مان، بستند، پس از چند روز به خانه اش ريخته زن او نائله دستش را جلوي شمشيري كه مي‌خواسته عثمان را بكشد مي گيرد و دستانش قطع مي‌شود و عثمان را با آن وضع فجيع مي كشند يعني كسي كه پيرمرد و سالخورده بوده و خليفه بوده و داماد(12)  پيامبر صلی الله علیه و سلم  بوده و... حتي اجازه دفن جسد او را در قبرستان مسلمانها نمي‌دهند و...(13)  در اينكه اين وقايع اتفاق افتاده هيچ شكي هم نيست ولي از ديد شيعه هيچكدام از اينها پايه گذار و علت تحريف و بدبختي مسلمين نيست ولي قضيه حمله حضرت عمر به سمت خانه حضرت علي (ع) كه تمامي آن با حواشي و شاخ و برگهاي مربوطه، دروغ محض است مي‌تواند علت العلل واقعه عاشورا و تحريف اسلام باشد‌؟‌!!! و آيا قتل يك پيرمرد و قطع انگشتان زن او،  قتل خليفه، قتل داماد پيامبر صلی الله علیه و سلم  با آن وضع فجيع (بستن آب و..‌.‌) كمتر از درشت صحبت كردن با دختر پيامبر صلی الله علیه و سلم  بوده است؟ و تاثير آن در انحراف اسلام و واقعه عاشورا كمتر است؟ انصافاً كدام يك از اين موارد مهمتر است؟ (‌لااقل از ديد مردم آن زمان كه نه شيعه به معني قرون بعدي آن، وجود داشته و نه سني) با اينهمه محققين سني چنين تحليلهايي از وقايع ندارند... پس آفرين بر انصاف و هوش محقق شيعه!!! و صد آفرين بر عقل خوانندگان كتابهاي آنها... ممكن است بگويند كه عثمان ستم كرد و مستحق كشته شدن بود ولي سخن حضرت علي (ع) خلاف اين است. ايشان مي فرمايند: من ماجراي عثمان را برايتان به طور خلاصه بيان مي كنم، عثمان در خلافت خودسري نمود (‌بي‌مشورت و رضاي امت هركاري مي خواست انجام مي داد) پس بد كرد و شما بي تابي كرديد (و او را به قتل رسانديد) پس شما هم در اين بي تابي بد كرديد و خداوند را حكم ثابتي است درباره كسي كه استبداد و خودسري كرد و كسي كه در كشتن او   بي تابي كرد.(14)    
اين بدان معني است كه او نبايد كشته مي شد. اينها سخنان و تجزيه و تحليل من نيست بلكه عين عبارات گفته شده توسط حضرت علي (ع) است.(15)  پس اگر بنا باشد مقصري در تاريخ براي حادثه عاشورا پيدا کنيم قاتلين عثمان، بهترين مسببان اوليه اين واقعه هستند زيرا بر خلاف زمان سقيفه: قاتلين امام حسين همان قاتلين عثمان  (شورشيان بودند) ـ وقتي قبح خليفه کشي و آن هم کسي که داماد پيامبر صلی الله علیه و سلم  بوده با آن سن بالا ريخته مي‌شود مسلماً کشتن نوه پيامبر هم امري ساده و عادي جلوه مي کند ـ زمان وقايع به واقعه کربلا نزديکتر است ـ ولي چرا محقق شيعه اين وقايع را فراموش کرده و در باب علت عاشورا به حادثه سقيفه اشاره مي کند که دخالت حضرت عمر در جريان حمله به خانه علي و ضربه به در (اگر راست باشد) در هاله‌اي از ابهام است زيرا برخي از متون خالد و قنفذ را مسئوول اين کار معرفي کرده‌اند؟
•	نويسندگان شيعه علت اصلي فرقه فرقه شدن اسلام را غصب خلافت، توسط ابوبكر مي‌دانند. پس اين سئوال مطرح مي‌شود كه علت اصلي فرقه فرقه شدن ساير اديان الهي مانند مسيحيت چه كساني بوده اند؟ زيرا هيچ مذهبي در جهان وجود ندارد كه فرقه فرقه نشده باشد. و البته سئوال بعدي اينجاست كه چرا سخن از اين فرقه ها فقط پس از شورش عليه عثمان در تاريخ به گوش مي رسد. 
