خطبه داخل مسجد ايشان، يک نفر بيايد و آنرا مكتوب كند؟ 
-	سخناني كه در اين خطبه ايراد شده بسيار تند و گزنده است و گوينده آن نيز تنها بازمانده پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم  و تعداد زيادي از مردم در مسجد مدينه حاضر بوده و آنرا شنيده‌اند ولي بسيار جاي تعجب است كه بازتاب چنين اتفاق مهمي را در گفتگوهاي آن زمان كه در كتب و منابع دست اول ضبط شده نمي بينيم! يعني حتي يك اشاره ديگر كه قرينه اي باشد و ما را مطمئن كند كه چنين سخنراني ايراد شده پيدا نمي كنيم. البته گفتگوهايي بين حضرت فاطمه و ابوبكر رد و بدل شده ولي ايراد سخنراني...! 
-	حضرت فاطمه در جايي فرموده اند بهترين چيز براي يک زن آن است که نه ديده شود و نه او را ببينند(علاوه بر اينکه صداي زن محرم است) چرا حضرت علي (ع) براي احقاق حق خودشان براي تظلم به مسجد نرفتند؟ قياس سخنراني حضرت فاطمه با سخنراني حضرت زينب در بارگاه يزيد قياس بسيار بچه‌گانه اي است زيرا:
1-	جو مدينه پس از رحلت پيامبر صلی الله علیه و سلم  با جو قصر يزيد در شام يكي نبوده. يعني هر كسي مي توانسته در مسجد مدينه حتي به خليفه اعتراض كند. همانطور كه آن عرب بدوي به حضرت عمر مي‌گويد: اگر خواستي كج شوي با اين شمشير تو را راست مي كنيم! 
2-	حضرت زينب به جز امام سجاد مردي را همراه خود نداشته اند و حتي امام سجاد با وجود بيماري آن سخنان تند را در حضور يزيد، بيان مي كنند. ولي حضرت علي، زبير و سلمان و ابوذر و عمار و به قول سيد شرف الدين 250 نفر طرفدار ايشان در آن لحظه كجا بودند؟
3-	آيا تاثير سخنان حضرت علي (با توجه به واقعه غدير كه دو ماه قبل از آن اتفاق افتاده بوده (2) ) مي توانسته بيشتر باشد يا تاثير سخنان حضرت فاطمه با عنايت به اينكه حضرت علي (ع) مرد بوده، خداي سخن بوده، داماد و برادر و پسرعمو و وصي پيامبر صلی الله علیه و سلم  بوده و... (وحتي به قول شما جانشين پيامبر بوده و 2 ماه قبل 120 هزار نفر با ايشان بيعت كرده بودند)
4-	مردم حاضر در مدينه با مردم حاضر در شام كه زير بمباران تبليغاتي حتي از شنيدن خبر شهادت علي در مسجد (كه مگر او نماز هم مي خوانده) تعجب مي كنند، از زمين تا آسمان تفاوت داشته اند. 
5-	شرايطي كه ايجاب كرد حضرت زينب سخنراني كنند: شهادت امام حسين و اسارت خاندان ايشان و... بود. 
-	شما معتقديد حضرت فاطمه بر اثر ضربه اي كه از ناحيه در، چند روز قبل از ايراد اين خطبه  به ايشان خورد 40 روز يا سه ماه يا شش ماه بعد شهيد شدند (حتي جنين ايشان سقط و شهيد شد) چگونه ممكن است كه: زني چنين  ضربه اي خورده كه منجر به شهادت او و حتي سقط جنينش شده ولي مي‌تواند چند روز بعد وارد مسجد شود و چنين سخنراني طولاني را ايراد كند؟!!! 
-	ما طبق دلايل محكم تاريخي مي دانيم در همين ايامي كه شما مي گوييد حضرت فاطمه چنين خطبة جنجالي را ايراد كرده اند شهر مدينه هر لحظه در خطر سقوط و حمله قبايل راهزن قرار داشته است و هر لحظه بيم سقوط مدينه و نابودي اسلام مي‌رفته است. اكنون در چنين شرايطي چگونه امكان دارد حضرت فاطمه به جاي دعوت به اتحاد و ايجاد آرامش چنين خطبه اي ايراد كرده و به همه از انصار گرفته تا ابوبكر، توهين كنند؟ مگر ابوسفيان كه مي‌خواسته با علي بيعت كند چنين نيتي در سر نداشته است: ايجاد آشوب و فتنه در مدينه!  
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) دقت کنيد که من گفتم تا آن زمان پس از آن ( 40 سال بعد ) حضرت زينب در بارگاه يزيد به تبع پدرشان  از اين صنايع لفظي استفاده کردند .
2) با هر برداشتي كه از سخنان پيامبر داشته باشيم چه منظور پيامبر اعلام خلافت حضرت علي بوده باشد و چه سفارش مردم به دوستي با او .•	يكي از اتهامات بسيار مسخره اي كه از سوي برخي محققين شيعه به حضرت عمر و حضرت ابوبكر وارد مي‌شود وجود خفقان و اختناق در زمان آنهاست. آنها در اين راستا قصد دارند بگويند كه: احاديثي كه به نفع شيعه بوده توسط اين افراد سوزانده يا مسكوت گذاشته شده ـ‌ كسي جرات دفاع از حقانيت حضرت علي و اهل بيت را پيدا نكرده ـ و آنها با زور سرنيزه به حكومت رسيدند ولي: 
-	در جو مساوات و برادري و برابري كه پيامبر صلی الله علیه و سلم  در مدينه و بين اصحاب بوجود آورده بود تمامي تفاخرات قبيله اي (لااقل براي دوره اي) فراموش شده بود. ما مي دانيم كه ابوبكر و حضرت عمر از كم‌اهميت ترين تيره هاي قريش بودند و همين به قدرت رسيدن آنها دليل وجود آزادي و دموكراسي كامل در آن شرايط است.
-	با اين حساب چگونه است که واقعه غدير توسط 110 نفر از اصحاب روايت شده و به دست ما رسيده است؟
-	اگر سري به تاريخ بزنيد كمتر حكومتي را پيدا مي كنيد كه در اولين ثانيه ها و روزهاي به قدرت رسيدن مرتكب اختناق و ديكتاتوري شده باشد زيرا نه هنوز دستگاه و سازماني بوجود آورده و نه هنوز جاي پاي خود را سفت كرده. اكنون در هول و لاي حمله قبايل راهزن به مدينه و ارتداد گسترده قبايل چه جاي ديكتاتوري و اعمال خشونت با مردم بوده؟ (اگر هم شدت عملي در تاريخ در اين روزها به چشم مي‌خورد دقيقا به خاطر وجود خطراتي است كه برشمرده شد) 
-	مثالهاي زيادي از اين خفقان و ديكتاتوري در تاريخ وجود دارد!!!: روزي حضرت عمر در زمان خلافتش در مسجد گفت اگر من خواستم كج شوم مرا راست كنيد. ناگهان يك عرب بدوي بلند مي‌شود و مي‌گويد اگر خواستي كج شوي تو را با اين شمشير راست مي كنيم!‌ ـ‌ روزي ديگر حضرت عمر مشغول سخنراني بوده يك نفر بلند مي‌شود و مي‌گويد: صداي تو شنيده نمي‌شود. حضرت عمر مي پرسد چرا. جواب مي دهد: چون سهم بيشتري از پارچه بيت المال براي خودت برداشته اي (قد حضرت عمر بلند بوده) حضرت عمر مجبور مي‌شود فرزندش را بياورد تا شهادت دهد كه او پارچه سهم خودش را براي تهيه لباس به پدرش داده ـ حضرت عمر فدك را در زمان حكومتش پس مي دهد ولي به علت اختلاف ميان حضرت علي و عباس موضوع همچنان لاينحل باقي مي ماند ـ به حضرت عمر خبر مي رسد فرزندت شراب خورده دستور مي دهد به او شلاق بزنند وسط كار به او خبر  مي رسد كه فرزندت در جريان اجراي حد مرد. حضرت عمر مي‌گويد بقيه اش را به جسدش بزنيد ـ حتي به شهادت متعصب ترين نويسندگان شيعه: حضرت عمر ذره اي از بيت المال را براي خود برنداشت، حتي يك منصب كوچك به يكي از افراد قبيله‌اش نداد ـ‌ كاخ و حرمسرايي نساخت، سالم بنده آزاد شده مي‌گويد: هنگام خلافت، سراپاي لباس حضرت عمر از كلاه و عمامه گرفته تا كفش، بيش از 14 درهم ارزش نداشت در صورتي كه قبل از خلافت، لباس 40 ديناري به تن مي‌كرد.
-	پيامبر صلی الله علیه و سلم  طي 10 سال، جوي روشنفكرانه و حق طلبانه مبتني بر مشورت و آزادي در مدينه ايجاد كرد چگونه دو نفر ناگهان مي توانند بيايند و اين جو را يك شبه بر هم بريزند؟!!! و در كجاي تاريخ يك يا دو نفر به 