•	حضرت علي قبل از مدتي قبل از وقايع جنگ جمل مي فرمايند: " خداي عزوجل ما را به اسلام گرامي داشت و بدان سربلندمان نمود و از پس خواري و با يكديگر كينه ورزيدن و از هم دور بودن و بي مقداري با هم برادرمان نمود. چندانكه خدا خواست مردم بر دين اسلام بودند و حق در ميان آنها بود و كتاب خدا را پيشواي خويش نمودند تا آنكه اين مرد (عثمان) به دست اين مردم كشته شد. شيطان آنان را به نافرماني برانگيخت و امت را به يكديگر در آويخت بدانيد كه اين امت همچون امتهاي گذشته فرقه فرقه خواهد شد..."(16)  اين جملات صريحاً نشان مي‌دهد كه:
-	سرآغاز تحريف اسلام شهادت عثمان بوده است.
-	علت آن نه انتخاب حضرت عثمان توسط شورا بلكه طبق سخنان حضرت در خطبه 30 كه پيش از اين ذكر شد به خاطر بي تابي شورشيان بوده است. 
-	در دوران حضرت عمر و حضرت ابوبكر: مردم بر دين اسلام بودند و حق در ميان آنها بود و كتاب خدا را پيشواي خويش نمودند. پس آنها پايه گذار تحريف و ظلم و... نبوده‌اند. باز هم بايد خاطر نشان كنم اين سخنان، تجزيه و تحليل من نيست بلكه عين عبارات و سخنان حضرت علي (ع) است. 
-	حضرت علي در زمان خلافتشان در جايي در پاسخ كسي كه مي‌گويد چرا اين اتفاقات و هرج و مرجها در زمان حضرت عمر و حضرت ابوبكر و حضرت عثمان نمي‌افتاد مي گويند: براي اينكه آنها بر همچون مني حكومت مي كردند و من بر همچون تويي! اين سخن نشان مي دهد كه مردم به خصوص مردم مدينه در زمان حضرت عمر و حضرت ابوبكر و حتي عثمان خوب بوده اند ولي امان از شيعيان كوفه كه مقر حكومتي حضرت علي(ع) كوفه بود و...
•	يكي از دلايلي كه شيعه پافشاري زيادي روي آن دارد، اين است كه اگر حضرت علي (ع) به عنوان اولين خليفه انتخاب شده بود آن فجايع بعدي پيش نمي آمد و اسلام منحرف نمي شد و... اگر سئوال كنيم كه حضرت علي (ع) بالاخره خليفه شد مي‌گويند: ديگر در آن زمان و شرايط دير شده بود و اوضاع قابل تثبيت نبود  ولي: 
-	اوضاع و شرايط پس از خليفه شدن ابوبكر  بسيار بدتر از قتل عثمان بوده زيرا:
1-	تعداد اندكي از انصار با او مخالف بودند ضمن اينكه بني هاشم و در راس آنها حضرت علي در ابتدا مخالف حكومت او بودند.
2-	انتشار وفات پيامبر اكرم (كه پس از او نيز پيامبري نخواهد آمد) موج مخالفت گسترده اي را در شبه جزيره بوجود آورد و باعث شد اكثر قبايل تازه مسلمان شده از اسلام برگشته و مرتد شوند
3-	 خطر دو قدرت ايران و روم مرزهاي اسلام را به شدت تهديد مي‌كرد.
4-	 منافقان مدينه و يهوديان گرچه تار و مار شده و نيروي آنها به شدت تضعيف شده بود ولي مانند آتش زير خاكستر هر لحظه امكان برافروخته شدن آنها مي‌رفت.
5-	 با وفات پيامبر صلی الله علیه و سلم، افرادي مانند ابوسفيان هنوز در خواب و خيال انهدام اسلام بودند.
 آري تمام اين شرايط در صورت انتخاب حضرت علي (ع) به خلافت براي ايشان نيز با شدت بيشتري پيش مي آمد با اين تفاوت كه ايشان بر خلاف ابوبكر: جوان بوده، از هر قبيله چند نفر از بزرگان آن را كشته، بين قبيله ايشان (بني هشام) و بني اميه هميشه بر سر قدرت درگيري و اختلاف بوده. پس آيا مي توان تصور كرد انتخاب بلافصل ايشان مي توانسته بدون دردسر همراه باشد؟ به هر حال اگر ايشان به عنوان اولين خليفه هم انتخاب مي شد و اتفاقات ناگواري مي افتاد و اسلام شکست مي خورد مسلما محققين شيعه باز هم تمام اين عواملي را که برشمرديم در ذکر علل ناکامي حضرت علي (ع)عنوان مي کرد!
•	اگر 1400 سال پيش، وسايلي مانند رسانه هاي جمعي، راديو و تلويزيون، روزنامه‌، مجالس وعظ و منبرهاي متناوب و گسترده در هر شهر و روستا، اينترنت، امكان مطالعة كتاب و كتابخانه براي عموم جامعه و...  وجود داشت مي توانستيم بگوييم كه سران حكومتها با استفاده از اين وسايل، اسلام را منحرف و بي محتوي كردند. ا